رشته حقوق

پایان نامه حقوق درباره : اخلاق محیط زیست

دانلود پایان نامه

در نقش خدا» از کسانی است که معتقدند دست‌ورزی های ژنتیک از مصادیق دخالت در کار خدا و ممنوع است. وی افسانه ای نقل می‌کند که در آن یک غول ـ خدا با نام پرومته، در مقابل تدبیر زئوس، خدای آسمان، که قصد داشت آتش را از ساکنان زمین دریغ کند، می‌ایستد و با دوراندیشی ظاهری درباره فواید آتش و گرما، آن را برای زمینیان هدیه می برد. زئوس برای انتقام از پرومته وی را زندانی می‌کند و برای برادرش بانوی زیبایی به نام پاندورا را می فرستد. برادر پرومته پاندورا را به خانه می برد و پاندورا صندوق ممنوعه ای را که تمام بدی های دنیا در آن اسیر شده بودند، باز می‌کند و همه بدی‌ها از آن به زمین و بشریت سرایت می‌کند.
از آن جهت آثار منفی فناوری به آتش تشبیه شده است که آتش نیز در نظر اول کاملا ضروری و مفید تلقی می‌شود اما همین آتش بود که از طرفی منجر به ورود انسان به عصر آهن و سپس صنعت و فناوری شد و از طرف دیگر ابزارهای جنگی انسان را متحول ساخت. تد پیترز معتقد است دست‌ورزی های ژنتیک نیز همانند عمل پرومته آمیزه ای از غرور و دوراندیشی ظاهری است که شر و بدی را بر نوع بشر نازل می‌کند. در واقع، دی.ان.ای همان خالق ما است که ما را در جبر بیماری ها و رنج های مختلف گرفتار ساخته و دانشمندان ژنتیک تلاش می‌کنند ما را از محدودیت‌های خودرأیی آن برهانند. اما این به معنای شورش و نفوذ در قلمرو جبار بر اثر گناه غرور بیش از حد بشری و دوراندیشی به جای خدا است.
وی «بازی در نقش خدا» را به استفاده از علم برای ایجاد تغییر در حیات و تأثیرگذاری بر تکامل بشری معنا می‌کند. بر این مبنا، ما در تصمیم‌گیری و تعیین اینکه طبیعت بشر چه باشد خود را جانشین خدا کرده ایم و قرار دادن انسان در جایی که تنها به خدا تعلق دارد ممنوع است.
تد پیترز در استدلال به اینکه چرا دست‌ورزی های ژنتیک مصداق بازی در نقش خداست علاوه بر بیان فوق، به تلقی برخی گروهها اشاره می‌کند. مثلا 58 درصد از کسانی که به نظرسنجی مؤسسه تایم/سی ان ان پاسخ دادند گفتند فکر می‌کنند ایجاد تغییر در ژن‌های انسان مخالف خواست و اراده خداست. یا در نامه ای که در سال 1980 برای هشدار به جیمی کارتر رئیس جمهور وقت امریکا نوشته شده بود، چندین نفر از سخنگویان گروههای کاتولیک رومی، پروتستان و یهود عبارت «بازی در نقش خدا» را برای اشاره به کسانی به کار بردند که برای کنترل اشکال حیات تلاش می کردند. نویسندگان نامه تأکید داشتند که هر تلاشی برای تصحیح ساختارهای ذهنی و اجتماعی ما با استفاده از ابزار ژنتیک به منظور انطباق با بینش و رؤیای یک گروه امری خطرناک است.
2 ـ دخالت در نظام طبیعت
روبرت سینشایمر، متخصص ژنتیک، این اندیشه را مطرح می‌سازد که اگر با دخالت‌هایی که متخصصان علوم ژنتیک در طبیعت اعمال می‌کنند، این تلقی ایجاد شود که خود را به منزله آفرینندگان حیات ببینیم دیگر احترام نسبت به حیات را از دست می‌دهیم. همین بی حرمتی نسبت به حیات به گونه ای که طبیعت آن را به ما عطا کرده است، جرمی ریفکین از فعالان سیاسی را به شدت به حمله به پژوهش‌های زیست‌فناوری بر می انگیزد. پیام ریفکین این است: طبیعت را به حال خود بگذارید و سعی نکنید آن را بهبود بخشید! ریفکین برای تبلیغ این تلقی خود به اصول مسیحی یا یهودی یا الهیات دیگر متوسل نمی‌شود. بلکه به یک طبیعت گرایی مبهم توسل می جوید که طبق آن خود طبیعت مدعی جایگاه مقدس است.
در مقابل، کول ترنر، الهیات شناس و اخلاق شناس متخصص در اخلاق زیستی، سینشمایر و ریفکین را به خاطر جهش بدون دلیل منطقی فلسفی و الهیاتی از التزام و همراهی دی.ان.ای یا حیات به ممنوعیت متافیزیکی علیه دستکاری فنی و تکنیکی مورد انتقاد قرار می‌دهد:
«آیا دی.ان.ای جوهر حیات است؟ آیا جدا کردن آن یک عمل متکبرانه یا تقدس زدا است؟ تصور استدلالی علمی یا فلسفی که بتواند به صورتی موفقیت آمیز از یگانگی و منحصر به فرد بودن دی.ان.ای پشتیبانی کند مشکل است. حتی قابلیت دی.ان.ای برای تکثیر، این مولکول را به یک سطح برتر ماوراء الطبیعی یا اخلاقی ارتقاء نمی‌دهد. تکثیر و تولید مثل جنسی قابلیت‌هایی مهم اند، و در زیست شناسی خطیر و سرنوشت ساز. اما آنها را مشکل بتوان مایه تقدس دانست.»

وی معتقد است نسبت دادن تقدس عملکردی به دی.ان.ای یک تکلف و بدون دلیل است و الهیات شناسان به ویژه باید از این دامها بر حذر باشند: «اندیشیدن به مطالب ژنتیک به عنوان قلمرو انحصاری کبریا و آفرینش الهی کوچک کردن خدا تا سطح آنزیم‌های محدود کننده، ویروس‌ها، و تولید مثل جنسی است. برخورد با دی.ان.ای که با وجود پیچیده، شگفت‌انگیز، و ظریف و دقیق بودن تنها یک ماده است، به خودی خود تقدس‌زدایی نیست.»
عالمان شیعه به دلیل آنکه نگرشی کاملا فقهی و نص‌گرا به جای نگرش کلامی و اخلاقی به مسئله دارند، دلایل کلامی جاری در مکاتب غربی را مطرح نمی‌کنند و نمی‌پذیرند. البته برخی نویسندگان شیعه نیز با الگوگیری از متون غربی سعی کرده‌اند دلایلی چون شبهه تحدی با خالق و تغییر خلقت و مانند آن را به آیاتی از قرآن مستند کنند.
این در حالی است که این قبیل استدلات جدا بی‌پایه و حتی خطرناک است. زیرا فرجام اینکه شبیه‌سازی تحدی با خالق است، آن است که این حقیقت علمی، سنگ راه استدلال بر وجود خداوند است. یعنی ثابت می‌کند مردم نیز می‌توانند دست به آفرینش بزنند، ولی نباید این کار را انجام دهند. خطر این طور تصور انسان‌انگارانه و فروکاهش خدا در حد یک تغییر ژنتیکی، در غرب به صورت آشکار نتایج خود را نشان داده است. تا جایی که کسانی مانند جان هاریس را برانگیخته است تا ابراز امیدواری کند که مفهوم خدا نیز به سرنوشت دیگر نظریه‌های بی‌بنیاد و نامعقول دچار شود.
برخی مراجع شیعه در این باره آورده‌اند: مهندسی ژنتیک نه مشارکت در خلق به شمار می‌رود و نه دخالت در امور خالق، بلکه نوعی به کارگیری سنت‌ها و قوانین الاهی است که کشف و کاربست آنها بیانگر قدرت عظیم خداوند به شمار می‌رود. آیت‌الله جوادی آملی در خطبه‌های نماز جمعه قم با اشاره به آیه «لیس کمثله شیء» اظهار داشت که خداوند این آیه را تنها درباره خود گفته است، نه مخلوقات و مصنوعاتش و نفرمود هر چه من آفریدم، لیس کمثله شیء. ایشان سپس نتیجه می‌گیرد: شبیه سازی حتی اگر در انسان راه پیدا کند، نه آسیبی به توحید می‌رساند و نه به نظام خلقت. این نظیر کارهای مصنوعی است که در بخش نباتات در گل‌خانه‌ها انجام می‌شود.
آیت‌الله علی خزعلی نیز در سخرانی در همایش دیدگاه‌های اسلام در پزشکی با اشاره به فناوری‌هراسی رایج در برخی مسائل نو و ناشناخته در جامعه می‌گوید: مسئله شبیه‌سازی مشکلات و مبهمات زیادی دارد. [اما] قدم اول است، مثل بچه‌ای که در قدم اول بلند می‌شود و زمین می‌خورد. …آیا این جایز است یا از نظر دستگاه خلقت اشکال دارد؟ جایز است و هیچ مانعی هم ندارد، وارد کار بشوید. گاهی با نظر کوتاه می‌نگریم. در این مشهد وقتی برق برقرار شد، عده‌ای حرم حضرت رضا را ترک کردند و می‌زدند با عصا لامپ‌ها را می‌شکستند.
در مجموع فقه شیعه به درستی از ادبیات تخیلی و تصورات منبعت از رمان‌ها و کتاب‌هایی چون «دنیای قشنگ نو» دور بوده و غالبا بدون توجه به دلایل اخلاقی مبهم، وجود یا عدم وجود ادله فقهی خاص را مرکز توجه قرار داده‌اند. عالمان شیعه در این گونه مسائل معمولا اصاله‌الاباحه را محور قرار داده و تا اقامه یک دلیل معتبر نقلی یا عقلی آن را کنار نمی‌زنند. بعلاوه همان‌طور که اشاره شد معتقدند طبیعت ساخته خدا است، نه خود خدا و تقدیس طبیعت در تفکرات اخلاقی مسیحیت به طوری که یکی از بنیادهای اخلاق و شرع باشد قابل قبول نیست.
مبحث دوم ـ ملاحظات دال بر حرمت ثانوی

مطلب مشابه :  دیدگاه ابن سینا

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

با توجه به مبانی که در تمیز افعال اخلاقی و حقوقی گفته شد، هر فعل منافی با عقاید و احکام شرعی غیراخلاقی نیز قلمداد می‌شود. از آن جمله است هر فعلی که موجب ایراد آسیب به افراد و جامعه شود. از این جهت ممکن است فعلی فی نفسه مباح باشد، اما ادله دیگری مانند حرمت اضرار به غیر موجب تحریم ثانوی آن شود.

این ملاحظات بر عوارض و آثار ادعایی ناشی از بکارگیری زیست‌فناوری یا استفاده از محصولات تراریخته تمرکز دارد. مدعا مورد بحث در اینجا آن است که حتی اگر مهندسی ژنتیک و زیست‌فناوری از منظر اخلاقی دارای مسئله ذاتی نباشد، از آن جهت که آثار مخرب احتمالی بر سلامت انسان، گیاه و حیوان دارد از منظر اخلاقی توسعه ‌این فناوری و کاربرد آن اخلاقی نیست. البته همان طور که از مباحث قبل این گفتار بر می‌آید، این مسئله در اسلام تحت عنوان فقه زیستی قابل بررسی است نه اخلاق زیستی و با ادله‌ای همچون لاضرر و اتلاف و تسبیب حکم آن مشخص می‌شود نه کرامت انسان، تقدس طبیعت و مانند آن.
1 ـ تأثیر بر سلامتی انسان
احتمالات یا مضرات محدودی همچون ایجاد مسمومیت و آلرژن‌های جدید، افزایش خطر ابتلا به سرطان و آسیب رساندن به کیفیت غذا… برای محصولات اصلاح شده ژنتیکی یا همان تراریخته، گفته شده است که یا حدس و گمان‌هایی هستند که به هیچ گزارش علمی مستند نشده‌اند و یا ضرر عرفی معتد به که منجر به حکم شرعی باشد در بر ندارند.
عمده ادعایی که به عنوان حدس و گمان درصد بالایی از ادعاهای علیه زیست‌فناوری را تشکیل می‌دهد، استناد به احتمال ضرر به طور کلی است. برای مثال برخی گفته‌اند: از طریق فناوری زیستی امکان ایجاد تغییرات ژنتیکی در انسان فراهم می‌شود واین امر پیامدهای غیر قابل پیش‌بینی دارد که بر ما معلوم نیست و لذا اخلاق اجازه چنین کاری را نمی‌دهد. خطری که عینا درباره محیط‌زیست نیز مطرح می‌شود. با این استدلال که دست‌کاری ژنتیک ممکن است یک اکوسیستم را با پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی خود تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین مشکل زیست‌فناوریاز منظر این عده آن است که یک ارزیابی کوتاه مدت در مورد آن قابل اعتماد نیست بلکه باید با ارزیابی بلندمدت و در سطحی وسیع بی‌خطر بودن آن اثبات شود.
تد پیترز، کشیش مسیحی و استاد حوزه علمیه دینی لوتری کالیفرنیا نیز که از مهم‌ترین علمای اخلاق به ویژه اخلاق زیستی در دو دهه اخیر است، معتقد است ویژگی غیرقابل پیش‌بینی بودن آثار مداخله ژنتیکی مستلزم آن است که ممنوعیتی فراگیر در مورد تغییر و اصلاح و مهندسی ژن‌هایی ایجاد شود که به نسل‌های آینده منتقل خواهند شد.
همین استدلال از جانب مسئولان مدعی حمایت از محیط زیست کشور ما نیز بارها بیان شده است. مثال بارز آن جنجال علیه اولین برنج تراریخته جهان است که با 10 سال تلاش متخصصان زیست‌فناوری ایران به دست آمده ولی از سال 1384 تا کنون سرنوشت آن معلق مانده است. با وجود اینکه این محصول تمامی آزمایشات ارزیابی خطر را طی این دوره 10 ساله طی کرده و مجوزهای لازم را دریافت کرده است، رییس وقت سازمان محیط‌زیست با اظهار نگرانی از تاثیرات احتمالی این برنج بر سلامت انسان در نسل‌های آینده اعلام می‌کند که باید اثرات مصرف آن دست‌کم روی یک دوره تولیدمثلی بررسی شود! همچنین در یک نشست خبری در دفتر اداره کل محیط زیست و توسعه پایدار وزارت کشاورزی اعلام می‌شود، مشکلات مربوط به تولید محصولات دست کاری شده ژنتیکی تنها در طول زمان و نسل‌های بعدی مشخص خواهد شد. در این نشست دکتر غلامرضا امینی رنجبر، مدیرکل این دفتر و مشاور وزیر جهاد کشاورزی با حمله به زیست‌فناوری نوین، تولید محصولات تراریخته را نگران‌کننده توصیف و تلویحااستفاده از زیست‌فناوری کشاورزی را به بهانه‌هایی چون افزایش جمعیت رد می‌کند.
در موضع‌گیری دیگری، محسن جهان‌شاهی دبیر کارگروه ملی ایمنی زیستیسازمان محیط‌زیست، با بیان اینکه به طور قطعی نمی‌توان در ارتباط با سلامت این محصولات نظر داد، تاکید کرد: تأثیر تکنولوژی‌های نوین طی 5، 10 و حتی 20 سال بر سلامت انسان مشخص نمی‌شود و ممکن است پس از 100 سال نتایجش روشن شود! اما اگر این اظهارات علمی و در راستای دفاع از محیط زیست و سلامت انسان نیست چرا در سطح وسیعی دنبال می‌شود. دلایلی وجود دارد که نشان می‌دهد مبنای این اظهارات همان پدیده زیست‌فناوری‌هراسی است که ریشه در آن سوی مرزها دارد و در گفتار آخر این فصل بررسی خواهد شد.
پاسخ این ادعاها نیز روشن است. زیرا همان‌طور که برای نمونه یک داروی شیمیایی ارزیابی‌های طولانی‌مدت و سخت‌گیرانه‌ای را برای سنجش مفید بودن و ارزیابی خطر طی می‌کند، یک دارو یا محصول زیست‌فناوری نیز همان مراحل را طی می‌کند. در ارزیابی خطر کلیه محصولات غذایی و دارویی استانداردهای مشخصی تعریف شده است که در آنها مراحل ذیل طی می‌شود:
1. شناسایی آسیب‌های نامطلوب احتمالی
2. تخمین شدت آسیب‌های نامطلوب
3. تخمین (درصد) احتمال بروز آسیب‌های نامطلوب
4. تعیین میزان خطر (حاصل ضرب آسیب در احتمال بروز آسیب)
تمام این چهار مرحله در تعیین خطرناک بودن یک محصول اثرگذارند. ممکن است در مرحله اول خطرات نامطلوب احتمالی احراز شود ولی در مراحل بعدی شدت،درصد احتمال، و میزان خطر به میزانی نباشد که مصرف محصول، خطرناک تشخیص داده شود. برای مثال نمی‌توان گفت چون به خیابان رفتن با خطر احتمال تصادف روبرو است، باید به خیابان آمدن مردم ممنوع شود. در این مثال نتیجه ارزیابی مرحله یک و دو مثبت است، اما ارزیابی مراحل سوم و چهارم مشخص می‌کند به خیابان رفتن مجاز است.
بنابراین ادعاهایی که راجع به احتمال خطر بیان می‌شود، در هر علمی مطرح است و استانداردهای ارزیابی خطر در هر مورد تعیین کننده قابل پذیرش بودن یا غیرقابل پذیرش بودن خطر مورد نظر خواهد بود. مسلما ارزیابی خطر برای اصلاح ژنتیک یک انسان استانداردهای سخت‌گیرانه‌تری نسبت به اصلاح ژنتیک یک حیوان و گیاه دارد. از همین رو هر محصول و تکنیکی در زیست‌فناوری باید جداگانه مورد ارزیابی خطر قرار گیرد و پس از طی مراحل آن موضع‌گیری علیه آن منطقی نیست.
2 ـ مخاطرات زیست محیطی
یکی از مهم‌ترین پژوهش‌ها درباره نظریه‌های زیست محیطی را آلدو لئوپارد در سال 1948ارائه کرد که مورد ارجاع پژوهش‌گران بعد واقع شده است. نظریه اخلاق زمین لئوپولد تلاش دارد از لحاظ نظری روشی چند مرحله‌ای برای سنجش میزان اثرگذاری و متقابلا مسئولیت انسان بر زمین و محیط زیست ارائه کند. وی یکی از پیش‌تازان مطالعات بوم‌شناسی است و دانشمندان زیادی باورها و مطالعات خود را بر پایه مفاهیمی استوار می‌سازند که وی اولین بار در حوزه مطالعات راجع به محیط زیست ارائه نمود. بر مبنای نظریه لئوپارد می‌توان با توجه به اینکهمحیط‌زیست مواد ضروری ارزشمندی از غذا و پناهگاه و منابع در اختیار بشر می‌گذارد، مسئولیت حفظ آن را اثبات کرد.
در اسلام نیز با توجه به ضرورت حفظ محیط زیست برای بقای بشر و حق نسل‌های آینده در آن اهمیت زیادی به این مسئولیت داده شده است. نصوص فراوانی وجود دارد که در آنها از آسیب‌رساندن به محیط زیست نهی شده است. در صورت عدم وجود چنین روایاتی نیست ممنوعیت این عمل از سایر نصوص اسلامی و احکام فقهی به دست می‌آید. برای نمونه، با عنایت به اینکه آبادسازی زمین کاری ستوده است، ناپسندبودن تخریب آن روشن می‌شود. همچنین از مذموم دانستن اسراف و تبذیر در اسلام، لزوم شکر هر نعمتی به تناسب همان نعمت، لزوم مراعات عدالت بین‌نسلی، حرمت ایذاء مردم و مانند آن می‌توان به حرمت یا مذموم بودن تخریب محیط زیست پی برد.
اندیشمندان اسلامی، اغلب تحت عنوان فقه محیط زیست به این مباحث پرداخته و کمتر واژه اخلاق محیط زیست را به کار برده‌اند که دلیل این امر را در بحث از معنای اخلاق زیستی و معادل آن در نظام حقوقی اسلام بررسی کردیم.
یکی از مسائل جنجالی در بین موضوعات مربوط به حفظ و مصرف منابع طبیعی، استفاده روزافزون از زیست‌فناوری با هدف ایجاد ویژگی‌های خاص در محصولات کشاورزی و زراعی است که از سوی برخی ادعا می‌شود آسیب‌هایی به محیط زیست وارد می‌کنند. مثلا ایجاد مقاومت به علف کش‌ها، بیماری‌های

مطلب مشابه :  علامه طباطبایی
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید