رشته حقوق

پایان نامه مدیریت در مورد : برنامه ریزی راهبردی

دانلود پایان نامه

وسیعی بین شرایط کشورهای توسعه یافته صنعتی و کشورهای در حال توسعه وجود دارد، توصیه این الگو برای کشور خودمان شرایط اعمال مدیریت استراتژیک با دیدگاه تلفیقی با گرایش بیشتر درجهت پیش تدبیری است. زیرا علیرغم ریسک ناشی از عدم اطمینان از امکان پیش بینی آینده، برای سرعت بخشیدن به کاهش عقب ماندگی ها، دور اندیشی همراه با خطرپذیری بیشتری لازم است. گام نهادن بدون مخاطره به سوی توسعه در شرایط فعلی نظم سیاسی اقتصادی جهان، تقریبا امکان پذیر نیست ولی از این مخاطرات باید با دور اندیشی لازم در کشورهای جهان سوم استقبال کرد.
4-2-4-2 مکاتب 10 گانه مینتزبرگ
مکاتب 10 گانه مینتزبرگ به طور خلاصه به شرح زیر است:

1- مکتب طراحی
ایجاد تناسب بین قابلیت های داخلی و پیامدهای ممکن خارجی، هدف این مکتب است. از نظر دانشمندانی که نظریاتشان در این مکتب جای می گیرد، بسط راهبرد یک فرآیند سخت و عقلایی است. همچنین آن ها عقیده دارند راهبرد در سازمان مقدم بر ساختار است که این عقیده بیش از هر کسی منسوب به چندلر است. در هر صورت در این مکتب، مدیران با فرآیند منطقی و عقلایی به دنبال ایجاد تناسب هستند و البته این در جهت تعقیب اهداف، پیگیری می شود.
2- مکتب برنامه ریزی
از دیدگاه صاحبان این مکتب، راهبرد می تواند توسط متخصصان علم تدوین راهبرد ایجاد گردد. ابتدا باید در این رویکرد، تحلیلی جامع از اوضاع سازمان و محیط انجام شود و سپس تلفیق داده ها و نظریات مربوط به بخش های گوناگون تدوین راهبرد در پی تحلیل می آید. در این دیدگاه، در سازمان باید یک بخش رسمی برنامه ریزی راهبردی باشد که به مدیر عامل گزارش دهد. بنابراین این دیدگاه عملا سطح راهبردی را حتی در حوزه برنامه ریزان و تدوین گران از حوزه عملیاتی به طور کامل جدا ساخته است.
3- مکتب موقعیتی

 
 
از نگاه این مکتب، راهبرد ریشه در برنامه ریزی نظامی دارد و کلمه “سان زو” به معنای هنر، مبدا پرداختن به راهبرد است. راهبرد مکتب موقعیتی، ترکیبی از حرکات دفاعی و تهاجمی جنگی است و فرض بر این است که ساختار صنعت، جایگاه راهبردی را حرکت می دهد که آن نیز ساختار سازمانی را به حرکت در می آورد. تعیین جایگاه مناسب و پیگیری دستیابی به آن را می توان وجه مشخصه این مکتب دانست. بنابراین این مکتب نیز اصالت را به مدیریت راهبردی برای تعیین جایگاه می دهد و راهبرد را در راه آن به کار می گیرد.
4- مکتب کارآفرینی
این مکتب چنین می گوید که راهبرد یک سازمان بستگی به آرمان های آن و محرک بودن یک شخصیت کارآفرین دارد. پس جدا بودن آرمان ها از راهبرد به این معناست که راهبرد به عنوان بخشی از مدیریت راهبردی است که البته به درون سازمان و به کارآفرین بستگی دارد.
5- مکتب شناختی
در اینجا بسط راهبرد یک اقدام شناختی است، یعنی فهم اینکه چگونه یک ذهن کار می کند و اطلاعات را پردازش می کند. کلید درک بسط راهبرد است. این مکتب به وضوح سطح راهبردی را در یک سطح ذهنی می داند که در مقابل عینیت قرار می گیرد. راهبرد آن گاه در سطح ذهنی تدوین می شود.
6- مکتب یادگیری
از نظر صاحب نظران منسوب به این مکتب، راهبرد در سازمان در نتیجه یادگیری مبتنی بر آزمون و خطا درون یک سازمان پدیدار می شود. اصالت این دیدگاه یادگیری است اما این که این یادگیری برای چه کسی اتفاق می افتد نیز اهمیت دارد. این یادگیری برای تطبیق با شرایط محیطی توسط سازمان اهمیت می یابد یعنی عملا با هدف مکتب طراحی همخوانی دارد اما ابزار آن متفاوت است. در این جا نیز راهبرد در جهت هدف است و این یعنی مدیریت راهبردی بخش هایی دارد که از جمله آن راهبردی است که از طریق یادگیری به دست می آید.
7- مکتب قدرت
در این مکتب، راهبرد نتیجه نبردهای قدرت در بازار و درون یک سازمان است. اما آنچه تعیین کننده موفقیت در این نبرد است، پیروزی در سطح راهبردی و مدیریت راهبردی است.
8- مکتب فرهنگی
این مکتب بیان می کند که ایجاد راهبرد یک فرایند تعامل اجتماعی است که درون بستر باورها و ادراک های مشترک بین اعضای سازمان رخ می دهد. راهبرد در این مکتب هم برگرفته از مدیریتی راهبردی بوده و جزئی از آن است.
9- مکتب محیطی
بنا به دیدگاه این مکتب، سازمان باید به نیروهای محیطی که درون آن عمل می کند واکنش نشان دهد یا اینکه به عنوان مخالف قلمداد شده و نابود می شود. در این جا به وضوح می توان بیان نمود که در سطح راهبردی است که سازمان باید تعیین کند که می ماند یا نابود می شود. پس در اینجا نیز، ریشه راهبرد در مدیریت راهبردی است.
10- مکتب پیکربندی
از نظر این مکتب، راهبرد یک اقدام هوشیارانه انتقال سازمان از یک حالت به حالت دیگر تأملی در مفهوم راهبرد و راهبردی و اصالت آن ها است. مدیریت راهبردی تعیین می کند که حالت قبلی و حالت انتقالی چیست و آن گاه راهبرد بر آن اساس تدوین می شود.
سه مکتب اول، طبیعت و ماهیت ارتباطی دارند، یعنی بیش از آنکه به دنبال این باشند که راهبرد چگونه شکل می گیرد، بر این موضوع تمرکز دارند که راهبرد ها چگونه فرموله می شوند. شش مکتب بعد جنبه های ویژه فرآیند تدوین راهبرد را مورد نظر قرار می دهند و بیشتر از آنکه به تشریح رفتار ایده آل راهبردی بپردازند، به چگونگی عمل کردن و تاثیرگذاری راهبرد توجه دارند. مکتب آخر یعنی پیکربندی نیز می توان گفت حقیقتا ترکیبی از بقیه است. افراد در این مکتب به دنبال آن هستند که کل نگر و یکپارچه گرا باشند و همه اجزا را با هم ببینند. به بیان دیگر مکاتب ده گانه فوق به سه دسته تقسیم می شوند: مکاتب تجویزی، مکاتب توصیفی و مکاتب ترکیبی. مکاتبی که ماهیت تجویزی دارند به این نکته می پردازند که راهبردها چگونه باید تدوین شوند، مکاتب توصیفی چگونگی شکل گیری راهبردها و نحوه عمل کردن آن ها را بررسی می کنند و مکتب ترکیبی که مفهوم تغییر در سازمان را در بر دارد، ترکیبی از مکاتب دیگر است.
3-4-2 برنامه ریزی راهبردی گردشگری
برنامه ریزی راهبردی گردشگری چارچوبی است که به منظور هدایت سازمان ها و مقصد های گردشگری طراحی شده و بر کیفیت، کارایی و اثربخشی تاکید دارد، جهت دستیابی به یک برنامه ریزی استراتژیک موثر می بایست از نگرش ذینفعان موجود در زمینه گردشگری اطلاع کسب کرد و اهداف ذینفعان کلیدی را به یک سو سوق داده و از مدیریت و بازاریابی موثر بهره گرفت، به طور خلاصه می توان گفت برنامه ریزی استراتژیک گردشگری رویکردی عملی و ویژه به منزله ی تاکتیکی است که هدف آن افزایش منابع در دسترس و بهینه کردن منافع گردشگری از طریق برنامه ریزی دقیق، کنترل و ارزیابی است. با لحاظ کردن منافع اجتماعی و اقتصادی محلی و توسعه زیست محیطی و پایداری آن، می توان به تعادل کمی و کیفی عرضه با سطح مناسبی از تقاضا دست یافت.
1-3-4-2 مفاهیم برنامه ریزی راهبردی گردشگری
در دهه گذشته گردشگری نه تنها برای توسعه اقتصادی سازمان ملل نقش مهمی داشته ، بلکه در جهانی شدن روابط اقتصادی نیز بی ارتباط نبوده است. گردشگری به عنوان یک صنعت بر اساس فعالیت های واردات و صادرات، جریان پول بین کشور ها و مناطق را ترویج داده و به عقیده بسیاری از پژوهشگران، گردشگری به عنوان یک پدیده ی ساختاری است. با این حال گردشگری نه تنها به عنوان یک پدیده در اقتصاد کلان بلکه به عنوان پدیده ای است که توسعه را در مقیاس محلی با پیامدهای مستقیم و غیر مستقیم بر روی افراد
و مکان ها در نظر گرفته است (گونزالز و رویز، 2006).
در واقع گردشگری یک فعالیت بسیار حساس است و با شبکه پیچیده ای از روابط با بازار ارتباط بر قرار کرده است. همانطور که توسط ملو (2005) استدلال شده است روابط بین گردشگری و سایر بخش های اقتصادی نشان دهنده ی آسیب پذیری عمده آن از قبیل هر گونه تغییر در جامعه، سیاست و یا حتی فناوری که ممکن است عمیقا بر عملکرد آن اثر بگذارد. از سوی دیگر در این صنعت، رقابت مقصدهای اصلی و تلفیقی با مقصدهای کوچک و نو ظهور است. این وضعیت رقابت، موجب بالا رفتن موانع ورود رقبای جدید می شود. در نتیجه یک رویکرد ثابت برای نو آوری و مدیریت مقصد ضروری می باشد (ریچی و همکاران، 2004).
در همین راستا، نیاز به ایجاد فرایندهای جدید برای برنامه ریزی و توسعه صنعت گردشگری احساس می شود. این فرایندها باید فعالیت هایی را ترویج دهند که نیازهای گردشگران و بازدید کنند گان را در حالی فراهم کند که اشتغال و ثروت را برای جوامع محلی محقق سازد. در واقع این فعالیت ها باید متفکرانه و برنامه ریزی شده باشد و به توسعه مزیت های رقابتی مقصد کمک کند(کاستا و همکاران ،2004). ترکیبی از اهداف و اقدامات، نمی تواند از طریق شانس و یا به عنوان یک مجموعه تصمیم گیری صرف ،توسط مقامات دولتی و خصوصی اتفاق بیفتد. مقصد باید چشم انداز روشنی برای آینده داشته باشد، و چگونگی حرکت در مسیر آن، واجد شرایط و ضروری است. این فراخوان دقیق و گسترده، نیازمند مشارکت فرایند برنامه ریزی استراتژیک بوده، که مرکزی برای توسعه پایدارگردشگری در سطح ملی، منطقه ای یا محلی می باشد. با این حال با توجه به تجزیه و تحلیل مشکلات و موانع اصلی برای توسعه فرایند برنامه ریزی رسمی واضح است که این را باید بر اساس چشم انداز مشترک همه ی ذینفعان در مقصد و مسئولیت هر یک در نظر گرفت. یکی دیگر از ابعاد این نتایج فقدان منافع بیشتر نهادهای دولتی و منطقه ای مقصد برای انجام کامل برنامه ریزی استراتژیک است(کاستا و تیر 2000،کوپر 2002).
در این خصوص، حوزه استراتژی و برنامه ریزی استراتژیک را نه تنها برای سازمان ها بلکه می توان برای مقصد ها بسط داد، مقصد از ترکیب پیجیده ای از افراد، شرکت ها و محیط های طبیعی ساخته شده است (هایوود1990، هایوود و والش 1996).
در واقع برنامه ریزی استراتژیک مقصد گردشگری نیز شامل ترکیب رشته ای از انتخاب ها و تصمیم گیری در مورد استفاده از منابع موجود یک مقصد است که در یک دوره از آینده انجام می شود(براونلی، 1994). از آن جهت نیاز به یک برنامه آگاهانه و منسجم و رسمی است که اجازه خواهد داد مقصد با سرعت در شرایط در حال تغییر و توسعه سیستم های اطلاعات، برنامه ریزی و کنترل جهت نظارت و واکنش به این تغییر انطباق یابد(چاون و اولسن 1990 ،کوپر 1995).
برنامه ریزی استراتژیک در سطح مقصد نیز شامل شناسایی مشارکت کنندگان در فرایند برنامه ریزی ،ایجاد ساختار برای انجام این فرایند، تدوین چشم انداز، ماموریت و اهداف و توافق برروی یک بازه ی زمانی برای اتمام مراحل مختلف برنامه ریزی است(هایوود،1990).
4-4-2 مفهوم و تاریخچه ی کاربرد برنامه ریزی راهبردی:
مفهوم مدرن برنامه ریزی راهبردی از چهار دهه ی گذشته (حدود سالهای 1960 تا 1995) ابتدا در بخش خصوصی آمریکا بکار گرفته شده است. پس از ورود این تفکر و نظریه به بخش خصوصی و مشاهده ی مزایای آن، در بخش عمومی هم مورد استفاده قرار گرفته شده است. برنامه ریزی راهبردی به موازات و در واقع با اندکی تاخیر از برنامه ریزی ساختاری-راهبردی در آمریکا رایج شده است. این رویکرد برنامه ریزی بعد از دهه ی 1960 و به دنبال فعالیت های نظری برخی صاحبنظران رواج پیدا نموده است. شرکت های بزرگ صنعتی همچون “جنرال الکتریک” اولین کاربران برنامه ریزی راهبردی بودند. در آن زمان فقط سازمان های بزرگ با نیروهای متخصص تمام وقت قادر به برنامه ریزی راهبردی بوده اند.
این سازمان ها از تکنیک های اولیه ی برنامه ریزی راهبردی نظیر نمودار ها، ماتریسها و کمک گیری از رایانه ها، اقدامات قابل توجهی را در خصوص تصمیم گیری انجام داده اند. شرکت ها و سازمان های خصوصی در آن زمان از برنامه ریزی راهبردی برای برنامه ریزی و مدیریت امور خود در شرایط بسیار متغیر پیچیده و نامطمئن استفاده می نمودند. در دهه ی 1980 با ورود رایانه های کوچک، نوآوری ها و تکنیک های غیر کمی از جمله تحلیل نقاط ضعف ، نقاط قوت، فرصت ها و تهدید ها، منجر به سهولت استفاده از برنامه ریزی راهبردی و در نتیجه رواج آن بین سازمانهای کوچک تر و تشکیلات دولتی و نهادهای عمومی گردید (مرادی مسیحی ،1380.42).
پورتر (1996) استراتژی را “ایجاد یک موقعیت منحصر بفرد و ارزشمند که شامل مجموعه ای متفاوت از فعالیت رقبا است” تعریف می کند. هال (2000) اشاره می کند که استراتژی در جهت برنامه ریزی و توسعه گردشگری پایدار و به دنبال دستیابی به حفاظت از ارزش های منابع گردشگری، افزایش تجارب بازدیدکنندگانی که در تعامل با منابع گردشگری اند و حداکثر کردن بازده اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی به ذینفعان در جامعه میزبان است. این فرایند شامل توسعه فیزیکی، یک برنامه ی جامع و یکپارچه برای گردشگری در مقصد، به وضوح بیانگر مجموعه ای از اهداف و مقاصدی است که ارائه دهنده تمرکز برای انجام طرح و ایجاد سیستم های نظارت و ارزیابی پیشرفت به سوی اهداف و مقاصد و رویکرد برنامه ریزی که شامل ارزیابی فرصت ها و تهدید های موجود و پیش بینی آن در یک محیط است. (فالکنر، 1994).

مطلب مشابه :  دیوان بین المللی دادگستری
دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

امروزه کشورهایی که بیشتر به توسعه اقتصادی خود می اندیشند به صنعت گردشگری و فراغت به عنوان یک ضرورت مهم می نگرند. به همین دلیل گردشگری در اغلب کشورها بخصوص کشورهای غربی گسترش و پیشرفت فوق العاده ای یافته به طوری که فرانسه به تنهایی در سال 2010 پذیرای بیش از 768 میلیون گردشگر بوده است که نسبت به سایر کشورها فاصله ی قابل توجهی دارد (سازمان جهانی گردشگری 2011). سازمان جهانی گردشگری مدعی است که فقدان برنامه ریزی موجب بسیاری از نتایج منفی توسعه گردشگری مقصدها شده است. در واقع در حال حاضر برنامه ریزی استراتژیک برای گردشگری مقصد به رسمیت شناخته شده و ضروری است که منابع مقصد را برای آینده ی مدیریت پایدار و منافع مختلف زیست محیطی، مالی، جامعه و رضایت گردشگر حفظ کند(هال، 2000).
استراتژیک در برنامه ریزی و توسعه گردشگری پایدار، به دنبال دستیابی به سه هدف اساسی استراتژیک است: حفاظت از ارزش منابع گردشگری، افزایش تجارب بازدید کنندگان که در تعامل با منابع گردشگری هستند و حداکثر کردن بازده اجتماعی، اقتصادی، و زیست محیطی به ذینفعان در جامعه میزبان است.( هال، 2000). نیازهای برنامه ریزی مقصد در یک چشم انداز گسترده ، شامل زمان و چارچوب فضایی، به طوری که در برنامه ریزی گردشگری مقصد و فعالیت های تصمیم گیری مورد نیاز است، بیشتر خواهد بود. نویسندگانی مانند برام ویل و لین(1993) ذکر کرده اند که با برنامه ریزی جامع و تدوین استراتژی، حفظ فرایندهای زیست محیطی، حفاظت از میراث فرهنگی بشر و تنوع زیستی و حفظ بهره وری در دراز مدت به نفع نسل های آینده خواهد بود. در حالی که ریچی (1999) نیز شناسایی جنبه های برنامه ریزی را برای توسعه گردشگری پایدار لازم می داند و نیاز به یک افق برنامه ریزی بلند مدت، چشم انداز یکپارچه و اثرات زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی، یکپارچه سازی برنامه ریزی گردشگری و توسعه اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی گسترده تر را در دستور کار برنامه ریزی مقصد قرار داده و اطمینان از رویکرد برنامه ریزی گردشگری و توسعه را که منعکس کننده ی روند گسترده تر انتظارات بوده، با توجه به سطح مشاوره در مشارکت جامعه، لازم می داند. این اظهارات منعکس کننده ی اهمیت برنامه ریزی استراتژیک در زمینه مقصد گردشگری بوده و در دستیابی و یا تلاش برای دست یابی به اهداف گردشگری پایدار در نظر گرفته شده است.
با توجه به مطالب فوق نیاز به یک برنامه ریزی در حوزه ی گردشگری احساس می شود و یکی از رویکرد های برنامه ریزی گردشگری، استفاده از برنامه ریزی راهبردی برای رسیدن به آینده ی مطلوب است. در این خصوص برنامه ریزی راهبردی برای توسعه صنعت گردشگری در سطح بین الملل مورد استفاده قرار گرفته است. در این جهت بسیاری از کشورهای جهان در رقابتی نزدیک به دنبال کسب منافع و مزایای هر چه بیشتر، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در کشور های متبوع و بالا بردن سطح اشتغال ناشی از بهینه سازی این صنعت هستند. یقینا بهره برداری از فرصت های موجود در صنعت گردشگری، مانند هر فعالیت دیگری مستلزم اتخاذ سیاستهای اصولی و طرح برنامه هایی مبتنی بر تحقیقات و مدیریت علمی می باشد (هال و جنکینز، 1378).
5-4-2 : روش ها، مدل ها و تکنیک های برنامه ریزی راهبردی
انجام فعالیت های خاص گردشگری و برنامه ریزی مربوط به مناطق جغرافیایی و یا مقصد گردشگری، پدیده ی جدیدی نیست. توسعه گردشگری بدون بهره مندی از درک آن، پس از جنگ جهانی دوم به سرعت رشد کرد و عمدتا دارای چارچوب توسعه و استراتژی بود. با این حال دهه 1960 ودهه 1970 بیشتر احتیاط ها و دیدگاه های انتقادی در مورد گردشگری وجود داشت (جعفری 1990). در سال های مختلف فرایندها و روش های برنامه ریزی گردشگری مقصد ظهور

مطلب مشابه :  شرمساری بازپذیرکننده
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید