رشته حقوق

پایان نامه درباره فقهای امامیه، موجبات ارث

دانلود پایان نامه

و صورت دوم آن پدر، مادر با چند دختر می‌باشد. در این صورت دو فرض داریم : اول : موردی که ورثه متوفی منحصر به پدر و مادر و چند دختر برای متوفی باشد، دراین فرض 6/2 ترکه را ابوین و 6/4 آن را دختران میت می‌برند و چیزی از ترکه باقی نمی‌ماند.دوم : موردی که یکی از ابوین موجود است که با چند دختر وارث متوفی هستند، در این صورت 6/1 ترکه را پدر یا مادر می‌برد و 6/4 آن را دخترها و 6/1 باقی‌مانده به نسبت سهامشان بینشان تقسیم می‌شود.
و صورت سوم آن پدر، مادر با پسر و دختر است و آن درصورتی است که ورثه متوفی، پدر یا مادر یا هردوی آنها با یک پسر یا چند پسر و چند دختر باشد، هریک از ابوین یک سدس ترکه را برده و بقیه به اولاد داده می‌شود.بدین ترتیب اگر یک پسر باشد، همه باقی‌مانده از آن او خواهد بود و چنانچه چند پسر باشند بینشان بطور مساوی تقسیم می‌گردد و هرگاه پسر و دختر باهم باشند، پسر دو برابر دختر می‌برد.
2-3-2-8-2. سهم الارث کودک از اموال ولی و صور گوناگون آن در حقوق موضوعه
قانون مدنی ایران به تبعیت از فقهای امامیه در ماده 861 موجبات ارث را نسب و سبب ذکر کرده است. در ماده 862 اشخاصی که به موجب نسب ارث می‌برند را پدر و مادر و اولاد و اولادِ اولاد، اجداد و برادر و خواهر و اولاد آنها، اعمام و اعمات و اخوال و خالات و اولادهای آنها ذکر کرده است و در ماده 863 می‌گوید وارثین طبقه بعد وقتی ارث می‌برند که از وارثین طبقه قبل کسی نباشد.در ماده 867 تحقق ارث را به موت فرضی یا موت حقیقی بیان کرده است و در ماده 875 تا 885 شرایط و موانع ارث را ذکر کرده است بطور مثال در ماده 875 ق.م.شرط وراثت را در زنده بودن وراث درحین فوت مورث بیان کرده است و بالاخره در ماده 906 تا 915 ق.م. درخصوص سهم الارث طبقه اول و در ماده 916 تا 927 ق.م. سهم ارث طبقه دوم و در ماده 928 تا 939 ق.م. راجع به سهم الارث طبقه سوم بحث کرده است.
2-3-2-9. عول و تعصیب در فقه امامیه و حقوق موضوعه
عول در لغت به معنی زیاده و ستم و انحراف است و در اصطلاح فقهی عبارت است از توزیع کسری ترکه که بعلت زیادتی سهام نسبت به آن حاصل شده است، به نسبت مساوی بین تمام ورثه.
2-3-2-9-1. عول و تعصیب در فقه امامیه
در فقه امامیه این نوع تقسیم پذیرفته نشده است. فقهای امامیه به تبعیت از ائمه اطهار(ع) نقص را برعده خاصی از صاحبان فرض از قبیل : دختر یا دختران در طبقه اول و برکلاله پدر و مادر و یا پدری و اجدادپدری در طبقه دوم و برمتقرب به پدر در طبقه سوم وارد می‌سازند.
2-3-2-9-2. عول و تعصیب در حقوق موضوعه
قانون مدنی نیز به پیروی از فقهای امامیه، مساله عول و ورود نقص برعده خاصی از ورثه را در هر طبقه، در موارد 914، 927 و 938 بیان کرده است.
2-3-2-10. ارث ولد شبهه و ولد زنا در فقه امامیه و حقوق موضوعه
اشتباه چه ناشی از جهل به حکم باشد و چه ناشی از جهل به موضوع، ممکن است موجب پیدایش ولدشبهه شود در مطالبی که در ذیل آمده است تلاش شده است که این موضوع بیشتر توضیح داده شود:
2-3-2-10-1. ارث ولد شبهه و ولد زنا در فقه امامیه
ممکن است فرزندی نسبت به یکی از زن یا مرد ولد شبهه و نسبت به دیگری ولدالزنا باشد؛ مانند موردی که زنی با اینکه می‌داند در ایام عده است، با مردی که نمی‌داند آن زن در عده است، ازدواج نماید و نزدیکی حاصل شود و در اثر نزدیکی، فرزندی بدنیا آید، این فرزند نسبت به مرد جاهل به موضوع (جهل به عده)، ولد شبهه و نسبت به زنی که عالم به عده بوده، ولد الزنا است.و نیز ممکن است نسبت به زن و مرد هردو ولد شبهه باشد، مانند موردی که زن جهل به حکم داشته باشد. یعنی می‌داند که در عده است اما حرمت ازدواج در ایام عده را نمی‌داند. بهرحال در هر موردی که ولد شبهه صادق باشد، از آنجا که در باب زنا، نسب منتفی است ؛ موجبی برای ارث وجود نخواهد داشت.
2-3-2-10-2. ارث ولد شبهه و ولد زنا در حقوق موضوعه
در ماده 884 قانون مدنی آمده است :«ولد الزنا از پدر و مادر و اقوام آنان ارث نمی‌برد. لیکن اگر حرمت رابطه‌ای که طفل ثمره آن است نسبت به یکی از ابوین ثابت و نسبت به دیگری بواسطه اکراه یا شبهه، زنا نباشد طفل فقط از این طرف و اقوام او ارث می‌برد و بالعکس.
2-3-2-11. ارث کودک از حبوه در فقه امامیه و حقوق موضوعه
حبوه در لغت به معنی عطیه است و در اصطلاح عبارتست از: بعضی اموال اختصاصی پدر که با فوت او به بزرگترین فرزند ذکور او (پسر بزرگتراو) بعنوان ارث می‌رسد، بدون آنکه چیزی از ارث اصلی او کسر آید.
2-3-2-11-1. ارث کودک از حبوه درفقه امامیه
مشهور فقهای امامیه جبوه را واجب می‌دانند و برخی حتی برآن ادعای اجماع نیز کرده‌اند. حبوه از مختصات حقوق امامیه است و اختلافی دربین فقهای امامیه در این مساله وجود ندارد، بطوریکه عده‌ای آن را از ضروریات مذهب امامیه دانسته‌اند. دراینکه مقصود از حبوه چیست؟ تا حدودی اختلاف است، ولی نسبت به چهار چیز اتفاق نظر وجود دارد و آنها عبارتند از: « پیراهن، شمشیر، قرآن و انگشتر». در برخی روایت بجای لباس، زره از اموال حبوه بشمار آمده است.در برخی دیگر از روایات، برچهار قسم مذکور سلاح، زره، کتب و مسکن و اثاثیه داخل آن و نیز مرکب اضافه شده است.مقصود از پسر بزرگتر متوفی، بزرگترین فرزند ذکور اوست، خواه پسر دیگری داشته باشد و خواه نه و خواه دختری بزرگتر از او وجود داشته باشد و خواه وجود نداشته باشد.
2-3-2-11-2. ارث کودک از حبوه در حقوق موضوعه
ماده 915 ق.م. در مورد حبوه می‌گوید: انگشتری که میت معمولاً استعمال می‌کرده و نیز قرآن، رخت‌های شخصی و شمشیر او به پسر بزرگ او می‌رسد، بدون اینکه از حصه او از این حیث چیزی کسر شود مشروط براینکه ترکه میت منحصر به این اموال نباشد.

مطلب مشابه :  امام صادق

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید