رشته حقوق

پایان نامه با واژه های کلیدی دوران کودکی، رفتار متقابل، تنبیه کننده

دانلود پایان نامه

دارند و همیشه آماده شروع و باز نواختن اند. این بازنواختن در تمام عمر دارای نفوذ بسیار مقتدر است. این ها نمونه هایی از دستورات صادره به شخص – اجباری – امر و نهی کننده و گاهی توأم با اجازه ولی اغلب محدود کننده هستند که در درون فرد تثبیت می شوند. از اساسی ترین مجموعه اطلاعات برای ادامه حیات او به شمار می آیند (هریس، 1381).
حالت من کودکی: حالت من کودکی مجموعه ای از احساسات، نگرش ها و طرح های رفتاری است که بقایایی از دوران کودکی خود فرد هستند. حوادث درونی بعضی پاسخ های کودک به آنچه که می بیند و می شنود و نیز تأثیرات کودک از والدینش در حالت من کودکی او ثبت و ضبط می شوند (شفیع آبادی و ناصری، 1380). از آنجا که انسان کوچک در دوران بحرانی زندگی اولیه فاقد قاعده بیان است بنابراین بیشتر عکس العمل های او به صورت احساس ضبط می شود. انسان کوچک در سالهای اولیه زندگیش به این نتیجه می رسد که من خوب نیستم. این ضابطه های دائمی در مغز و رسوبات طبیعی ناشی از بچه بدن است. هر بچه ای حتی بچه والدینی که به اصطلاح مهربان و بامحبت و خیرخواه و فهمیده اند، این احساس غیرخوب خاصیت کودکی است و به مقاصد و افکار پدر و مادر که خود این مسأله را به وجود آورده اند، در کودک ذخائر فراوانی از اطلاعات مثبت هم وجود دارد و در کودک که قوه خلاقه، حس کنجکاوی، شوق جستجو و فهمیدن، اشتیاق، لمس کردن و حس کردن و تجربه کردن و همچنین ضبط های باشکوه اولین احساس ها و اولین کشف ها و اولین های بسیار نهفته است (هریس، 1381).
کودک همان واکنش درونی و احساسات در برابر وقایع بیرونی است، کودکی همان دیدن، شنیدن و احساس کردن و هیجانات درونی است، وقتی عصبانیت و یأس بر عقل ما غلبه می کنند در واقع تحت کنترل کودک خود هستیم (شفیع آبادی و ناصری، 1380).
حالت من بالغ: حالت من بالغ به وسیله مجموعه ای از احساسات، نگرش ها و طرح های رفتاری خودمختار و مستقل توصیف می شود که با واقعیت موجود منطبق و هماهنگی دارند. حالت من بالغ برای بقا لازم است. این حالت داده ها را به جریان می اندازد، تجزیه و تحلیل می کند و احتمالاتی را که برای حل و فصل موثر دنیای خارج ضروری هستند مقایسه می کند (شفیع آبادی و ناصری، 1380). ظرفیت تخمین اطلاعات تشخیص ممکن است با کوشش ها و آگاهانه افزایش یابد. همانند عضوی که با تمرین، نیرومند می شود جنبه بالغ نیز میتواند از طریق تمرین و به کار بردن رشد و توسعه ای قابل ملاحظه پیدا کند. اگر بالغ از احتمال وقوع مشکلی در آینده هشیار باشد، از طریق ارزیابی احتمالات می تواند راه حلی نیز برای آن مشکل اگر و هروقت فرا رسید، ببیند(هریس، 1381). وظیفه دیگر حالت من بالغ، منظم کردن فعالیت های من کودکی و من والدینی و واسطه شدن عینی میان آنهاست(شفیع آبادی و ناصری، 1380).
بالغ در واقع توانایی فکر کردن و تعیین تکلیف بر اساس اطلاعات دریافتی است. بالغ در واقع حربه ای برای مهار والد و کودک است. کار مداوم بالغ شامل بررسی اطلاعات قدیمی اعتبار دادن یا اعتبار ندادن و بالاخره دوباره بایگانی کردن آنها برای استفاده در آینده است. اگر این کار به خوبی و نرمی پیش برود و تقریبا هیچ تضادی بین آنچه که به او یاد داده بودند و آنچه واقعیت است وجود نداشته باشد. کامپیوتر وضعش خوب و آماده برای کارهای مهم است (هریس، 1381).

تحلیل کنشی حالات نفسانی
هر کدام از حالت های کودک و والد دارای بخش هایی است که در این قسمت به طور مختصر آنها را ذکر می نماییم.

کودک مطیع و سازگار و کودک طبیعی:
تصور کنید که من در حالت نفسانی کودک خود هستم. من درست به همان گونه که در دوران کودکی رفتار، فکر و احساس می کردم؛ رفتار، فکر و احساس می کنم. بسیاری از زمان هایی که من کودک نوپایی بودم فورا با انتظارات و فرامین والدینم یا جانشینان آنها سازگار می کردم. من یاد گرفته بودم برای اینکه با زندگی کنار بیایم با همسایه ها رفتار مودبی داشته باشم. حتی اگر آنها را هم خیلی دوست نداشتم. وقتی که لازم بود بینی خود را پاک کنم، بجای آستین از دستمال استفاده می کردم حتی اگر استفاده از آستین آسان تر بود. در همان اوان زندگی دریافتم که پدرم هر زمانی که ساکت هستم بیشتر دوست دارد. در نتیجه هر وقت او حضور داشت اغلب ساکت بودم. اکنون به عنوان یک بزرگسال اغلب همین روش های رفتاری را که در کودکی برای سازگاری با انتظارات والدینم انتخاب کرده بودم تکرار می کنم. در این حالت من در بخش کودک مطیع و سازگار حالت نفسانی کودک خود هستم. زمانهای دیگری هم در دوران کودکیم بوده که غلبه این قوانین و انتظاراتی که والدینم از من داشتند، طغیان می کردم.
زمانی که اینگونه رفتار می کردم مانند این بود که دستورات والدینم را درست برعکس انجام می دادم به جای سازگاری وضعیت از انتظارات آنها تا آنجا که می توانستم برعکس آن عمل می کردم وقتی که درگیر این نوع طغیان نگری ها می شوم به هر حال هنوز نسبت به قوانین و احکام دوران کودکی پاسخ می دهم. بنابراین هنوز در حالت نفسانی کودک مطیع و سازگار هستیم (جونز و استوارت، 1376).
زمان هایی نیز در دوران کودکی ام بود که من مستقل از فشارهای والدی رفتار می کردم. در این زمانها نه خود را با انتظارات والدینم سازگار می کردم و نه غلبه آنها طغیان می کردم. بلکه به سادگی همان طور که دوست داشتم رفتار می کردم. مثلا زمانی که جوجه خانگی من مرد، گریه کردم زیرا ناراحت بودم یعنی صرفا به خاطر خودم این کار را انجام دادم نه به این خاطر که والدینم را خشنود سازم. وقتی که به عنوان
یک فرد بزرگسال در حالت نفسانی کودک خود هستم ممکن است گاهی اوقات در وضعیت سانسور نشده کودکی خود قرار بگیرم. در این اوقات است که در بخش کودک طبیعی یا آزاد حالت نفسانی کودک خود قرار دارم (جونز و استوارت، 1376).

مطلب مشابه :  همه گیر شناسی

کودک مطیع و سازگار با بخشهای مثبت و منفی
هزاران هزار قانون و مقررات در این جهان وجود دارد که ما برای زندگی کردن و پذیرفته شدن از آنها پیروی می کنیم. باز نوازی الگوهای پیروی از قانون و مقررات باعث می شود که ما اغلب اوقات آنچه را که برای خودمان و دیگران می خواهیم به آسانی و راحتی بدست آوریم و در نتیجه مقادیر زیادی از انرژی ما به هدر نخواهد رفت. این جنبه مثبت کودک مطیع و سازگار است اگر ما در این بخش از شخصیت خود باشیم کاملا مطیع محدودیتهای یاد گرفته خودمان در دوران کودکی هستیم. به عنوان مثال وقتی در مهمانی علیرغم خستگی، پایمان را دراز نمی کنیم، در بخش کودک مطیع مثبت خود هستیم. برعکس زمانی در جنبه منفی و غیرخوب کودک مطیع و سازگار خودمان هستیم که الگوهای رفتاری دوران کودکی را که دیگر هیچ گونه مناسبتی با وضعیت بزرگسالی ندارد بازنوازی می کیم. اگر ما در این بخش از شخصیت خود بایستیم کاملا مطیع محدودیتهای یاد گرفته خودمان در دوران کودکی هستیم. در حالی که این محدودیتها با وضعیت واقع گرایانه این زمانی ما تناسبی ندارند. مانند زمانی که در بزرگسالی مانند دوران کودکی خود بخواهیم با قهر کردن و گریه کردن چیزی را بدست آوریم (جونز و استوارت، 1376).

کودک طبیعی با بخش های مثبت و منفی
بیان این مطلب که من در بخش کودک طبیعی خود هستم به این معناست که رفتارهایی را از دوران کودکی خود دارم که توجهی به قوانین و محدودیتهای والدی نمی کند. این رفتارها می توانند برای من به عنوان یک فرد بزرگسال پربار و زندگی بخش باشد. در این صورت به عنوان بخش مثبت کودک طبیعی تقسیم بندی می شوند. مانند با صدای بلند خندیدن در یک جمع دوستانه و زمانهایی که فرد بدون توجه به پیامدهای یک رفتار و فقط بر اساس انگیزه های کودک آن کار را انجام می دهد. درگیر رفتارهای بخش منفی کودک طبیعی خود شده است. مانند آروغ زدن در مهمانی با صدای بلند (جونز و استوارت، 1376).

والد مهربان و تغذیه کننده و والد کنتذل کننده مستعد یا سرزنشگر
گاهی اوقات که کودک بودم، والدینم به من گفتند که چکار کنم. آنها یأس را کنترل نموده یا از من انتقاد می کردند. هرگاه به گونه ای رفتار می کردم که تقلیدی از نقش والدینم در این زمینه هاست در بخش والد کنترل کننده و مستبد خود قرار دارم (که گاهی والد انتقادکننده نیز نامیده می شود) زمان های دیگری هم بوده که والدینم از من مراقبت و مواظبت می کردند. هرگاه رفتارهایی را که از والدینم در زمان مراقبت از من نشان می دادند بازنوازی کنیم یا به کسی توجه نشان دهیم در بخش والد مهربان و تغذیه کننده خود هستم (جونز و استوارت، 1376).

والد کنترل کننده و مستبد با بخشهای مثبت و منفی
زمانی که دستورهای والدی ما به دیگران فقط به منظور حمایت از آنها و رشد روانی آنها باشد، ما در بخش مثبت والد کنترل کننده و مستبد خود هستیم مانند زمانی که ما به یک نفر میگوییم از این محل رد نشو! چون خطرناک است. والد کنترل کننده و مستبد منفی بیان کننده رفتارهای والدی است که با تحقیر(کوچک کردن) طرف مقابل همراه باشد. زمانی که کنترل کردن دیگران همراه با تنبیه و خشونت و سرزنش باشد (جونز و استوارت، 1376).

والد مهربان و تغذیه کننده با بخشهای مثبت و منفی
والد مهربان و تغذیه کننده مثبت شامل مراقبتی است که توجه خالص به شخصی که به او کمک می کنیم فراهم شده باشد. بنابراین زمانی که از کسی مراقبت می کنیم یا به او توجه نشان می دهیم در حالت والد مهربان مثبت خود هستیم. والد مهربان و تغذیه کننده منفی بدین معناست که شخصی که از موضع بالاتر و در حالی که طرف مقابل را تحقیر می کند به او کمک کند یعنی کمک کردن با حالت تحقیر و منت گذاشتن همراه باشد، تک غذایی که یک ارباب به طرف خدمتگذار خود پرت می کند (جونز و استوارت، 1376).

تشخیص حالت نفسانی
یکی از روشها برای تشخیص حالات نفسانی والد بالغ و کودک تشخیص رفتاری است (جونز و استوارت، 1376).

تشخیص رفتاری
بهترین سر نخ برای تشخیص محرک یا پاسخ صادر شده از طرف ما یا فرد دیگر توجه به حالات جسمانی و کلمات یا الفاظ مورد استفاده در رفتار اوست یعنی هر کدام از حالات والد، بالغ و کودک، حالات جسمانی و واژگان و طرز حرف زدن های خاص خود را دارند. بنابراین تشخیص رفتاری با مشاهده این سرنخ ها صورت می گیرد. حالات حرکات بدن و صورت کلمات و عبارات و آهنگ صدا.

مطلب مشابه :  افراد مبتلا

سرنخ های والد
حالات و حرکات والد منتقد:
اخمها و چین های پیشانی، نگاه ترس آور، از بالای لبه عینک نگاه کردن، از روی تنفر چشم برگرداندن، لبهای در هم فشرده، ترش رویی کردن، سر را به عقب دادن، سر تکان دادن، اشاره با انگشت، انگشت سبابه که اشاره می کند، روی لبه ها گذاشتن، کوبیدن روی میز.

کلمات و عبارات والد منتقد
من می خواهم ته توی این قضیه را درآورم، برای اولین و آخرین بار، دیگر نمی توانم! جانم به لبم رسیده، گوش کن و همیشه یادت باشه که… ، همین که من می گم … ، مگر چند دفعه باید به تو بگویم، اگر جای تو بودم …، گند زدی، تو باید این کار را بکنی، چرا انجام ندادی! انجام بده!، باید، هرگز، همیشه، لازمه(پافشاری کردن)، احتیاجی نیست، بد، خوب، نمی توانند انتقاد کنند، سوال نکن، نکن، بسه، همین که من می گم فهمیدی،
خیلی خوب، صدای نچ نچ درآوردن، هرگز، همیشه و هیچ وقت تقریبا کلمات همیشگی والد هستند و خود نیز نمودهایی ستیز، محدود و قدیمی اند که بسته به بودنشان را به روی به روی هر نوع اطلاعات تازه در این جنبه آشکار می کنند، بیشتر کلمات ارزیاب چه تنبیه کننده و چه حمایت کننده معرف والداند زیرا هر یک از آنها در مفهوم به نحوی در رویاروی مخاطب حکم یا قضاوتی را اعلام می دارد که نه بر اثر ارزشیابی بالغ بلکه بر پایه عکس العمل های خود به خود است. مثل: بیشعور – بد – مسخره – نفرت برانگیز – وحشتناک – تنبل – مزخرف – بیخود – طفلک – عزیز – نه – نه پسرم –عسل – جرأت نمی کنی – نکن – عیب نداره – باز دیگه چی شده – بازم – لازم است به خاطر داشت که این کلمات سرنخ هستند نه قطعی. بالغ ممکن است پس از مدتها تشخیص و تأمل نتیجه بگیرد (به معنای سیستم اخلاقی بالغ) که بعضی کارها واقعا مسخره و … است. دو کلمه باید و مجبور/ هم معمولا افشا کننده حالت والدند. اما ممکن است بالغ هم باشند. از ملاک های تشخیص بین حالت والد و بالغ توجه به طرز استفاده خود به خود و قدیمی و بدون فکر این کلمات و به کار بردن انها همراه با حالت بدنی و متن رفتار متقابل است (هریس، 1381).

آهنگ صدای والد منتقد:
خشن – سخت گیرانه – قضاوت گونه – خوار کننده – تمسخر آمیز – تنبیهی – غضب آلود – آمرانه.

حالات و حرکات والد مهربان:
به عقب تکبه دادن – دست و دل باز – تبسم – دلداری – خندیدن – تکان دادن – متأثر کردن – دلسوز با چشم های معصوم – تشویق کردن – دوست داشتن – کمک کردن – پشتیبانی – مراقبت کردن – تعلیم دادن – حمایت کردن – توجه کردن – تربیت کردن – دیگری را نوازش کردن.
کلمات و عبارات والد مهربان: اجازه دهید کمکتان کنم – خوب می شوید – برایتان خواهم گفت – نگران نباش – خوشبخت – استراحت کن.

آهنگ صدای والد مهربان:
همدلانه – حمایت آمیز – دلسوزانه – پشتیبان – محبت آمیز – ملام – تسکین دهنده – تسلی دهنده.

سرنخ های بالغ
حالات و حرکات بالغ:
اگر دکمه های کودک و والد را در مغزمان بزنیم و خاموش کنیم چه روی صورتمان ظاهر می شود. بالغ لزوما صورت خشک و خالی نیست، بالغ معمولا هنگام گوش دادن با حرکات دائمی شناسایی می شود (حرکات صورت، چشم ها، بدن و چشم هایی که هر پنج ثانیه پلک می زند) فقدان هرگونه حرکت احتمالا نشان دهنده گوش ندادن است. خم شدن سر به یک طرف احتمالا نشان دهنده این است که شخص با زاویه شک حرفهای شما را می پذیرد. بالغ همچنین اجازه می دهد که کودک کنجکاو به هیجان بیفتد و صورت خود را نشان دهد (هریس، 1381).
بنابراین از جمله حالات و حرکات بالغ عبارت است از: تماس چشمی – حالت مستقیم (نه سیخ) – ظاهر مطمئن – متفکر – بی آلایش – گوش دادن – ظاهر فعال.

کلمات و عبارات بالغ:
چرا – چی – کجا – چه کسی – چه موقع – چطور – چگونه – چقدر – از چه طریق – مقایسه – حقیقی – واقعی – غلط – صحیح – احتمالا – امکان – نامعلوم – من فکر می کنم – می فهمم – اطلاعات – آزمون – حساب کردن – نتیجه – منحصر – تصمیم گرفتن – آمار – حل مشکل – فهمیده ام – متوجه شدم – به عقیده من – در لفظ به عقیده من … خود عقیده ممکن است از والد مستقل شود اما کلمات احتمالا جزء فرهنگ بالغ است. طوری که آنچه ابراز می شود به صورت یک عقیده است و نه یک واقعیت(هریس، 1381).

آهنگ صدای بالغ
شفاف – مطمئن – خونسرد – آرام –

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید