رشته حقوق

پایان نامه با موضوع مطالعات فرهنگی

دانلود پایان نامه

برابر و متناسب با بیان خودشان در موزه بازنمایی شوند. این استراتژی در جهت جبران مالکیت فرهنگی درموزههای استرالیا به خوبی به کار گرفته شده است. از طریق تضاد بین فضای بازنمایی شکل گرفته در ارتباط با صورتبندی موزه عمومی – به عنوان محل بازگویی زندگی انسان مبتنی بر یک اصل جهانی و عام- استثناسازی و سوگیریهای ملی، طبقهای، نژادی و جنسیتی در هرموزه را میتوان نشانه ضعف آن تلقی کرد. این به معنای شکلگیری یک هنجار و درواقع سیاست بازنمایی است ویژگی که موزه را در مقام انتقاد فراوان قرار میدهد. پیش از این در مطالعاتی از این دست تمرکزی بر سلسله و دودمان تکنولوژیهای فرهنگی مختلف با توجه به منطق و عقلانیت سیاسی که عملکرد و ساخت کنونیشان را مشخص کند نشده است. اما درعوض بحثهای کلی فراوانی در اینجا مطرح میشود. انواع سیاست پیشنهاد شده از منظر هژمونی – نشان دادن کردارهای بازنمایی موزه جهت تسهیل ظهور مثلا سوژه مخالف ضدهژمونی – بدون ارائه هیچ ابزار ارتباط دهنده با شرایط گفتمانی و نهادی (که در آن فشارهای سیاسی از درون و بیرون به موزهها وارد میشود) اشکال محاسبه عاملان با ظرفیت قابل شناسایی برای تاثیرگذاری بر کردارهای موزه را تعیین میکند(همان:30).

بنت و سیاست نمایش
یکی دیگر از موضوعات مهمی که بنت ( گویگان، 1388:ص 173) به ویژه در بحث از موزهها آن را مدنظر دارد سیاستگذاری در مورد نمایشگاهها و به طور کلی هر فعالیتی است که از طریق آن بتوان به نمایش و عرضه چیزی پرداخت. وی در مقالهای که برای اولین بار در سال 1988 منتشر کرد بینشی فوکویی از آنچه «مجموعه نمایشگری» میخواند ارائه داد که نشان دهنده دلمشغولی دیدگاههای نظریاش نسبت به «هدایت رفتار» است. بنت با درنظر گرفتن نقطه نظر میشل فوکو خاطر نشان میکند که رویههای جدیدتر یا مدرنِ کنترل اجتماعی فقط شامل دخالت در آسایشگاهها و زندانها برای تحمیل و حذف سوژههای مشکلزا از دید عموم نیست. امروزه حکومتمندی از طریق آنچه که تاکنون از دیدها پنهان بود یعنی از طریق نمایشهای جذاب مانند نمایشگاهها و موزهها خود را اعمال میکند و از این طریق درصدد است تا ابزاری برای دسترسی به نظم از طریق مقررات آموزشی فراهم نماید. بنت (1995: 63 و 66) در کتاب خود تولد موزهها نیز مجموعه نمایشگری را “مجموعهای از فناوریهای فرهنگی توصیف میکند که به دنبال سازماندهی شهروندی «خودتنظیمگریِ داوطلبانه» است و زمینهای برای نمایش دائمی «قدرت-دانش» ایجاد میکند”. به عنوان مثال بنت با الهام از رولان بارت (1979) برج ایفل را سمبلی میداند از:

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

” دیدن و دیده شدن، زیرنظرگرفتن و همیشه زیرنظر بودن، ابژهی نگاهی ناشناخته اما کنترلکننده با این شیوهها همان گونه که قلمروهای خود دائما برای خودشان قابل مشاهده میشوند، نمایشگاهها برخی ایدهآلهای سراسربینی در تبدیل توده به[سوژه] همیشه تحتِ نظر، ناظر بر خود، خودتنظیم کننده و همان گونه که اسناد تاریخی نشان میدهند، به افراد همیشه آرام و منظم-جامعه ای که خود را نگاه میکند- را تحقق میبخشیدند”
معنای تحتاللفظی مفهوم سراسربینی فوکو (1977 و 1975) دیدن همهجاست که معماری آن را از فرمی از معماری اقتباس کرده است که در آن نگهبان واقع در برج مرکزی میتوانست سلولهای اطراف را ببیند بی آنکه خود دیده شود. در این حالت زندانیان نیز که در معرض نگاه خیره نگهبان بودند هرگز او را نمیدیدند (اسمیت، 1387: 3-202) . این مفهوم در نوشتههای فوکو برای اشاره به سازوکاری برای تنظیم کار و مصرف در جامعه گستردهتر به کار رفته است. سوال مهمی که در اینجا برای بنت و همفکرانش(گویگان، 1388: 174) مطرح میگردد این است که اگر همه تحت نظر هستند چه کسی کالاها را میسازد و چه کسی کالاها را میخرد؟ بنت در پاسخ به این پرسش بر نقش نمایشگاهها در بازتولید منطقی در تقابل با مکانهای عامه پسند، محلهای تفریح نظارت نشده مانند پارکهای سرگرمی مدرن و نمایشگاههای سنتی تاکید میکند. مهمترین دلالت این تحلیل و تحلیلهای مشابه این است که به طور کلی مجموعه نمایشگری به ایجاد مشتری سازگار و فرهنگ مصرفی کمک کرده است.
رویکرد ترکیبی بنت
بنت(همان: 28-27) پس از نقد تعریف ویلیامزی فرهنگ، مفهوم هژمونی و روشنفکر ارگانیک از گرامشی، خوانش آلتوسری و طرح دوباره مفهوم حکومتمندی فوکو به سراغ والتر بنیامین فیلسوف و زیبایی شناس آلمانی میرود. بنت با انتقاد نسبت به رویکرد به شدت انتقادی مطالعات فرهنگی نسبت به زمینه سیاست بحث را شروع میکند و معتقد است این رویکرد نتیجهای جز مسدودکردن مسیر شناخت سیاست فرهنگی ندارد. این درحالی است که به واقع نمیتوان آنچه که سیاست نوع خاصی از نقد بدون درنظر داشتن زمینه روابط سیاسی در آن هست و احتمالا اثراتی هم دارد را به حساب نیاورد. درچنین شرایطی پرسش کلیدی از هرنوع کار ادبی که والتر بنیامین زمانی به بحث گذاشت، پرسش از نحوه قرارگرفتن اثر ادبی در برابر روابط تولیدی زمان خود خواهد بود؟ اثر ادبی به روابط تولیدی زمان خود متعهد است یا فراتر از آن تا جایگاه یک برانداز و انقلابی پیش میرود؟ و اینکه چگونه درون روابط تولیدی زمان خود جای میگیرد؟ بنت(همان: 29) براساس پرسشهای بنیامین، پرسشهای کلیدی که برای طرح هر نوع سیاست فرهنگی باید مطرح کرد صورتبندی میکند:
چگونه سیاست فرهنگی در چارچوب یک تکنولوزی فرهنگی جای میگیرد؟
دنبال کردن کارکرد(عمل کردن) این تکنولوژی فرهنگی از سوی سیاست فرهنگی چه تفاوتی خواهد داشت؟
به چه مسیرهای جدیدی اشاره دارد؟
طرح پرسشهای فوق میتواند نقطه شروعی باشد برای فکرکردن به سیاستی جایگزین که به جای چارهاندیشی پایانناپذیر برای سازماندهی سوژههایی که وجودشان صرفا به اثرات خیالی بلاغتشان محدود میشود در ایجاد و رشد چنین برنامههایی موثر افتد.
بنت سعی دارد تا میان ملاحظاتش در باب نقد زیبایی شناسانه فرهنگ، تعاریف و مصادیق فرهنگ و نسبت آن با دولت از دیدگاه ویلیامز، پرسشهای مطرح شده از سوی بنیامین و اشکال فوکویی تحلیل فرهنگی با محدودیت ایده هژمونی گرامشی در مطالعات فرهنگی ربطی منطقی برقرار کند. بنت (1992 :22) هدف از اشاره به موعظه واقع گرایانه برشت را که در صفحات قبلی در مورد آن صحبت شد، پاسخ به این پرسش می داند “چگونه و چرا دانش نیاز به ظهور و نمایان شدن برای نتیجه بخش بودن دارد”. فوکو (1981) نیز نگرانیهایش را به عنوان موجودی شناسایی میکند که از طریق ابزارهای تولید و جریان رژیمهای خاص حقیقت –رژیمهایی که روابط بین دانش و کنش را به شیوههایی در زمینههای مختلف قواعد اجتماعی تنظیم و سازماندهی میکند-با شیوه هایی تحت کنترل درمی آید و خود را کنترل میکند.
حال برای کاربست قاعده اخلاقی برشت با توجه به این بحث و بحث پیشین (مبتنی بر این ایده که فرهنگ نیازمند آن است تا اندیشه و تفکری شکل گرفته تحت تاثیر دولت، به نظر برسد) نیاز به اشکال سیاست و نظریه فرهنگی( که خود را با تولید و قراردادن اشکال دانش-عمل کردن حقیقت- مرتبط میسازند) نشان میدهد که میتواند قویا و عینا بر عاملان، محاسبات و رویههای آن موجودیتها تاثیر بگذارد. موجودیتهایی که می توانند به عنوان عاملانی تصور شوند که درون یا در ارتباط با زمینههایی که فرهنگ بدان مرتبط است عمل کنند. این نکته معانی زیادی میتواند در پی داشته باشد که از آن میان می توان به موارد زیر اشاره کرد:
– کار دقیق و متمرکز درخدمت گروههای عمل خاص
– کار روشنفکری برای مداخلات استراتژیک درون رویههای عملیاتی، سیاست و دستورکار موسسات فرهنگی خاص
– کار آماری برای ارائه در سطح بحث سیاسی یا برای پیونددادن به فرآیندهای سیاستگذاری به شیوههایی که رشد و گسترش برنامههای اجراییِ مستعدِ شناساندن به آنها را تسهیل میکنند.
– به معنای ایجاد موسسات خصوصی با چنین اطلاعاتی
البته هیچ یک مقصود بنت را به خوبی نشان نخواهند داد، بلکه صرفا چشماندازهایی در مقایسه با سایر فراخوانهایی که ما را برای حمایت از مشخصات مختلف مطالعات فرهنگی دورهم جمع میکنند فراهم میکنند. پس از کشمکشهای تند و بیپروا با پست مدرنیسم قبل از دست کشیدن از جستجوی بیشتر شبیه کارآگاهان برای پیداکردن رویههای برانداز و صرفا از طریق استفاده از انواع خاص اصلاحات که از گذاشتن سیاست درون مطالعات فرهنگی میآید ممکن است که مطالعات فرهنگی از آن اشکال ابتذال در برخی موارد آشکارا تغییر موضع دهد.
نقد رویکرد بنت
از دهه 1990 به این سو کتب و مقالات متعددی منتشر شده که در آنها دیدگاه بنت به چالش کشیده است. سابق براین نیز رویکردهایی وجود داشتند که درگیری عملی با نظام اداری و اساسا اتخاذ رویکردی خوشبینانه نسبت به دولت و حکومت را چندان عملی و درخور شان عالمان علوم اجتماعی و پژوهشگران مطالعات فرهنگی نمیدانستند. به عنوان مثال نزاع آدورنو و لازارسفلد به این موضوع اشاره داشت که ازدید آدورنو گفتمان مطالعات فرهنگی و علوم اجتماعی نمیتواند متناسب با نظام اداری و پژوهشهای اداری باشد چرا که آدورنو به دنبال پژوهشهای انتقادی بود و رویکرد انتقادی طبیعتا چنین مسامحه و خوشبینی را برنمیتابد. در مقابل آدورنو، پل لازارسفلد قرار داشت که در حوزه ارتباطات، مطالعات و پژوهشهایی انجام داده و این حد از بدبینی در مطالعه نظام اداری و نهاد دولت را نمیپذیرفت. تام ارگان نیز به بنت انتقاداتی داشت؛ ازجمله اینکه بنت تلقی محدودی از مفهوم مفید بودن دارد. تنها یک وجه مفید بودن این است که در خدمت نظام اداری قرار بگیرد و سایر وجوه آن از سوی بنت با بی اعتنایی مواجه شده است. ازنظر ارگان سیاست توجه به مطالعات فرهنگی هدف را دنبال میکند و ما با این چهار هدف مختلف است که سیاست فرهنگی را مورد مطالعه قرار میدهیم؛
 مسیر دولتی
 مسیر اصلاحات
 مخالفین (دگراندیشانه)
 مسئله شناسی و معرفت شناسی
مسیر دولتی: دولتها نیاز دارند از کارشناسان فرهنگی استفاده کنند تا مشارکت مردم در فرهنگ، رسانهها و برنامههای دیگر بدست آید. مسئله دیگر تحلیل تاثیر اجتماعی یا فرهنگی است که به یک معنا میتواند در خدمت دولت باشد.
مسیر اصلاحات: مسئله دیگر اصلاح طلبانی که در خدمت دولت هستند و خواهان دگرگونی و انقلاب در سازمانها نیستند، بلکه با نقد سیستم کمک میکنند تا سیستم به تجربهها و مسیرهای دیگر توجه کند. ارگان معتقد است مکان فرهنگی با توجه به بنیادهای نقادانه در خدمت اصلاح طلبانی که در خدمت سیستم هستند، قرار میگیرد .
مسیر مخالفین (دگراندیشان): دگر اندیشان از سایه های رویکرد مطالعات فرهنگی برای نقد رویکرد های دگر اندیشانه شان استفاده می کنند. از دید هدف مطالعات فرهنگی تربیت کارشناس نیست.
مسئله شناسی و معرفت شناسی: آخرین بحث ارگان فارغ از مسائل عمل گرایانه ، می تواند در خدمت طرح مسائل برای طرح های معرفت شناسانه قرار بگیرد. فارغ از سیستم کسانی هستند که خود سیاست فرهنگی را به منزله ابژه می بینند (فاضلی، 1388).
این تقسیمبندی گرچه در شناخت و درک رویکرد بنت در مطالعات و پژوهشهایش کمک شایانی به ما خواهد کرد شامل رویکردهای دیگری در مطالعات فرهنگی است که گرچه ارتباط مستقیم و درگیری عملی با حکومت و دولت را مدنظر و هدف خود قرار نمیدهد اما نتایج سودمندی در پیشبرد مطالعات فرهنگی داشته است.
علاوهبراین چند استدلال قوی علیه نظریه سیاستگذاری فرهنگی فوکوگرایانه جدید میتوان مطرح کرد. همانطور که دیورینگ (1378: 9-27) در مقدمه کتاب خود با عنوان«مطالعات فرهنگی» بحث میکند این نظریه به طور خاص فاعل را به پدیدهای بازمانده و زاید تبدیل میکند. از این منظر افراد صرفا محصول قراردادهای «حکومتی» تلقی میشوند. این نویسنده در رویکردی دو وجهی از یک سو نادیده گرفتن مسائلی چون لذت، جسمانیت، تخیل، هویت، عاطفه، خواست، نقد، عصیان و غیره در این رویکرد را یکی از دلایلی میداند که ضرورت مطالعه آن را دوچندان میسازد از سوی دیگر نیز این امر را مانع از غنای تحلیلی کار و برخورد فرهنگی تلقی میکند. نقد بعدی نسبت به این نظریه بر برداشتی تقلیلگرایانه از سیاست مبتنی است. از این منظر سیاست(درمعنای خط مشی) به واژهای تبدیل میشود که تقریبا به شکلی جادویی روابط سرسختانه، پرتعارض و انتقادی میان افراد و گروههایی را که حوزههای اجتماعی تولید، انتشار و پذیرش فرهنگ را تشکیل میدهند خنثی میکند. یکی از مهمترین انتقادات نیز متوجه شکاف چشمگیری است که مطالعه سیاست های فرهنگی میان خود و تاریخ مطالعات فرهنگی ایجاد نموده است. چرا که این رشته کارشناسی نسبتا بی طرفانهای به وجود نیاورده است. دراین جا دشواریهایی که به آن ها اشاره کردیم دوباره مطرح میشوند. از آن دشوارتر این است که ببینیم چگونه مطالعات فرهنگی میتواند با توجه به نوع مسائلی که سیاست فرهنگی عموما به آنها میپردازد کارشناسی ظاهرا بی طرفانهای داشته باشد. یک صنعت خاص تلویزیونی تا چه حد باید «محتوایی محلی» داشته باشد؟ چه نوع موزه ای باید در این محله ساخته شود. پرسشهایی از این دست از نقطه نظر دیوانسالاری مستلزم گردآوری اطلاعات، پیش بینی سود و هزینه و بحث در مورد مدلهای مختلف اقتصادی است. مطالعات فرهنگی به عنوان یک رشته علمی فراملی چنین منافعی را نمایندگی نمیکند. درواقع توجیه در مورد سیاستها حقایقی را که میتوان مستقیما مورد استفاده قرار داد روشن نمیسازد. برعکس این رشته خارج از چارچوب مباحث علمی و در کارزار سیاسی وسیعتر این گونه منافع به مهره ای بیاهمیت تبدیل میشود.

جمع بندی و نتیجه گیری فصل

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید