رشته حقوق

پس از اسلام

دانلود پایان نامه

نام گشتاسپ بیش از سایر پادشاهان کیانی در قسمتهای گوناگون اوستا ذکر شده است. نام او در اوستا به صورت ویشتاسپ به معنی دارندهی اسب رمنده یا «دارنده اسبهای گشوده از(گردونه) است». جزء اول نام گشتاسپ یعنی ویشت که به معنی رمنده است با آنچه که در آبان یشت فقرهی 8 آمده؛ یعنی دارندهی اسب تندرو، تا اندازهای مناسبت دارد(صفا،528:1389). در گاتها دربارهی وی اینگونه آمده است: «زرتشت از درگاه اهورامزدا میخواهد که توفیق کامروایی و رسیدن به آرزوها را به گشتاسپ ارزانی دارد و برای خود نیز توفیق رواج بخشیدن به دین مزدا را میطلبد» (پورداوود، 6:1378). گشتاسپ در گاهان وجههی آیینی و دینی دارد. در بُندهِشن آمده است که در آغاز هزارهی چهارم، آنگاه که سی سال از پادشاهی گشتاسپ گذشته بود، زرتشت دین هرمزد را آورد و گشتاسپ دین را از او پذیرفت و رواج بخشید(دادگی،140:1380). برخی از پژوهشگران بدون مطابقت گشتاسپ با شخصیت تاریخی خاصی، او را شهریاری واقعی و تاریخی دانستهاند(پورداود،283:1377، بهار،98:1376). اما به نظر میآید با وجود دقت فردوسی در امانتداری داستانهای ملی:
گـــر از داســتان یــک سخـن کـــم بودی روان مـــــــرا جـــــــای مــــاتم بــــودی
(فردوسی،428:1389،ب1421).
شخصیت گشتاسپ در شاهنامه، به نسبت متون دینی دچار چرخش و تغییر شده است.
«داستانهای کهن پهلوانی نیز تا آخر دورهی ساسانیان چندین بار تغییر و تبدیل یافته است. بسیاری از آنها بهکلی از دست رفت؛ در برخی دیوانها- شاهنامه- ، اسم چند تن از اشخاص اساطیری که در اوستا ذکر شده به هیچ وجه نیست»(نولدکه،24:1357). فردوسی و هم فکران وی، که راوی روایات شفاهی بودهاند، با تغییر شخصیت گشتاسپ و ساختن مردی آز ورز، قدرتطلب و پیمانشکن از او، به نکوهش و خوار داشت ساسانیان -که ساختار و جوهرهی حکومتیشان همانند غزنویان است- و محمود غزنوی پرداختهاند(بیرونی،1363: 61- 63). در نظر فردوسی، حکومت ترکان(البتکین وجانشینان وی )رونوشتی از حکومت ساسانیان است و روشی که آنان در ملکداری داشتهاند، ساسانیان مطابق با شاهنامه و متون پهلوی، نژاد به ساسان پسر بهمن، پسر اسفندیار، پسر گشتاسپ میرسانند(دادگی،151:1380).
میتوان چنین پنداشت که فردوسی، به نظم سخن کسانی پرداخته که میتوانستهاند اندیشههای او را بهتر و رساتر بیان کنند و دیدگاههای سیاسی او را بازگو سازند. او در منابع پیشین، دخل و تصرف نکرده، بلکه به همان شکل نخستین، آنها را وارد شاهنامه کرده است، اما او برای القا و بیان هدف خود، به گزینش آن گروه از منابع احتمالاً شفاهی پرداخته، که با اهداف و آرمان وی تطابق داشتهاند. ژاله آموزگار بر این باور است که شخصیتها در شاهنامه بدان جهت دچار چرخش شدهاند، که سخنان فردوسی منطبق با عقاید عام عصر شود و به عنوان شاهد، داستان کیومرث را یادآور میشود، که در منابع پیشین نمونهی انسانی معرفی گشته، ولی در شاهنامه تبدیل به کدخدای جهان شده است(آموزگار،322:1387). پس چهره گشتاسپ در شاهنامه با آنچه در اوستا و متنهای پهلوی و حتی دیگر متنهای پس از اسلام آمده نه تنها متفاوت است، بلکه تعارض دارد.
از دیگر علل مغایرت میان گشتاسپ اوستا با گشتاسپ شاهنامه را میتوان ناشی از دلزدگی شدید مردم از دین و موبدان و مقامات مذهبی در زمان ساسانیان دانست. روایت گشتاسپ در اوستا «رنگ حماسی ندارد و بیشتر روایاتی است مقدس و دینی که تاریخ آغاز دین زرتشت را بیان میکند»(بهار،104:1376). اما در شاهنامه، چهره دینی او کمرنگ میشود و بیشتر به جنبههای گوناگون پادشاهی و پهلوانی او نظر دارد. فردوسی همراه با بهرهمندی از منابع زرتشتی از روایتهای شفاهی توده مردم نیز بهره برده و بیشتر بدانها گرایش داشته است (همان). پس باید منبعی به جز متون دینی زردشتی وجود داشته باشد که شاعر با توجه بدان، به سرایش داستان گشتاسب پرداخته باشد.
این داستانها در دورههای کهن به وسیله خنیاگران روایت میشده است. پیداست که در روند نقل این روایتها به مرور زمان تحولات و دگرگونیهایی صورت میپذیرفت و تا زمان سرایش شاهنامه، بسیاری از آنها از شکل نخستین خود خارج گشته و دست خوش تغییرات اساسی شده است. اختلافات آشکاری که میان برخی داستانهای شاهنامه با اوستا و متون پهلوی دیده میشود، مؤید این ادعاست. اگرچه شاهنامه بر کتابهای زردشتی مبتنی نیست و هم شاهنامه و هم کتابهای زردشتی به بیان مهرداد بهار، بر روایات بسیار کهن حماسی مبتنی است که در اواخر عصر ساسانی آغاز به نوشتن آنها شده است(همان:146). فردوسی با سرودن شاهنامه، هرم قدرت زمان خود؛ یعنی ترکان و تازیان را هدف تیر ملامت قرار داده است؛ بنابراین به دنبال منبعی میرود که بتواند بازگو کنندهی وضع موجود جامعه او باشد. او گشتاسپی را مطرح میکند که پیوند دهندهی دین و سیاست است، گشتاسپی که کسی را در ملک خویش شریک نمیکند و تمامیت خواه است. بدین ترتیب اگر چهرهی گشتاسپ برخلاف آن چه در متون دینی آمده نقش میشود، هدف سیاسی شاعر را بیان میکند.
به غیر از شاهنامه که در آن احوال گشتاسپ به جز آن چیزی است که در متون دینی آمده است، متونی که متأثر از شاهنامه بوده، نیز چهرهای بد از گشتاسپ تصویر کرده است. در تاریخ سیستان آمده است؛ هنگامی که جاماسپ کشته شدن اسفندیار را در سرزمین سیستان به گشتاسپ خبر داد؛ گشتاسپ به دلیل ترس از اسفندیار او را رهسپار نبرد با رستم کرد (بهار،74:1378). با توجه به مطلبهایی که در اوستا و سایر متنها دربارهی گشتاسپ آمده میتوان گفت که این شخصیت در کهنترین متنهای دینی و ملی ایران، چهرهای مثبت و مذهبی دارد؛ و از عنایات یزدان برخوردار بوده است. و برعکس در شاهنامه و در سخن فردوسی شخصیتی بسیار ستمگر، جاهطلب و خودخواه است که همه چیز را فدای آز خود میکند. که در ادامه مطالب، به تفصیل به بررسی شخصیت او خواهیم پرداخت.
4-9-2. ظهور زرتشت و علت گرایش گشتاسپ به دین وی:
ظاهراً زرتشت دهقان زادهای بوده که از تبار و ریشهی آریایی رشد و نمو یافته است، او از همان آغاز عمر به خوی مهربان، و سرشت لطیف معروف بوده و حرمت سالخوردگان را نگه داشته و با جانوران با شفقت و محبت برخورد میکرده است… تا اینکه در سن سی سالگی، پس از هفت سال عزلت‌نشینی در غار، مکاشفاتی به او دست میدهد و اولین فرشته که آن را فرهشته و هومنه (بهمن) یعنی پندار نیک‌نام دادهاند، در برابر نظرش نمودار گردید؛ و به او فرمان داد که در پیشگاه اهورامزدا، یعنی خدای حکیم حاضر گردد. و سرانجام در پرتو فرشتگان و ارواح علوی قرار گرفت و اهورامزدا به او تعلیم داد. و او را به پیامبری برگزید و امر فرمود که حقایق و تعالیم و تکالیف آیین بهی را به جهانیان بیاموزد… سرانجام پس از ده سال زرتشت به مقصود خود رسید و نخستین کسی که آیین او را پذیرفت و به او گروید عمو زادهی وی، مردی به نام ” میدینیمائونها ” بود. سپس در یکی از سرزمین‌های خاوری ایران به دربار شاه آن دیار به نام ویشتاسپ راه یافت. مدت دو سال زرتشت تلاش بسیار کرد که این پادشاه را به دین خود دعوت کند. ویشتاسپ که ظاهراً مردی پاک دل و نیک‌سرشت و نیکو منش بود با زرتشت همراه گردید. اما ویشتاسپ تحت نفوذ مغان واقع شده بود که در اوستا به بدی یاد شدهاند. آنها با تواناییهای شیطانی خود ضد باورهای زرتشت برخاستند و سبب شدند زرتشت را دستگیر و به زندان اندازند. و سرانجام پس از دو سال از زرتشت معجزهای به ظهور رسید و اسب سیاه محبوب ویشتاسپ را که به بیماری سختی دچار شده بود درمان کرد، و از سوی دیگر همسر ویشتاسپ هم از زرتشت پشتیبانی فراوان میکرد به همین دلیل شاه به دین او درآمد(ناس،1381: 456-435).
اما شاید بتوان گفت پذیرفتن و گسترش این آیین به وسیلهی گشتاسپ به این دلیل بوده که بتواند به پشتوانه معنوی دین زرتشت، پادشاهی مقبول و مورد اعتماد گردد. زیرا گشتاسپ با وجود آنکه سی سال از پادشاهیاش میگذشت، فرمانروای مشهوری نبود. در مقابل زرتشت هم در پرتو قدرت و ثروت پادشاه بر گسترش هر چه بیشتر آیینش تلاش میکرد.
4-9-3. گشتاسپ در سخن فردوسی:
نخستین باری که فردوسی از گشتاسپ سخن میگوید- و سخنی هم از دین آوری او در میان نیست- در داستان پادشاهی لهراسپ بوده است. و در همین روایت است که گشتاسپ به عنوان شخصیتی در حماسه نقشآفرینی میکند. او از همان ابتدای جوانی در اندیشهی جانشینی پدر بوده و همهی رویدادهایی که دربارهی وی رخ میدهد حول همین تفکر میچرخد، در شاهنامه آشکارا به خودبینی و خودپرستی گشتاسپ اشاره شده است که همین امر سبب ناخشنودی لهراسپ از او میشود:
کــه گــــشتاسب را ســـــر پر از بـاد بـود وَزان کــــار لهـــــــراسب ناشـــــاد بـــود
(فردوسی،622:1389،ب25).
آدلر تکبر، جاه‌طلبی، حسادت، رشک، طمع و تنفّر را به عنوان صفتهای اصلی منش فرد پرخاشگر که از عقدهی حقارت او نشأت میگیرد معرفی میکند(آدلر،1379: 157-133). گشتاسپ گمان میکند که پدرش لهراسپ اهمیت بیشتری را به کاووسیان میدهد و رفتارش با او نسبت به کاووسیان تبعیضآمیز است. از این رو برای رهایی از این حقارت خواهان تاج و تخت میشود اما با مخالفت لهراسپ قرار میگیرد که این مخالفت حس حقارت او را تشدید میکند.
حسادت زمانی بروز می‌کند که فرد احساس کند دیگران به او اهمیت نمیدهند یا مورد تبعیض قرار گرفته است(آدلر،153:1379). یکی از بهانههای گشتاسپ این است که پدرش لهراسپ دل خود را با کاووسیان کرده و آنچنان که باید و شاید به او نمیپردازد و به او توجه نمیکند(فردوسی،623:1389،92-91). حسدی که به خانوادهی کاووس دارد، در اختلافات او با رستم نمود دارد یعنی از رستم همان ایرادی را میگیرد که از پدرش میگرفته است. میگوید”نازش رستم به کیکاووس و کیخسرو است و اصلاً یادش نیست که گشتاسپی هم در جهان وجود دارد”(اسلامی ندوشن،63-62 :1390). و همین افکار است که ریشهی عقدهی حقارت را در وجود گشتاسپ میکارد. او حتی ضمن سخنانش به لهراسپ مبنی بر واگذار کردن تاج و تخت به او؛ حسادت خود را به رستم ابراز میدارد و به روشنی از برتری رستم بر خود آگاه است:
نــدارم کــسی را بـــــه مـــردان بمــــرد گــــر آینـــــد پیشـــــم بــــه روز نبـــرد
مگـــر رستـــــــم زال ســــــام ســـــوار کـــه بـــــا او نــــــــسازد کــسی کـــارزار
(فردوسی،622:1389،ب38-37)
او حتی به پسرش اسفندیار حسادت میکند. بنا به گفتهی ابن کلبی« گشتاسپ به پسرش حسد میورزیده است »(نولدکه،103:1357). بهار میگوید«بر اساس روایت مردم در شاهنامه گشتاسپ نه چندان عادل، که ستمگر بوده است. او مردی حسود، خودخواه و نیرنگ باز بوده و در برابر تورانیان قادر به دفاع از میهن نبوده و فرزند خود را آگاهانه به کشتن داد. و سعی داشت پهلوان نامی ایران، رستم را با تحقیر و توهین دست بسته به دربار خود احضار کند»(بهار،196-195: 1375).
گشتاسپ اسفندیار را به چشم یک حریف میبیند تا فرزند(اسلامیندوشن،63:1390) به همین دلیل هم از او میترسد و هم حسادت میورزد. گفته شده که«گشتاسپ چون آن کارها بدست اسفندیار آمده بود؛ از او بترسید»(طبری،667:1357). و «هر سال او را به حربی فرستاد که کشته شود»(همان:662). در تاریخ سیستان آمده است« و چون گشتاسپ را جاماسپ گفته بود که مرگ اسفندیار بر دست رستم خواهد بود و گشتاسپ از اسفندیار ترس داشته، او را به جنگ رستم فرستاد»(تاریخ سیستان،34:1378).
با توجه به گفتههای دیگران و همچنین با توجه به رفتارهایی که از گشتاسپ سر میزند میتوان شاهد این ترس و هراس در شخصیت گشتاسپ نسبت به اسفندیار بود. گشتاسپ از زور و نیروی اسفندیار و به طور کلی از محبوبیت او در بین مردم بیم دارد که مبادا با زور و قدرتش تاج و تخت را از او بگیرد بنابراین سعی در کشتن او دارد. در واقع نقشهی کشیدن گشتاسپ برای از بین بردن اسفندیار، ریشه در اعماق شخصیت حقیر او دارد. زیرا «هر گاه ترس در اعماق ضمیر فرد خانه کند، و او نیز از گروه آدمهای ستیزهجو و متجاوز باشد، در این صورت برای رهایی از احساس ترس و حقارت و تحمیل شخصیت خویش بر دیگران، رفتاری جسارتآمیز و تجاوازکارانه از خود نشان میدهد»(منوچهریان،14:1358). در واقع ترسی که گشتاسپ برای از دست دادن تاج و تخت دارد باعث شده، که کارایی مغز و تحرک ذهنیاش مختل و متوقف شود، و او را به کارهایی وادارد که نیاز به تمرکز و دقت فکری لازم است.

مطلب مشابه :  کنوانسیون های بین المللی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید