Widget not in any sidebars

تکنیک جبران اضافی (OC )
در روش «جبران کردن» کودک را وا می دارند که وقتی مرتکب رفتار نامطلوبی شد، برای جبرانش آن را اصلاح کند. هدف روش جبران کردن این است که به کودک آموزش داده شود تا برای رفتار نامناسب خود قبول مسئولیت کند و رفتار مناسب را یاد بگیرد (آلبرتو و تروت من، 1991؛ به نقل از سیف). به عنوان مثال وقتی که کودک اتاقش را به هم ریخت به او گفته می شود وسایلش را دوباره مرتب و منظم کند.
در روش «جبران اضافی» و یا OC از کودک خواسته می شود که علاوه بر جبران خلاف خود، یک عمل اضافی نیز انجام دهد. این روش شدیدتر از روش جبران کردن است. به عنوان مثال به کودکی که اتاقش را به هم ریخته گفته می شود علاوه بر مرتب کردن وسایل اتاقش باید در جارو کردن اتاق نیز به مادرش کمک کند و یا کودک مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه که لباسش را کثیف کرده، گفته می شود که باید لخت شود، لباس هایش را بشوید، آن ها را بر روی طناب رخت آویزان کند، دوش بگیرد، لباس تمیز بیاورد، آنها را به تن کند. روش OC کودک را مجبور می کند هر چه را که خراب کرده اصلاح کند و از طریق یک عمل اضافی و یا بهبود بخشیدن به امور، آن ها را به حالت اولیه برگرداند. این روش باید مواقعی روی کودکا مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه اجرا شود که کودک با بیش فعال و با بی توجهی خود چیزی را خراب کرده و یا جایی را کثیف و به هم ریخته است. علاوه بر این ها می توانیم برای آموزش اطمینان آفرینی اجتماعی نیز از این روش استفاده کنیم، این روش همچنین در مورد رفتارهای پرخاشگرانه و یا تهدید کننده ای کاربرد دارد که امکان دارد دیگران را ناراحت کنند. برای جبران این رفتارها به کودک آموزش داده می شود مکرراً از رفتار خود معذرت خواهی کند (10 ـ 30 بار) و همدردی بیشتری نسبت به فردی که به وی پرخاشگری کرده از خود نشان دهد. در مورد حملات پرخاشگرانه ممکن است کودک ملزم شود مکرراً قربانی را لمس کند.
در اینجا رهنمودهایی را ارائه داده شده است که با رعایت آن ها کارایی این روش را افزایش خواهد داد:
باید به کودک گفته شود که رفتار او نامطلوب بوده است.
بهتر است قبل از بکار بستن روش OC از یک دستور به صورت توصیف رفتار نادرست، یا یک عبارت قانونی استفاده شود.
باید کودک از انجام کاری که مشغول آن است، باز داشته شود.
با توضیحات واضح و روشن کار جبرانی که قرار است انجام دهد، برایش مشخص شود.
مدتOC را با اندازه متوسط انتخاب شود. زمان های خیلی زیاد و طولانی و یا خیلی کم و کوتاه نمی تواند کارساز باشد.
پس از انجام عمل جبرانی باید کودک به کاری که مشغول انجام دادنش بود، باز گردد.
تکنیک جریمه کردن (RC )
مفهوم «جریمه» بر هر کسی که در رانندگی خلاف کرده و یا به دلیل دیرکرد کتاب ها توسط کارکنان کتاب خانه جریمه شده، آشناست. این تکنیک به حذف مقداری از پاداش ها و تقویت کننده های یک کودک در ازای رفتار نامطلوبی که مرتکب شده، گفته می شود. از این روش زمانی استفاده می شود که کودک برای مدت زمانی پاداش گرفته است. زمانی که او را تقویت نکرده و پاداش نداده ایم، نمی توانیم جریمه کنیم. بعد از این که کودک مدتی تقویت گرفت، می توان با کم کردن مقداری از تقویت کننده، او را جریمه کرد. بنابراین تکنیک جریمه کردن همراه با تکنیک های تقویت مثبت، قرارداد وابستگی یا رفتاری، اقتصاد ژتونی و شکل دهی به کار برده می شود و به تنهایی به عنوان یک تکنیک مجزا محسوب نمی شود. جریمه نباید خیلی سنگین باشد، بلکه مقدار جریمه باید آن اندازه باشد که کودک با کوشش بیشتر بتوانند آن را جبران کند. مثلاً اگر کل ژتون ها و یا کل پول کودک گرفته شود او دیگر انگیزه ای برای ادامه و جبران نخواهد داشت.
تنبیه عبارت است از وارد کردن یک محرک ناخوشایند به دنبال یک رفتار نامطلوب. این شیوه دارای کمترین ارزش است و توصیه می شود تا تمام روش های بحث شده قبلی امتحان نشده هرگز به سراغ این روش نیاید. بهترین تکنیک ها که به جای تنبیه می توانید استفاده کنید، تکنیک های محروم کردن، جبران اضافی و جریمه کردن است که خود نوعی تنبیه به حساب می آیند اما اثربخشی اشان از تنبیه خیلی بیشتر است. بنابراین تنبیه را به عنوان آخرین روش، در صورت ضرورت به ندرت به کار گیرید و هرگز از آن به عنوان تنها روش بازداری و برطرف کردن رفتار نامطلوب استفاده نکنید.
استفاده از این روش آثار جانبی و مضرات ناخوشایند و ناخواسته ای دارد که عبارتند از:
کودک از افرادی که او تنبیه کرده بیزار شده و از وی اجتناب می کند.
باعث ایجاد برخی رفتارهای نامطلوب مثل دروغ گویی می شود چون کودک دفعه های بعد که رفتار نامطلوب انجام می دهد، برای اجتناب از تنبیه شدن دروغ می گوید.
کودک با الگو قرار دادن والدین، تنبیه کردن را یاد می گیرد. چون والدین الگویی برای پرخاشگری می شوند، کودک پرخاشگری را تقلید می کند.
تنبیه اغلب از رفتار نامطلوب جلوگیری می کند اما باعث تغییر و کاهش آن نمی شود. کودک وقتی که می بیند والدین حضور ندارند، دوباره آن رفتار نامطلوب را انجام می دهد.
تنبیه با پاسخ های هیجانی مثل اضطراب و ترس همراه است و کودک وقتی می فهمد، قرار است تنبیه شود دچار وحشت می شود.
والدینی که از تنبیه استفاده می کنند ممکن است هدف پرخاشگری و دشمنی کودک قرار گیرند و این نیز باعث خواهد شد که رابطه صمیمانه مادر ـ کودک و پدر ـ کودک از بین برود.
تعمیم رفتار شامل گسترش رفتار اصلاح شده هم در زمان است، هم در مکان و هم در رفتارهای مختلف یعنی رفتاری که تغییر پذیرفته است اگر در آینده نیز ادامه یابد، اگر در موقعیت های خارج از موقعیت یادگیری ظاهر گردد و اگر به رفتارهای دیگر کودک گسترش یابد، آن گاه می گوییم که آن رفتار تعمیم یافته است.
تکنیک های شناختی رفتاری
این تکنیک ها به کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه کمک می کنند تا مهارت های حل مسأله و کنترل خود را افزایش دهند (ابیکوف، 1985؛ به نقل از علیزاده). کودکان مبتلا به این اختلال به علت رفتارهای تکانشی، معمولاً پاسخ های غلط بیشتری می دهند و به میزان بیشتری به سازماندهی و تمرکز روی جزئیات احتیاج دارند. روش های شناختی ـ رفتاری به این کودکان کمک می کند تا نقایص شناختی و نقص در حل مسأله را بهبود بخشند. در این روش عقیده بر این است که شناخت ها و طرز فکر افراد بر رفتار آن ها تأثیر می گذارد و بنابراین با تغییر دادن شناخت فرد می توانیم بر رفتار او تأثیر بگذاریم.
قسمت پنجم: تحقیقات انجام شده در ارتباط با موضوع تحقیق

                                                    .