Widget not in any sidebars

فهرست جداول
عنوان ………………………………………………………………………………………………………………..صفحه
جدول 2-1- مشکلاتهمراهبااختلالبیشفعالی/ نارساییتوجه 84
جدول2-2- تاریخچه ی تحول اصطلاح شناسی اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه 88
جدول2-3-نمونه ای از یک قرارداد وابستگی برای کودک مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی
توجه 114
جدول4-1- مشخصه های آماری متغیر سن والدین دارای کودکان ADHD در دو گروه آزمایش و کنترل 144
جدول 4-2- وضعیت تحصیلات والدین دارای کودکان ADHD 144
جدول4-3- شاخص های آمار توصیفی نمرات پیش آزمون سلامت روان و سبک های فرزندپروری در گروه آزمایش و کنترل 145
جدول4-4- شاخص های آمار توصیفی نمرات پس آزمون سلامت روان و سبک های فرزندپروی در گروه آزمایش و کنترل 145
جدول 4-5- نتایج تحلیل کوواریانس برای بررسی اثر عامل مداخله بر متغیر سلامت روان 146
جدول 4-6- نتایج تحلیل کوواریانس برای بررسی اثر عامل مداخله بر متغیر سبک های فرزندپروری 147
چکیده
پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی برسلامت روانی و سبکهای فرزندپروری والدین کودکان مبتلا به ADHD انجام شده است. این پژوهش از نوع آزمایشی است. جامعه آماری کلیه مادران دارای کودکان مبتلا ADHD در شهرستان بهشهر که در سال 1392-1390 به کلینیک های روانپزشکی مراجعه کرده بودند هستند، که به صورت تصادفی در دسترس تعداد 30 مادر دارای کودکان مبتلا به ADHD که به کلینیک های روانپزشکی مراجعه نمودند، انتخاب شدند. این مادران پس از مصاحبه اولیه به صورت تصادفی در 2 گروه آزمایش (15نفر) وگروه کنترل (15نفر) قرار گرفتند.گروه آزمایش تحت آموزش مهارتهای زندگی«مهارتهای ارتباطی و عوامل مرتبط با آن» درطی8 جلسه قرار گرفتند. در پایان بعد از اتمام آموزش از هر دو گروه آزمون سلامت روان (GHQ-28) و پر سشنامه سبکهای فرزندپروری بامریند به عمل آمد. هم چنین برای تجزیه و تحلیل داده های حاصل از پرسشنامه های پژوهشی، از آزمون کوواریانس تک متغیری(ANCOVA) استفاده شده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که آموزش مهارتهای زندگی «مهارتهای ارتباطی و عوامل مرتبط با آن» بر سلامت روان و
سبکهای فرزندپروری والدین کودکان مبتلا به ADHD موثراست.
کلمات کلیدی: مهارتهای زندگی، سلامت روان، سبکهای فرزند پروری، کودکان ADHD.
فصل اول
کلیات (طرح) پژوهش
مقدمه
اختلال نقص توجه /بیش فعالی (ADHD) مهم ترین اختلالات روان پزشکی اطفال است که با شیوع 5-3درصد کودکان مدارس ابتدایی در مرحلهی پیش از بلوغ گزارش شده است (پورافکاری ،1389).این اختلال، علاقه محققین و متخصصین بالینی را به مدت 4دهه به خود معطوف داشته است. کودکان مبتلا به این اختلال، علاوه بر مشکلات اصلی توجه، تکانش گری وبیش فعالی، به مشکلات وابستهی قابل توجهی در حوزههای مختلف اجتماعی، تحصیلی، رفتاری، شناختی و هیجانی دچار می شوند. اگرچه، سابقا تصور بر آن بود که این اختلال، وضعیتی خاص در دوران کودکی است، اما تحقیقات اخیر حاکی از پایداری آن در سراسر زندگی میباشد (لوییس، 1996).
به دلیل مزمن بودن این اختلال، مبتلایان به آن، نیز در معرض اختلالات روان پزشکی دیگری در بزرگسالی، از جمله اختلال شخصیت ضداجتماعی، الکلیسم، اعتیاد و مشکلات میان فردی و روان شناختی قرار میگیرند (ویس و ویس،2000)، به د لیل تعداد و تنوع مشکلات این کودکان در حوزههای مختلف، رویکردهای درمانی متفاوتی ارائه شده اند که در میان آن هامی توان آموزش مهارتهای زندگی اشاره کرد.
مهارتهای زندگی طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی شامل توانایی انجام رفتار سازگارانه ومثبت به گونهای که فرد بتواندبا چالش و ضروریات زندگی روزمره خود کنار بیاید. وینگنباخ، گری و جیمز به نقل از ادیب (1382) بیان می کنند مهارتهای زندگی مهارتهایی هستند که به منظور ارتقاء و سطح ارتباط، افزایش قدرت تصمیم گیری، ارتباط بادیگران، یادگیری درک خود و کارکردن در گروه مورداستفاده قرار میگیرند. یونیسف ( 2003 ) بیان می کند مهارت زندگی به گروه بزرگی از مهارتهای روانی/ اجتماعی و میان فردی گفته میشود که می تواند به افرادکمک کند تا تصمیمات شان را با آگاهی اتخاذ کنند، به به طور مؤثر ارتباط برقرار کنند، مهارتهای مقابله ای و مدیریت شخصی خود را گسترش دهند و زندگی سالم وبارآور داشته باشند.
سازمانها و نظریه پردازان، دیدگاه های متفاوتی درباره تقسیم بندی خود از مهارتهای زندگی دارند ومهارتهای گوناگون را برای این مهارتها در نظرگرفته اند. یونیسف (2003) در آخرین تقسیمبندی خوداز مهارتهای زندگی، سه طبقه کلی که شامل ارتباط وروابط میان فردی، مهارت تصمیم گیری و تفکر انتقادی ،مهارت مقابله و مدیریت شخصی است ارایه کرده است. سازمان بهداشت جهانی ( 1377 ) هفت ویژگی اصلی که دربرگیرنده مهارت های زندگی است را بیان می کند که شامل موارد ذیل می باشد:
خود آگاهی: این مهارت شامل توانایی شناخت از نقاط ضعف و قوت خواستهها، نیازها، رغبتها وتصویر واقع بینانه از خود است. به این منظور که حقوق فردی، اجتماعی و مسئولیتهای خود را بهتر بشناسیم. با کسب این مهارت به سئوال اساسی “من کیستم” پاسخ داده می شود (آقا والی جماعت، 1387).

                                                    .