رشته حقوق

پایان نامه ارشد درباره سبک های فرزندپروری، آسیب های اجتماعی

دانلود پایان نامه

میتوانند به نیاز کودکان پاسخ داده و متوقع و کنترل معقولی بر رفتار آنها داشته باشند، در عمل فرزندانی بیمار تربیت میکنند. والدین سختگیر انسان های حقیر والدین، سخت گیر و فرزندانی ضعیف و بدون اعتماد به تنفس و والدین بی توجه فرزندانی سردرگم و یاغی تربیت می کنند. علاوه بر این، چند نکته دیگر می توانند روشن کننده سبک های فرزندپروری بیمارگونه باشد:


رابطه مضاعف
رابطه مضاعف مربوط به والدینی است که به دلایل مختلف پیام های دو لایه برای فرزندان خود ارسال می کنند. مادری که هم از داشتن فرزند خود نارضی است و هم به فرزند خود علاقه مند است، در نهایت رفتارهای یکسان و وحدت یافته ای ندارد. به عنوان مثال او با وجود این که با رفتاری از فرزند خود توافق دارد، ولی رفتار غیرکلامی مخالفی را به فرزندش نشان می دهد الگوی پیام آنها این است: «موافقم، ولی خیر نبینی !!!» یا الگوی گفتگوی «بله. …….. اما. …….» در کلام آنها زیاد دیده می شود. این والدین صداقت و یکپارچگی در رفتار خود ندارد. تحقیقات نشان داده اند که والدین افراد مبتلا به اسکیزوفرنی دارای این الگوی رفتاری هستند (جان برزگی، 1387).
والدین ناهماهنگ
والدین ناهماهنگ نیز به نوعی محصولاتی بیمار تولید می کنند. در این الگو یکی از والدین با امری موافق است و دیگری مخالف. فرزندان چنین والدینی سردرگم هستند و از نظر اخلاقی ضعیف تربیت می شوند. چون آن ها اصول محکمی را برای تبعیت نمی شناسند (جان برزگی، 1387).
جابجایی نقش والدینی
خانواده هایی که در آن ها، پدر نقش مادر و مادر نقش پدر را ایفا می کند، نیز فرزندان بیمار تربیت می کنند. پدر و مادر هر یک نقش های خاص خود را دارند. پدر در زندگی مظهر قدرت، اقتدار و توقع و مادر مظهر مهر، پاسخ دهی و حساسیت نسبت به نیازهای عاطفی است. مادری که سعی می کند وظایف پدر را جبران کند، گاهی نه پدر است نه مادر یا به عبارت دیگر هم نقش مادری را خوب ایفا نمی کند و هم نقش پدری را تخریب می کند. بر عکس، اگر پدری نقش یک مادر مهربان را به خود بگیرد هم نقش مادری را تضعیف می کند و هم جایگاه پدری را در نظام روانشناختی کودک متزلزل می کند. بنابراین چنین کودکانی، چه دختر چه پسر بخصوص در نقش جنسی خود ضعیف عمل می کند (جان برزگی، 1387).
والدین بیمار و عصبی
والدینی که دچار اختلالات روانی باشند، نیز معمولاً فرزندانی بیمار تربیت می کنند این والدین به چند دسته تقسیم می شوند:
والدینی که دارای بیماری عصبی هستند، مانند وسواس، اضطراب یا افسردگی.
کسانی که خودشیفته بوده و یا اختلال شخصیت دارند.
دسته اول به دلیل ناتوانی و در معرض گذاشتن الگوهای غلط، ریسک تربیت فرزندانی بیمار را افزایش می دهد و دسته دوم به دلیل اینکه توانایی برقراری ارتباط صحیح با فرزندان خود ندارند فرزندانی بیمار تربیت می کنند. بطور مثال از آنجا که افراد خودشیفته مشغول کارهای شخصی خود می شوند، نمی توانند به نیازهای دیگران توجهی داشته باشند (جان برزگی، 1387).
والدین غایب
والدینی که غایب اند معمولاً فرزندان خود را تنها می گذارند. رها کردن کودکان و تنها ماندن آنها زمینه را برای رشد الگوهای منفی رفتاری فراهم می کند. از طرفی کودکان را به این باور که نیازمند هدایت یا حمایت دیگری نیستند واقف کرده، آنها را مستعد آسیب های اجتماعی می کند. گاهی یکی از والدین غایب است که در این صورت بار مسئولیت روی دوش یک وال قرار میگیرد و در دراز مدت ضمن خسته و عصبی کردن او امکان تربیت بهینه را از بین میبرد. از طرف دیگر به دلیل اینکه پدر و مادر هر یک دارای نقشهای خاص خود هستند و به نیازهای متفاوتی پاسخ میدهند، غایب بودن هر یک از آنها زمینه را برای آسیب پذیری کودکان فراهم می کند (جان برزگی، 1387).
والدین نابالغ
والدینی که از هویت یافتگی کافی برخوردار نیستند، نیز فرزندانی بیمار تربیت می کنند. این والدین یا از پختگی کافی برخوردار نیستند یا کسانی هستند که هنوز آمادگی ازدواج نداشته و یا آمادگی وادگری ندارد. آنها فرزند را بعنوان یک بازیچه و یا بطور ناخواسته به دنیا می آورند. گاهی چنین والدینی مسئولیت فرزندپروری خود را به والدین خود یعنی به پدربزرگ ها و مادربزرگ ها میسپارند. دخالت الگوهای دیگر در فرزندپروری، هویت یافتگی فرزندان را به دلیل عدم هویت یافتگی والدین به خطر میاندازد (جان برزگی، 1387).
شرایط موفقیت فرزندپروری
برای موفقیت در فرزندپروری به چند موضوع مهم باید توجه کرد:
1 ـ برای فرزندپروری نیازمند برنامه و طرح کارآمد هستیم.
2 ـ برای فرزندپروری نیازمند دانش در زمینه نیاز کودکان در هر سن از تحول هستیم.
3 ـ فرزندپروری مستلزم آرامش در خانواده است.
4 ـ فرزندپروری یک شغل است و تداخل با شغل دیگر اهمیت آن را کاهش میدهد، به عبارتی یک فرد چند شغله به نسبت میزان اشتغال کیفیت کارش پایین می آید.
5 ـ یک خانواده دارای چهار مولفه است و تا زمانی که این چهار مولفه تحقق نیابد فرزندپروری از کیفیت لازم برخوردار نخواهد بود. چهار مولفه مذکور عبارتند از:
الف: پدر، یعنی کسی که بتواند مرزهای خانواده را ببندد و مظهر قدرت و اقتدار خانواده باشد. پدر یعنی نمای بیرونی خانواده نه صرفا یک مرد، او محیط دایره خانواده است.

مطلب مشابه :  قراردادهای خصوصی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید