اما اگر بعد از خاتمه آموزشی و اخذ سردوشی و استقرار در واحد نظامی باشد طبق مواد 196 و 197 آیین‌نامه اجرایی قانون خدمت وظیفه عمومی تحت تعقیب در دادگاه عمومی قرار خواهد گرفت و مرتکب مشمول اعاده خدمت نخواهد شد و طبق حکم دادگاه نظامی با وی رفتار میشود.» به استثناد این نظریه برخی از نویسندگان معتقدند برای تحقق فرار از خدمت می‌‌بایست فرد دوره آموزشی را خاتمه داده باشد.

دانلود پایان نامه برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند


اما عده‌ای دیگر با این استدلال که قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح برای دوره آموزشی و قبل آن از نظر فرار کارکنان‌ وظیفه تفاوتی قائل نشده است و با عبارت «از تاریخ شروع خدمت تا پایان آن، آن‌ها را نظامی خوانده‌ است» و با عنایت به این که ماده 195 آیین‌نامه اجرایی قانون خدمت و نظام وظیفه به موجب رأی شماره 124 مورخ 24/11/68 دیوان عدالت اداری ابطال گردیده تفاوتی بین فرار در حین آموزش و بعد از آن نمیباشد.رویه قضایی نظریه دوم را پذیرفته است و از این جهت قانون جدید نیروهای مسلح نسبت به قانون‌ 1318 که فرار قبل از خاتمه آموزش را برای کارکنان وظیفه جرم نمی‌‌دانست شدیدتر محسوب میشود.
ابهام دیگری که در قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح در خصوص فرار سربازان وظیفه وجود دارد تأخیر در تسویه حساب است، در بعضی موارد سربازان بعد از اتمام خدمت جهت تسویه حساب مراجعه نمی‌کنند و در مورد جرم بودن عمل آن‌ها اختلاف نظر بود تا این که برابر نظریه اداره حقوقی قوه قضائیه در تاریخ 8/4/71 که بیان داشت «تأخیر در تسویه حساب (از طرف) کارکنان وظیفه فرار از خدمت محسوب نمیشود.» رویه قضائی نیز با پذیرش این نظریه، تأخیر در تسویه حساب را جرم تلقی نمی‌کند.
برابر ماده 57 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح کارکنان‌ خرید خدمت نیروهای مسلح، سایر بسیجیان در زمان خدمت، از لحاظ کیفر مندرج در این فصل تابع مقررات مربوط به کارکنان‌ وظیفه میباشند. مرتکبین جرم موضوع ماده فوق عبارتند از:
کارکنان‌ خرید خدمت که به افرادی اطلاق میشود که طبق مقررات مربوط، خدمت مشخص را برابر قرارداد معین انجام می‌دهند، بسیجیان به افرادی اطلاق میشود که جهت تحقق ارتش بیست میلیونی تحت پوشش سپاه درمی‌آیند و عبارتند از بسیجی عادی، بسیجی فعال، بسیجی ویژه.اما محصلان مراکز آموزشی، اعضاء پیمانی که طبق مقررات استخدامی نیروهای مسلح خدمت پیمانی به صورت نظامی کارمند انجام می‌دهند و بسیجی ویژه تابع مقررات مربوط به اعضاء ثابت میباشند.
کارکنان‌ پیمانی به کسانی اطلاق میگردد که خدمت پیمانی را به صورت انتظامی یا کارمندی برابر مقررات مندرج در قانون‌ استخدام ناجا انجام می‌دهند.و بسیجیان ویژه‌ و پاسداران افتخاری، کارکنانی هستند که صلاحیت‌های یک پاسدار را دارا میباشند و پس از گذراندن آموزش‌های مطروحه در این قانون‌ سازمان‌دهی گردیده و متعهد میگردند تا به هنگام نیاز بطور تمام وقت در اختیار سپاه قرار بگیرند.
برابر مفاد ماده 42 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح مصوب 1372 نظامیان وظیفه دوره ذخیره و احتیاط هم شامل مقررات مندرج در این بخش میباشند. اما این ماده در قانون‌ جدید نیروهای مسلح حذف شد است. علت اصلی این جرمزدایی انتفاء موضوع احضار افراد دوره وظیفه و احتیاط دانسته‌اند. استثناء آن‌ ماده 69 قانون‌ فعلی است که در بخشش فرار این گروه در زمان جنگ‌ به قوت خود باقی میباشد.
رکن معنوی
فرار از خدمت کارکنان وظیفه نیز از جمله جرایم عمدی است و برای تحقق آن سؤنیت عام کافی است (بجز برخی مصادیق آن که نیاز به سوء نیت خاص دارند و در جای خود ذکر خواهد شد) یعنی همین که متهم بدون عذر موجه، بیش از حد نصاب قانونی در محل خدمت یا مأموریت خود حاضر نشود، برای ثبوت جرم کافی است.
ب ـ جرم انگاری با کیفیات مشدده برای شرایط ویژه
منظور از شرایط ویژه شرایطی است که کشور در حالت جنگ قرار داشته و یا یگان خدمتی متهم در حال عملیات مسلحانه بر علیه اشرار یا … است، همچنین برخی از مصادیق فرار مانند فرار به طرف دشمن، فرار با تجهیزات نظامی و یا فرار با توطئه از مصادیق فرارهای ویژه میباشند که مقنن در جرم انگاری آنها شدت عمل زیادی در نظر گرفته و پاسخهای شدید مانند کیفرهای سالب حیات و حبس تا پانزده سال برای برخی از مصادیق فرارهای ویژه پیش بینی نموده است، همچنین معاذیر موجه مانند بیماری که در شرایط عادی پذیرفته شده و از موجبات صدور حکم برائت میباشد، در این گونه فرارها پذیرفته نشده است و حتی برای تحقق فرار ملاک پانزده روز غیبت به پنج روز کاهش و در برخی مصادیق به محض غیبت جرم محقق میشود. در این قسمت مصادیق این نوع جرم انگاری به تفصیل بیان میشود.
1ـ فرار کارکنان ثابت در حین جنگ‌
رکن قانونی
در خصوص فرار کارکنان ثابت در زمان جنگ‌ ماده 61 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح مقرر میدارد: «اعضاء ثابت نیروهای مسلح هر گاه در زمان جنگ بیش از پنج روز متوالی غیبت نمایند و عذر موجهی نداشته باشند فراری محسوب و پس از دستگیری به حبس از یک تا پنج سال محکوم میشوند و اگر فرار از جبهه باشد از زمان غیبت فراری محسوب و به حبس از سه تا پانزده سال محکوم میگردند.»
همچنین برابر مفاد ماده 65 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح چنانچه فرار افراد مذکور موجب شکست جبهه اسلام یا وارد شدن تلفات جانی به نیروهای خودی شود مرتکب به مجازات‌ محارب محکوم میشود.
رکن مادی
زمان جنگ به دوره‌ای اطلاق میگردد که مطابق قانون‌ اساسی رهبر که فرماندهی کل قوا را برعهده دارد اعلام جنگ نموده باشد، بطور معمول این وضعیت‌ باید توسط ستاد فرماندهی کل قوا ابلاغ شود، همچنین منظور از درگیری‌های مسلحانه، وضعیت‌ ویژه‌ای است که در حکم جنگ بوده با این تفاوت که درگیری مسلحانه ممکن است در منطقه محدودی صورت گرفته و به کل تسری نیابد.
چنانچه در چنین وضعیتی احدی از کارکنان‌ نیروهای مسلح مرتکب فرار از خدمت گردد در حکم فرار در زمان جنگ‌ است.
مرتکب جرم در این ماده کارکنان‌ ثابت نیروهای مسلح هستند و موضوع جرم فرار از خدمت در زمان جنگ‌ یا از جبهه میباشد، رفتار مجرمانه عبارت است از غیبت بیش از پنج روز متوالی بدون عذر موجه، یعنی اگر نظامی روز ششم خود را بدون عذر موجه معرفی نماید فراری محسوب میشود، و چنانچه فرار از جبهه باشد از زمان غیبت فراری محسوب میشود و رفتار مجرمان شامل ترک منطقه‌ای به نام جبهه است. برای شمول این ماده بر مرتکب لازم است که فرد دستگیر شود، منظور از جبهه در ماده فوق برابر تبصره ماده 64 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح: «منطقه‌ای است که یگان درگیری مستقیم و سریع رزمی داشته یا مأموریت‌ آن را دریافت کرده باشد»، که شامل:
الف ـ خط تماس دو نیروی متخاصم
ب- فضایی که نیرو در عرض اشغال می‌کند و اندازه آن از حد یک جناح تا جناح دیگر میباشد.
بدیهی است که ممکن است این فضا در پدافند یا آفند باشد.
پ- هنگامی که وضعیت‌ تاکتیکی نداشته و یا فرض نشده است سمتی که یگان با آن روبرو است و جبهه آن یگان اطلاق میشود.
حکم جبهه در این ماده شامل جبهه عبور نیز میشود. جبهه عبور عبارت است از، عملیات عبور از رودخانه و عبارت است از طولی از امتداد رودخانه، که در منطقه نیروی عبور کننده از رودخانه قرار دارد.
عنصر مادی این جرم ترک منطقه است، به عبارت دیگر بلافاصله بعد از غیبت از منطقه، جرم محقق و مرتکب فراری محسوب میشود، اگر در جبهه بودن یا نبودن منطقه‌ای تردید حاصل گردد، با تفسیر وضعیت‌ بنفع متهم، آن منطقه نباید جبهه محسوب ‌شود. اگر نظامی تصمیم‌ گیرد از جبهه فرار نماید لیکن قبل از خروج کامل از جبهه بازگشت نماید عمل وی شروع به فرار از جبهه تلقی میشود و بلحاظ فقد عنصر قانونی جرم محسوب نمیگردد.
اما این که آیا باید کل جبهه شکست بخورد یا فقط شکست قسمتی از جبهه نیز کافی خواهد بود. در این خصوص ابهام وجود دارد، به عقیده برخی حقوق‌دانان ظاهراً شکست جبهه اسلام در یک منطقه نیز کافی برای تحقق جرم میباشد، اما تفسیر بنفع متهم ایجاب می‌کند که شکست تمام جبهه را مدنظر گرفت. هر چند برخی دیگر شکست در یک منطقه را کافی جهت اعمال مجازات مقرر در ماده 65 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح میدانند.
ابهام دیگر این ماده آن است که مشخص نیست تلفات جانی به نیروهای خودی حداقل باید چه مقداری باشد، آیا تلفات دو تن نیز کافی خواهد بود؟ یا بیشتر منظور است؟ همچنین مشخص نیست منظور از نیروهای خودی فقط نیروهای مسلح است یا شامل اتباع ایرانی غیرنظامی نیز خواهد شد؟ اگر چه ظاهر حکم به نیروهای مسلح برمیگردد. و این ابهامات ایرادات دیگری است که بر سیاست جنایی در قبال این بزه وارد است.
درخصوص فرار کارکنان‌ ثابت در زمان جنگ ماده 43 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح مصوب 1371، چنانچه غیبت بیش از پنج روز باشد مجازات‌ دو تا هشت سال حبس و برای فرار از جبهه سه تا پانزده سال حبس و یا تنزیل درجه یا گروه را پیش‌بینی نموده و چنانچه فرار از جبهه منجر به شکست جبهه اسلام یا تلفات نیروی خودی شود مجازات‌ محارب را در نظر گرفته بود.
با مقایسه این دو قانون مشخص میشود سیاست اتخاذ شده در خصوص جرم فرار از خدمت در زمان جنگ کارکنان‌ ثابت در سال 1382 نسبت به قانون‌ سال 1371 خفیف‌تر است اما برای فرار از جبهه قانون‌ سال 1382 نسبت به سال 1371با عنایت به حذف مجازات موازی با حبس، شدیدتر است. اما قانون دادرسی و کیفر ارتش مصوب 1318 در ماده 352 برای افسران با در نظر گرفتن ملاک پنج روز برای فرار در زمان جنگ کیفر چهار تا ده سال حبس با کار را در نظر گرفته و برای فرار از میدان جنگ به صورت مطلق مجازات‌ اعدام در نظر گرفته است، که در هر دو صورت نسبت به قانون سال 82 و 71 در وضعیت‌ مشابه شدیدتر است.
ماده 356 قانون دادرسی و کیفر ارتش مصوب 1318 برای فرار در زمان جنگ چنانچه مرتکب استوار، گروهبان، سرجوخه و برای هم ردیف‌های آن‌ها، در موقع جنگ مجازات‌ شش الی پانزده سال حبس با کار و برای فرار از میدان جنگ به صورت مطلق مجازات‌ اعدام را در نظر گرفته است و در مقایسه با قوانین سال 71 و82 شدیدتر میباشد.
به هر حال قانون جدید نیروهای مسلح مجازات‌ محارب را به صورت مقید در نظر گرفته و قید آن شکست جبهه اسلام و یا ورود تلفات به نیروهای خودی است در حالی که قانون دادرسی و کیفر ارتش مصوب 1318 چنین قیدی ندارد و در صورت فرار از جبهه مجازات‌ اعدام را در نظر گرفته است، از طرفی محارب، در قانون مجازات اسلامی چهار مجازات دارد که برخی از آنها سالب حیات نیست. برابر ماده 66 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح: «هر نظامی که در جریان عملیات علیه عوامل خرابکار، ضد انقلاب، اشرار و قاچاق‌چیان مسلح از محل مأموریت‌ و یا منطقه درگیری فرار نماید در حکم فرار از جبهه محسوب و حسب مورد مشمول مجازات‌های مقرر در این بخش خواهد بود.»
خرابکاری به کلیه اعمالی گفته میشود که به منظور لطمه زدن به منافع ملی یک کشور یا به منظور متوقف کردن وظیفه اشخاصی یا مؤسسات انجام میشود، خرابکاری در زمان جنگ به‌ وسیله عوامل دشمن و یا هواداران آنان به قصد متوقف یا کند کردن مساعی جنگی یک ملت به کار میرود.
در این ماده روشن نیست که آیا بین فرار از محل مأموریت‌ و فرار از محل درگیری تفاوتی وجود دارد یا خیر؟ ممکن است قید حسب مورد ناظر به همین تفاوت باشد یعنی فرار از محل مأموریت‌ مثل فرار در زمان جنگ و فرار از منطقه درگیری مشابه فرار از جبهه است و احتمال دارد حسب مورد به کارکنان ثابت و غیرثابت برگردد. برداشت سوم برگشت به هر دو مورد است زیرا میتوانیم این تفکیک و جمع را بپذیریم، قبول آن بدون وجه نخواهد بود.
منطقه درگیری به منطقه‌ای گفته میشود که یک یگان نظامی در آن اجرای آتش می‌کند یا آماده میشود که اجرای آتش کند. محل مأموریت‌ به محلی اطلاق میشود که از طرف فرماندهان و مسؤلان بالاتر به یگانهای نظامی پایین‌تر، وظیفه‌ای را برای اجرا در آن محل، محول نموده‌اند. در این ماده مسلح بودن اعم است از مسلح بودن به سلاح گرم یا سرد و قاچاق‌چیان مسلح در این ماده اعم است از قاچاق‌چیان سلاح، کالا و مواد مخدر… قید مسلح نیز معلوم نیست فقط شامل قاچاق‌چیان است یا اشرار را نیز مقید می‌کند، اگر فقط قاچاق‌چیان را مقید نماید فرار فرد نظامی از مقابل اشرار چه مسلح باشند چه نباشند مشمول این ماده خواهد بود، اما اگر قید مسلح را به قاچاق‌چیان و اشرار هر دو برگردانیم، در این صورت فرار فرد نظامی از مقابل اشرار وقتی مشمول این ماده خواهد بود که اشرار نیز، مسلح بوده باشند. موضوع ماده 66 اگرچه در بخش فرار در زمان جنگ بیان شده اما اطلاق دارد و شامل زمان صلح و جنگ هر دو میشود. کارکنان‌ ثابت برابر مواد 61 و 62 و کارکنان‌ وظیفه برابر مواد 63 یا 64 مجازات‌ خواهند شد. کسی که از محل مأموریت‌ یا منطقه درگیری فرار می‌کند لازم نیست فرار او به حد مجاز مقرر در این قانون (6، 16، 60 روز) برسد، بلکه مرتکب از زمان غیبت فراری تلقی میشود.
ماده 68 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح در خصوص فرار در زمان بسیج یا هنگامی که یگان مربوط در مأمورتی آماده باشی رزمی میباشد مقرر میدارد: «هر نظامی که در زمان بسیج یا هنگامی که یگان مربوط در مأموریت آماده باشی رزمی میباشد، مرتکب فرار شود حسب مورد مشمول مجازات‌های مقرر در این بخش میباشد.»
مرتکب جرم در این ماده هر نظامی میباشد، یعنی شامل کلیه کارکنان‌ نیروهای مسلح ذیل ماده یک قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح میباشد، موضوع جرم فرار در زمان بسیج و یا هنگامی که یگان مربوط در مأمورتی آماده باشی رزمی میباشد. منظور از بسیج در این ماده:
الف ـ یعنی آماده شدن برای جنگ یا سایر موارد اضطراری از طریق جمع آوری منابع ملی
ب- مرحله‌ای که در آن نیروهای مسلح یک کشور یا بخشی از آن برای جنگ یا سایر موارد اضطراری به حالت آماده‌باش در می‌آیند این مرحله شامل جمع‌آوری و سازمان‌دهی افراد، آمار و وسایل و خدمات برای نیروها میباشد.
منظور از آماده باش رزمی یعنی آمادگی نیروهای نظامی برای مواجهه با خطر یا تهدید قریب الوقوع و اجمالاً آمادگی برای هر نوع عملیات رزمی را گویند. برای تحقق فرار موضوع این ماده حد نصاب‌های شش روز یا شانزده روز لازم نیست و صرف فرار در زمان بسیج یا از محل مأموریت‌ یگانی که در حال آماده‌ باش رزمی است هر چند کمتر از حد نصاب‌های ذکر شده هم باشد باعث تحقق جرم خواهد شد.البته برخی نیز حد نصاب فرار در زمان جنگ یعنی شش روز را شرط می‌دانند.
فلسفه وضع این ماده آن است که اگر ترتیبی اتخاذ شود که در در مواقعی که کشور مورد تعرض دشمن قرار]] >

                                                    .