رشته حقوق

پایان نامه روانشناسی با موضوع : کنترل اجتماعی

دانلود پایان نامه

این تعریف همان واژه اکتسابی است که فرهنک را از رفتاری که نتیجه زیست شناختی است متمایز می سازد. وقتی فرهنگ در جامعه آموخته می شود ،ثبات ودوام پیدا می کند . در واقع تا زمانی که عوامل تغییر ودگرگونی فرهنگ ، قوی وقدرتمند نباشد ،اعضای جامعه در برابر دگرگون شدن فرهنگ مقاومت ومخالفت می نماید . برای مثال در هر فرهنگی ،شیوه خاصی برای لباس پوشیدن وجود دارد ،فقط هنگامی این شیوه دستخوش تغییر می گردد که تحت تأثیر عوامل فرهنگی نو وجدیدی (نو آوری وفرهنگی )قرار گیرد ومورد پذیرش اکثریت افراد جامعه واقع شود .
4. فرهنگ وسیله ای است برای کنترل اجتماعی :
از آنجا که افراد ،شیوه های رفتاری والگوهای فرهنگی جامعه را از طریق آموزش یاد می گیرند ،فرهنگ وسیله ای است که رفتار وتمایلات وکردار آنان را یکنواخت می کند واز طریق مجازاتهایی که اعمال می کند باعث کنترل وایجاد نظم در جامعه می گردد . کنترل اجتماعی «مجموع موانعی است که جامعه به منظور جلوگیری افراد از کجروی اجتماعی در راه آنان بوجود می آورد ».
به بیان دیگر می توان آن را به عنوان مجموعه تأثیراتی توصیف کرد که اعضای یک جامعه را به همنوایی وا می دارد .
هنگامی که گروهی از کجروان با تعدد وهمبسشتگی خود ثباتی بدست آورند ممکن است به صورت یک ضد فرهنگ (مانند هیپی ها )در آیند . ضد فرهنگ خرده فرهنگی است که ارزشها ،هنجارها ،وشیوه های زندگی آن اساساًبا فرهنگ حاکم در تضاد می باشد. چنین گروهی آگاهانه برخی از مهمترین هنجارهای جامعه بزرگتر را رد می نماید وبه امر مباهات نیز می کند .
5.فرهنگ پدیده ای پویا ،انتقال پذیر وپایدار است :
فرهنگ فرآیندی است پویا که از طریق آموزش از نسلی به نسل بعدی انتقال می یابد ،ادامه پیدا می کند ودگرگون می شود فرهنگ با انتقال تجربه ها والگوها ،قالبهای رفتاری را در ذهن افراد جامعه ،حک می کند وزمانی این قالبهای حک شد ؛آثار تجربه ها ،عمیق ومداوم وپایدار می شوند ،فرآیند حک کردن از طریق فرهنگ پذیری انجام می گیرد .

فرهنگ پذیری یعنی جامعه پذیری متعالی وژرف ونیز فراگیری فرهنگ جامعه دیگر اگر در هر یک از ما الگوهای اکتسابی یک فرهنگ تداوم یابد وبه صورت بخشی از رفتارهای ثابت ما در آید این فرآیند را فرهنگ پذیری گویند.
فرهنگ پذیری در مقیاس وسیع وقتی رخ می دهد که جامعه ای مورد تهاجم جامعه دیگر قرار گیرد،فاتحان می کوشند تا شیوه های زندگیشان را بر مغلوبانتحصیل کنند ومغلوبان نیز به نوبه خود شروع می کنند به سازگاری با برخی اعمال فاتحان .البته برخی اوقات ویژگیهای یک فرهنگ با فرهنگ دیگر هماهنگی نداشته ونسبت به انتقال آنها مقاومت می شود . برای مثال :سر خپوستان آمریکایی از اسلحه گرم ونوشابه های الکلی استعمار انگلیس با هیجان استقبال کردند ؛ولی نسبت بهخ مذهب آنها وطرز تلقی شان از کار بی تفاوت ماندند .
گوناگونی فرهنگی :
فرهنگ هر جامعه منحصر به فرد وشامل ترکیبی از ارزشها وهنجارهایی است که در جای دیگر یافت نمی شود به عنوان مثال :در بسیاری از جامعه های امروزی ،قتل عمد نوزادن یا کودکان خردسال یکی از زشترین جنایتها است ؛در حالی که در فرهنگ چین نوزادان دختر را غالباًدر هنگام تولد خفه می کردند ؛زیرا آنها به جای این که دارای خانواده به شمار آیند سرباز خانواده تلقی می گردیدند ونیز مسلمانان ویهودیان گوشت خوک نمی خورند ،حال آن که هنودها آنها را می خورند واز خوردن گوشت گاو خودداری می کنند (گیدنز،42:1374)چینیها گوشت مار را می خورند نه گوشت آدم ،در حالی که مردمان گینه های جدید گوشت آدم را لذیذ می دادند وبا لذت می خورند دامنه گوناگونی فرهنگها چنان گسترده است که ما فقط به طور غیر مستقیم آ»ها را می شناسیم وقتی درک وفهم شیوه زندگی وساخت روانی نیکان ما هم در جامعه خودمان نسبتاًمشکل است .
در این جا به چند زمینه قابل توجه که گوناگونی فرهنگها در آن نمایان می گردد اشاره می کنیم :
1. زبان :
زبان برترین عامل ومهمترین حامل میراث فرهنگی انسان است ؛هیچ انسانی بی نیاز از زبان نیست . شخصیت ما در یک حد وسیع ،به کمک زبانی که از طریق فرهنگ جامعه به ما منتقل می شود ،شکل می گیرد ما فقط به کمک کلمات معنا دارا فکر می کنیم ودنیا را از خلال آنها می بینیم ؛ به کمک واژه هایی که از طریق آموزش وپرورش یاد گرفته ایم با دیگران ارتباط برقرار می کنیم ؛آموزش وپرورشی ه رنگ فرهنگ خاص جامعه را دارد .
زبانها در فرهنگها متفاوتند :نه تنها در شکل آنها بلکه همچنین در محتوای واژ هایی که به کار برده می شوند .مثلاًدر زبان سرخپوستان هو پی هیچ واژ هایی برای مشخص کردن زمان وجود ندارد . آنها نمی توانند آنچه را که ما طول مدت زمان می نمایم بیان کننده هوپی ها به مفهوم زمان فکر نمی کنند ،زیرا که واژ های نهادی آن را در اختیار ندارند .
سوارکاران مشهور آرژانتینی 200کلمه مختلف برای تشخیص وبیان رنگهای مختلف اسبها دارند ،در حالی که تنها چهار واژه برای نامیدن تمام گیاهانی که در دشتهای آنجا یافت می شود به کار می برند . کشاورزان گینه نو برای سیب زمینی که محصول عمده آنان است ،هفت واژه مختلف دارند وعربها برای شمشیر دارای صدها واژه مختلف اند که این خود نشانه ای است ازتکیه فراوان این فرهنگ بر شعر وکلام موزون .یکی از عللی که موجب می گردد در زبانهای مختلف تجربه ما به واحدهایی مجزا تقسیم شوند این است که در حقیقت تجربه های هر قومی که زبان خاص خود را می آفریند با تجربه های مردمان دیگر متفاوت است .
ادرا حسی :
از پژوهشهای مردم شناسان می توان مشاهده کرد که وقتی افراد متعلق به گروه های فرهنگی مختلف را با محرکهایی که ظاهراًیکسان هستند روبرو کنیم رفتارهای ادراکی مختلفی از خود نشان می دهند واین تجربه ایاست که در وهله اول در مورد رنگها بسیار صریح پدید می آید . اقوام مختلف در آفریقا رنگها را به یک صورت تشخیص نمی دهند .به عبارتی ،برخی رنگهای روشن مانند قرمز ،نارنجی وزرد را از یکدیگر باز نمی شناسند وبرخی دیگر رنگهای تیره وسیر ،مانند سبز،قهوه ای وسیاه را با هم اشتباه می کنند . ونظر مک لوهان در هر فرهنگ سلسله مراتب ترجیحی میان هواس وجود دارد . مردمان در فرهنگهای ماقبل با سوادی دنیا را با حواس 5گانه ومخصوصاًبا حس شنوایی ادراک می رده اند . در حالی که این امر در فرهنگی که خواندن متن نوشته وچاپ وجود دارد به گونه ای دیگر است خواندن موجب رشد طبیعی حس بینایی می شود . (بادن 113:1374)
تجربه آنسبافروتجربه برونرو گودمن به اوضاع واحوال زندگی نزدیک تر است واز جمله تجربه هایی است که به نحو مستقیم تر برای روان شناسی اجتماعی سودمند است در هردو مورد ،ازمایش با کودکان انجام ومشاهده شده است که آزمودنیها از میان تمبرهایی که ابعادشان یکی است آنهایی را که ارزش پولی آنها بیشتر است بزرگتر می بینند . همچنین کودکان آمریکایی تمبرهای کشور خودرا بزرگتر ازتمبرهای کانادایی می بینند وبرعکس (استو تنزل 134:1368)برو نرو گودمن نیز به نوبه خود مشاهده کرده اند که کودکان ضمناًابعاد سکه های پول را بزرگتر از ابعاد واقعی آن می بینند ،در صورتی که چنین ادراکی در مورد محتواهایی که به شل سکه وبه اندازه آنها بریده شده اند به چشم نمی خورد ونیز مشاهده شده است که این وضع یعنی بزرگتر دیدن سکه ها از متوالیهای مدور فدر کودکانی که به خانواده های کم در آمد تعلق دارند نسبت با یدی کودکان خانواده های ثروتنمند نمایان تر است .
3.رفتار هیجانی :رفتار هیجانی با یک سلسله تغییرات فیزیولوژیکی همراه است که احتملا در تمام انسانها پدید می آید اما ممکن است عوامل فرهنگی واجتماعی مختلف هیجانها را تحت تاثیر خود قرار می دهد .مثلا در جامعه های مختلف موقعیت های که سبب هیجانهای گوناگون می شود متفاوت است .
غربیها غالبا ترجیح می دهند که با یکسان لباس پوشانیدن دوقلوها برای آنها ارزش قایل می شوند .در یک قبیله استرالیایی،مادر یکی از دوقلوها را از بین می برد در قبیله ای از آفریقا رسم براین است که مادر ودوقلوها را به مرگ می سپارد (بادن 113:1374)در قبیله با میکه کامرون به مناسبت این واقعه ،به عکس ،جشن وسرور بزرگی برپا می شود :پدر ومادر اسم خود را عوض می کنند ودو بازوبند به بازوی خود ومادر دو گردن بند به گردن خود می بندد(استوتزل،118:1368)

مطلب مشابه :  مصادیق قانونی پرداخت خسارات توسط دولت

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در مورد آثار خارجی هیجانها ی دیگر که ظاهراً اساسی ترند همین تفاوتها مشاهده می شوند مثلاًگریه کردن به علامت رنج احتمالاًعمومیت دارد ولی ،عوامل فرهنگی در تعیین زمان ومکان وحتی شدت گریه مؤثر واقع می شود . چینی ها معتقدند که ابزار خشم هیچگاه موجه نیست ولی آنها اصرار دارند که غم واندوه باید در ملاءعام ابراز گردد سرخپوستان آمریکا توقع دارند که وقتی مردی زن یا فرزندش می میرد تا مدتی بعد از مرگ آنها زار ی کند وبه صدای بلند بگرید. (استوتزل ،207:1368)
نظام خویشاوندی :
همه فرهنگها دارای شکل مشخصی از نظام خویشاوندی هستند که در آنارزشها وهنجارهاییدر ارتباط با ازدواج وجود دارد یکی از ویژگیهای جالب ازدواج که می توان گفت کلی ترین وجهانی ترین اصل اجتماعی مربوط به آن است ممنوعیت ازدواج با بعضی از خویشاوندان مانند ازدواج با پدر ومادر ،خواهر وبرادر،دختر وپسر وامثال آنهاست .
برخی از ازدواجها ممنوع است ،به جهت این که به عنوان تابوی زنا با محارم یعنی منبع اخلاقی نیرومندی علیه تماس جنسی بین طبقات معینی از خویشاوندان شناخته می شود ولی محتوای این ممنوعیتها از فرهنگی به فرهنگ دیگر تفاوت می کند مثلاًدر برخی از جامعه ها ازدواج بین دختر عمووپسر عمودر شمار ازدواج با محارم است ودر جامعه های دیگر این طور نیست حتی این ممنوعیت در واردی شامل همه افرادی که دارای یک نام خانوادگی هستند ،نیز می گردد«در کره جنوبی »پادشاهان قدیم مصر موظف بودند با خواهران خود ازدواج کنند . در برخی از مناطق فنالند ،سنتی برجاست که مابقاً برداری توانسته است خواهر خودرا به زنی بگیرد . نموه های بسیار دیگری از عقاید مختلف راجع به زناشویی با نزدیکان وجود دارد که ثابت می کنند که عوامل اجتماعی بیش از عوامل زیستی در آن دخیل است .
5.بیان حالات با تغییرات چهره :
در فرآیند ارتباط بین افراد از دو جامعه متفاوت هریک عادات مربوط به فرهنگ خود را دنبال می کنند ،چیزی که موجب مشکلاتی برقراری ارتباط کلامی می گردد. مثلاًدر برخی از فرهنگها (تف کردن )الزاماًیک علامت تحقیر یا تنفر نیست ویا آمریکاییان برای «آه کشیدن »نفس خود را بیرون می دهند در صورتی که سوئدیها نفس را به درون می دهند (بادن 114:1374)وحرکات چشم سفیدها وسیاهان آمریکایی در هنگام گفتگو با هم فرق دارد . سفیدها ،هنگام گوش کردن ،به طرف مقابل چشم می دوزند وهنگام سخن گفتن،چشم از طرف بر می گردانند ،در حالی که در محاوره بین سیاهان این رفتار معکوس است .
6.شیوه های پرورش نوزادان :
روابط نوزاد با مادر نخستین روابط جسمانی واجتماعی آدمی است . دامان مادر نخستین جهان کودک است ودر ایجاد دیدار نسبت به جهان بسیار مؤثر است . به باور روانکاوان بی اعتنایی وبی توجهی به کودک باعث پیدایی خود ضعیف در وی می شود دلی تربیت صحیح که با نظم وانظباط متناسب همراه باشد کودک را دارای «خو»قوی واراده ی محکم پرورش می دهد .برای مثال :کارد نیررلینتون شیوه نگاهداری ورسیدگی کودک را در جزایر مارکیز مطالعه واین گونه توصیف می کنند . در جزایر مارکیز عده مردان به مراتب بیشتر از زنان است وبه همین دلیل زنان بیشتر به فعالیت جنسی می پردازند ووظیفه ونقش مادری خود را تا زیادی فراموش می کنند مادر معمولاًبه کودک خود از سینه شیر نمی دهدیا این کار را تنها برای مدتی بسیار کوتاه انجام می دهد در عوض نوعی خمیر نرم تهیه کرده کودک را به پشت می خواباند وبا قدرت این خمیر را در دهان کودک قرار می دهدرفع بقیه نیازهای او را نیز مادر به مردانی که در واقع شوهران درجه دوم او هستند واگذار می کند . عدم تماس وعلاقه مادری سبب می شود که کودکان این جامعه مضطرب ونامطمئن بار آیند. (صانعی 156:1342)
در آفریقای سیاه معمولاًنوزاد دائماًدر بغل یا پشت مادر خود است وبا تمامی حرکات بدنی او در جنبش است مثلاًدر نیجریه مادر کودک خود را تا سن 3سالگی در بغل یا پشت حمل می کند وبار سنگین تمامی غرایزی او به طور مستقیم وکامل پس از مرحله دهانی به دوش اوست .برعکس در قبیله کومانش کودک را پیوسته پارچه ای پیچیده وجدا نگاهداری می کنند وشب هنگام او را در استوانه چوبی گذاشته وکنار مادر می خوابانند .
عمل قنداق کردن نوزاد در مناطق مختلف جهان بسیار شایع است . بقراط درباره اهمیت قنداق کردن کودک می گوید که این کار افراد آدمی را خشن تر می کند (استنوتزل97:1368)
جنبه ی دیگر از تفاوتهایی که در رفتار با کودکان دیده می شود به امراز شیر گرفتن مربوط است . چنانکه از خود این امر چنین بر «ی اید ،از شیر گرفتن نوعی جدایی وبنابراین حادثه ای است دردناک که درباره آن بسیار مطالعه شده است . شرایط از سیر گرفتن نزد اقوام مختلف متغییر است واین کار ممکن است در بعضی جاها زودتر از هنگام ودر برخی ،دیرتر از هنگام ودر بعضی نقاط به طور ناگهانی ودر جاهای دیگر آرام آرام انجام گیرد . در زندگی سنتی الجزایر زمان از شیر گرفتن به محض بارداری مجدد مادر ،با خشونت صورت می گیرد در غیر این صورت این امر با تأخیر یا به تدریج انجام می شود . قوم آراپش که به ملایمت ومهربانی شهره اند ،کودکان خود را تا سه یا چهار سالگی شیر می دهند برعکس موندوگومرها که مردمانی پرخاشگر وجنگنده هستند وبرای آنان خشونت وشجاعت اهمیت زیاد دارد . در تربیت کودکان شدت عمل به خرج می دهند نه تنها بسیار زود کودک را از شیر می گیرند بلکه بدون هیچگونه نوازشی این کار را انجام می دهند .
7.پایگاه اجتماعی کودک :
شیوه های گوناگون رفتار با کودک مایه نخستین مایه اولیه تجربه اجتماعی او از سرایط محیطی است واین تجربه ،او را برای جذب فرهنگی به گونه ای که باید در آینده انجام گیرد . آماده می کند . در برخی از جامعه های امروزی ،کودک موجودی عزیز بوده ،مورد توجه عاطفی نوازش قرار می گیرد ولی در همه جا این طور نیست . همچنین در مورد افرادی که از او مواظبت می کنند ،نیز تفاوتهایی وجود دارد ،در جامعه ما ،غالباًمادر به تنهایی چنین وظیفه ای را به عهده دارد . تفاوتهایی نیز در مورد پایگاه وموقعیت اجتماعی کودک در اغلب جامعه ها وجود دارد در مغرب زمین امروز هجامعه شاهد جدایی آشکار سطوح سنی است موقعیت کودک بسیار وابسته پایین تر از دیگران است به حدی که از رهایی کودک از استعمار سخن می گویند . نوجوان بایستی برای بدست آوردن استقلال خود مبارزه کند .
مفهوم شخصیت :
با روشن شدن مفهوم فرهنگ ،اکنون می توان اذعان نمود که رفتار وحالات روانی افراد انعکاس فرهنگ آنان است وشخصیت تا حد زیادی نمایند . ویژگیهای عناصر وعوامل فرهنگ موجود در محیط است در واقع ،شخصیت در فرآیند جامعه پذیری به وجود می آید ،زیرا انسان در کنش متقابل با دیگران میراثهای جامعه را می گیرد وبه فرهنگ جامعه پیوند می خورد .
تعریف شخصیت عملاًکاردشواری است ،روان شناسان وجامعه شناسان نیز در تعریف آن اتفاق نظر ندارند . به بیانی ساده ،شخصیت عبارت است از مجموعه کلی از شیوه های درونی وبیرونی تطابق وسازش فرد با زندگی . قسمتی از شخصیت به وسیله آنچه از راه وراثت به فرد انتقال می یابد وبخشی هم توسط تجربه های زندگی معین می گردد. به موازات رشد وبالندگی فرد رفتار او نیز تغییر می یابد .
بنابراین نوزاد ونوجوانان وبزرگسال نسبت به یک تحریک محیطی معین به شیوه های متفاوت واکنش نشان می دهند . بنابراین از نظرما شخصیت یک کلیت روان شناختی است که انسان خاصی را مشخص می سازد در نتیجه یک مفهوم انتزاعی نیست بلکه تجلی همین موجود زنده است که از برون می نگریم وبرخی از آنچه را که در درون او می گذرد احساس می کنیم ،نگرش واحساس کردی که در مورد افراد متفاوت است (مای 42:1368)از همین روست که جورج کلی ،شخصیت را روش خاص هر فرد

مطلب مشابه :  مفهوم قتل از روی ترحم

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید