پایان نامه ارشد با موضوع وسایل ارتباط جمعی، مشروعیت بخشی

«عینیگرایی در مقابل ذهنیگرایی، بازنمایی درست آنچه واقعی است تعریف میشود. (نمکدوست تهرانی، 1380: 42) به اعتقاد تاکمن، سه عامل بر تحقق عینیتگرایی تأثیر مینهند: شکل کار، روابط درون سازمانی و محتوای کار. در مقابل، او به هشت راهحل برای پایبندی روزنامهنگاران به عینیگرایی در مطالبی که تهیه میکنند، اشاره میکند. این راهحلها عبارتند از:
1- طرح احتمالات متناقض
2- ارائۀ سندهای تکمیلی
3- استفاده از نقلقول
4- طرح مهمترین موضوع در ابتدای مطلب
5- تمایز دقیق میان حقایق از نظریات و تحلیلها
6- توالی مناسب و ساختمند اطلاعات
7- بیان عناصر ششگانۀ خبر
8- ذکر منبع.» (نمکدوست تهرانی، 1380: 44)
«گزارشگری عینی، تلاش میکند همۀ جنبههای یک موضوع یا رویداد را با تکیه بر شیوۀ خبردهی مستقیم و بدون استفاده از ضمایر اول شخص ارائه کند. اصل اساسی دراین شیوۀ روزنامهنگاری این چنین است: اجازه دهید واقعیت‌ها خود سخن بگویند، زیرا بر این اساس، افراد نیز بر مبنای واقعیتِ دریافتی، قضاوت میکنند نه بر مبنای تغییرهای خودخواسته یا ناخواستۀ خبرنگار.» (بروجردی، 1384: 329).
همچنین دفلور، هدف از التزام به عینیگرایی را دستیابی به سه عامل میداند: «1- جدا ساختن واقعیت از عقاید 2- ارائۀ اخبار به دور از احساسات 3- دادن فرصت مناسب و یکسان به طرف‌های هر ماجرا تا اطلاعات کامل در اختیار مخاطبان قرار گیرد.» (نمکدوست تهرانی، 1380: 45-44).
با توجه به آنچه که از ماهیت عینیگرایی برمیآید باید دید این مفهوم تا چه اندازه در رسانهها پذیرفته شده و اصول آن رعایت میشود. مفهوم عینیگرایی، اگرچه همانند اسطورهای قدیمی از زمان تولد وسایل ارتباطی مطرح شده و مورد توجه بسیاری واقع گردیده، اما در عمل از قدرت ایجابکنندگی چندانی برخوردار نبوده است. «انتقاد از روزنامهنگاری عینی بویژه در اواخر دهۀ 1960 و اوایل دهۀ 1970 مطرح شد. تا جایی که برخی افراد همچون مولی ابوانز، سردبیر روزنامۀ آمریکایی «تگزاس آبزرور»، آن را «یک تظاهر بی معنی» دانستند که باید از عرصۀ روزنامهنگاری خارج شود.» (بروجردی، 1384: 327).
ظهور فاشیسم، روزنامهنگاران را نسبت به آنچه شناخت واقعیت عینی خوانده میشد دچار تردید کرد. با ظهور صنعت روابط عمومی این شک قوت گرفت و بتدریج این سخن به میان آمد که بیطرفی هدفی دست نیافتنی است. در مقابل، این باور نیز پدید آمد که دستکاری واقعیت امری امکانپذیر است و مسئله فقط این است که چه کسی در کار دستکاری واقعیت است و از این کار چه هدفی را پی میگیرد (نمکدوست تهرانی، 1380: 48).
انتقادها از عینیگرایی بیش از پیش افزایش یافت. این انتقادها را میتوان از دو منظر بررسی کرد: «انتقادهایی که مبنای آن قطعی دانستن جانبداری در کار روزنامهنگاری است. این نوع انتقادها بیشتر بر یافتههای پژوهش های تجربی همچون تحلیل محتوا استوار است. در مباحث تاریخی روزنامهنگاری بر این نکته بسیار تأکید شده است که تکثرگرایی لیبرال، نقشی کلیدی برای بازتولید قاعدهمند جوامع دموکراتیک قائل است؛ برای مثال جفری الکساندر نقش اجتماعی رسانههای خبری را اینگونه بیان میکند که رسانهها با به نمایش گذاشتن و صورتبندی هر روزۀ خود در برابر تغییر ارزش‌ها، تشکیل گروه‌ها و شرایط عینی اقتصادی و سیاسی، به افکار عمومی امکان میدهند که به صورت انبوه و تودهای در پاسخ به مسائل بنیانی سازمان یابند. با این کارکرد، رسانههای خبری به جامعه امکان میدهند که در برخورد با گرایش‌های اجتماعی بالاترین درجۀ انعطاف را از خود نشان دهند. به اعتقاد الکساندر، هر چقدر رسانههای خبری پیوند مستحکمتری با گروهبندی سیاسی، مذهبی، ایدئولوژیک و طبقاتی داشته باشند، به همان میزان آنها انعطاف لازم را برای ساختن و بازسازی رویدادهای عمومی از دست میدهند و بدون این انعطاف آزادانه، افکار عمومی تصنعی و جانبدار میشود. فرض نهفته در پس این انتقاد آن است که احتمال عینیگرایی وجود دارد، ولی این احتمال متحقق نمیشود.
اما انتقاد دوم و اساسیتر این است که اساساً و در حقیقت، هیچ نوعی از عینیگرایی وجود ندارد و قابل تحقق هم نیست. بر اساس این دیدگاه، توسل به مفهوم عینیگرایی چیزی جز رازآلود کردن کار روزنامهنگاری نیست. در حقیقت توسل به عینیگرایی شیوهای برای مشروعیت بخشیدن به کار
روزنامهنگاری است. شیوهای که هیچگونه اعتبار واقعی ندارد. نقطۀ آغازین این انتقاد پذیرش این نکته است که روزنامهنگاری هیچگاه بازنمایی خنثی و عاری از بار ارزشی نبوده و نمیتواند باشد.» (نمکدوست تهرانی، 1380: 50-49).
دانشمندان مکتب گلاسکو که از منتقدان اصلی عینیگرایی رسانهها هستند، در این زمینه معتقدند «مفهوم بیطرفی تنها یک ایدهآل است و خبرها آیینۀ واقعیات نیستند. شیوۀ انتخاب، ارائه و تدوین رویدادها به گونهای است که در نهایت در خدمت صاحبان قدرت می باشد. اصلیترین گزارههای اندیشۀ مکتب گلاسکو در خصوص خبر عبارتند از: اهمیت ذاتی، دلیل گزارش رویدادها نیست، بلکه معیارهای پیچیدۀ گزینش خبر نقش اصلی را ایفا میکند. خبر پس از انتخاب در معرض استحاله شدن قرار میگیرد. عوامل استحالۀ رویدادها عبارتند از: شکل درج و پخش اعم از خط، صدا و تصویر، خواص فیزیکی و فنی رسانهها و شکل کاربرد آنها. جانبداری تقریباً در اکثر خبرها وجود دارد. زیرا نهادهایی که اخبار را مخابره و ارائه میکنند، خاستگاه‌های اجتماعی و اقتصادی وسیعی دارند. لذا خبرها همواره از یک زاویۀ ویژه ارائه میشوند.
ریچار هوگارت از گروه رسانههای دانشگاه گلاسکو، در این زمینه میگوید: «آنچه اصل حرفه، آن را خبر عینی میخواند، در واقعیت تا حد زیادی تفسیر گزینششدۀ رویدادهاست. اخبار و اساساً کار
روزنامهنگاری به طور خلاصه، ساخت‌های اجتماعی هستند. خبر هیچگاه، ضبط یا گزارش صِرف دنیای خارج از ما نیست، بلکه گزارشی ساختگی است که اندیشههای مسلط جامعهای را که خبر در آن تولید شده است در خود نهفته دارد.» (نمکدوست تهرانی، 1380: 51-50).
به هر حال اگرچه نمیتوان انتقاد وارده بر عینیتگرایی توسط گروه گلاسکو و دیگران را با این شدت و حدت پذیرفت، اما واقعیت این است که عینیت مطلق از سوی هیچ رسانه، سازمان و منبع خبری امکانپذیر نیست. چرا که «عینیت مطلق با توجه به انتخاب و گزینش‌های متعددی که در فرآیند انتقال خبر، از رویداد تا خواننده وجود دارد ممکن نیست و روزنامهنگاران از «عینیت نسبی» سخن میگویند و کوشش میکنند تا آنجا که ممکن است به اصل عینیت نزدیک شوند.» (بدیعی و قندی، 1382: 422).
همچنان که پل ویلز خاطر نشان کرده است به محض اینکه یک موضوع خبری را برای قراردادن در اختیار مردم انتخاب میکنیم، جانبداری از راه میرسد. مقصود ویلز از بیان این موضوع، توجه دادن به معیارهای گزینش و ارزش‌های مطرح کار است و این ارتباطی با شیوههای ارائۀ رویداد ندارد (نمکدوست تهرانی، 1380: 50).
سوگیری در مقابل بیطرفی
بیطرفی یکی از اصول مهم خبر محسوب میشود و سنجش میزان بیطرفی در یک خبر، تا حدود زیادی ارزش خبر را در نظر مخاطب مشخص میسازد. «بهعبارتدیگر، خبر باید قبل از هرگونه پیشداوری و جانبداری عین حقیقت را در ذهن مخاطب حک کند و به طور دقیق، صحیح و عینی از یک رویداد، گزارش دهد. در واقع صاحبنظران وسایل ارتباط جمعی یک رابطۀ علت و معلولی بین بیطرفی و عینی بودن خبر برقرار کردهاند. آنها معتقدند که حفظ بیطرفی در تهیه و تنظیم خبر منجر به عینی بودن و واقعی بودن آن میشود. شعار مخصوص مطبوعات آنگلوساکسون چنین است: خبر مقدس است ولی تفسیر، آزاد.» (دیباچی و ترابی، 1383: 60).
اما باید دید اصل بیطرفی در اخبار تا چه اندازه رعایت میشود و از آنجایی که اصل بیطرفی به عنوان یکی از مهمترین اصول خبر به شمار میرود، چرا از سوگیری خبری در رسانههای سخن به میان میآید؟

                                                    .