رشته حقوق

پدیده های طبیعی

دانلود پایان نامه

«در زبان های اروپایی واژه ی «میت» از «موتوس» یونانی برآمده و موتوس نیز به هیچ روی به معنای روایت یا حکایت افسانه ای نبوده، بلکه به چیزی اطلاق می شد که به گفتار در می آمد.» (همان، ص 14)
بنابراین اسطوره، واژه ای است عربی که می توان آن را به دو گونه توجیه کرد، نخست آن که «اساطیر» از فعل «سُطَرَ» به معنی «نوشتن» و اسم آن «سَطر» است، دوم اینکه «اساطیر» جمع «اسطوره» و واژه ی اسطوره هم، معرّب واژه ی یونانی «Istoria» است که در زبان انگلیسی به صورت «History» به معنای تاریخ و «Story» به معنای داستان و خبر آمده است.» (دریابندی، 1380، ص 189).«در زبان یونان واژه ی «Istoria» در چند معنای پرستش، پژوهش، خبر، داستان و تاریخ به کار رفته است.» (همان، ص191).
برای فهم بیشتر مطالب، مفهوم این کلمه را در فرهنگ های مختلف بررسی می کنیم.
در فرهنگ «المنجد فی اللغه»، واژه ی «اساطیر» جمع «الاسطوره» و «الاسطیره» است و در معنی واژه ی «الاسطوره» چنین آمده است که : «الحدِیثُ الّذی اصل کهُ : سخنی که پایه و اساسی ندارد».
فرهنگ عربی «لاروس»، در برابر این واژه ی آورده است «الحدِیثُ الملفقُ لااصل له : سخن آراسته ی بی اصل» «جرّ، 1375، ص 1100»در فرهنگ های فارسی همان معانی یاد شده توسط فرهنگ نویسان عرب، بیان شده و نظرشان منطبق بر دیدگاه فرهنگ نویسان عرب است.
در لغت نامه ی «دهخدا» ذیل واژه ی اسطوره آمده است : «اسطوره، اسطاره، سخن پریشان و بیهوده، سخن باطل و افسانه و جمع آن اساطیر است.» (دهخدا، 1372، ج 2، ص 142).
«دکتر معین»در فرهنگ خود، اساطیر را جمع اسطوره دانسته و معانی زیادی از جمله، افسانه های باطل، اباطیل، اکاذیب، داستان های بی سامان، قصه های دروغ، افسانه ها و داستان های خدایان و پهلوانان مردم قدیم، برای این کلمه بیان نموده است. (معین، 1382، ج اول، ص 186).
معادل کلمه اسطوره در زبان اروپایی، واژه ی (Myth) است. دکتر آریان پور، در فرهنگ انگلیسی-فارسی،معانی زیادی رابرای کلمه ی(Myth)آورده است که مهم ترین آن ها،افسانه،افسانه ی وابسته به اساطیر و خدایان و چند موهوم و افسانه آمیز است. (آریانپور،1389،ج سوم ، ص 3323).
فرهنگ انگلیسی «آکسفورد» (Oxford) در برابر واژه ی (Myth) دو معنی نوشته است : نخست؛ داستانی که از زمان های باستان، خصوصاً آن هایی که برای توضیح و یا توجیه پدیده های طبیعی گفته شده و یا شرح تاریخ نخستین بشریّت، که این گونه داستان ها، معمولاً از آغاز نخستین جهان توضیح می دهند. دوم: چیزی که بسیاری از مردم به آن اعتقاد دارند، امّا آن چیز، یا وجود ندارد و یا اشتباه است. (آکسفورد، 1384، ص 1009).
اسطوره به صورت اساطیر، در قرآن نیز چندین بار آمده است نمونه ی آن آیات زیر می باشد :
«و إذا تُتلی عَلَیهِم آیاتِنا قالوا قد سَمِعنا لَو نَشآء لَقُلنا مثل هذا إن هذا إلاّأساطیرُ الأوّلینَ(سوره ی انفال،آیه ی 31).
و چون بر خواند برایشان آیت های ما، کافران گفتند : به درستی شنیدیم؛ اگر خواهیم حقّا که بگوییم ما مانند این، نیست این مگر افسانه ها و نوشته های پیشینیان».
و إذا قیلَ لَهُم ماذا اُنزِلَ ربِّکُم قالو أساطیرُ الأوَّلین (سوره ی نحل، آیه ی 24) و چون گویند مرایشان را: چیست آنکه فرستاده است خدای شما ؟ گویند افسانه ها و دروغهای پیشینیان». (کزازی، 1376، ص2).
حال با توجّه به معانی یاد شده در فرهنگ های مختلف، درمی یابیم که به جز چند فرهنگ انگلیسی که معنای اسطوره را قدری واقعی تر بیان کرده اند، در بقیه ی فرهنگ های فارسی و عربی، برای اسطوره معنای سخن باطل و بیهوده نوشته اند. به هر حال، نه «Istoria» و نه «Myth» در اصل هیچ کدام در لغت به معنی سخن باطل و بیهوده نبوده و به همان اعتقادات و باورهای کهن اطلاق شده اند.

مطلب مشابه :  وسایل کمک آموزشی

3-1-4- تعریف اسطوره :
ارائه ی تعریف واحدی از اسطوره، که در عین حال جامع و مانع باشد و همه ی ابعاد اسطوره و اساطیر را در بر گیرد، مشکل است. به همین خاطر تاکنون به یک تعریف واد که مورد قبول همه ی پژوهشگران این رشته باشد، نرسیده اند. معمولاً هر کسی، بنابر مشرف مطالعاتی ویش از دیدگاه خاصّی به اسطوره می نگرد و براساس آنچه که خود دوست دارد از اسطوره بفهمد، تعریفی ارائه می کند.
«تنوّع تعاریف در مورد اسطوره، ناشی از این موضوع است که اسطوره مورد مطالعه ی گروه های مختلفی از قبیل علمای الهیات و ادیان، روانشناسان، مردم شناسان و ادیبان قرار گرفته است. علّت گستردگی توجّه به اسطوره نیز، چیزی نیست جز آن که به اسطوره، فرهنگ یک ملت و تاریخ هر کشوری، به آن بسته است و یک دوره ی کامل از حیات و اندیشه ی بشری است». (مجله ی نصیر، دهقانی، 1384،ص 26).
گفتنی است که تعریف اسطوره با مشکلات عدیده ای رو به روست زیرا که هر تعریفی چون لاجرم به حد یا رسم موکول است و تشخیص حد و رسم اسطوره به دلیل ماهیّت تمثیلی و استعاری آن تلاشی دشوار و شاید ممتنع است. زیرا که «تعریف، ناظر به حقیقت امور و پدیده هاست و حال آن که اسطوره، صورت استعاری حقیقت را باز می نماید. هر تعریفی مستلزم بیان اوصاف ذاتی یک پدیده است و در تعریف بدین معنا ذات و ماهیّت پدیده مدّنظر قرار می گیرد و از آن رو که اسطوره خود در برگیرنده ی صورت های استعاری است، بنابراین حقیقت آن در تعریف نمی گنجد.» (کاوندیش، 1387، ص 14)
همان طور که گفته شد اسطوره از دیدگاه های گوناگون مفهوم ویژه ی خویش را می یابد و چنین است که از دید انسان شناسان، دین پژوهان، جامعه شناسان، روانشناسان و دوستداران فرهنگ مردم مورد بررسی قرار می گیرد و دستاورد این گرایش تعریف های گوناگون و ناهمانند اسطوره است. بنابراین با توجّه به با هم نگری پژوهندگان در عنایت به عناصر مشترک در اساطیر می بینیم که هر اسطوره :
1-راوی رویدادی است که زمان آغازین یا نامعلوم شکل گرفته و یا در زمان فرجام شکل می گیرد و با آن که هر اسطوره روایتی است، امّا هر روایتی اسطوره نیست و در این زمینه روایت های مربوط به خدایان، باشنده گان مینوی و متافیزیکی مورد توجّه است.
2-روایت اسطوره ای سرگذشتی قدسی و مینوی است و از افراد یا چیزهای مورد تکریم و احترام در جامعه ای ویژه و از خاستگاه آن افراد یا چیزها سخن می گوید.
3-در توجّه به نمودهای طبیعی چون ستارگان، نباتات، زمین، کوه، رود، دریا و جز آن زنده پنداری و آنیمیسم یکی از عناصر اصلی اسطوره است و هر جا که آنیمیسم مطرح می شود اسطوره ای در کار است.
4-از دید انسان اسطوره گرا، هر چه از آن سخن می رود واقعی است، اسطوره ی آفرینش گیاهان واقعی است، چرا که کیهان وجود دارد و اسطوره خاستگاه مرگ واقعی است، چرا که مرگ وجود دارد.» (هینلز، 1383، ص 15).
در کتاب تجلّی اساطیر و روایات تاریخی و مذهبی در شعر خاقانی، به نقل از اساطیر یونان و روم، در معنی اسطوره چنین آمده است :
«اسطوره یا «Mythologie» عبارت است از : داستان ها و اتفاقات و حوادثی که پایه و اساس تاریخی ندارند و حاوی افسانه هایی هستند که از اتّفاقات و حوادث واقعی سرچشمه گرفته، ولی به منظور مذهبی جلوه دادن آنها، قیافه ی ظاهرشان عوض شده، یا داستان هایی که هیچ واقعیتی ندارند و زاییده ی خیال محض هستند.» (اردلان جوان، 1367، ص 43).
تلقّی عمومی از اساطیر، قصّه ها و داستان های کهن مردگی و به سخن دیگر، افسانه و قصّه بودن آن هاست، که چنین پنداری کاملاً اشتباه است.

مطلب مشابه :  عدم لزوم انجام حفاری و کاوش در اماکن و محوطه¬های تاریخی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید