وی فیلسوف رادیکال آمریکایی است که در نخستین کتاب هایش کلیسا و جنس دوم(1968)وفراسوی خدا- پدر(1973)به بررسی زن ستیزی در مسیحیت و کلیسا می پردازد. وی می گوید قدرتی که مردسالاری بر زنان اعمال می کند متکی بر مسیحیت است.
زمینه های شکل گیری فمینیسم‏‏ های رادیکال:
علاوه بر فمینیسم‏‏ رادیکال که هدف آن تغییر فرهنگ جامعه بود، گروه های کوچکی نیز تشکیل شدند که این گروه ها از نظر پایگاه اجتماعی عمدتاً بر زنان تحصیل کرده و باسواد اتکا داشت. اما آن چه دنبال می شد بیشتر تغییر رفتار سطحی بود و نه تحولات حقوقی وسیاسی. از جمله می توان به علل زیر در شکل گیری این گروهک ها اشاره نمود:
معطوف به اقدامات اجتماعی مثل کمک به زنان کتک خورده، زنان تنها و . .
جنبه بسیج گری و جلب توجه عمومی
افزایش سطح آگاهی. چند گروه معروف این جناح مانند«نان و گل سرخ» در بوستن، «گروه رهایی زنان»در برکلی، «انجمن نابود ساختن مردان» و «جوراب قرمزها» بر آزادی و وحدت بانوان تأکید می کردند و بر ارتقای آگاهی و اعتماد به نفس آنان و تقویت روحیه «خواهری» تکیه داشتند. در بیانیه «جوراب قرمزها» آمده است: «زنان یک طبقه تحت ستم هستند. ستم بر ما تمام عیار است و همه ابعاد زندگی ما را تحت تأثیر قرار می دهد. ما به عنوان ابژه های جنسی، عوامل زاد و ولد، خدمه خانگی و نیروی کار ارزان استثمار می شویم. ما را موجودات فرودستی تلقی می کنند که تنها هدف آن ها بهبود زندگی مردان است».
در مجموع می توان به چکیده ای از بیانیه فمنیست های رادیکال نیویورک در سال 1970 اشاره نمود:
فمنیسم رادیکال ستم بر زنان را به عنوان ستم بنیادی می شناسد که زنان در آن بر اساس جنسیتشان به عنوان طبقه فروتر طبقه بندی شده اند. هدف فمنیسم رادیکال تشکل سیاسی برای برانداختن نظام طبقاتی جنسی است. ما به عنوان فمنیست های رادیکال بر آنیم که در مبارزه ای بر سر قدرت با مردان درگیر شده ایم و مرد تا جایی که با امتیازات متفوق نقش مردان به خود هویت می بخشد و آن را اعمال می کند، کارگزار ستم بر ماست. ما تشخیص می دهیم که آزادی زنان به معنای آزادی مردان از نقش مخرب ستمگری است و در این شرایط دچار این توهم نمی شویم که مردان نهایتاً بدون مبارزه از این آزادی استقبال می کنند. فمنیسم رادیکال سیاسی است زیرا تشخیص می دهد که گروهی از افراد (مردان) نهادهایی را در جامعه برای حفظ قدرت خود تأسیس کرده اند.
2-3-اهداف فمنیسم رادیکال:
با توجه به آن چه گذشت می توان اهداف فمینیسم‏‏ رادیکال را در موارد زیر خلاصه نمود:
1- آشکار کردن شیوه های اعمال اقتدار مردانه در همه ی حوزه های زندگی از جمله روابط «شخصی» نظیر بچه داری، خانه داری و ازدواج و همه انواع روابط جنسی نظیر تجاوز، فحشا، آزار جنسی و آمیزش جنسی.
2- انجام پژوهش هایی در ارتباط با تحلیل خشونت مردان نسبت به زنان که توسط ارزش های مردسالارانه حاکم بر جامعه پنهان شده است.
3- کشف دوباره تاریخ زنان و میراث فرهنگی ایشان
2-4-محورهای مبارزه و ابزارهای مبارزاتی فمینیسم‏‏ رادیکال
محورهای مبارزاتی فمینیسم‏‏ رادیکال را می توان در موارد زیر خلاصه نمود:
2-4-1-مبارزه با مفهوم«پدر سالاری»؛که محور اصلی آن به انقیاد کشاندن زنان است.
2-4-2-ارزش بخشیدن به زنان و زنانگی؛
2-4-3-نابود ساختن مردان؛ یکی از محورهای رادیکال ترین شکل فمنیسم مبارزه برای نابود ساختن مردان است. این فمنیست ها مردان را مسئول جنگ، اقتدار، تعصب، زور گویی . . می دانند و معتقدند کل جنس مذکر باید از میان برود. برخی از فمنیست ها معتقدند نباید مردان را از بین برد بلکه باید با هر آن چه مردان در طول تاریخ آفریده اند از جمله زن و زنانگی و مرد و مردانگی مبارزه کرد.
2-4-4-تصویب اصلاحیه حقوق برابر؛
2-4-5-لغو تبعیض های جنسی علیه زنان؛در محیط کار، سیاست، خانواده و . . .
2-4-6-تغییر بنیادی نهاد خانواده و ازدواج؛ آن ها معتقدند زنان با ازدواج تحت انقیاد مردان قرار می گیرند و مردان خانواده را «مایملک» خود می دانند و در آن ابراز قدرت می کنند که منجر به ستم بر زنان می شود در حالی که خانواده برای زنان زمینه ساز تحقیر و کم ارج کردن است. در نتیجه باید انقیاد زنان در درون خانواده مورد نقد قرار گیرد که به نفی کامل خود خانواده می رسد. فمنیست ها رادیکال منکر تکامل بخشی ازدواج می باشند و طلاق را امری مثبت تلقی می کنند.

                                                    .