نادری(1393) پایاننامهی کارشناسیارشد خود با عنوان «روابط اجتماعی، سلامتاجتماعی و شادی» با هدف بررسی میزان شادی افراد شهر تهران و بررسی تأثیر متغیرهای روابط اجتماعی و سلامت اجتماعی بر روی شادی آنها انجام داد. با توجه به چارچوب این پژوهش جنبههای ساختاری روابط اجتماعی (شبکه اجتماعی، انسجام اجتماعی) بر سلامت افراد تأثیر گذاشته است و جنبه کارکردی این روابط یعنی حمایتهای درک شده، از طریق مکانیسمهای تعدیل کننده استرس عمل میکنند و مطابق مدل این پژوهش مسیرهای متعددی وجود دارد که افرد از طریق مشارکت در شبکههای اجتماعی به شادابی برسند در واقع همبستگی فرد در شبکههای اجتماعی ممکن است به صورت مستقیم حالات روانی مثبتی را از قبیل احساس هدفمند بودن، شناخت ارزش خود، احساس امنیت و احساس تعلق را به وجود بیاورد و حالات روانی مثبت نیز به نوبه خود سلامت روانی افراد را بهبود ببخشد. بدین منظور این پژوهش با روش پیمایش360 نفر از افراد شهر تهران را توسط پرسشنامه و از طریق مصاحبه به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای مورد بررسی قرار داد. نتایج نشان داد که میانگین شادی افراد شهر تهران برابر 04/51 در مقیاس 0 تا 100 میباشد. بنابراین میانگین شادی افراد در حد متوسط قرار دارد. بیشترین تأثیر بر روی متغیر شادی را متغیر سلامت اجتماعی با 691./. و پس از آن متغیر سایز شبکه 199/. دارند. متغیر فراوانی تماس با 146/.- اثری معکوس بر روی متغیر شادی دارد ولی زمانی که ابعاد متغیر سلامتاجتماعی کنترل شود متغیر فراوانی تماس اثر معنیداری بر روی متغیر شادی ندارد.
موسوی و چلبی(1387) تحقیقی را با عنوان«بررسی جامعهشناختی عوامل مؤثر بر شادی در سطوح خرد و کلان» انجام دادهاند. این مطالعه با دو روش پیمایشی و تحلیل ثانویه از نوع عرضی ملی (2001-1996) انجام شد که در روش پیمایش با انتخاب 368 نفر از شهرهای تهران، یزد، اردکان و میبد با استفاده از پرسشنامه آکسفورد که تعداد افراد نمونه در شهرهای تهران، یزد، اردکان و مبید به ترتیب برابر192،100، 49 و 45 نفر میباشد و روش تطبیقی کمی با استفاده از دادههای ثانویه که بر روی 69 کشور که بر اساس نتایج موج چهارم پیمایش ارزشهای اینگلهارت به دست آمده، صورت گرفته است. در سطح خرد متغیرهای انزوای اجتماعی، احساس ناامنی، بیاعتمادی و سوءظن، آنومی و غضب اخلاقی به عنوان متغیرهای مستقل مورد بررسی قرار گرفت. در سطح کلان نیز: سطح ایمنی، فردگرایی، برابری درآمد، توسعه اقتصادی و سرمایه اجتماعی بررسی شده است. نتایج حاصل از سطح خرد نشان دهنده آن است که میانگین شادمانی بر اساس مقیاس0 تا 100 برابر با60/48 میباشد که این مقدار کمتر از حد متوسط شادمانی میباشد و میزان آن در بین شهرهای مورد بررسید دارای تفاوت معنیداری نمیباشد. ضرایب همبستگی پیرسون بین متغیرهای تحقیق نشان دهنده این است که بین متغیرهای مستقل(انزوای اجتماعی، بیاعتمادی، آنومی، احساس ناامنی و غضب اخلاقی) معکوس و در سطح خطای 01/0 معنیدار میباشد. از بین متغیرهای مستقل نیز انزوای اجتماعی دارای بیشترین همبستگی معکوس با شادمانی میباشد. یافتههای تحلیل رگرسیون نیز حاکی از آن است که اثر متغیر انزوای اجتماعی بر شادمانی بیش از دیگر متغیرهای مستقل میباشد. نتایج سطح کلان نشان میدهند در مجموع میانگین شادمانی در کشورهای با درآمد بالا بیشتر از میانگین شادمانی در کشورهای کمدرآمدتر است. طبق معادله تحلیل رگرسیون، از بین متغیرهای مستقل، توسعه اقتصادی(584/0) دارای بیشترین اثر خالص بر شادمانی میباشد. پس از آن سطح نابرابری(413/.) در توضیح شادمانی مقدار مثبت و غیر منتظرهای است، پس از بررسی نوع رابطه بین این دو متغیر مشاهده شد این رابطه از نوع سهمی درجه دو میباشد. پس از آن متغیرهای سطح ایمنی(331./.)، فرگرایی(189./0-) و سرمایه اجتماعی (319./.) قرار دارند. بررسی نتایج به صورت کلی نشان دهند آن است که روابط اجتماعی توأم با اعتماد اثر تعینکنندهای بر شادمانی دارد و در این میان خانواده و دوستان، مهمترین منبع تأمینکننده شادمانی افرادند که در شرایط فعلی، اغلب به عنوان پناهگاهی در مقابل ناامنی و آنومی و ناملایمات ناشی از محیطهای خارجی نقش خود را ایفا میکنند. در کل انزوای اجتماعی در سطح خرد و سرمایه اجتماعی در سطح کلان اثرات چشمگیری بر شادمانی دارد یعنی روابط همراه با اعتماد، یکی از تعیین کنندههای مهم شادمانی است.
جریبی و آستینفشان(1388) در پژوهشی تحت عنوان «بررسی عوامل مؤثر بر نشاط اجتماعی (با تأکید بر استان تهران) » به شناسایی عوامل مؤثر بر نشاط اجتماعی(بعنوان یکی از پارامترهای توسعه اجتماعی) پرداختهاند. مجموعه مطالعات نشان داد که تقویت نشاط اجتماعی در جامعه به صورت تک علّتی نمیباشد بلکه مجموعهای از عوامل فردی و فرافردی (مثل احساس محرومیت، ارضای نیازها، احساس مقبولیت نزد دیگران، احساس عدالت توزیعی، فضای عمومی جامعه، پایگاه اقتصادی و اجتماعی) در تقویت و یا کاهش نشاط در افراد جامعه تأثیر دارند. به لحاظ روششناسی، این تحقیق در دو سطح توصیفی و تحلیلی (همبستگی) انجام شده و برای شناخت عوامل مرتبط با نشاط اجتماعی از آزمونهای شدت همبستگی و رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل افراد ۱۵ تا ۶۵ سال ساکن در استان تهران است و حجم نمونه تحقیق ۲۰۰۰ نفر میشود. نتایج حاصل از ترکیب گویهها در خصوص احساس نشاط اجتماعی در بین پاسخگویان حاکی از این است که احساس نشاط در بین 18 درصد از پاسخگویان در حد کم و بسیار کم میباشد و در مقابل ۲۸ درصد پاسخگویان از احساس نشاط بالایی برخوردار هستند. یافتهها بیانگر متوسط بودن این احساس در بین اکثریت پاسخگویان است به این معنی که ۵۴ درصد احساس نشاط اجتماعی خود را در سطح متوسط ارزیابی کردهاند. همچنین نتایج رگرسیون چند متغیره نشان میدهد که در ابتدا متغیر امید به آینده وارد معادله شده است، این متغیر به تنهایی توانسته است 30./. درصد از تغییرات متغیر نشاط اجتماعی را تبیین کند. با واردکردن متغیر بعدی یعنی ارضای نیازهای عاطفی به مدل رگرسیونی، به مقدار 15/0 درصد به ضریب تعیین افزوده و کل ضریب تعیین ناشی از وجود دو متغیر امید به آینده و ارضای نیاز عاطفی047/0 میرسد. با ورود متغیر مقبولیت اجتماعی به مدل رگرسیونی به میزان066/0 درصد به ضریب تعیین افزوده شده است، که در مجموع، سه متغیر امید به آینده، ارضای نیاز عاطفی و مقبولیت اجتماعی توانستهاند 537/0درصد از تغییرات متغییر نشاط اجتماعی را تبیین کنند.
اقلیما و ابراهیم نجفآبادی (1390) پژوهشی را با عنوان «بررسی تأثیر میزان سرمایه فرهنگی در میزان احساس شادی زنان جوان (15-24ساله) در شهر اصفهان» انجام دادهاند. هدف از این تحقیق بررسی تأثیر میزان سرمایه فرهنگی در سه بعد وسایل فرهنگی، مهارت فرهنگی و مدارک فرهنگی در میزان احساس شادی زنان جوان(15-24 ساله) شهر اصفهان است که بعد تجسمیافته (مهارت فرهنگی) بیانگر چیزهایی است که افراد میدانند و میتوانند انجام دهند یا تواناییهای بالقوهای است که به تدریج بخشی از وجود فرد و در او تثبیت شدهاند. اما سرمایۀ فرهنگی عینیتیافته (وسایل فرهنگی) بیشتر در کالاها و اشیاء مادی تجسم مییابد، و از ویژگیهای بارز آن قابل انتقال بودن است و بعد نهادی (مدارک فرهنگی) ابعادی دیگر از سرمایههای فرهنگی است که مرتبط با مدارج آموزشی و امتیازات ضمانت شده است و به دارندۀ آن مدارج ارزشی متعارف، قانونی، دائمی و ضمانت شده اعطا میکند. همچنین در این پژوهش شادی متشکل از سه بعد احساسی، شناختی و اجتماعی است. روش کار در این پژوهش پیمایشی است و جامعه آماری این تحقیق کل زنان 15-24 ساله شهر اصفهان است که، به گزارش مرکز آمار این استان، 239072 نفر هستند. با توجه به پراکندگی جامعه آماری در مناطق شهر اصفهان، حجم نمونه، بر اساس فرمول کوکران، با خطای 5 درصد، 200 نفر برآورد شده است. در این پژوهش از روش نمونهگیری متناسب در منطقه استفاده شدهاست؛ به طوری که نمونهها از هر منطقه و متناسب با جمعیت آن منطقه انتخاب شدند. یافتههای تحقیق نشان میدهد ارتباط سرمایه فرهنگی و شادی مستقیم است و این ارتباط در بعد شناختی، سپس در بعد احساسی، و در نهایت در بعد اجتماعی شادی قویتر است. در حیطه ابعاد سرمایه فرهنگی، بیشترین تأثیر در بعد وسایل فرهنگی، سپس مهارتهای فرهنگی، و در نهایت مدارک فرهنگی است. میانگین احساس شادی در بین زنان جوان(15-24) شهر اصفهان 53/54 بوده که به ترتیب بعد احساسی، بعد اجتماعی، و سپس بعد شناختی بیشترین میزان را به خوداختصاص دادهاند. میانگین سرمایه فرهنگی 57/27 است که براساس نتایج به دست آمده، مهارت فرهنگی دارای بیشترین فراوانی و مدارک فرهنگی دارای کمترین فراوانی است. از سوی دیگر، وسایل فرهنگی دارای بیشترین نابرابری و مهارت فرهنگی دارای کمترین نابرابری در بین زنان جوان است.
پناهی و دهقانی(1391) پژوهشی با عنوان «بررسی عوامل مؤثر بر شادی دانشجویان با تأکید بر مشارکت اجتماعی» و با هدف بررسی عوامل مؤثر بر شادمانی دانشجویان با تأکید بر مشارکت اجتماعی و با استفاده از نظریات موجود یک چارچوب نظری تلفیقی تدوین و بر اساس آن فرضیههایی مطرح کردهاند. شادی در این پژوهش متشکل از سه جزء اساسی عاطفی، شناختی و اجتماعی است. جزء عاطفی(هیجانی) که باعث حالات هیجانی مثبت و خوشایند در افراد است و جزء شناختی نوعی تفکر را شامل میشود که وقایع روزمره را با خوشبینی ارزیابی میکند و جزء اجتماعی نیز به روابط اجتماعی گسترده و مثبت با دیگران منجر میشود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاههای علامه طباطبایی و صنعتی امیرکبیر هستند که از آن، نمونهای به حجم 400 نفر با روشهای نمونهگیری خوشهای طبقهای متناسب انتخاب شد، و دادههای تحقیق از طریق پرسشنامه جمعآوری و تجزیه و تحلیل گردید. متغیرهای مستقل این پژوهش عبارت از پایگاه اجتماعی و اقتصادی، رضایت از تأمین نیازهای مادی، اعتماد به دیگران، مشارکت اجتماعی رسمی و غیر رسمی میباشد. نتایج حاصل از تحلیل چند متغیره نیز گویای آن بود که متغیرهای ارضای نیازها، اعتماد به دیگران و مشارکت اجتماعی غیررسمی به ترتیب بیشترین تأثیر را بر روی شادی دانشجویان دارند.
ربانی و همکاران(1390) پژوهشی را با عنوان «رویکردی جامعهشناختی به احساس شادمانی سرپرستان خانوار در شهر اصفهان» انجام دادهاند. این پژوهش از نظر کنترل شرایط پژوهشی پیمایشی، از نظر وسعت پهنانگر و از نظر زمانی مقطعی است. در رویکرد اجتماعی(جامعهشناختی) نیز اعتقاد کلی بر آن است که شادی امری است که در بستر اجتماع حاصل میشود و در همان بستر نیز از بین میرود. بهعبارت دیگر، شادی و هر هیجان دیگر، را بایستی در ساختارها و روابط خرد و کلان اجتماعی- سیاسی جستجو کرد بنابراین متغیرهای مستقل در نظر گرفته شده عبارتند از: سرمایۀ اجتماعی، حقوق شهروندی، منزلت نقشی، استفاده از امکانات فرهنگی- بهداشتی، رضایت از امکانات منطقه میباشد. جامعۀ آماری آن کلیۀ سرپرستان خانوارهای شهر اصفهان است که در سال 1385، 441782 نفر بودهاند و حجم نمونۀ مقتضی بر اساس فرمول کوکران 384 نفر تعیین شده است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد: میانگین احساس شادی در دامنۀ صفر و صد در بین سرپرستان خانوارها 23/56 بود (بعد احساسی37/59، بعد اجتماعی42/55 و بعد شناختی88/53) و از بین متغیرهای زمینهای مورد مطالعه، احساس شادی سرپرستان خانوار بر حسب جنس، وضعیت تأهل و شغل متفاوت است. همچنین متغیرهای سرمایۀ اجتماعی، رضایت از امکانات منطقهای، میزان برخورداری از حقوق شهروندی، میزان منزلت نقشی(کارآمدی اجتماعی، خانوادگی و فردی) و درآمد با احساس شادی سرپرستان دارای همبستگی مستقیم است. به طوری که مدل بهدست آمده از متغیرهای مؤثر، بر اساس رگرسیون چندگانه با روش گام به گام، حدوداً 45 درصد از واریانس احساس شادی در جامعۀ آماری را تبیین میکند. برخورداری از حقوق شهروندی، منزلت نقشی و سرمایۀ اجتماعی به تریب دارای بیشترین تأثیر بر شادیاند.
عباسزداه و همکاران(1391) پژوهشی را با عنوان «انواع سرمایهها، حلقه مفقوده در تبین شادکامی دانشجویان(دانشجویان دانشگاه تبریز)» انجام دادهاند که در آن میزان شادکامی دانشجویان دانشگاه تبریز و برخی از عوامل مؤثر بر آن را بررسی کردهاند. در این تحقیق با استفاده از روش پیمایشی از بین تمام دانشجویان دانشگاه تبریز (24 هزار نفر) در تمامی مقاطع تحصیلی(1390-1389) 378 نفر(با فرمول کوکران) به روش نمونهگیری طبقهای تصادفی انتخاب شدند. جهت سنجش شادی دانشجویان از پرسشنامه 29 سؤالی آکسفورد استفاده شد و همبستگی آن با انواع سرمایه (فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی) بررسی شد یافتههای تحقیق حاکی از آن است که 1- میانگین شادکامی دانشجویان دانشگاه تبریز در سطح متوسط به بالا قرار دارد؛ 2- بین ابعاد سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی و سرمایه اقتصادی با شادکامی دانشجویان همبستگی معنیدار و مستقیم وجود دارد 3- براساس نتایج رگرسیون، متغیرهای مستقل وارد شده به مدل رگرسیونی (سرمایه اقتصادی، انسجام اجتماعی، اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی، سرمایه فرهنگی) 39 درصد از واریانس متغیر شادکامی دانشجویان را تبیین کرد از بین انواع سرمایهها، سرمایه اجتماعی بیشترین نقش را در تبیین شادکامی دانشجویان داشت و در میان ابعاد سهگانه سرمایه اجتماعی، بعد انسجام اجتماعی در قیاس با ابعاد دیگر آن تأثیر بیشتری بر شادکامی دانشجویان دارد. همچنین تأثیر سرمایه فرهنگی بر شادکامی بیشتر از سرمایه اقتصادی بود و سرمایه اقتصادی کمترین تأثیر را در تبیین واریانس شادکامی داشت. درمجموع، میتوان گفت برای افزایش شادکامی دانشجویان، مؤلفههای سرمایه اجتماعی و فرهنگی، مهمتر از مؤلفههای سرمایه اقتصادی قلمداد میشود.
کشاورز و وفاییان (1386) پژوهشی با عنوان «بررسی عوامل تأثیرگذار بر میزان شادکامی» انجام دادهاند. هدف از این پژوهش، بررسی عوامل تأثیر گذار بر روی میزان شادکامی است. برای این منظور 453 نفر ( 191مرد و 262 زن ) از مردم شهر یزد به صورت تصادفی انتخاب شدند و با پرسشنامه شادکامی آکسفورد، مقیاس نگرشسنجی نشاط و پرسشنامه جمعیت شناختی (شامل سن، جنس، تحصیلات، شغل، وضعیت تأهل، فعالیت هنری، فعالیت ورزشی، فعالیت مذهبی) مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج پژوهش، حاکی از آن است که بین سن، جنس، تحصیلات، فعالیت هنری، فعالیت ورزشی و فعالیت مذهبی با شادکامی، رابطه مثبت و بین بیکاری و شادکامی، ارتباط منفی وجود دارد. همچنین بین سلامت جسمی و روانی، روابط اجتماعی و خانوادگی، خوش بینی نسبت به آینده و نگرش نسبت به شادی با نمرات شادکامی، ارتباط مثبت وجود دارد.
2-1-2-1-2. ادبیات تجربی خارجی احساس شادمانی
هائو وانگ (2015) پژوهشی را با عنوان «شادی و طرد اجتماعی مردم بومی در تایوان – چشم انداز پایداری اجتماعی» انجام داده است. طبق آنچه در اهداف توسعه پایدار آمده، «شادی و شمول اجتماعی» از شاخصهای مهم پایداری اجتماعی هستند. همچنین در رابطه با توسعه پایدار اجتماعی «توجه به اقلیتهای قومی» همواره مورد تأکید قرار داشته و سازمان ملل نیز این دیدگاه را به برنامههای آینده توسعه پس از (2015) توصیه کرده است. اگر چه مجموعه‌ی قابل توجهی از ادبیات مربوط به عوامل مؤثر بر شادی گروههای مختلف در تایوان مورد بررسی قرار گرفته، اما کمتر به سلامت ذهنی اقلیتهای قومی پرداخته شده است. به ‌نظر می‌رسد برای پر کردن این شکاف، توجه ویژه به درک مسائل شادی در برنامههای توسعه پایدار اجتماعی از مردمان بومی در تایوان ضروری به‌نظر میرسد.
چارچوب سیاست‌های توسعه بومی به‌خصوص تجارب توسعه گروه‌های قومی در ایالات متحده آمریکا، نشان می‌دهد توجه به «شمول اجتماعی» روشی مناسب برای افزایش شادی مردم در مناطق دور افتاده است. در نتیجه ضروری است افراد جامعه به رعایت پیشرفت اجتماعی تشویق شوند. این تشویق باید با توجه به افزایش رفاه ذهنی افراد بومی و اطمینان از دسترسی آن‌ها به حق خود در برنامه‌های رفاه اجتماعی صورت گیرد؛ با توجه به اینکه 14 قبیله‌ی متمایز، رسما توسط شورای مردم بومی (CIP) در تایوان به رسمیت شناخته شده‌اند و یک چهارم از آن‌ها در مناطق کوهستانی دور با محدودیتهای طبیعی زندگی در سرزمین‌های سنتی، جداسازی فضایی و آسیب پذیری بالا به بلایای طبیعی زندگی میکنند. مردمان بومی این مناطق نه تنها از اقلیت‌های ملی، بلکه از محروم‌ترین گروه‌ها در تایوان هستند. آن‌ها در شرایط اجتماعی و اقتصادی خیلی بدی مثل فقر، سوء مصرف مواد، اعتیاد به الکل، وضعیت نسبی اجتماعی و اقتصادی پایین‌، دسترسی ضعیف به مفاد رفاه، آموزش و پرورش و فرصت‌های شغلی کافی به حاشیه رانده شده‌اند و از لحاظ سیاسی در تبعیض و رنج به سر میبرند. در نتیجه بسیاری از موانع اجتماعی در مناطق کوهستانی بر مردم بومی تحمیل شده و مردمان بومی این مناطق از جریان اصلی جامعه جدا هستند. آن‌ها اغلب از شرکت در برنامه‌های بهداشت و درمان حذف می‌شوند و یا قادر به دسترسی به مزایای پزشکی با توجه به پزشکان و کلینیک‌های کافی در مناطق دور افتاده نیستند. این مقاله به ابعاد اجتماعی توسعه مردم بومی تأکید کرده است و توجه ویژه به درک طرد اجتماعی و شادی و ناخشنودی آنان دارد.
این مطالعه دو هدف دارد: اول اینکه به‌منظور بررسی توزیع نمونهای از دامنههای مختلف محرومیت اجتماعی و وضعیت شادی مردم بومی از نظرسنجی گروهی به‌عنوان نماینده در سراسر کشور استفاده شده است. در مرحله دوم، این موضوع را مطالعه می‌کند که وضعیت طرد اجتماعی مختلف و ویژگی‌های اجتماعی و جمعیت‌شناختی تا چه حد با افزایش درک شادی در میان مردم بومی در ارتباط است. دادههای مورد استفاده از یک نظرسنجی (گروهی به‌عنوان نماینده سراسر کشور) از مردم بومی تایوان در سال 2007 جمعآوری شد که نمونه شامل 2200 پاسخدهنده بود و از طریق رگرسیون لجستیک باینری به بررسی اثر دامنههای مختلف طرد اجتماعی بر شادمانی با کنترل عوامل بیرونی انجام شد. دادهها شامل گزارش شادی خود و اطلاعات در مورد طرد اجتماعی مانند کمک دولت در پرداخت نقدی به‌علت مشکلات اقتصادی و نیازهای اجتماعی خاص ارائه شده است. علاوه بر مفاد عمومی رفاه متغیرهای «جنسیت، سن، تحصیلات، درآمد، مذهب، وضعیت سلامت و منطقه مسکونی» به نمایندگی از ویژگیهای اجتماعی و جمعیتی پاسخ‌دهندگان مشخص شد. با توجه به اینکه دستیابی به شادی نقش بسیار مهمی در تحقق اهداف توسعه پایدار اجتماعی ایفا میکند، متغیر وابسته در این پژوهش شادی است که قضاوت کلی هر فرد در مورد کیفیت زندگی تعریف شده و متغیر مستقل، طرد اجتماعی است.
طرد اجتماعی فرایندی است که در آن به حاشیه راندن افراد یا گروهها به‌طور سیستماتیک از مشارکت کامل در جامعه‌ای که در آن زندگی میکنند صورت می‌گیرد؛ طرد از حقوق، فرصتها و منافع. به‌طور معمول اعضای جامعه از نظر پایداری اجتماعی و اقدامات برای مبارزه با فرایند طرد اجتماعی در ارائه رفاه از جمله انتقال پول نقد، اشتغال، بهداشت و درمان، مسکن و دیگر ارائه خدمات اجتماعی مسدود شدهاند. بنابراین «حذف مزایای رفاه اجتماعی با شادی مردم بومی در ارتباط است»، یکی از فرضیه‌های این تحقیق است.
نتایج نهایی نشان می‌دهد:
احتمال شاد بودن مردم بومی مسن‌تر در مقایسه با همتایان خود بیشتر است.
احتمال درک شادی برای کسانی که ثروت بیشتری دارند، بالاتر است و افزایش درآمد ماهانه خانوار احتمال شاد بودن را افزایش می‌دهد.
پاسخ‌دهندگانی که از مدرسه فنیوحرفهای و کالج هستند یا از مراکز آموزش عالی فارغ‌التحصیل شده‌اند در مقایسه با کسانی که از مدرسه ابتدایی یا (گروه مرجع) فارغ التحصیل شدهاند احتمال شاد بودنشان بیشتر است.
بالا بردن شایستگی شغلی و سطح درآمد به ویژه برای گروه‌های فقیر با شادمانی همراه است.
در پروتستان‌ها و کاتولیکهای بومی در مقایسه با مذاهب دیگر، احتمال شاد بودن بیشتراست.
منطقه جغرافیایی نقش مهمی را در درک شادی ایفا می‌کند.
کسانی که به قلمرو سنتی مردم بومی نزدیکترند و شانس بیشتری برای ادامه سبک زندگی بومی خود دارند شادتر هستند و در واقع نزدیکی به گروه، شادی را بالا میبرد.
با توجه به وضعیت سلامت، ارتباط مثبتی بین سلامت و شادی وجود دارد؛ یعنی افراد سالم از لحاظ جسمی و روانی به احتمال زیاد شادتر هستند.
در نهایت میتوان گفت، جالب‌ترین یافتهها با توجه به اثرات محرومیت اجتماعی در شادی قابل مشاهده است. نتایج نشان می‌دهد که مردم به احتمال زیاد در صورتی که به صورت مجتمع هستند و یا در جامعه بیشتر حضور دارند بیشتر شاد هستند وکنارهگیری مردمان بومی از جریان اصلی جامعه عنصری حیاتی در توجه به طرد اجتماعی و شادمانی است. همچنین در میان پاسخدهندگان، کسانی که از مزایای پزشکی، تحصیلات عالی، ثروت زیاد برخوردارند و بدون مشکل مسکن یا مشکلات مالی هستند، احتمال شاد بودنشان بیشتر از دیگران است.

                                                    .