بیشتر مطالعات پیگیری حاکی از آن اند که افرادی که در کودکی مبتلا به این اختلال بوده اند نسبت به خواهران و برادران طبیعی خود در چندین حوزه مثلاً موقعیت های اجتماعی، روان شناختی و شغلی اختلال نشان می دهند. به ویژه آنها را خطر اختلال شخصیت ضد اجتماعی، الکلسیم و مشکلات میان فردی و روان شناختی تهدید می کند. این یافته ها قطعا نشان گر آن هستند که اختلال بزرگ سالان هم ارز و یا باقیمانده ای از مشکلات اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه کودکی هستند (ویس، 1985).
Widget not in any sidebars

اکثر کودکانی که بعدا تشخیص اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه دریافت میکنند از 3 سالگی مشکلات قابل ملاحظه ای را در زمینههای بیش فعالی، نافرمانی و فراخنای کوتاه توجه از خود نشان می دهند، خصوصاً شکایت از این رفتارهای افراطی در ابتدا از طریق دیگر مراقبان کودک مثل معلم، پرستاران خانگی یا بستگان، توجه والدین را به خود جلب می کند. آموزش استفاده از توالت ممکن است دشوار باشد و دیرتر از افراد بهنجار ظاهر شود که احتمالاً به دلیل نافرمانی کودک است. ثبات رفتارهای اضافی کودک مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه از سال های پیش دبستانی تا سال او دبستان به اثبات رسیده است. در حقیقت در اولین سال تحصیلی (مثلاً در 6 سالگی) بیش از 90 درصد کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه به وسیله والدین یا معلمان شان مشکل دار تشخیص داده می شوند. مهمترین مشکلات قابل ملاحظه در اواسط تا اواخر کودکی (6 تا 11 سالگی) شامل فراخنای کوتاه توجه، نافرمانی در برابر مقررات خانه و مدرسه، و فعالیتهای حرکتی زیاد، خصوصا در موقعیتهای ساخت دار (مثلاً موقعیتهای کاری، مستقل و در حال نشسته) است. مشکلات مرتبط دیگری هم ممکن است ظاهر شود، از جمله روابط ضعیف با همسالان، عقب افتادگی های تحصیلی مزمن، ناتوانایی های خاص یادگیری، مشکلات رفتاری مثل دروغ گویی و دزدی، رفتار مختل درموقعیت های گروهی و در سال های بعدی، عزت نفس پایین. در خانه کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه اغلب قادر به تکمیل کردن فعالیت های معمولی (مثلاً آماده شدن برای رفتن به مدرسه، تکالیف خانه، تمیز کردن اتاق) نیستند. در حقیقت این بی مسئولیتی ممکن است باعث شود که والدین زمان قابل توجهی را صرف نظارت بر فعالیت های کودکانشان کنند. در این زمان ممکن است فشار بیشتری بر وی وارد شود و مادر در معرض افسردگی قرار گیرد. چنین الگویی بارز رشدی برای این اختلال طی دوران نوجوانی وجود دارد.
سیر و پیش آگهی
سیر اختلال بسیار متغیر است. ممکن است علائم تا نوجوانی یا جوانی ادامه یابند. در بیش از نیمی از کودکان مبتلا به این اختلال، شروع اختلال زیر 7 سالگی بوده است. با این حال اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه دخترها و پسرها معمولاً بعد از این سن تشخیص داده می شود به ترتیب پیش از 8 سالگی و پیش از 12 سالگی. اوج میزان فعالیت و جست و خیز این بچه ها در اوایل دوران کودکی و حدود 5 یا 6 سالگی است و در نوجوانی به نازل ترین حد خود می رسد. اما در 15 الی 65 درصد کودکان، نشانه های بیش فعالی و مشکلات رفتاری مرتبط با آن به دوران بزرگ سالی هم راه می یابند (هربرت، 1378).
این اختلال ممکن است در سن بلوغ فروکش کند یا ممکن است بیش فعالی ناپدید شود، اما پایین بودن فراخنای توجه و مشکلات کنترل تکانه ادامه یابد. بیش فعالی معمولاً نخستین علامتی است که از بین می رود و اختلال توجه آخرین آن ها. بهبود قبل از 12 سالگی معمولاً دیده نمی شود، اگر بهبود روی دهد معمولاً بین 12 تا 20 سالگی است. بهبودی ممکن است با نوجوانی پربار، زندگی سازنده در سنین بزرگسالی، روابط بین فردی رضایت بخش و نشانه های معدودی از اختلال همراه باشد. مع هذا اکثر بیماران مبتلا به اختلال، بهبودی نسبی پیدا کرده و نسبت به اختلال شخصیت ضد اجتماعی و اختلالات خلقی آسیب پذیر هستند. مسائل یادگیری معمولاً دوام می یابند (کاپلان و همکاران، 1998).
در حدود 15 تا 20 درصد موارد، علائم اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه تا بزرگسالی دوام می یابد. چنین کسانی ممکن است کاهش بیش فعالی نشان دهند. اما همچنان مستعد رفتار خلق الساعه و تصادف پذیر باقی می مانند، هر چند پیشرفت تحصیلی آن ها کمتر از افراد غیربیمار است. سابقه اشتغال اولیه آن ها از کسانی دیگر که تحصیلات مشابه دارند متفاوت نیست.
بسیاری از کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه در نوجوانی بزهکار شده یا در بزرگ سالی اختلال شخصیت ضد اجتماعی پیدا می کنند، یا هر دو جنبه در مورد آن ها صدق می کند. چنین سرنوشتی در 25 درصد این کودکان گزارش شده است، اما ظاهراً در چنین مطالعاتی اختلال سلوک (CD) یا اختلال بی اعتنایی مقابله ای (ODD) هم در کار بوده است. قرائنی وجود دارد مبنی بر این که وقتی کودکان بیش فعال درمان چندوجهی دریافت می کنند یعنی دارو درمانی همراه با روان درمانی فردی، خانوادگی و روانی اجتماعی احتمالاً از انحراف اجتماعی دراز مدت آن ها کاسته می شود.
کودکانی مبتلا که علائم آن ها تا نوجوانی ادامه می یابد در خطر بالاتری برای ابتلا به اختلال سولک (رفتاری) قرار دارند، حدود 50 درصد کودکان مبتلا به اختلال سلوک در بزرگ سالی اختلال شخصیت ضد اجتماعی پیدا می کنند. کودکان مبتلا به اختلال سلوک و بیش فعالی توام در خطر ابتلا به سوء مصرف مواد نیز قرار دارند. در مجموع، پیش آگهی بیش فعالی/ نارسایی توجه در کودکی به نظر می رسد تابع میزان اختلال سلوک پایدار و ناکارآمدی خانواده است. بهترین نتایج ممکن است با کاستن از پرخاشگری کودک و اصلاح هر چه سریع تر کارکرد خانوده به دست آید (کاپلان و همکاران، 1998).
اختلال های همراه با اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه
اختلالاتی که بیشترین همایندی و همراهی را با این اختلال دارند عبارتند از: اختلال نافرمانی مقابلهای، اختلال سوک، اختلالات یادگیری، اختلال در هماهنگی رشدی، اختلالات سوء مصرف مواد، اختلال صرع و تشنج که در زیر به بررسی هر کدام از این موارد و تأثیرشان بر اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه خواهیم پرداخت. اختلالات اضطرابی و افسردگی نیز بیشترین همایندی را با این اختلال دارند که در مبحث مشکلات هیجانی به آن پرداخته شد.
اختلال نافرمانی مقابله ای
اختلال نافرمانی مقابله ای در حدود 40 تا 60 درصد از کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه دیده می شود. کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه که علائم این اختلال را نشان می دهند. اغلب شمار بیشتری از نشانههای اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه را نشان می دهند و شدت اختلال در این افراد بیشتر است و همچنین احتمال درمان یا پیش آگهی اشان نیز ضعیف است. اختلال نافرمانی مقابلهای، اختلالی است که در آن کودک رفتارهای همراه با لجبازی، دشمنی و منفی کاری دارد، آنها سر سازگاری ندارند، به آسانی خشمگین میشوند. نسبت به درخواست ها و مقررات بزرگ سالان بی اعتنایی یا عدم همکاری نشان می دهند، کینه توزی میکنند یا به صورت عمدی، کارهایی انجام میدهند که برای دیگران مزاحمت برانگیز است و دیگران را برای اشتباه ها و رفتارهای نادرست خود سرزنش میکنند. مجموع این رفتارها باعث می شوند که کودک در عملکردهای تحصیلی یا شغلی خود افت کند. همراهی اختلال نافرمانی مقابله ای با اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه سبب بیشتر شدن نشانه های این اختلال می گردد. از بین نشانه های اصلی، بیش فعالی/ تکانشگری تحت تأثیر قرار میگیرد. بدین معنا که تحریک پذیری کودک افزایش یافته و کودک در بازداری خود دچار مشکل بیشتری میشود (کاپلان و همکاران، 1998).
اختلال سلوک
اختلال سلوک در حدود 30 تا 50 درصد کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ کمبود توجه مشاهده می شود. کودکانی که هر دو اختلال را یک جا دارند، با مشکلات یادگیری بیشتر و نقایص عصب روان شناختی بیشتر درگیرند. همچنین پیش آگهی بدتری داشته و احتمال این که در آینده به اختلال شخصیت ضد اجتماعی مبتلا گردند بیشتر است. اختلال سلوک با الگوی رفتاری پیوسته و مداومی مشخص می شود که در آن حقوق اساسی دیگران یا هنجارهای اجتماعی و اصول عمده متناسب با سن زیر پا گذاشته می شود، کله شقی، خشونت جسمی یا کلامی، سلطه جویی، مسئولیت ناپذیری، فرار مکرر از خانه و ولگردی، پرخاشگری نسبت به مردم و حیوانات، تخریب اموال، حقه بازی یا دزدی، نقص جدی مقررات مشخصههای کودکان مبتلا به این اختلال است. این کودکان قلدر، ترساننده و تهدید کننده اند، نسبت به مردم بی رحمی بدنی نشان می دهند، غالباً آغازگر نزاع بدنی هستند، بی رحمانه با حیوانات برخورد می کنند و آن ها را می کشند، آتش افروزی عمدی می کنند تا صدمه جدی به دیگران وارد شود، اغلب برای کسب سود یا توجه و یا اجتناب از التزام، دروغ می گویند، اغلب از مدرسه گریزانند، بارها شب ها را بیرون از خانه میگذرانند و حتی دیده شده که کسی را به زور وادار به عمل جنسی می کنند. مجموع این رفتارها باعث می شود که این کودکان از لحاظی اجتماعی و تحصیلی و شغلی دچار افت شوند (فیفنر و همکاران، 2005).
اختلالات یادگیری
اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه همراهی و همایندی فراوانی با اختلالات یادگیری دارد. مطالعات گوناگون (کامفوس و فریک 1996، استنفورد و هایند، 1994) میزان همایندی بین او دو اختلال را در
دامنهای از 10 درصد تا 80 درصد گزارش کرده اند.
اختلالات یادگیری به سه دسته تقسیم بندی می شوند: الف) اختلال در خواندن ب) اختلال در ریاضیات
ج) اختلال در نوشتن (یا اختلال کلمه بندی نوشتاری). برخی از کودکان ممکن است تنها به یکی از این ها مبتلا باشند و برخی به دو تا و برخی حتی به سه تا. ویژگی اصلی اختلال خواندن، نقص در مهارت های خواندن است. یک کودک عادی موقع خواندن به راحتی کلمات را درست تلفظ می کند اما کودکان مبتلا به اختلال خواندن اشتباه های فراوانی مرتکب می شوند. این کودکان یا کلمه ها را حذف می کنند و یا به کلمه جزئی را می افزایند یا به طور کلی کلمه را حذف می کنند و یا به دگرگون سازی کلمه می پردازند. همچنین این کودکان در تفکیک شدن واندازه حروف اشکال دارند، در هجی کردن ضعیف اند و سرعت خواندنشان پایین است (لطفی و همکاران، 1385).
کودکانی که مبتلا به اختلال در ریاضیات هستند، تقایصی را در محاسبات و دیگر مهارت های ریاضیات از جمله اندازه گیری، اعداد کسری، اعداد اعشاری، درصدها، استدلال و استنتاج دارند. این کودکان همچنین در فهم رابطه هایی مثل چپ ـ راست، کوچک ـ بزرگ، بالا ـ پایین، بیشتر ـ کمتر، شروع ـ پایان و….مشکل دارند، این کودکان اعداد را به یاد نمی آورند، نظم و ترتیب نوشتاری مربوط به ریاضیات را نشان نمی دهند و در فهم مجموعهها و مفاهیمی مثل مساوی، «از» و یا در درک معانی تناظر مشکل دارند. برخی از این کودکان در گفتن ساعت و زمان نیز دچار مشکل هستند.
اختلال سوم یعنی اختلال در نوشتن می تواند به چند صورت باشد، برخی از این کودکان قادر نیستند چیزهایی را که در ذهنشان میگذرد به روی کاغذ آورده و بنویسند و برخی دیگر نیز خطاهای دستوری و نحوی مرتکب می شوند. نوشته های این کودکان بدون سازمان، درهم و برهم و به هم ریخته و بدون نظم و ترتیب است. وقتی به نوشته های این کودکان نگاه می کنیم آن را پر از اشتباهات دستوری و متنی و ساخت بندی جملات و پاراگراف ها می یابیم(لطفی و همکاران، 1385).
نکته ای که در خصوص کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری باید مدنظر داشته باشیم این است که مهارت های خواندن یا نوشتن یا ریاضیات این کودکان باید براساس آزمون های استاندارد شده فردی به طور قابل توجهی پایین تر از سطح مورد انتظار، هوش بهر و آموزش متناسب با سن باشد. و علاوه بر آن اختلال در سه مهارت فوق، آشکارا در پیشرفت تحصیلی یا فعالیت های روزمره زندگی کودک که مستلزم آن سه مهارت هستند، تداخل کند. همچنین نباید نقص حسی وجود داشته باشد چون اگر نقص حسی مثل نابینایی و ناشنوایی و… وجود داشته باشد باید ناتوانی در مهارت های فوق را به نقص حسی ربط دهیم نه به اختلالات یادگیری.
تحقیقی که توسط جکوبسون و کیکاس (2007) صورت گرفته است عملکردهای شناختی و مهارت های حرکتی کودکانی را که فقط به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه مبتلا بودند با کودکانی که هم زمان به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه و اختلالات یادگیری مبتلا بودند، مورد بررسی قرار داده اند و به این نتیجه رسیدند که کودکان گروه دوم در خصوص عملکردهای شناختی و مهارتهای حرکتی بسیار ضعیفتر از کودکان گروه اول بودند. در تحقیقی نشان داده شد که کودکانی که هم زمان به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه و اختلال خواندن مبتلا بودند و در مقایسه با کودکان عادی و کودکانی که فقط به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه مبتلا بودند، نقایصی را در حافظه کلامی داشتند (کراوفورد و همکاران، 2006). همچنین در این تحقیق نشان داده شد که وجود هر نوع اختلال هم زمان با اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه تأثیر مهمی روی فرآیندهای شناختی و رفتار کودکان مبتلا به این اختلال میگذارد.
مصرف مواد

                                                    .