رشته حقوق

پایان نامه با واژه های کلیدی نمایشنامه، میرزا آقا، ایرج میرزا، تماشاگران

دانلود پایان نامه

منظور او البته باقی ماندن نام حکومت به نیکی و مسلمانی است. در پایان نمایشنامه نیز، ‌حاجی رجب، ‌که قربانی حقه و نیرنگ فراشباشی و در واقع قربانی آیرونی نمایشی خلق شده توسط میرزا آقا است، با کنایه ای، ‌فراموش نشدنی بودن این حکومت را تایید می کند، ‌فراموش نشدنی از لحاظ فشار و غبن مالی. آیرونی نمایشی حاصل از آگاهی تماشاچی از قصد و نیت زمان خان در ابتدا و پایان ماجرا – که بالاخره فراموش نشدنی بودن حکومت حاصل شد، ‌اما در جهتی خلاف آنچه مورد نظر زمان خان بود – و تضاد آشکار میان این دو، خنده تلخی بر لبان تماشاگران این نمایشنامه می نشاند که از تخصصهای میرزا آقا تبریزی است.
میرزا آقا در این نمایشنامه به گونه ای دیگر به فساد فراگیر حکومت قاجار پرداخته است. این نمایشنامه سرشار از گفتگو ها و صحنه هایی است که نشان دهنده فساد اخلاقی بزرگان و امیران و مدیران جامعه و افشا کننده حلقه های به هم پیوسته فساد از پایین تا بالای سیستم حکومتی است، رشوه ابزاری کارآمد برای همه سطوح حکومت است در حالیکه همه وانمود می کنند که دوستداران شریعت، قرآن و ناموس ملتند و در عمل راه را برای مفسده باز می گذارند تا جریمه کنند و پولی به جیب بزنند. در واقع تمام شخصیتهای این نمایش، ‌دچار نوعی آیرونی – خودکاهی و کلامی – در رفتار و گفتار خود هستند که بر جذابیت این اثر می افزاید. آخوندزاده درباره این اثر ، میرزا آقا را دعوت به خوش بینی می کند و در صورت نیاز حتی به شانس و تصادف رهنمون می سازد. منظور آخوند زاده از این نصیحت، ‌استفاده از آیرونی حادثه در مواقعی است که راه برای پیروزی خیر از همه طرف بسته است و جز معجزه راهی برای پیروزیش نیست. اما بر خلاف آخوندزاده که به هر قیمتی – حتی استفاده از حوادثی دور از ذهن – به دنبال پیروز کردن حق بر باطل و دادن پندی اخلاقی است، ‌ میرزا آقا با تاکید بر رئالیسم، ‌ سرنوشت داستانش را به سیر طبیعی حوادث می سپارد، ‌حتی اگر شر بر خیر پیروز شود او دست به تغییر روند حوادث نخواهد زد. تلخی نمایشنامه های او نیز از همین جهت است. ‌او در مقابل ایده آلیست بودن آخوندزاده، ‌ به شدت رئالیست است و نگاهش به واقعیت جامعه آن روز ایران، ‌نگاهی تلخ و منتقدانه است که در نمایشنامه هایش هویداست.
۳-۷-۳- حکایت کربلا رفتن شاه قلی میرزا
خلاصه نمایشنامه: شاه قلی میرزا شاهزاده متکبر و پر توقع، در سفری از تهران به کربلا، مدتی نزد برادر کوچکترش، شاه مراد میرزا که حاکم کرمانشاه است توقف می کند. حاکم دستور پذیرایی کامل از او را می دهد ولی او سیری ناپذیر است. پسر حاکم – ایرج میرزا – تصمیم می گیرد برای تادیب عمویش یک بازی ترتیب دهد وعمو را به جهت شکار به سنقر و کُلیایی دعوت می کند. در آنجا مردمانی را با اسمها و القاب جعلی به او معرفی می کنند و لحظه به لحظه تحریکش می کند تا به زیر دستانش پرخاش کند. و آن گاه که – ظاهراً به تلافی پرخاشهای او – شورشی از پیش تدارک دیده شده علیه او برپا می کنند. شاه قلی میرزا هراسان برای حفظ جانش در خلا پنهان می شود و سپس دزدانه از شهر می گریزد.
آیرونی های نمایشنامه: در این نمایشنامه هم میرزاآقا به سبک نمایشنامه های قبلی اش و نمایشنامه های آخوندزاده، ‌تماشاگر را در همان مجلس اول از حقیقت ماجرا با خبر کرده و زمینه را برای شکل گیری آیرونی نمایشی ایجاد می کند. در واقع او با قرار دادن تماشاگران در جریان گفتگوها و نقشه کشیدنهای پنهانی بعضی اشخاص نمایش، ‌تماشاگر را در جایگاهی آگاه تر نسبت به قربانیان آیرونی قرار داده و آیرونی نمایشی را ایجاد می کند. این کار علاوه بر ایجاد جذابیت و تعلیق در نمایشنامه، جنبه عبرت آموزی هم دارد. مثلاً در این نمایشنامه، ‌شاه قلی میرزا قربانی وسوسه هایش می شود و اگر میتوانست بر این وسوسه هاغلبه کند، ‌مسلماً در دام نمی افتاد.
مساله اصلی شاه قلی میرزا که در نمایشنامه بسیار نکوهش می شود نادانی اوست. نادانی از این بابت که هر چه می شنود بدون فکر کردن باور می کند. میرزا آقا این رفتار را بسیار سرزنش می کند و همین ویژگیِ او را دستمایه قربانی آیرونی شدنش قرار می دهد. ایرج میرزا از همین ویژگی او برای خنده استفاده کرده و او را به راحتی گول میزند.شاه قلی میرزا هم که از حقه ها بی خبر است قربانی آیرونی می شود و تماشاگر از دیدن این آیرونی نمایشی به خنده می افتد .
در این نمایشنامه نیز، ‌تکنیک گفتگو با صدای بلند و گفتگو با صدای آرام، ‌برای ایجاد آیرونی کلامی استفاده شده است. همینطور است که در مجلس چهارم، ‌میرزا آقا تندترین حمله ها را به حکومتیان ولی با استفاده ای زیرکانه از آیرونی انجام می دهد. زمانیکه ایرج میرزا، ‌حمله دروغین را به طرف شاه قلی میرزا انجام می دهد، ‌به ترتیب او را در خلا، طویله و زیر پالان چهارپایان پنهان می کند تا جانش حفظ شود. تماشاگران که از واقعیت ماجرا و دروغین بودن حمله خبر دارند، ‌به پناه بردن شاهزاده شاه قلی میرزا به خلا و طویله و پالان حیوانها می خندند و ترس و نادانی او را تقبیح می کنند و به این ترتیب، ‌ این آیرونی نمایشی، ‌ تابوی حرمت خاندان سلطنتی را در هم می شکند بدون آنکه توهین مستقیمی درکار باشد. در واقع میرزاآقا ملجا حکومتیان خطاکار را خلا، ‌ طویله، زیر پالان چهارپایان و در نهایت فرار با چادر زنانه می داند. او آنها را افرادی بدون دانایی و بسیار ترسو می داند که در هنگام خطر، ‌به کثیف ترین مکانها و بدترین اعمال پناه می برند و مسلماً برای اظهار این عقاید تند، ‌راهی جز استفاده از آیرونی نمایشی نداشته است.
۳-۷-۴- حکایت عاشق شدن آقاهاشم خلخالی
خلاصه نمایشنامه: آقا هاشم و سارا به هم دل باخته اند. آقا هاشم بی پول است و پدر سارا به ازدواجشان راضی نیست. سارا، گلندام باجی را واسطه صحبت با پدرش می کند اما بی فایده است. آقا هاشم نیز وقتی می شنود وعده عروسی اجباری سارا با پسر حاجی خان بابا گذاشته شده، سر به جنون و شیدایی می گذارد. سارا هم از غصه تریاک میخورد. در بد حالی او، مادرش سوگند می خورد که ترتیب عقد او با آقا هاشم را بدهد و شوهرش را نیز هر جور شده راضی کند. پس از بهبودی سارا، ناگزیر در پی راه حلی برای بستن زبان شوهر خود، از ملاپناهِ رمال کمک می جوید. رمال تلکه اش می کند و قول میدهد چهل روزه زبان پدر سارا ببندد. ولی در همین ایام پدر سارا و حاجی خان بابا به توافق رسیده و سارا را برای پسر او نامزد می کنند. در این بین مرد دولتمندی – فرامرز بیک – از ارکان ولایت از دنیا می رود و حاجی خان بابا را وصی خود و وکیل زن و دختر زیبای پانزده ساله اش قرار می دهد. طوطی خانم، زن آن مرحوم، عاصی از خسّت شوهر سابق، دل به حاجی خان بابا می بازد و برای ازدواج شرط می کند که دخترش را هم به پسر حاجی بدهند.
آیرونی های نمایشنامه: در مجلس سوم، ‌درست لحظه ای که سارا با مادرش شرف نساء شرط می کند که اگر از طرف عمویش، ‌شیرینی یا حلقه آورده شود خود را خواهد کشت، ‌ انگشتر و شیرینی ازطرف عموی سارا می رسد. این آیرونی نمایشی، ‌یک آیرونی موقعیت نیز هست. وضعیت سارا متناقض است. مطابق حرف خود باید خودکشی کند، ‌ اما ایمانش به ملا پناه را هم نمی تواند نادیده بگیرد. این وضعیت متناقض، صورت خنده داری دارد، ‌خصوصاً هم زمانی رویدادها با هم موقعیت را جالب تر هم می کند.
پیش روی حوادث داستان به گونه ایست که جدایی دو دلداده از هم قطعی است. ظاهراً‌ میرزا آقا برای اینکه مطابق توصیه های آخوندزاده خوش بین بوده و نمایشنامه اش پایان تلخی نداشته و مجبور نشود دلداده های جوان را از هم جدا بکند، ‌دو راه بیشتر نداشته است. یکی اثر کردن جادوی ملا و رسیدن دو جوان به هم و دیگری به هم زدن نامزدی سارا به هر نحوی. اثر کردن جادو که از نظر اخلاقی بار آموزشی خوبی برای مردم ندارد، ‌مسلماً ‌از نظر میرزا آقا که هم رئالیست است و هم معتقد به اخلاق آموز بودن تئاتر، مردود است. می ماند راه دوم و طرح نقشه ای برای بر هم زدن نامزدی سارا و چه بهترکه داماد را به شیوه ای پشیمان کند. او مطابق توصیه آخوندزاده این بار از آیرونی حادثه استفاده می کند. میرزا آقا با وارد کردن فرامرز بیک – که تا به مجلس چهارم صحبتی از او نشده بود – و کشتن او و وصی شدن تازه داماد توسط او و عاشق شدن زن فرامرز بیک به حاجی خان بابا و شرطش برای عروسی که لزوم عروسی بچه هایشان با هم است، ‌عروسی را که خلاف میل سارا و هاشم است بر هم می زند. چیده شدن این همه اتفاق که روی دادنشان در زندگی واقعی احتمالی نزدیک به صفردارد، ‌چیزی نیست جز آیرونی حادثه. چنین می شود و پدر سارا نیز از روی لج و لجبازی دخترش را به آقاهاشم می دهد، در حالیکه مادر سارا تصور می کند جادوی ملاپناه تاثیر کرده است. تماشاگر که می داند این اتفاق ربطی به جادوی ملا پناه ندارد، ‌ از حماقت شرف نساء ‌به خنده می افتد وآیرونی نمایشی شکل می گیرد. وصال عاشق و معشوق هم در پایان نمایشنامه، ‌یک آیرونی تقدیر است.
‌نتیجه گیری: نقش آیرونی در شکل گیری ادبیات نمایشی در ایران
همانطور که در فصول قبل به تفصیل اشاره شد، ‌ آیرونی تقدیر به عنوان میراث آیین زروان در آثار ادبی کلاسیک ایران حضور داشته که در شاهنامه، فردوسی ‌با چاشنی کردن آیرونی نمایشی و آگاه کردن تماشاگر از واقعیاتی که شخصیتهای اصلی – قربانیان آیرونی – از آن آگاه نیستند، ‌تاثیر آیرونی تقدیر را بر خوانندگان و شنوندگان داستانهایش دو چندان کرده است. همچنین آیرونی تجاهل العارف و کنایه های طنازانه، به عنوان اصلی ترین تکنیک برای یک منتقد اجتماعی و تنها راه گرفتن حق، در نوشته های عبید زاکانی توصیه شده است. علاوه بر این استفاده های روشن از آیرونی، بخش عظیمی از آثار ادبی کلاسیک ایران، ‌آثاری هستند که برای آموزش آموزه های اخلاقی یا توضیح دادن مسائلی که تجربه کردنشان برای هر شخصی ممکن نیست – مانند مرگ، سلوک و … – و به فکر واداشتن مخاطب، ‌ از “تمثیل” به جای بیان و اشاره مستقیم استفاده کرده اند. می بینیم که با توجه به تعاریف آیرونی، ‌تمثیل نیز دارای اهداف و شیوه ای مشابه تکنیک آیرونی است. هدف ادیب از استفاده از تمثیل این است که به صورت غیر مستقیم و کنایی – مقصودی غیر از مقصود ظاهری و کنایه ای بر کسانی غیر از کسانی که در تمثیل از آنها نام برده شده است – آموزه های مورد نظر خود را بیان کند. این شیوه بیان، ‌اثر گذاری عمیق تری نسبت به شیوه بیان مستقیم دارد که همان هدف آیرونی است.
نمایش در ایران نیز با وجود چنین سابقه غنی از حضور آیرونی

مطلب مشابه :  توهین به اشخاص و افترا به وسیله‌ی مطبوعات
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید