رشته حقوق

پیامبران الهی

دانلود پایان نامه

3. طلب شفاعت اعرابی در حضور صحابه
در روایتی آمده است که حضرت علی فرمود: سه روز از تدفین پیامبر اکرم گذشته بود که عربی بادیه‌نشین به مدیه آند و خود را روی قبر پیامبر انداخت و از خاک قبر بر سر خود می‌ریخت و می‌گفت: ای رسول خدا! در دوران زندگی خود، مطالبی را فرمودی، ما نیز آن‌ها را پذیرفتیم و همان‌گونه که تو از خداوند دستورات دینی را گرفتی، ما نیز دستورات لازم را از تو فرا گرفتیم. از آیاتی که خداوند بر تو نازل کرد، این آیه بود که فرمود: «وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوک فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا» (و اگر آنان به خود ستم کرده بودند، پیش تو می‌آمدند و از خدا آمرزش می‌خواستند و پیامبر نیز برای آنان طلب آموزش می‌کرد، به یقین خدا را توبه پذیر و مهربان می‌یافتند.
اینک ای رسول خدا! من به خودم ستم کرده‌ام و به درگاه تو آمده‌ام که برای من از خداوند طلب بخشش کنی. در این هنگام از قبر شریف پیامبر ندایی آمد که خداوند تو را بخشید.
تردیدی نیست که پیامبران الهی به ویژه آخرین سفیر الهی، حضرت محمد پس از رحلت خود، از زندگی جاویدی برخوردارند؛ می‌بینند، می‌شنوند و اعمال أمت بر آنان عرضه می‌شود.
این حیات و زندگی از حیات شهیدان بالاتر است. پس طلب شفاعت از پیامبر پس از رحلتش، طلب شفاعت از مر‌ده نیست. در این باره، عالمان و اندیشمندان مسلمان به اظهار نظر پرداخته‌اند که اینک دیدگاه برخی از آنان را می‌آوریم.
قسطلانی می‌گوید: «لا شکَّ أن حیاه الأنبیاء و ثابته معلومه مستمره، نبیّنا أفضلهم، و إذا کان کذلک فینبغی أن تکون حیاته أکمل و أتم من حیاه سائرهم» (بدون تردید زنده بودن پیامبران پس از مرگ، امری ثابت، روشن و جاودانه است. از طرفی چون پیامبر ما از همه‌ی پیامبران برتر است، زندگی آن حضرت نیز پس از مرگ، کامل‌تر از دیگر پیامبران خواهد بود.
شوکانی در کتاب «نیل الأوطار» در بخش «صلاه المخلوقات علی النبی و هو فی قبره حیّ» می‌نویسد:
و قد ذهب جماعه من المحققین إلی أن رسول الله حیّ بعد وفاته و أنّه یُسرّ بطاعات أمته، و أنّ الأنبیاء لا یبلون، مع أنّ مطلق الإدراک کالعلم و السماع ثابت لسائر الموتی، و ورد النصّ فی کتاب الله فی حقّ الشهداء أنّهم أحیاء یرزقون و أن الحیاه فیهم متعلّقه بالجسد، فکیف بالأنبیاء و المرسلین و قد ثبتت فی حدیث: «أنّ الأنبیاء أحیاء فی قبورهم» رواه المنذری و صحّحه البیهقی.
گروهی از محققان می‌گویند: پیامبر خدا پس از رحلت، زنده است و از طاعات امت خود مسرور و شاد می‌گردد و جسم پیامبران در قبر نمی‌پوسد، با این‌که مطلق علم و دانایی و شنوایی برای دیگر مردگان ثابت است و بنا بر صریح قرآن کریم شهدا زنده‌اند، روزی می‌خورند و حیات و زندگی آنان به جسم و بدن آن‌ها مربوط است. حال که شهدا این‌گونه هستند، پس انبیا و رسولان الهی به طریق اولی زنده و از حیات و زندگی با این بدن و جسم برخوردارند.
ابن حجر هیثمی در کتاب خود از عبدالله بن مسعود نقل می‌کند که پیامبر درباره‌ی حیات خود پس از رحلتش چنین فرمود: «حیاتی خیر لکم تحدثون و یحدث لکم، و وفاتی خیر لکم، تعرض علیّ أعمالکم فما رأیت من خیر حمدت الله علیه و ما رأیت من شرّ أستغفرت الله لکم» (هم حیات و زندگی من برای شما مایه‌ی خیر است و هم دوران وفات من؛ تمام اعمال شما بر من عرضه می‌شود. اگر کارهای خوب شما را ببینم، خدا را سپاس می‌گویم و آن‌گاه که کردارهای بد شما را ببینم از خدای عالم برای شما، آمرزش می‌خواهم.)
حاکم نیشابوری در این باره در کتاب خود، حدیثی را از پیامبر نقل می‌کند که حضرتش فرمود: «مررت علی موسی لیله أسری بی عند الکثیب الأحمر و هم قائم یصلی فی قبره» (هنگامی که به معراج رفتم، دیدم که موسی در میان قبر نشسته و مشغول نماز بود.)
فرقه‌ی وهابیت معتقد هستند که درخواست شفاعت در دنیا حرام است. نقد و بررسی این شبهه به صورت تخصصی در جای دیگری قابل نقد و بررسی می‌باشد.
گفتار سوم: تشبیه و تجسیم
تشبیه خداوند متعال به مخلوقات و مجسم دانستن آن، از شاخصه‌های مهم فکری و اعتقادی وهابیت است که در آثار احمد بن حنبل، مشهود بوده و حنابله به ویژه ابن تیمیه حرانی حنبلی و به تبع وی، وهابیان، به ترویج آن پرداخته‌اند. لذا به وهابیان، مجسمه و مشبهه اطلاق شده است. وهابیان با توقیفی دانستن صفات خداوند و با اسناد به ظاهر بعضی آیات و روایات، معتقدند. صفاتی را که در آیات قرآن و روایات پیامبر اکرم در مورد خداوند وارد شده است، می‌توان به خداوند نسبت داد. احمد بن حنبل، در کتاب «السنه» که به روایت پسرش عبدالله است، احادیث بسیاری درباره‌ی خداوند و خصوصیات جسمانی از جمله خنده، صحبت کردن، دست و پا داشتن و… نقل می‌کنند.
وی گرچه به ظاهر تجسیم و تشبیه را از ساحت خداوند عز و جل نفی می‌کند، ولی با نقل روایت متعدد در این زمینه به تفسیر ظاهری آن‌ها و نفی تأویل، عملاً تجسیم و تشبیه را تأیید می‌کند و می‌توان چنین برداشت کرد که لازمه‌ی دیدگاه احمد بن حنبل، تأیید تجسیم و تشبیه است.
ابن تیمیه حرانی حنبلی نیز به پیروی از آثار و دیدگاه احمد بن حنبل، در این‌باره می‌گوید:
و لیس فی کتاب الله و لا سنه رسوله و لا قول أحد من سلف الأمه و أئمتها أنّه لیس بجسم و أنّ صفاته لیست اجساماً و أعراضاً، فنفی المعانی الثابته بالشرع بنفی ألفاظ لم ینف معناها شرع و لا عقل، جهلٌ و ضلالٌ.
در هیچ یک از آیات قرآن و روایات، پیامبر اکرم جسم بودن خداوند نفی نشده است. صحابه و پیشوایان دینی، جسمانیت خداوند رارد نکرده‌اند. ابن تیمیه نه تنها جسم بودن خداوند و لوازم آن را نفی نمی‌کند، بلکه معتقد است جسمانیت و لوازم آن، توسط شرع و عقل به اثبات رسیده و کسانی که جسمانیت را نفی می‌کنند، نادان و گمراه هستند.
هیئت عالی افتای وهابیت در عربستان نیز در پاسخ به پرسشی درباره‌ی جسمانیت خاوند متعال نوشته است: با توجه به این‌که درباره‌ی جسمانیت خداوند نفیاً و اثباتاً در روایات گفت‌وگو نشده است، بنابراین نباید سخنی گفته شود، چون صفات خداوند توقیفی است.

مطلب مشابه :  یکسان سازی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید