ه) شناسایی احتیاجات اولیه ای که سبب ایجاد رفتار و اعمال انسان می گردد: بهداشت روانی مستلزم دانستن و ارزش دادن به احتیاجات اولیه ی افراد بشر است. بعضی از این احتیاجات جسمانی است، مانند نیاز به آب و غذا و گروهی از آن ها روانی می باشد مانند احتیاج به پیشرفت. بشر دائما تحت تاثیر این نیازهاست و به نسبت محرومیت و یا ارضاء آن ها رفتار می کند، بنابراین زندگی او هیچ وقت در حالت سکون مطلق نیست، بلکه دائما در کشمکش و تلاش برای به دست آوردن غذا، آب، مسکن و عشق به پیشرفت موقعیت اجتماعی و امنیت جسمی و روانی است. شخصی که این اصول را بداند و به پذیرد، واقع بینانه با مشکلات زندگی مقابله کرده و دارای سلامت روانی خواهد بود( شاملو، 1386).
Widget not in any sidebars

تاریخچه بهداشت روانی
تاریخچه بهداشت روانی با توجه به بیماری های روانی از زمانی که بشر وجود داشته و مخصوصا زندگی اجتماعی را شروع کرده همراه بوده است، در حقیقت روان پزشکی را می توان قدیمی ترین حرفه و تازه ترین علم به شمار آورد. قدیمی ترین، چون بیماری های روانی از قدیم وجود داشته و بقراط در 377 تا 460 سال قبل از میلاد عقیده داشته که بیماران روانی را مانند بیماران جسمی باید درمان کرد، عامل سرشتی و فرضیه مراجها از همان زمان بقراط و جالینوس وجود داشته و اهمیت تاریخی دارد. تازه ترین علم برای اینکه تقریبا از 1930 به بعد از تشکیل اولین کنگره بین المللی بهداشت روانی بود که روان پزشکی به صورت جزئی از علوم پزشکی شد و سازمان های روان پزشکی و مراکز پیشگیری در کشورهای مترقی یکی از بعد از دیگری فعالیت خود را شروع کرد. از این فعالیت در سازمان ها در جریان جنگ جهانی دوم کاسته شد و بدین ترتیب می توان روان پزشکی را به صورت تازه ترین علم بعد از جنگ جهانی دوم به حساب آورد. از اسناد و مدارک موجود چنین استنباط می شود که تا اواخر قرن هیجدهم و همزمان با انقلاب کبیر فرانسه از تاریخچه بهداشت روانی اطلاعات کافی در دست نیست. به علت جهل و بیسوادی از بروز بیماری های روانی، اختلالات رفتاری و بیماری های روانی را به دخالت ارواح خبیثه و شیاطین، قدرت های ماورای انسان و نفوذ عوامل طبیعی مانند، خورشید، ماه، رعد و برق در بدن می دانستند و عقیده داشتند که باید این بیماری ها با نیروهای ماوراءالطبیعه، وساطت افراد مقدس در نزد خدا بهبود یابند و این شفاعت موقعی اتفاق می افتد که بیماری در خواب باشد. اولین بار بقراط فیلسوف مشهور یونانی بود که خرافات را دربارۀ بیماریهای روانی کنار گذاشت و اختلالات روانی را به طرف پزشکی کشانید، دربارۀ مالیخولیا و جنون زایمانی تعریف و توصیف کرد و مغز را مرکز اصلی روان دانست. جالینوس علت بیماری های روانی را اختلال عمل مغز و عدم تعادل اخلاط بدن می دانست. در اوایل قرن 13 و اوایل رنسانس ارتباط جسم و روان و یکپارچگی واکنش آنها مورد بحث قرار گرفت و بعدا فرضیه بوعلی سینا مسئله را به اسپانیا و کشورهای دیگر کشاند و این زمینه ای برای فرضیه جدید برای بیماری های روان تنشی شد. در سال 1563 اولین روان پزشکی هلندی به نام حان وی یر 1 کتابی درباره رفتار انسانی و بیماری های روانی در سوئیس نوشت. سپس در انگلستان اولین روان پزشک ویلیام بتی در سال 1853 بود (میلانی فر، 1376). اطلاعات جسته و گریخته وجود دارد که تا قرن چهاردهم مکان هایی برای مواظبت و نگهداری بیماران روانی در مونت کاسینو ایتالیا و بیمارستانی در لیون فرانسه و در پاریس و بنا شدن بیمارستان بتلم 3 در لندن در نزدکی کلیسای سنت بارتولومو وجود داشته است. در اسپانیا اولین بیمارستان روانی در سال 1409 در شهر والانسیا به وسیله یک کشیش اسپانیایی ایجاد شد و علت آن رفتار استهزاآمیز آزاردهندۀ افراد نسبت به بیمارانی روانی در ملاء عام و خیابان های آن زمان بوده است. در اثر اقدام این کشیش از سال 1412 تا 1489 پنج بیمارستان دیگر در نقاط مختلف اسپانیا ساخته شد و در سال 1567 به علت نفوذ اسپانیاییها اولین بیمارستان روانی در شهر مکزیکو بنا نهاده شد. روی این اصل نقش اسپانیاییها در بنا نهادن بیمارستان های روانی و مواظبت از بیماران روانی هم در قدیم و هم امروز از اهمیت قابل توجهی برخوردار بوده و هست. از اینکه نحوۀ درمان در بیمارستان های آن زمان چه بوده و اهمیت قابل توجهی برخوردار بوده و هست. از اینکه نحوۀ درمان در بیمارستان های آن زمان چه بوده و آیا بیماران بهبود می یافتند یا نه اطلاعات درستی نیست آنچه مسلم است این است که اگر این بیماران در منازل با خانواده ها می ماندند به طناب و زنجیر بسته می شدند به طوری که بعضی از آنها زنجیرها را پاره، از خانواده فرار، در غار، جنگل ها زندگی می کردند و از پوست و برگ درختان تغذیه می کردند، به صورت دیو، اجنه، مزاحم رهگذران می شدند و هر کس آنها را می کشت مسئولیتی نداشت. در قرن 17 ارتباط جسم و روان و محل این ارتباط در سلسله اعصاب مورد بحث قرار گرفت و دکارت و مالپکی ویلیس و سایرین مراکزی برای ارتباط تعیین کردند. در همین قرن در سال 1602 اولین کتاب پزشکی دربارۀ بیماری های روانی به نام پراکسیس مدیا توسط پزشک سویسی نوشته شد که در آن طبقه بندی بیماری های روانی مورد توجه قرار گرفته و برای بیماری های روانی علل ارگانیک قائل شدند. دو نفر از روان پزشکان معروف آن زمان یکی زاکیا که پدر پزشکی قانون لقب گرفته کتابی درباره روان پزشکی قضایی نوشته و گزارشات او مطالب زیادی وجود دارد از جمله اینک فقط پزشک است که می تواند دربارۀ ناراحتی و شرایط روانی افراد اظهارنظر نماید. و دیگری توماس سیدنهام معتقد بود که واکنش هیستریک در همه افراد دیده می شود و در آن زمان به ناراحتی های نوروتیک اشاره کرد. در قرن 18 مسئله به همان طریق قرن 17 ادامه یافت و مؤسسات خیریه در کشورهای کاتولیک بنا به پیشنهاد کشیش ها تأسیس شد. در قرن 18 ژرژ سوم پادشاه انگلستان که دچار حملات بیماری مانیاک شده بود توجه پزشکان را به خود معطوف داشت و توجه نه تنها به درمان ژرژ سوم بلکه به مسائل پزشکی و روان پزشکی و پرستاری بیماران روانی بیشتر شد. در اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 نام سه نفر باید در سرلوحه پیشتازان و رهبران درمان اخلاقی و انسانی که عبارتند از فلیپ پنیل از فرانسه، ویلیام تیوک از انگلستان و ون سنزوکیا روکی از ایتالیا قرار گیرد. در سال 1985 انستیتوی روان پزشکی در بیمارستان نیویورک تحقیقات درباره مسائل روان پزشکی را شروع کرد و در سال 1902 آدولف مایر روان پزشک جوان سوئیسی (1950 ـ 1866) جزء پزشکان این انستیتو شد و بعدها مکتب سایکوبیولوژی را بنیان گذاری کرد. در سال 1908 کمیته وابسته به بهداشت روانی که پس از یک سال تبدیل به انجمن ملی بهداشت روانی شد باعث شد که بهداشت روانی نهضتی جهانگیر شود. اثرات پیشرفت روان پزشکی در فرانسه باعث شد روان پزشکان و پزشکانی در سوئیس پیدا شوند، کوچکی، بیطرفی از نظر سیاسی، محل جغرافیایی، نفوذ زبان و عقاید محلی کمک زیادی به پیشرفت روان پزشکی در سوئیس نمود و اوژن بلولر لغت اسکیزوفرنی را بنا نهاد. هرمن رورشاخ در سوئیس تحت نظر یونک روان کاو سوئیس مشغول کار شد و بالاخره نوبت روان پزشکان همچون فروید، بروئر، ادلر و رانک رسید که همگی اهل اتریش بودند. نهضت روان کاوی که توسط ژوزف بروئر اتریشی شروع شد. در سال 1930 اولین کنگره بین المللی بهداشت روانی با شرکت نمایندگان پنجاه کشور در واشنگتن تشکیل شد و مسائل کشورها از قبیل بیمارستان ها، مراکز درمانی سرپایی، مراکز کودکان عقب مانده ذهنی و نظایر آن مورد مطالعه قرار گرفت در سال 1940 کم کم بیمارستان های روزانه در انگلستان افتتاح شد. بروز جنگ جهانی دوم تشکیل کنگره بهداشت روانی به تعویق انداخت ولی خوشبختانه بعد از اتمام جنگ جهانی دوم کنگره های بهداشت روانی یکی پس از دیگری تشکیل شد. و بهداشت روانی اهمیت پیدا کرد زیرا بیش از یک میلیون و هفتصد و پنجاه هزار نفر به دلیل بیماری های روانی از خدمت سربازی اخراج شدند. در سومین کنگره بین المللی بهداشت روانی در سال 1948 که در لندن تشکیل شد اساس فدراسیون جهانی بهداشت روانی بنیان گذاری شد و در همان سال این فدراسیون به عضویت رسمی سازمان یونسکو و سازمان بهداشت جهانی درآمد و سازمان جهانی بهداشت در ژنو نقش رهبری رسمی فدراسیون جهانی بهداشت را برعهده گرفت. در سال 1959 قانون روانی انگلستان از مجلسین آن کشور گذشت و وزرات بهداری و تأمین اجتماعی عهده دار مسئولیت درمان و نگهداری بیماران روانی در آن کشور شد. در سال 1960 به دستور پرزندت کندی رئیس جمهور آمریکا قوانینی جدید برای بهداشت روانی وضع شد و دولت عهده دار مسئولیت سنگینی برای این گونه بیماران شد. در سال 1963 قانون مراکز جامعه روان پزشکی در آمریکا به تصویب رسید و تحت این قانون مراکز جامع منطقهای مسئول 75 تا 200 هزار نفر از ساکنین همان منطقه برای بیماران روانی شد (میلانی فر، 1376).
مختصری درباره تاریخچه بهداشت روانی در ایران
اگر چه از تاریخچه بهداشت روانی در ایران اطلاعات کافی در دسترس نیست ولی مدارک ناکافی بدست آمده با توجه به انتقادات مذهبی، سنتی و عملی آن زمان در کشورهای ایران و عربی می توان قبول کرد که رفتار با بیماران روانی به نحو مطلوب انجام می شده و از زمان هایی که قدیم محلهایی برای نگهداری بیماران روانی وجود داشته است. در قرن ششم و هفتم مدارس پزشکی در ایران وجود داشته و از کتابهای یونانی حتی به صورت ترجمه در این مدارس استفاده می شد. تاخت و تاز اعراب در قرن 7 به کشورهای آسیایی از جمله ایران باعث شد که آثار موجود از بین برود. از زمان ساسانیان در جندی شاپور اهواز برای بیماران مکانی مخصوص ترتیب یافته بود. در دوران اسلام پزشکان و نویسندگان مهم آن زمان مانند زکریای رازی و ابوعلی سینا را می توان نام برد که نوشته های آنان غیر از عربی به زبان یونانی، لاتین و زبان های دیگر ترجمه شد و در دسترس مردم غرب زمین قرار گرفته و با استقبال آنان روبرو شده است. محمد زکریای رازی (330 ـ 240 هجری قمری یا 910 ـ 820) میلادی بیمارستان هایی شبیه بیمارستان بغداد در شهر ری برپا کرد و به تدریس و آموزش پزشکی پرداخت. تألیفات مهم رازی به نام طب الحادی و کتاب منصوریو رسالاتی درباره امراض و کتابی دربارۀ حرکات نفسانی، اوهام، حرکات عشق و طب روحانی را می توان نام برد. ابوعلی سینا (428 ـ 371 هجری قمری یا 910 ـ 820 میلادی) برای بیماران روانی که آنها را مریض دماغی نیز می گفتند دستورات دارویی تجویز می کرد. ابوعلی سینا برای درمان بیماران روانی عقیده به تلقین داشت و به عقیده اکثر مورخان بخیه و پیوند اعصاب را برای اولین بار عرضه کرده است. کتاب قانون که معروفیت جهانی دارد باعث شد پزشکی اعراب شهرت جهانی پیدا کند و تا چندین قرن مرجع پزشکان غرب و شرق بود و تا اواسط قرن 17 در تمام دنیا به منزله اصول علوم پزشکی شناخته شد و در مراکز پزشکی اروپا تدریس می شد. کتاب دیگر او شفا است که در مورد مزاج های دموی، صفرایی، بلغمی و سودائی اشاره داشته است. در سال 1267 شمسی دارالشفایی در یزد به فرمان خواجه شمس الدین محمد صاحب دیوان در باغی مشجر و بزرگ بنا شد. این بیمارستان دارای بخش های مخصوص بیماران روانی، حوض خانه، مجالس المجانین بوده است تا سال 1293 به علت جنگ های داخلی و هجوم قبایل بیگانه پیشرفت بهداشت روانی انجام نگرفت و در این سال در بیمارستان سینای فعلی که یک بیمارستان عمومی است محل کوچکی در زیرزمین و دالان به بیماران روانی اختصاص یافت که فقط تکافوی عدۀ قلیلی از بیماران روانی را داشت. در سال 1297 نگهداری و سرپرستی بیماران روانی و جلوگیری از حوادث ناگوار به شهربانی واگذار شد و باغی در اکبرآباد تهران خیابان سینای فعلی به صورت دارالمجانین یا اولین بیمارستان روانی در تهران ایجاد شد. امور پرستاری و اداری این بیمارستان را یک افسر و سه پاسبان انجام می دادند و از پزشک، پرستار و دارو خبری نبود. در سال 1300 در زمان صدارت سیدضیاءالدین طباطبایی مدیریت و اداره دالمجانین از شهربانی به شهرداری منتقل شد و در سال 1310 اولین متخصص اعصاب و روان در بیمارستان مشغول به کار گردید و سپس بیمارستانی در امین آباد شهر ری جهت بیماران روانی اختصاص یافت و بیماران تیمارستان خیابان سینا به امین آباد شهر ری منتقل شدند. و به پاس زحمات رازی این تیمارستان به نام رازی نام گذاری شده است. در سال 1319 سازمان جدید دانشکده پزشکی توسط پرفسور ابرلین تأسیس و با ایجاد کرسی بیماری های روانی و تدریس بیماری های روانی در دانشگاه تهران، تدریس روان شناسی در دانشسرای عالی و دانشکده ادبیات به مورد اجرا گذشته شد. در سال 1325 بیمارستان روزبه در خیابان سی قری جهت بیماران نسبتا آرام روانی اختصاص یافت و در سال 1339 بیمارستان روزبه با وسایل مدرن تر در ساختمان جدید شروع بکار کرد، این بیمارستان توسط دانشکده پزشکی اداره می شود. در سال 1336 برنامه های روان شناختی و بهداشت روانی از رادیوی ایران آغاز شد و در سال 1338 برنامه های روان شناختی و بهداشت روانی از رادیوی ایران آغاز شد و در سال 1338 اداره بهداشت روانی در اداره کل بهداشت وزارت بهداری تشکیل شد. در سال 1343 اولین مرکز بهداشت روانی تهران از طرف اداره بهداشت روانی وزارت بهداری در خیابان هدایت تأسیس شد و بیماران را به طور سرپایی پذیرا گردید. در سال 1350 اداره بهداشت روانی به اداره کل تبدیل شد و پس از گذشت دو سال به علت اختلاف دید وزاری بهداری وقت یعنی در سال 1352 مجددا اداره کل بهداشت روانی به صورت ادارهای تحت نظارت ادارۀ کل خدمات بهداشتی ویژه درآمد. اولین دوره بازآموزی پزشکان عمومی تهران و شهرستان ها در تابستان 1354 در مرکز بهداشت روانی تهران و مرکز روان پزشکی رازی به مدت یک ماه انجام گرفت. در سال 1355 مجددا برای پزشکان عمومی بتخصیص رشته های مختلف سرپرستان بیمارستانهای وابسته به بهداری تهران دو دوره بازآموزی یک ماهه روان پزشکی توسط اداره بهداشت روانی بهداری استان تهران ترتیب داده شد. در اواخر سال 1355 پس از ادغام دو وزارت بهداری و بهزیستی منقل شد. در اردیبهشت سال 1358 پس از انحلال سازمان توان بخشی فعالیت بهداشتی و درمانی این سازمان به سازمان های بهداری منطقه ای تهران و فعالیت آموزش آن به انستیتو روان پزشکی تهران واگذار شد که این انستیتو فعلا جزء دانشکده علوم پزشکی ایران فعالیت آموزش، پژوهش، طرح و برنامه ریزی و مشورتی دربارۀ مسائل بهداشت روانی را به عهده دارد. در شهرستانهای مشهد در سال 1300، در تبریز سال 1312، اصفحان سال 1317، شیراز سال 1327 و بیمارستان سعدی شیراز در سال 1332، همدان در سال 1335 و بعدا در سایر استانها تدریجا مراکز جامع روان پزشکی تأسیس و مشغول بکار شدند. از تاریخ تصویب وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تمام سازمان های بهداشتی، درمانی و آموزشی و طرح و برنامه ریزی کرد. برای اولین بار طرح ادغام خدمات بهداشت روانی در خدمات اولیه بهداشتی در شبکه بهداشت و درمان شهر رضا (اصفهان) شروع شد و چون موفقیت این طرح مورد تأیید نمایندگان سازمان بهداشت جهانی قرار گرفت لذا بهداشت روانی به عنوان اصل مهم خدمات اولیه بهداشتی در کشور اعلام و اجرای طرح کشوری بهداشت روانی در استان های دیگر آغاز شد. براساس این طرح توسط بهورزان آموزش دیده در خانه بهداشت واقع در روستا بیماریابی انجام می گیرد و بیمار به مرکز بهداشتی و درمان روستایی معرفی و پرونده شرح حال روان پزشکی برای بیمار تهیه و پر می شود و بیمار به پزشک مرکز معرفی می گردد. طبق گزارش دفتر بهداشت روانی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در حال حاضر 200 مرکز روان پزشکی در ایران فعالیت دارند. تعداد پزشکان ایران حدود 24000 نفر می باشد که از بین آنها 385 نفر روان پزشک هستند (میلانی فر، 1376).
الگوی های اندازه گیری بهداشت روان
در دهه گذشته ریف و همکاران 6 الگوی بهداشت روانی مثبت را ارائه کردند. بر اساس الگوی ریف بهداشت روان از 6 عامل تشکیل می شود. پذیرش خود (داشتن نگرش مثبت به خود) رابطه مثبت با دیگران (برقراری روابط گرم و صمیمی با دیگران و توانایی همدلی)، خودمختاری (احساس استقلال و توانایی ایستادگی در مقابل فشارهای اجتماعی)، زندگی هدفمند (داشتن هدف در زندگی و معنا دادن به آن) رشد شخصی (احساس رشد مستمر) و تسلط بر محیط (توانایی فرد در مدیریت محیط). الگوی ریف به طور گسترده در جهان مورد توجه قرار گرفته است. ریف این الگو را براساس مطالعه متون بهداشت روانی ارائه کرد و اظهار داشت مولفه های الگو، معیارهای بهداشت روانی مثبت است و این ابعاد کمک می کند تا سطح بهزیستی و کارکرد مثبت شخص را اندازه گیری کرد (ریف و همکارانش، 2002).
اهمیت نیازها و انگیزه ها در تأمین سلامت روان
انسان همواره نیازهایی دارد که می تواند عامل اصلی حرکت، تلاش و رفتارهای وی باشد. چنانکه شناخت نیازهای اساسی فرد و فراهم آوردن شرایط و امکاناتی که وی بتواند در حد مناسب و متعادل به رفع نیازهای خود بپردازد از سویی موجب پیشگیری از مشکلات، اختلالات و نابسامانی های جسمی و روانی وی می شود و از سوی دیگر مراتب رشد و شکوفایی استعدادهای وی را هر چه بیشتر میسر می سازد. نیازهای روانی نقش بارزی در رفتار و زندگی انسان دارند (به نقل از معظمی، 1388).
همچنان که در جریان طبیعی رشد جوانان در صدد تثبیت هویت بزرگسالانه ای برای خود هستند سطوح مختلف افسردگی و استرس مرتبط با مشکلات در میان نسل جوان در حال گسترش است. علاوه بر این (اسمیت و راتر 1995) گزارش کرده اند که از سال 1954، اختلالات روانی، اجتماعی که در برگیرنده ی افسردگی، اختلالات تغذیه، و رفتارهای خودکشی است در بزرگسالان به طور اساسی شیوع بیشتری یافته است. همچنین براساس گزارش سازمان بهداشتی، طی ده سال گذشته، تعداد جوانانی که بیمار تشخیص داده شده و به بیمارستان های روانی ارجاع داده شده اند افزایش قابل ملاحظه ای یافته است. پژوهشی که روی جوانان 18 ساله در اسکاتلند انجام شده است نشان می دهد که 3/1 پسران و 5/2 دختران دارای اختلالات روانشناختی هستند. نتایج مطالعات تطبیقی که در سه کشور اروپایی انجام شده است حکایت از آن دارد که حدود 27 درصد افراد از افسردگی رنج می برند. همچنین کاچر (1994) گزارش کرده است که بین 10 تا 15 درصد جوانان دارای مشکلات رجدی هجانی، رفتاری هستند (بهرامی احسان، 1381).
عوامل موثر در سلامت روان
چائوهانگ (1991؛ به نقل از سایت دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی، درمانی کرمانشاه)، عوامل مؤثر بر سلامت روان را به شش دسته عمده طبقه بندی می کند که هر کدام از این عوامل کلی نیز، به عوامل جزئی تری تقسیم می شوند.
محرومیت های جسمانی
ـ تغذیه بد:
نداشتن درآمد کافی و رژیم غذایی ناسالم یکی از عواملی است که در نگهداری و مراقبت جسمانی اثر سوء می گذارد و با ایجاد اختلالاتی همچون ضعف عمومی، سردرد، سرگیجه و غیره از توانایی انسان برای احاطه شدن بر مشکلات و تفکر صحیح می کاهد.
ـ محرومیت از خواب و خستگی روانی
نداشتن خواب کافی و راحت که می تواند از شرایط بد محیطی یا مشکلات فردی ناشی شده باشد عامل مهمی در داشتن روحیه شاداب و توانایی مقابله با مشکلات محسوب می شود.
ـ فرآیندهای عاطفی آسیب زا منظور از این فرآیندها نوع و شیوع تعامل فرد با نیازهای خود و شرایط اجتماعی حاکم بر محیط زندگی است که چگونگی سازگاری فرد را تعیین می کند.
ـ آسیب مغزی
آسیب مغزی نیز یکی از عوامل جسمانی است که در صورت بروز آن کل زندگی بدنی و مهمتر از آن سلامت روانی ـ اجتماعی شخص را تحت الشعاع قرار می دهد.
عوامل روانی ـ اجتماعی
ـ محرومیت ذهنی
یکی از مهمترین عوامل رشد و تحول روانشناختی سالم برای انسان لزوم برخورداری انسان از محیطی آرام، طبیعی و نشاط انگیز است تا با مواجهه با محرکهای سالم و متنوع بتواند عواطف و احساسات مثبت خودش را بپروراند.
ـ موسسه ای کردن

                                                    .