4. پیامبر(ص) در سن 25سالگى با حضرت خدیجه کبرى(س) که 40ساله بود ازدواج کرد و دوران جوانى و میانسالى را با او گذراند و تا 50سالگى، یعنى سال دهم بعثت فقط با آن بانوى بزرگ زیست و تا هنگام درگذشت حضرت خدیجه(س) با کسى ازدواج نکرد. ازاینرو، اگر او شهوتران بود، با زنى مسن‏تر از خود وصلت نمى‏کرد و 25سال آغازین زندگى زناشویى و شور جوانى را با او نمى‏گذرانید و یا همزمان با زنانى دیگر پیوند زناشویى مى‏بست.
5. اگر سخنى دربارهی ازدواج‏هاى متعدد مطرح است، دربارهی مقطع پس از رحلت نخستین همسر پیامبر(ص) است؛ زیرا ازدواج‏هاى متعدد او در 13 سال آخر عمر، یعنى در حد فاصل سنین 50 تا 63 سالگى رخ داد؛ دوره‏اى که سال‏هاى پایانى اقامت در مکه و دوران اقامت در مدینه را شامل مى‏شود. به طور قطع، آن ازدواج‏ها عوامل گوناگون دینى، سیاسى، اجتماعى و اقتصادى داشت و براى حل مشکلات جارى بود؛ زیرا سن 50سالگى اقتضایى براى خوش‏گذرانى جنسى مرد ندارد. علاوه بر این، بسیارى از زنانى که پیامبر(ص) با آنان ازدواج کرد بیوه بودند؛ جز یک نفر و اکثراً از جهت سنى بالا و حتى پیر بودند و برخى بارها با ناسازگارى‏ها و حسادت‏هاى زنانه پیامبر(ص) را مى‏آزردند. معلوم است که این روش و این نوع ازدواج، روش شهوترانان نیست. با این حساب، یک انسان محقق دوراندیش نمى‏تواند براى آن حضرت انگیزه‏هاى شهوانى در نظر بگیرد؛ چون ازدواج‏هاى متعدد هنگامى ناپسند است که بر محور امیال جنسى استوار باشد که دربارهی پیامبر (ص) چنین برداشتى ناصواب است. همچنین انسان‏هاى شهوتران و تنوعطلب معمولاً از ازدواج‏هاى دائم شانه خالى مى‏کنند و به کامرانى‏هاى گذرا و آنى مى‏پردازند؛ در حالى که در زندگى پیامبر(ص) چنین امرى مشاهده نشد.
6. فلسفهی ازدواج‏هاى پیامبر(ص) را در موارد ذیل، مى‏توان تحلیل کرد:
الف) اجراى حکم الهى و زدودن افکار غلط جاهلى؛ مانند ازدواج با زینب بنت جحش.
ب) تقویت جایگاه اجتماعى زنان آسیبدیده، همچون زنان بیوه و اسیر و رفع تلقى منفى عصر جاهلى در کمارزش بودن یا بى‏ارزش جلوه دادن آن زنان (در این دوره، همهی زنان پیامبر(ص) جز عایشه بیوه بودند).
ج) دلجویى از زنان به دلیل آسیب‏هایى که آنان به خاطر پذیرش اسلام متحمل شدند؛ مانند ازدواج با ام حبیبه.
د) یک حرکت سیاسى و برقرارى پیوند با قبایل و طوایف بزرگ عرب و جلب پشتیبانى آنان؛ چون پیوند با عایشه.
ه) محافظت و تأمین زندگى بیوهزنان درمانده و فقیر و یتیمان بهجاىمانده؛ مانند ازدواج با ام سلمه و زینب بنت خزیمه.
و) نشان دادن عظمت، شکوه و قدرت اسلام و مسلمین؛ مانند ازدواج با صفیه.
ز) حفظ آنان از خطرات جانى؛ مانند وصلت با سوده.
ح) آزادسازى اسیران و بردگان؛ مانند ازدواج با جویریه.
7. آیا پیامبر(ص) مى‏توانست بین این همه همسر عدالت برقرار کند؟ بدین نکته اشاره مى‏کنیم که با توجه به شرایط زندگى خانوادگى در آن زمان و نبود تجملات امروزى و روحیه و اخلاق بسیار عظیم و باکرامت رسول خدا(ص)، مسأله به راحتى قابل درک است. به گفتهی عایشه، رسول خدا (ص) همواره در تقسیم اوقات و حقوق همسرانش به عدالت رفتار مى‏کرد. رسم پیامبر(ص) این بود که هیچیک از ما را بر دیگرى ترجیح نمى‏داد؛ با همه به عدالت و تساوى کامل رفتار مى‏کرد و کمتر روزى اتفاق مى‏افتاد که به همهی زنان خود سر نزند و احوالپرسى و تفقد نکند.
پیامبر اکرم(ص) حتى در بیمارى‏اى که منجر به رحلت وى شد و توانایى حرکت نداشت، عدالت را با کمال دقت اجرا مى‏کرد. ازاینرو، هر روز بسترش را از اتاقى به اتاق دیگر منتقل مى‏کرد تا آن که یک روز همه را جمع کرد و اجازه خواست در اتاق یکى از آنان باشد و همه اجازه دادند.
8. در پایان، با اذعان بر محوریت مستشرقان در نشر شبهات و اتهامات دربارهی تعدد زوجات پیامبر(ص)، اقرار و اعتراف چهره‏هاى دیگرى از مغربزمین در این باره شنیدنى است‏:
الف) جان دیون پورت انگلیسى مى‏گوید: با اینکه در آن زمان زیاد زن گرفتن کار بدى نبود، ولى با این حال، حضرت محمد(ص) تا 50 سالگى با یک زن زندگى کرد و تا حضرت خدیجه(س) زنده بود، زن دیگرى نگرفت. آیا ممکن است کسى شهوتران باشد و هیچ مانعى هم براى زن گرفتن در کار نباشد، با این حال، با یک زن زندگى کند؛ آن هم با زنى که سن بالایى داشته باشد؟
ب) توماس کارلایل مى‏گوید: به رغم دشمنان، حضرت محمد(ص) هرگز شهوت‏پرست نبود و این تهمت، بى‏انصافى است.
ج) گیورگیو مى‏گوید: حضرت محمد(ص) در سال 595م ازدواج کرد و زندگى خانوادگى او، نمونهی زهد، تقوا و پاکى بود. او همانند حضرات ابراهیم(ع)، نوح(ع) و یعقوب(ع) در محیطى ساده و بى‏آلایش زندگى مى‏کرد.
حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه(س) ازدواج کرد و تا آن حضرت زنده بود با زن دیگری ازدواج نکرد، ولی پس از وفات حضرت فاطمه(س) با زنان متعددی ازدواج کرده است و این ازدواجها قبحی نداشت. برخی از امامان ما دارای همسران متعدد بودند و این در آن زمان اشکالی نداشت. پیامبر اسلام(ص) پس از وفات حضرت خدیجه(س) و پس از هجرت به مدینه، همسران متعدد اختیار کرد و این ازدواجها هر کدام فلسفهی خاصی داشت که در بالا بیان شد.
5-4-1. ازدواج پیامبر(ص) با حضرت خدیجه(س)
وات معتقد است که پیامبر(ص) با اهداف مادی و رسیدن به مال و اعتبار در تجارت مکه که اهتمام اصلی مکیان به شمار میآمد، به ازدواج با حضرت خدیجه(س) روی آورد. اما از نظر مسلمانان، به ویژه شیعیان چنین تلقیای صحیح نیست و در این ازدواج عوامل دیگری نیز مطرح بوده است. اگرچه از یک سو، همهی شواهد نشان از انگیزههای مادی برای این ازدواج دارد و حضرت خدیجه(س) نیازمند فردی مطمئن برای تجارت و حفظ اموالش بود، و از سوی دیگر، حضرت محمد (ص) جوانی آماده برای ازدواج و کار بود، و لذا این ازدواج مناسب به نظر میرسید، اما بررسی بیشترِ روایات عوامل دیگری را نیز مطرح میکند، عوامل معنوی که به شخصیت والای پیامبر(ص) برمیگشت و محرک حضرت خدیجه(س) برای ازدواج با امین قریش بود.
بنابر نص روایات، هنگامی که میسره همراه با پیامبر(ص) از سفر تجاری شام برگشت، در گزارش سفر به حضرت خدیجه(س) کراماتی را که در طول سفر از پیامبر(ص) دیده بود و آنچه از راهب شام در مورد بزرگی و عظمت پیامبر(ص) شنیده بود به حضرت خدیجه(س) باز گفت و پس از شنیدن این سخنان شوق فراوانی نسبت به حضرت محمد(ص) و معنویت او در حضرت خدیجه (س) ایجاد شد. از طرفی، ورقه بن نوفل پسرعموی حضرت خدیجه(س) که با کتب عهدین آشنایی داشت میگفت: «مردی از میان قریش از طرف خدا بر هدایت مردم برانگیخته میشود و یکی از ثروتمندترین زنان قریش را میگیرد … سپس به حضرت خدیجه(س) اشاره نمود و گفت: خوشا به حال کسی که افتخار همسری او را به دست آورد». این مسائل موجب شد که علاقهی حضرت خدیجه(س) به معنویت و شخصیت والای پیامبر(ص) شعلهور شده، تقاضای ازدواج نماید. ابن هشام این تقاضا را اینگونه نقل میکند: «[حضرت] خدیجه[س] شخصاً تمایلات خود را اظهار کرد و چنین گفت: من بر اثر خویشی که میان من و تو برقرار است و آن عظمت و عزتی که میان قوم خود داری و امانت و حسن خلق و راستگویی که از تو مشهود است، جداً مایلم با تو ازدواج کنم. امین قریش به او پاسخ داد که لازم است عموهای خود را از این کار آگاه سازد و با مشورت آنها این کار را انجام دهد». اما بیشتر مورخان معتقدند که نفیسه بنت علیه پیام حضرت خدیجه(س) را به پیامبر (ص) رساند. بنابراین، وقتی که پیشنهاددهندهی ازدواج حضرت خدیجه(س) باشد و انگیزهی او معنویت و شخصیت اخلاقی پیامبر(ص) باشد، صحیح نیست که علت این ازدواج را انگیزهی مادی و منفعتطلبانهی پیامبر(ص) دانست.
پس در آخر باید گفت که حضرت خدیجه(س) هم به لحاظ سن و سال و هم به لحاظ شخصیت خاص و هم با توجه به تجربه و امکاناتی که در اختیار داشت، کسی نبود که تنها با دل باختن به جمال ظاهری جوانی یتیم، عاشق وی شده و با او ازدواج کند. تقریباً همهی منابع تاریخی اتفاق نظر دارند که آنچه در درجهی نخست واقعاً علاقه و احترام حضرت خدیجه(س) را نسبت به حضرت محمد(ص) برانگیخت، امانتداری، پارسایی، استغنای روحی، شجاعت و کارایی حضرت محمد(ص) در سفر و حضر بود.
5-4-2. ازدواج پیامبر(ص) با زینب بنت جحش
برای تحلیل و بررسی داستان ازدواج پیامبر(ص) با زینب بنت جحش که مورد بحث و انتقاد برخى از کشیشان مسیحى و خاورشناسان قرار گرفته و این عمل پیامبر(ص) را حمل بر علاقهی شدید به زن و شهوت جنسى کرده‏اند، لازم است نخست اصل داستان ازدواج او را با زید بن حارثه شوهر اول او ذکر گردد و سپس به تحلیل ازدواج او با پیامبر(ص) پرداخته شود.
زینب بنت جحش بن رئاب، که مادرش امیمه دختر عبدالمطلب(ع) بود، بانویی شریف، متعهد و پارسا بود و از جهت حسن جمال، سرآمد همسران پیامبر(ص) به شمار میآمد و بسیار کار میکرد و از دسترنج خود انفاق نموده و صدقه میداد و آنچه از خلفای وقت (ابوبکر و عمر) به عنوان سهم همسر رسول خدا(ص) دریافت میکرد، هزینهی مستمندان و بیچارگان می نمود. زید بن حارثه نیز بردهای بود که پیامبر(ص) در مکه وی را خریداری کرد و سپس در راه خدا آزاد نمود و آنگاه وی را پسرخواندهی خود کرد. زینب بنابه درخواست رسول خدا(ص) با پسرخواندهاش زید بن حارثه ازدواج کرد و از او فرزندی به دنیا آورد که نامش را اسامه گذاشتند. وی در حدود یک سال و اندی در خانه زید بود، ولی پس از آن میانشان اختلاف افتاد و تصمیم به جدایی گرفتند. بدین جهت، زید بن حارثه به نزد رسول خدا(ص) رفت و از همسر خود در نزد آن حضرت شکوه و گلایه کرد و از آن حضرت، اجازه خواست که همسرش را طلاق دهد. پیامبر(ص) وی را به خویشتنداری و تفاهم اخلاقی با همسرش دعوت نمود و به وی فرمود: «اتّق الله و امسک علیک زوجک».
پیش از اسلام، رسم جاهلیت بر این بود که ازدواج با همسر پسرخوانده، همانند همسر پسر واقعی، بر انسان حرام بود و این رسم، پس از ظهور اسلام نیز تداوم داشت. در ماجرای اختلاف زید و همسرش زینب، این رسم جاهلیت به امر پروردگار باطل و ازدواج با همسر پسرخوانده، مباح اعلام گردید. به هر روی، علیرغم تلاش پیامبر(ص) و برخی از صحابه در ایجاد تفاهم میان زید و زینب، کارشان به جدایی و طلاق انجامید. زینب ایام عدهی طلاق را سپری کرد و پس از آن به وی بشارت داده شد که خداوند وی را به عقد پیامبر(ص) درآورده است. در آن زمان، سی و پنج سال از عمرش گذشته بود و بنابه نقل علامه مجلسی، ازدواجشان مصادف بود با اول ذیقعده سال پنجم هجری در مدینه. زینب از این ازدواج بسیار شادمان شد و به خانهی آن حضرت نقل مکان کرد.

                                                    .