رشته حقوق

پایان نامه ارشد درباره شیوه فرزندپروری سهل گیرانه، والدین سرد و آزاد گذارنده

دانلود پایان نامه

تحقیقات معاصر در شیوه های فرزندپروری از مطالعات بامریند روی کودکان و خانواده های آنان نشأت گرفته است. استنباط بامریند از شیوه های فرزندپروری بر اساس یک رویکرد تیپ شناسی بنا شده است که بر ترکیب اعمال فرزند پروری متفاوت متمرکز است. تفاوت در ترکیب عناصر اصلی فرزندپروری (مانند: گرم بودن، درگیر بودن، درخواستهای بالغانه، نظارت و سرپرستی) تغییراتی در چگونگی پاسخ های کودک به والدین و تأثیر بر آنها ایجاد می کند (احمدیان، 1384)
بامریند در تحقیق خود سه نوع الگوی فرزندپروری مستبدانه، سهل گیر و اقتدار منطقی را بررسی کرده است که آنها را مورد بحث قرار میدهیم.
او معتقد است که در بررسی شیوه های فرزندپروری نباید تنها به یک بعد تکیه کرد بلکه باید به الگویی از تعاملات کودک ـ والد توجه نمود. تأکید ویژه او بر این است که چگونه والدین کنترل و قدرت خود را بر کودکان اعمال می کنند. او نظریه خود را با مشخص کردن والدین که از درجه بالایی از کنترل برخوردار هستند شروع می کند و در میان این گروه والدین با توجه به این که به چه میزان کودکان شان را به استقلال و فردیت تشویق می کنند، متفاوت هستند (ملک مکان، 1378).
الف) شیوه فرزندپروری مستبدانه: در خانواده های استبدادی والدین سعی می کنند رفتار فرزندان خود را شکل داده کنترل و ارزیابی نمایند. آن ها دوست دارند که فرزندان شان دستورات و اوامر آن ها را بپذیرند و هر گاه رفتار فرزندان با آن چه که والدین صحیح می دانند در تضاد باشد، از روش های تنبیهی و مجازات استفاده می کنند. این نوع والدین در کنشها و روابط متقابل با فرزندان خود سرد و بی روح می باشند (ملک مکان، 1378).
هافمن در تحقیقات خود به این نتیجه رسید کودکانی که در این خانواده ها پرورش می یابند معمولاً مطیع و فرمانبردار هستند و در رفتار آن ها اکثراً پرخاشگری دیده می شود. این کودکان احساس ناامنی کرده و از خود استقلالی ندارند و برای دیگران احترام قائل نیستند. هم چنین از ثبات عاطفی کمتری برخوردار هستند. این دسته از کودکان در ظاهر حالت تسلیم و اطاعت از خود نشان می دهند ولی در واقع دچار هیجان و اضطراب هستند. اغلب در مقابل دیگران حالت خصومت و دشمنی به خود می گیرند. البته برخی از پژوهشها نشان داده که چنان چه فضای مستبد خانواده توأم با عاطفه و محبت باشد، کودکان سازگاری اجتماعی بهتری خواهند داشت و به آموزش نیز علاقه بیشتری نشان می دهند (احمدیان، 1384).
ب) شیوه های فرزندپروری مقتدرانه: در این شیوه والدین انعطاف پذیرند. و ضمن اعطای آزادی به فرزندان خود برای آنان مقررات روشنی تعیین می کنند. در عین حال آن ها برای مقررات وضع شده، دلایلی ارائه داده و غالباً در مورد خواسته هایشان با فرزند استدلال می کنند. این والدین به نیازهای و عقاید فرزندان خود حساسند و آنان را به رعایت مقررات خانوادگی تشویق می کنند (احدی و جمهری، 1378).
این دسته از والدین در روابط شان با کودکان صمیمی هستند و مکرراً برای راهنمایی و هدایت رفتار آن ها از تقویت مثبت استفاده می کنند، هنگامی که شرایط اقتضا کند از سرزنش و مجازات نیز بهره می برند. آنان برای اعمال کنترل، در مقابل فشارهایی مانند نق زدن و ناله کردن کودک تسلیم نمی شوند. برای هر کاری که جهت تربیت کودک خود انجام می دهند اساس منطقی خود را توضیح می دهند (ملک مکان، 1378).
این والدین هم برای رفتار خود مختارانه و هم انضباط ارزش قائلند زیرا معتقدند که کنترل منطقی و نیز آزادی حساب شده موجب می گردد، کودکان قوانین و اصول رفتارهای صحیح را درونی کنند و در قبال رفتار و اعمال خود احساس مسئولیت نمایند. این والدین علاوه بر این که گرم و با محبت هستند، کودکان شان را به طرف استقلال سوق می دهند. علاقه زیادی دارند که دلایل هر عمل و خواسته خود را برای کودک روشن کنند (احمدیان، 1384).
این نوع خانواده ها پشتیان عاطفی قوی برای کودک به حساب می آیند. کودکان در این نوع خانواده ها صمیمیت، خلاقیت، اصالت، سازندگی و کنجکاوی خاصی را از خود نشان می دهند. با آزادی معقولی که در خانواده برقرار است، کودکان فرصت گفتگو با والدین می یابند و در تصمیم گیری ها شرکت می جویند. به طور کلی این کودکان شدیداً فعال و پرانرژی هستند و در بیان احساسات خود کمتر دچار وقفه و تعارض می شوند (ماسن، 1377).
یافته های تجربی نشان داده اند که شیوه فرزندپروری مقتدر یا منطقی با سطح بالاتری از سازگاری، انطباق، بلوغ روانی، شایستگی روانی ـ اجتماعی، عزت نفس و موفقیت آموزشگاهی فرزندان مرتبط است (احمدیان، 1384).
ج) شیوه فرزندپروری سهل گیرانه: در این شیوه والدین از فرزندان خود انتظار چندانی ندارند و کودکان در بیان احساسات و رفتارهای تکانشی خود آزادی عمل دارند؛ چنین والدینی برای کنترل فرزندان خود به ندرت از تنبیه یا زور استفاده می کنند (احدی و جمهری، 1378).
زندگی اعضای این گونه خانواده ها با هرج و مرج و بی نظمی همراه است. در بسیاری از موارد زندگی با این وضع مشکل است و در نتیجه خانواده متزلزل می گردد. و آثار تزلزل در رفتار بچه ها نیز مشاهده می شود. افراد این خانواده ها بی بند و بار، لاابالی، سهل انگار و بی هدف خواهند بود و معیاری بر رفتار آن ها حاکم نخواهد بود. احساس مسئولیت نمی کنند، قادر به زندگی اجتماعی نیستند، نمی توانند با دیگران به سر ببرند و اغلب در زندگی با شکست مواجه می شوند (احمدیان، 1384).
کودکان والدین سهل گیر نسبت به کودکان والدین مقتدر منطقی سازگاری روان شناختی کمتری نشان می دهند. نوجوانان والدین سهل گیر، عزت نفس بالای دارند و در عین حال درجه بالایی از سوءمصرف دارو و خلاف های رفتاری در مدرسه نشان می دهند. بعلاوه رفتارهای خلاف آن ها در دبیرستان افزایش می یابد (لامبورن و همکاران، 1991؛ به نقل از احمدیان، 1384).
الگوی شیفر
شیفر از جمله کسانی است که در این زمینه پژوهشهای انجام داده است. او براساس مشاهداتی که از تعامل کودکان 1 تا 3 ساله با مادرانشان انجام داد، طرح یک طبقه بندی براساس دو جنبه رفتار والدین یعنی آزادی ـ کنترل سهل گیری در مقابل سخت گیری و سردی ـ گرمی پذیرش در مقابل طرد ارائه نمود. او نتیجه گرفت که مادران پذیرنده یا طرد کننده می توانند سخت گیر یا آسان گیر باشند. این دو بعد اساساً اشاره به سطوح حمایت عاطفی دارد که والدین در مورد کودکان شان بکار می برند و نیز اشاره به کنترلی دارد که والدین در مورد کودکان خود اعمال می کنند. بدین ترتیب از ترکیب این دو بعد، الگوهای مختلف رفتار والدین شکل می گیرد. شیفر والدین را با ترکیب دو بعد فوق به چهار دسته کلی تقسیم کرد:
1 ـ والدین گرم و آزادگذارنده 2 ـ والدین گرم و کنترل کننده
3 ـ والدین سرد و آزاد گذارنده 4 ـ والدین سرد و کنترل کننده
(ماسن، 1387).
الگوی زیگلمن
زیگلمن روش های ارتباطی والدین و فرزندان را به چهار قسمت کلی تقسیم کرده است:
1 ـ والدین مقتدر 2 ـ والدین مستبد
3 ـ والدین سهل گیر 4 ـ والدین مسامحه گر یا بی اعتنا.
والدین مقتدر: والدین مقتدر هم پذیرنده و هم کنترل کننده هستند. آن ها کودکان را کنترل می کنند، مقررات واضحی برای رفتارهای کودکان وضع می کنند. آن ها قاطع هستند ولی سخت گیر و تحمیل کننده نیستند. روش های انضباطی آن هاحمایتی است تا این که تنبیهی باشد. آن ها می خواهند که کودکان شان ابراز وجود کنند هم چنین این کودکان از لحاظ اجتماعی مسئولیت پذیر و خود نظم ده و اهل مشارکت می باشند (بامریند؛ به نقل از دارلینگ، 1999).
والدین مستبد: این والدین قوانین را به طور انعطاف ناپذیری تحمیل می کنند. از نظر تربیتی خشن و تنبیه گرند. با رفتار بد مقابله می کنند و کودک بد رفتار را تنبیه می کنند. ابراز محبت و صمیمیت

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه ارشد دربارهقرن نوزدهم، صاحب نظران، حقوق جزا

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید