رشته حقوق

پایان نامه ارشد درباره فرزند پروری مستبدانه، شیوه های فرزند پروری

دانلود پایان نامه

به نظر می رسد همدلی، نوعی توانایی برای تجربه ی هیجان های دیگران فراهم می کند (بریانت، 1982). وبه فرد امکان می دهد خودرا با آن چه دیگران درباره ی وی احساس یا فکر می کنند، هماهنگ سازد، با پیرامون خود ارتباط برقرار واز وارد کردن آسیب به افراد دیگر خودداری کند (بارون وهمکاران، 2004).
شواهد تجربی این نکته را آشکار ساخته اند که همدلی در فرایند تحول و بر اساس تجربه های کودک ساخته می شود و انسان از رفتارها و واکنش های دیگران چگونگی انجام آن را می آموزد (فشفاچ، 1969) و مبتلایان به اختلال های رفتاری، مشکلات متعددی در همدلی نشان می دهند (گلیسون و همکاران، 2009) .
حل تعارض
پژوهش ها نشان داده اند که مدیریت تعارض به کیفیت روابط بین افراد، رضایت موجود در این روابط و اسنادی که در مورد طرف مقابل بکار برده میشود، وابسته است (داملااو بوتا، 2000).
پژوهشها هم چنین، نشان می دهند که افراد، تعارضهای گوناگون را به شیوه-های یکسانی مدیریت میکنند. پژوهشگرانی که در مورد سبکهای تعارضی کار کرده اند، نشان دادهاند، بیشتر اوقات افراد تمایل دارند در طول زمان سبکهای خود را تغییر ندهند (کانری و لیکی،2006). سبکهای تعارضی هم چنین پیش بینی کننده ی برخی از رفتارهایی هستند که در تعارضات ظاهر میشوند (کنراد، 1991). بنابراین، به نظر می رسد سبک های تعارض به شناخت افراد در محیطی که تعارض رخ میدهد، وابسته است. نوجوان نیز در محیط خانواده در طول زمان شیوهی خاصی را برای ابراز تعارضات خود انتخاب میکند که نحوهی تعامل بین اعضای خانواده و الگوهای ارتباطی که بکار می برند، می تواند بر این شیوههای حل تعارض اثر گذار باشد. بنابراین، بررسی چگونگی ارتباط بین الگوی ارتباطات خانواده و سبکهای تعارض میتواند ما را در فهم این که چگونه رویکردهای تعارضی در طی روابط نزدیک خانوادگی ساخته می شود، یاری دهد.
پژوهشگران در هر دو حوزه-ی روانشناسی و ارتباطات ادعا دارند که الگوهای ارتباطی بر اساس رمزگردانی و رمزگشایی پیام هایی که بین افراد خانواده رد و بدل می شود، شکل می گیرند (فیتزبرگر و ریتچی، 1994) و در نحوه ی بکارگیری داده ها در تعاملات آینده مورد استفاده قرار می گیرند .
الگوهای ارتباطات خانواده، نخستین بار به وسیله ی مک لئون و چافی (2791) معرفی شد. آنان باور داشتند که الگوهای ارتباطی بیشتر از این که یک خصیصهی شخصیتی باشد، حاصل تجارب ناشی از تعاملات خانوادگی است. فرم تجدید نظر شده ی این ابزار( ریتچی و فیتزپاتریک ،1990) دو بعد گفت و شنود و همنوایی را معرفی می کند. جهت گیری همنوایی به شرایط محیطی اشاره دارد که بیان کننده ی میزان سازگاری و توافق در نگرش ها، ارزش ها و باورها در بین اعضای خانواده است که علت آن تایید و ثبات قدرت و کنترل والدین می باشد (ریتچی، 1991). جهت گیری گفت و شنود به گفت و گوی آزاد و حمایتی بین اعضای خانواده اشاره دارد، به گونه ای که هر فرد تشویق می شود افکار و احساسات خود را به صورت مستقل بیان کند. بر اساس این دو بعد چهار نوع الگوی ارتباطات خانواده تشکیل می شود: خانواده های کثرت گرا، حفظ کننده، توافق کننده و به حال خود واگذارنده. خانواده های کثر ت گرا نمره ی بالایی در جهت گیری گفت و شنود، ولی نمره ی پایینی در جهت گیری همنوایی کسب می کنند. آنان از بیان باورها به صورت آزاد در یک محیط خانواده حمایت می کنند. بر خلاف این خانواده ها، خانوادههای حفظ کننده نمره ی پایینی در جهت گیری گفت و شنود و نمره ی بالایی در جهت گیری همنوایی دارند که نشان دهندهی تاکید بر قدرت والدین و اطاعت از آنان می باشد. خانواد ه های توافق کننده در هر دو جهت گیری نمرهی بالایی را کسب می کنند. این خانواده ها فرزندان خود را تشویق می کنند تا احساسات و نظرات خود را بیان کنند، اما تا جایی که با والدین خود مخالفت نکنند. در آخر خانواده های به حال خود واگذارنده هستند که در هر دو جهت گیری نمره ی پایینی را می گیرند. در این خانواد ه ها تعامل بین والد-فرزند بسیار محدود است و کودکان این نوع خانواده ها به راحتی تحت تأثیر گروه های بیرون از خانواده قرار می گیرند (کرنر و فیتزپاتریک ،2002).
ابزار تجدید نظر شده ی الگوی ارتباطات خانواده (ریتچی، 1991)، شیوه ای را جهت انداز ه گیری
طرحوارههای والد- فرزند پیشنهاد می کند که شامل نحوه ی تفسیر کودکان و نوجوانان از رفتارهای کلامی و غیر کلامی والدینشان می باشد. مسلم است هنگامی که نحوه ی تفسیر متفاوت باشد، رفتارهای فرزندان در مقابل والدین نیز متفاوت خواهد بود و در اینجاست که بحث سبکهای تعارض به نوع ارتباطات خانواده ربط پیدا می کند. برای درک بهتر در اینجا توضیح کوتاهی در مورد سبکهای تعارض بیان می شود .
سبکهای تعارضی در واقع بیان میکنند که با تعارض بوجود آمده چگونه باید برخورد شود. در همین راستا، سبکهای تعارض جهت مطالعهی ارتباطات دو نفر در موقعیت های تعارض طرحریزی
شدند.
پژوهشگرانی که در این زمینه کار کرده اند، سبکهای تعارضی متفاوتی را معرفی کردند که همهی آنها از دو بعد مشارکت و قاطعیت (جرأت) ساخته شدهاند. مشارکت به این اشاره دارد که فرد چقدر به خواستههای طرف مقابل توجه دارد و قاطعیت به رضایت خود فرد در موقعیت بر میگردد.
در این میان کاملترین طبقهبندی متعلق به رحیم و مگنر (1995) می باشد که 5 نوع سبک تعارضی را معرفی می کنند: اجتنابی، خدمتکارانه، سلطه گرانه، مصالحه گرانه و مؤتلفانه. در سبک اجتنابی، فرد کمرو و بدون قاطعیت و در روابط غیر مشارکتی است؛ فرد بر شیوههای فیزیکی و هیجانی کناره گیری تکیه میکند یا این که موضوع مورد تعارض را عوض میکند؛ در نتیجه، در موقعیت تعارض باقی نمیماند. افراد اجتنابی سعی می کنند از موقعیت تعارضی فرار کنند. سبک خدمتکارانه، با نوعی تسلیم شدگی و اطاعت همراه است، در این نوع سبک فرد نگران خواستهی طرف مقابل است و به فرد روبه رو اجازه میدهد که به او بگوید چه میخواهد. در نتیجه، این شیوه شامل مشارکت فرد میباشد، اما قاطعیت و جرأت در آن وجود ندارد و فرد نمی تواند رک و بی پرده حرف خود را بزند. سبک سلطه گرانه با رفتارهای قاطع و غیر مشارکتی شناخته می شود. در این سبک فرد در مقابل دیگران دارای قدرت است. افرادی که از این شیوه استفاده می کنند، انعطاف بسیار کمی در حل تعارضات پیش آمده از خود نشان می دهند و میتوانند باعث بیشتر شدن تعارض شوند. سبک مصالحه گرانه یک راه حل میانه پیشنهاد می کند که هر دو نفر راضی باشند. هر فرد از برخی
خواسته هایش می گذرد و برخی را حفظ می کند. این شیوه در هر دو بعد مشارکت و قاطعیت در حد میانه وجود دارد. افرادی که این سبک را دارند، تعهد بالایی در موقعیت تعارضی حس
میکنند، اما در بیان باورهای خود (خود-افشا سازی) ضعیف هستند. این سبک همراه با انعطاف بالایی است. سبک مؤتلفانه در هر دو بعد قاطعیت و مشارکت بالا و فعال است. هر دو فرد سعی می کنند، موقعیت تعارضی را دوباره تعریف کنند و راه حلی را بیابند که خواستههای هر دو را در نظر بگیرد. در این مسیر دو نفر داده های زیادی را در مورد موقعیت تعارضی و درک خود از این موقعیت با هم رد و بدل می کنند.
تا به حال پژوهشهای اندکی در این حوزه صورت پذیرفته است (داملااُ و بوتا ،0002)، برای مثال ریز- وبر و بارتل-هرینگ (1998) دریافتند که شیوه های حل تعارض بین پدر- نوجوان با شیوههای حل تعارض بین خواهر- برادر ارتباط دارد یا سمتانا (1995) دریافت که قدرت والدین و شیوههای فرزندپروری در میزان و شدت تعارض والد- نوجوان مؤثر است. کرنر و فیتزپاتریک (1997) به این نتیجه رسیدند که بین جهت گیری گفت وشنود و سبک اجتنابی رابطهی منفی و بین جهت گیری همنوایی و سبک اجتنابی رابطهی مثبت وجود دارد، اما به بررسی دیگر سبکهای حل تعارض نپرداختند. داملاا ُ1997 (، نقل از داملااُ و بوتا ،2000)، به بررسی چندین سبک پرداخت، اما تنها از یک نمونهی63 نفری استفاده کرد. نتایج نشان دادند که نوجوانان خانواده های کثرت گرا تمایل داشتند از سبکهای حل تعارض مؤتلفانه و سلطه گرانه استفاده کنند. نوجوانان خانواده های تواف قکننده بیشتر از سبک مصالحه گرانه استفاده می کردند، درحالیکه نوجوانان خانواده های ب هحال خود واگذارنده، بیشتر سبک سلطه گرانه را بکار می بردند و در آخر نوجوانان خانواده های حفظ کننده بیشتر از سبکهای اجتنابی یا خدمتکارانه سود میجستند .
در یکی از کامل ترین پژوهشهایی که در این زمینه انجام گرفت، داملااُ و بوتا (2000) به بررسی سبکهای ارتباطی خانواده و شیوهی حل تعارض بین پدر و نوجوان پرداختند. نتایج نشان داد که نوجوانان پدران به حال خود واگذارنده کمتر از بقیه از سبکهای خدمتکارانه و مؤتلفانه و سلطه گرانه استفاده م یکردند. نوجوانان پدران حفظ کننده بیشتر از بقیه، سبکهای اجتنابی و خدمتکارانه و کمتر از بقیه سبکهای سلطه گرانه و مؤتلفانه را بکار میبردند. همچنین، نوجوانان پدران کثرت گرا بیشتر از بقیه از سبکهای مؤتلفانه و سلطهگرانه سود می جستند و کمتر سبک اجتنابی را بکار می برند و در آخر نوجوانان پدران توافق کننده بیشتر از سبک مؤتلفانه استفاده می کردند. زنگ (2007) نیز در پژوهشی که روی نوجوانان چینی انجام داد، دریافت که جهت گیری گفت وشنود بیش از جهت گیری همنوایی در خانواده های چینی وجود دارد. همچنین، شیوههای حل تعارض مصالح هگرانه و مؤتلفانه بیشتر از همه و شیوهی رقاب تگرانه یا همان سلطه گرانه کمتر از همه بکار میروند. بچه ها از خانواده هایی با جهت گیری گفت وشنود، بیشتر از شیوهی مؤتلفانه و کمتر از از شیوهی اجتنابی استفاده می کنند در حالیکه بچهها از خانواده هایی با جه تگیری همنوایی بیشتر شیوهی رقاب تگرانه و کمتر شیوهی مؤتلفانه را بکار میگیرند. پژوهشها نشان داده اند که مدیریت تعارض به کیفیت روابط بین افراد، رضایت موجود در این روابط و اسنادی که در مورد طرف مقابل بکار برده می شود، وابسته است (داملااُ و بوتا، 2000).
مهارت های ارتباطی و سبک های فرزندپروری
مطالعه روابط والدین و کودک، یکی از بحثهای مهم روان شناسی را تشکیل می دهد. روابط بین کودکان و سایر اعضاء خانواده را می توان به عنوان نظام یا سبکهای از بخش هایی دانست که در ارتباط متقابل با یکدیگرند. والدین ممکن است هم فرزند خودرا دوست بدارند وهم این که آن ها را طرد کنند، ویا این که درعین دوست داشتن آن ها، در انضباط نیز سخت گیری نمایند. پاسخ کودک نیز صرفا به یک جنبه از رفتار والدین یا شخصیت آن ها ارتباط پیدا نمی کند، بلکه تحت تاثیر ترکیبی از عوامل مختلف است. باتوجه به ابعاد رفتاری “گرمی وکنترل ” بامریند(1991) سه نوع الگوی رفتاری والدین را ارائه نمود :
الف -الگوی رفتاری قاطع واطمینان بخش
ب-الگوی رفتاری مستبد
ج-الگوی رفتاری سهل گیر
والدین دارای الگوی رفتاری قاطع و اطمینان بخش در امر تربیت کودک خود کنترل وگرمی زیاد؛ والدین مستبد کنترل زیاد وگرمی کم ؛ والدین سهل گیر کنترل کم و گرمی زیاد اعمال می نمایند. هرکدام از شیوههای فرزند پروری پیامدهای متفاوت دارد. شیوه های فرزند پروری قاطع واطمینان بخش در کودکی، باعث میشود کودکان سرزنده و شاداب، دارای عزت نفس بالا وخودکنترلی بالا یاشندو همین شیوه باعث میشود که در دوره نوجوانی، نوجوان ازسطح بالای جرات و موفقیت برخوردارباشد. شیوه فرزند پروری مستبدانه دردوران کودکی باعث می شود که کودک مضطرب، ناشاد، ناسازگار باربیاید. شیوه فرزند پروری سهل گیر در کودکی باعث میشود کودک تکانشی، سرکش ومتواضع و وابسته بار بیاید و عملکرد ضعیفی از خود نشان دهد (ساگانو، 2001).
در تحقیقی که توسط عدهای از محققین در ژاپن روی اثرات احساسات منفی مادر بر کودک، در یک ارتباط مادر -فرزندی انجام شد، 250مادر بامیانگین سنس 33 سال و اکثرا خانه دار را مورد مطالعه قرار گرفتند. از مادران درباره اوقاتی که احساس منفی نسبت به کودکان خود داشتند مصاحبه به عمل آمد. نتایج نشان داد احساسات منفی مادر هنگامی ظاهر می شود که کودکان از انجام کارهای روزمره سرپیچی کنند یا وقتی که تغییری در رفتار کودکان دیده شود، احساسات منفی روی سبکهای تربیت ورشد کودکان موثر است، وقتی که مادران وظیفهای را به کودکان خود محول میکنند انتظار دارند که به شیوه مقرر شده به انجام برسد و نوع ارتباطشان راتحت تاثیر قرار دهد در حالی که اگر وظیفهای به آن ها محول نشده باشد با فرزندان خود نرم ومهربانی هستند(ساگانو، 2001).

مطلب مشابه :  داستان ایرانی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید