پایان نامه ارشد درباره آموزش مهارت های اجتماعی، مهارت های اجتماعی


Widget not in any sidebars

بارکلی 1997 توصیه می کند که لازم است محیطی را برای آن ها فراهم کنیم که در آن برای قاعده ها و فاصله های زمانی، بیشترین حد نشانه ها و رهنمودها استفاده شده باشد. برای این کودکان باید فاصله های زمانی را کوتاه تر کرد. کارهای بزرگ را به جزءهای کوچک تر خرد کرد و پاداش های آنی و عمدی را همواره مدنظر داشت. مجموعه ی این کارها می تواند جانشینی برای ناتوانی کودک در پردازش درونی اطلاعات، قاعده ها و انگیزه ها باشد.
مروری بر روش های درمانی اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه
• به طور کلی روش های درمانی به دو دسته طبقه بندی می شوند:
• روش های درمانی روان شناختی
• روش های درمانی غیر روان شناختی
• برخی از ویژگی های این کودکان توسط دارو بهتر کنترل می شود و در مقابل این کودکان رفتارهایی دارند که بهتر است از روش های رفتاری برای درمان شان استفاده کرد. پرخاشگری در منزل، قشقرق راه انداختن، به هم ریختن اتاق و… از جمله رفتارهایی هستند که با استفاده از رفتار درمانی بهتر کنترل می شوند. بنابراین والدین باید به این نکته توجه داشته باشند که درمان کودک شان باید کل نگرانه و جامع باشد بدین معنا که از یک طرف توسط پزشک و روان پزشک تحت معاینات و درمان های جسمی قرار گیرد و از طرف دیگر توسط روش های روان شناسانه تحت درمان های رفتاری، شناختی ـ رفتاری، آموزش مهارت های اجتماعی، آموزش حل مسأله و… قرار گیرد. همچنین در درمان این کودکان باید سه موقعیت خانه، مدرسه و همسالان درگیر باشند. چون این کودکان از یک طرف مشکلاتی دارند که بر این سه موقعیت هنگام برخورد با والدین و خواهران و برادران و همکلاسی ها و معلم و همسالان تأثیر می گذارند و از طرف دیگر رفتار این کودکان باعث
عکس العملهای خاص توسط آنها می شود. بنابراین درگیری این موقعیت ها در درمان منطقی به نظر میرسد و روش درمانی موفقیت آمیز نیز همین است.
دارودرمانی
تا چندی قبل روش اول درمان کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه دارودرمانی بود. داروها حالت بیوشیمیایی مغز را تحت تأثیر قرار می دهند. مهمترین داروهای مورد استفاده برای این کودکان داروهای محرک مثل ریتالین است. ریتالین اولین دارویی است که از سوی روان پزشکان برای درمان کودکان مبتلا به این اختلال استفاده شد. البته اثر ریتالین و سایر داروها در کاهش نشانه های بیش فعالی و نقص توجه این کودکان انکارناپذیر است. اما مشکل اصلی ریتالین و سایر داروها یکی اثر موقت و دیگری عوارض جانبی است. اثر موقت یعنی تأثیرگذاری تا وقتی که دارو مصرف می شود. به محض قطع دارو علائم اختلال مجدداً بر می گردد. به عبارت دیگر دارو فقط وسیله ای برای کنترل نشانه هاست نه از بین بردن آن ها. همچنین ریتالین عوارض جانبی مثل کاهش خواب و اشتها و تحریک پذیری را به دنبال دارد. والدینی که فرزندانشان از دارو برای کنترل نشانه ها استفاده می کنند، شاهد کاهش وزن و عدم رشد مناسب کودکانشان هستند که این مسئله در دارز مدت به ویژه برای کودکانی که در سن رشد هستند، زیان بار است. اختلال در ریتم ضربان قلب، اختلالات مربوط به فشارخون، خلق ملالت بار، کندی درک، تهوع، سردرد و حتی در مواردی توهم های حسی نیز در میان مصرف کنندگان ریتالین دیده شده است. همچنین به دلیل ترکیب شیمیایی خاص این دارو، احتمال سوءمصرف نیز به ویژه در نوجوانانی که آگاهی کافی از اثرات سوء آن ندارند، وجود دارد. هر چند که هنوز هم در بسیاری موارد دارودرمانی برای بسیاری از افراد استفاده می شود اما درمان های مکمل و درمان های جدید در ایجاد تغییرات پایدار و تثبیت آن ها مؤثرتر است. لازم به ذکر است درمان های جدید مثل نوروفیدبک مکمل مثل رفتاردرمانی نفی کننده ی استفاده از دارو نیستند اما تلاش می کنند تا ضمن ایجاد تغییرات پایدار در حالات فرد مبتلا، عوارض جانبی استفاده از دارو را نیز به حداقل برسانند.
تکنیک ها و فنون مدیریت رفتاری کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه
رفتار عبارتست از اعمال قابل مشاهدی کودک، مثلاً وقتی کودک مداوم از روی صندلی بلند شده و در اطراف قدم می زند. شما باید رفتار را توصیف کنید و تفاوت آن را با احساس بدانید چون در رفتاردرمانی به دنبال تغییر رفتار هستید نه احساس. شاید احساس کودک نیز در نتیجه ی تغییر رفتار، تغییر می یابد اما در رفتاردرمانی شما با احساس کار ندارید و فقط باید رفتار را مدنظر داشته باشید و از رفتار کودک توصیف دقیق داشته باشید. برای این کار تفاوت رفتار و احساس را خوب فهمیده باشید، مثالی می آوریم، معمولاً وقتی که از والدین می پرسیم کدام رفتارهای کودک مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه آن ها را بیشتر آزار میدهد، می گویند «او خیلی عصبانی است و خواهر کوچکش از عصبانی شدن او می ترسد». با طرح سئوالات بیشتر، روشن می شود که والدین، رفتارهای دقیتی را که به آن ها اشاره کرده اند، می شناسند. اما «عصبانیت» یک رفتار نیست بلکه یک احساس است. وقتی این سئوال را به دنبال سئوال اولی از والدین می پرسیم که «توضیح دهید که چه رفتار خاصی سبب می شود که شما بگویید او عصبانی است»، ممکن است والدین بگویند او خواهرش را کتک میز ند، اشیاء منزل را به هم می ریزد و یا کلمات زشت و رکیک به زبان می آورد. تمام این ها، رفتار به حساب می آیند. بنابراین والدین باید تفاوت بین رفتار و احساس کودک خود را فهمیده و در تغییر رفتارهای منفی و مثبت به دنبال رفتار باشند نه احساس. در برنامه اصلاح رفتار به دنبال تغییر دادن رفتار کودک هستیم و تغییر دادن رفتار می تواند به دو شکل باشد:
الف افزایش دادن رفتارهای مثبت: مواقعی وجود دارند که کودک با کمبودهای رفتاری مواجه است، بدین معنا که در دستیابی به الگوهای رفتاری که معمولاً برای سن و موقعیت او بهنجار تلقی می شود، شکست می خورد. مثلاً برخی از کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه در همکاری با دوستان و یا خواهران و برادرنشان مشکل دارند و یا در تکالیف درسی شان پیشرفت چندانی بدست نمی آورند یا از مهارت های اجتماعی اندکی برخورداند. تمام این ها کمبودهای رفتاری به حساب می آیند و شما در این جا به دنبال افزایش دادن رفتارهای مناسب و مثبت هستید.
ب کاهش دادن رفتارهای منفی: مواقعی وجود دارند که رفتارهای کودک ناسازگارانه هستند که به
این ها رفتارهای «افراطی و یا بیش از حد» گفته می شود. مثلاً فحش دادن، پرخاشگری و بدخلقی کردن، به هم ریختن اسباب و لوازم اتاق، دروغ گفتن، دزدی کردن و. ….. که به دنبال کاهش آن ها هستیم. همچنین رفتارهای افراطی می تواند شامل حرکات بیش از اندازه کودک مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه باشد. بنابراین باید بتوان تشخیص داد که در برنامه ی تغییر رفتار کودک به دنبال تغییر دادن چه نوع رفتاری هستیم، آیا رفتار کودک منفی است و ما قصد کاهش آن را داریم و یا از نوع کمبود است و قصد افزایش آن را داریم. در این قسمت آن دسته از روش ها و فنون تغییر رفتار و رفتار درمانی را که برای افزایش دادن رفتارهای مطلوب و کاهش دادن رفتارهای نامطلوب مفیدند، معرفی می شوند.
تکنیکهای افزایش رفتارهای مطلوب یا ایجاد رفتارهای جدید در کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه
در این قسمت از تکنیکهایی صحبت خواهیم کرد که سبب نیرومندی رفتار می شوند و یا رفتار جدیدی را که کودک تا به حال نیاموخته بود، در وی به وجود می آورند. این تکنیک ها مبتنی بر اصول تقویت رفتار هستند. قبل از بکارگیری این تکنیک ها، والدین باید طراحی را پایه ریزی کنند تا بدون هدف کار خود را دنبال نکنند، که به آن طرح درمانی گفته می شود. هدف از این طرح کمک به والدین است تا قبل از شروع درمان دقیقاً مشخص کنند که چه کاری می خواهند انجام دهند و به این ترتیب برای کار با کودک کاملاً آماده شوند.
روش تقویت مثبت: ما انسان ها در زندگی روزمره ی خود، فراوان از این روش سود می جوییم گرچه خود از آن ناآگاهیم، افراد همواره از طریق ستایش و تمجید، جایزه، پاداش و… به نیرومند ساختن رفتار دیگران می پردازند. والدینی که با جایزه دادن و یا هر وسیله تشویقی دیگر رفتار پرخاشگرانه کودک خود را کاهش می دهند، در حقیقت از روش تقویت مثبت استفاده می کنند. این روش گاه ناخواسته و نادانسته به طور ناصحیح از طرف والدین به کارگرفته می شود و نتایج زیان باری به وجود می آورد. برای مثال، وقتی که مادر مشغول کاری است و تقاضای کودکش را که با صدای آرام ادا می شود، پاسخ ندهد و تنها وقتی که کودک صدایش را بلند کند، به او جواب دهد. شدت صدای کودک بالا می رود و سرانجام مادر به این صدای کودک عادت می کند و تنها صداهای بلندتر را تقویت می کند. این دور باطل باعث ایجاد صداهای بلندتر و بلندتری از سوی کودک می شود. مادر به گونه ای رفتار می کند که گویی موظف شده است به کودک سر و صدا کردن را آموزش دهد (اسکینر، 1951).
با این که مردم به وفور در زندگی روزمره ی خود از این روش استفاده می کنند، اما باید در منزل و در کار با کودکی که مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه است، به صورت نظام دار عمل کنیم. برای این که روش تقویت مثبت بیشترین موفقیت را به بار آورد، رعایت چند نکته ضروری است:
انتخاب رفتار هدف: این رفتار، رفتاری است که قرار است، از طریق اجرای برنامه، فراوانی آن را افزایش یابد. اما شاید این سئوال به ذهن برسد که کودک مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه رفتارهای زیادی برای تغییر و نقص های زیادی برای برطرف شدن، دارد. پس بهتر است تعیین کنیم کدام رفتار اول تغییر داده شود؟ برای شروع، باید رفتارهای مورد نظری که احتیاج به تغییر دارند، فهرست کنیم. اولین رفتاری که باید تغییر دهیم، رفتاری است که گمان می رود نیرومند کردن آن در کودک از همه آسانتر است. این کار باعث می شود که در معرض کار با مشکلات رفتاری قرار گیرید و همچنین پسخوراند اولیه در زمینه چگونگی درمان به وسیله رفتار درمانی را برایتان فراهم می آورد. نکته ای که در مورد رفتار هدف باید رعایت شود این است که باید رفتارهای کلی را به رفتارهای جزئی و دقیق تر تجزیه کرد.
تعیین رفتار نهایی: یعنی مشخص شود که از طریق اجرای روش تقویت مثبت چه نوع رفتاری قرار است که در کودک ایجاد شود.
انتخاب تقویت کنندهها و یا پاداشهای مناسب: در علم روان شناسی تقویت کننده به چیزی گفته می شود که احتمال یا فراوانی وقوع رفتار را افزایش دهد. اما پاداش میتواند یک تقویت کننده باشد یا نباشد. پاداش در صورتی تقویت کننده به حساب می آید که سبب ایجاد تغییر در رفتار کودک شود. بنابراین پاداش میتواند همان تقویت کننده باشد در صورتی که سبب تقویت رفتار شود. نکته ای که باید در انتخاب تقویت کنندهها در نظر داشت، این است که چیزی که از نظر ما به عنوان تقویت کننده به حساب میآید ممکن است کودک آن را تنبیه کننده بداند. یعنی از آن شیء نفرت داشته باشد. به همین خاطر تقویت کنندهای مناسب است که با درگیری خود کودک انتخاب شده باشد. نکتهی دیگر این که باید به تدریج تقویت کنندههای مادی مثل شکلات و اسباب بازی را کنار گذاشته و از تقویت کنندههای اجتماعی و معنوی مثل «آفرین» و «بسیار عالی» استفاده کرد. در خصوص تقویت کنندههای مادی هم می توان به جای خود شیء از نماد شیء یا ژتون ها سود برد و سپس بعد از رسیدن ژتونها به حد مورد توافق، خود شیء را به کودک داد. بهتر است در مورد نوع پاداش یا تقویت کننده با کودک مشورت شود و نظر او را نیز پرسیده شود. با کودک قرار گذاشته شود که وقتی تعداد ژتون هایش به حد خاصی رسید، شیء موردعلاقه اش را به دست خو اهد آورد. ژتون را باید زمانی داد که کودک رفتار مورد نظر (رفتار نهایی) را انجام دهد.
ارائه تقویت کننده بلافاصله پس از انجام رفتار مطلوب: وقتی که تقویت کننده و پاداش با تأخیر به کودک داده شود، یعنی بین وقوع رفتار و دریافت تقویت از سوی کودک فاصله بیفتد، ممکن است در این فاصله رفتارهای دیگری، بجز رفتار موردنظر، از فرد سر بزند و در نتیجه هم رفتار هدف موردنظر و هم سایر رفتارها که رفتار هدف مدنظر نیستند، تقویت شوند. این امر سبب خواهد شد که تأثیر تقویت میان رفتارهای مختلف پخش شود و رفتار هدف مورد نظر سهم زیادی از تقویت نبرد.
این مطلب در مورد کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه بسیار زیاد صدق می کند. چون این کودکان مشکل تمرکز و توجه دارند و زود حواسشان پرت می شود و اگر تقویت بلافاصله به کودک داده نشود، او نمی تواند تقویت کننده و یا پاداش را به رفتار مورد نظر رفتار هدف ربط دهد. بنابراین تقویت کننده اثر تقویت کنندگی نخواهد داشت، بدین معنا که باعث ایجاد رفتار در کودک نمی شود.
مقدار تقویت: مقدار تقویت به تعداد دفعات تقویت کردن فرد یا مقدار تقویت کننده ای که در هر نوبت به او داده می شود، اشاره دارد (سیف، 1384). مقدار تقویت و یا پاداشی که کودک به ازای هربار اجرای رفتار موردنظر دریافت می کند خیلی مهم است، ممکن است کودکی از تقویت های اندک ناراضی باشد و یا کودک دیگری آنقدر زیاد تقویت کننده دریافت کند که دیگر از آن سیر شده و نسبت به آن بیزار گردد. این که مقدار تقویت به چه اندازه باشد، فرمول مشخصی ندارد و خود والدین در اثر تجربه مقدار آن را بدست می آورند. تنها اظهارنظر قطعی در این باره این است که، با یکسان گرفتن عوامل دیگر، انجام کارهای دشوار نسبت به انجام کارهای آسان به مقدار بیشتری تقویت نیاز دارد.

                                                    .