رشته حقوق

پایان نامه ارشد با موضوع نهادهای اجتماعی، فعالیت اجتماعی

دانلود پایان نامه

در جوامع و نواحی پیش از مدرن، اعتماد بیشتر به خانواده ابراز می شد چون خانوادهها مسئولیت کنش‌های اعضایشان را داشتند. اعتماد به یک خانواده، شامل اعتماد به تمامی اعضای آن میگردید؛ ولی در جوامع مدرن اعتماد به شخصیت‌های حقوقی مطرح است. به عنوان مثال، برای باز کردن حساب بانکی در نواحی روستایی معرف باید شناخته شده و از محل زندگی فرد باشد؛ ولی در یک شهر بزرگ معرف باید سازمانی باشد که فرد را استخدام کرده است (همان :284).
در اجتماعات بزرگ اعتماد بر مبنای اطلاعات است. همه افراد به صورت مستقیم با یکدیگر ارتباط ندارند، بنابراین مبنای اعتماد آنها اطلاعاتی می شود که از دیگران کسب می کنند. این اطلاعات یا از کسانی است که مستقیماً با امین در ارتباط هستند و بر مبنای عملکرد امین است – که تقریباً اطلاعات درستتری است– (مانند قضاوت در مورد یک دانشجو براساس عملکرد خود دانشجو)، یا براساس اطلاعاتی است که از دیگرانی که وضع مشابه وضع اعتماد کننده و منافع مشابهی در ابراز اعتماد دارند به دست آمده (مانند قضاوت در مورد یک دانشجو براساس نظر اساتید دیگر)، یا براساس اطلاعاتی است که از دیگرانی که وضعی شبیه اعتماد کننده دارند و فاقد منابع مشابه هستند (مانند سایر دانشجویان) بدست میآید (کلمن، 2:1377-291).
البته کلمن روابط اعتماد را در سطحی بالاتر از ارتباط دو یا سه کنشگر نیز تعمیم میدهد. وی درباره دو نوع سیستم بزرگتر که از این اجزاء ساخته شدهاند بحث میکند: نوع نخست، اجتماعی است که از روابط به هم پیوسته اعتماد متقابل ترکیب شده است. نوع دوم، سیستمی است که از روابط اعتماد مشورتی ساخته شده است (همان: 287). وضعیت نخست به تعبیر وی هنگامی پدید میآید که تعدادی کنشگر گروهی که آن را اجتماع مینامند همه به فعالیتی اشتغال دارند که در نتیجه حاصل از آن، همگی نفع مشابهی دارند. به علاوه هر یک در قربانی نکردن منافع دیگر برای پرداختن به فعالیت مورد علاقه مشترک، نفعی دارد و این ساختار اجتماعی، تعمیم نظام دو کنشگری اعتماد متقابل است. در چنین نظامی، هر کنشگر باید تا اندازهای اعتماد کند که دیگری نقش خود را انجام خواهد داد. در نتیجه، هر یک اعتماد کننده به دیگران و امین دیگران هستند (کلمن، 288:1377).
کلمن به ائتلاف‌‌های سیاسی خصوصاً در پارلمان‌ها براساس اعتماد متقابل هم اشاره می کند. بده بستان‌های سیاسی هنگامی رخ میدهد که مجلس به طور کلی به قانونی رأی میدهد که مورد علاقه خاص یک عضو یا یک گروه است، اما هزینه اش به عهده همه انتخاب کنندگان خواهد بود در نتیجه عضو حامی آن قانون توافق میکند که به قوانین دیگری رأی دهد. این امر نتیجه این است که مجالس قانون‌گذاری اجتماعات بسته ای هستند که از تداوم زیادی برخوردارند. نمایندگان پارلمان اگر نسبت به توافق هایی که در آنها مورد اعتماد قرار گرفته اند کوتاهی کنند. از نظر تمایل نداشتن هم قطارانشان برای توافق با آنها در آینده متحمل زیان خواهند شد (کلمن، 175:1377).
بحث کلمن در خصوص اعتماد را میتوان به شرح زیر خلاصه کرد که به هرحال انواع کنش‌ها و واکنش‌های امین و اعتماد کنندگان بالقوه، به منزله بازی است. اعتماد کننده باید درباره اینکه آیا به امین بالقوه اعتماد کند یا نکند تصمیم بگیرد. اگر اعتماد کند و امین قابل اعتماد نباشد احتمال زیان وجود دارد و اگر اعتماد نکند و ثابت شود که امین قابل اعتماد بوده، امکان منافع از دست رفته، وجود دارد. امین به نوبه خود میخواهد اعتماد را حفظ کند، البته اگر این کار به سود منافع دراز مدتش باشد؛ اما اگرچنین نباشد آن را نقض میکند. اعتماد کننده باید از اطلاعات استفاده کند و شاید در جستجوی اطلاعات بیشتر برآید و مانند سیستم کنترل انطباق پذیر، به مرور زمان در عقایدش تجدید نظر کند. اما به نفع اعتماد کننده است که ساختارهایی اجتماعی به وجود آورد که در آن به نفع امین بالقوه است که قابل اعتماد باشد، مانند اجتماع بسته یا استخدام خویش نزدیک یا قراردادهای حقوقی و امثال آن که هر کدام به نوبه خود هزینه هایی دارند؛ مثلاً هزینه استخدام خویشان عملکرد از حد معمول پایینتر آنها نسبت به استخدام افرادی است که براساس تواناییهایشان انتخاب می شوند.
کلمن در بررسی عوامل تأثیرگذار بر کاهش یا افزایش اعتماد میگوید: بعضاً ممکن است میزان موفقیت یک عملکرد دولت بر افزایش یا کاهش اعتماد سیاسی تأثیر داشته باشد. مثلاً موفق نشدن حکومت آمریکا در اداره جنگ ویتنام میتواند علت کاهش اعتماد عمومی نسبت به حکومت آمریکا در یک دهه باشد. رسانهها هم میتوانند موجب کاهش اعتماد نسبت به نخبگان سیاسی شوند. آنها با آشکار کردن کاستیهای نخبگان، مخاطبان و میزان اعتماد آنها به خود را افزایش میدهند؛ ولی موجب باز
پسگیری اعتماد عمومی نسبت به نخبگان میگردند.
پژوهش های اجتماعی و نتایج آن هم می تواند در میزان اعتماد سیاسی تأثیر داشته باشد. پژوهش های اجتماعی واسطه های مشورتی تلقی می شوند که مردم به قضاوت آنها اعتماد می کنند، وقتی در تحقیقات خود کاستی‌های موجود در کارکرد نظام و نهادها را افشاء می کنند، تأثیر زیادی بر بی اعتمادی مردم به نهادها و انتقال بی اعتمادی به نهادهای دیگر دارند (کلمن 7:1377-296).
بازپسگیری همزمان اعتماد توسط تعداد زیادی از افراد به یکباره (یعنی کاهش اعتماد) امکان فعالیت کسانی را که به آنان اعتماد شده بود را به شدت کاهش میدهد. همچنین بازپسگیری اعتماد بر اعتماد کننده تأثیر دارد؛ زیرا این امر، منافع بالقوه ای را که او انتظار داشت از طریق تفویض اعتماد دریافت کند، از میان می برد. به نظر می رسد نتیجه، صرف‌نظر از این که عرصه آن زندگی که در آن اعتماد باز پس گرفته میشود چه باشد، تفویض اعتماد به بخش دیگری است. در عین حال، بازپس گیری اعتماد توسط اعتماد کننده، منابع لازم برای موفقیت را کاهش میدهد و منجر به بیثباتی اجتماعی میشود (همان:299-298).
در مجموع چنین می نماید که سه نوع نتیجه گسترش و کاهش اعتماد وجود دارد:
1-گسترش اعتماد به افزایش امکان بالقوه کنش اجتماعی از جانب کسانی که به آنان اعتماد شده است، نخبگان یا غیر آنها، میانجامد و کاهش اعتماد تأثیر معکوس دارد.
2-وابستگی قدرت امین برای موفقیت به میزان اعتماد تفویض شده به این معناست که افزایش اعتماد، گرایش به گسترش بیشتر دارد و کاهش اعتماد به کاهش اعتماد بیشتر منجر می شود، لذا این فرآیند بیثبات است.
3-کاهش زیاد اعتماد در دستهای از نخبگان، باعث فشار میشود که به تفویض اعتماد بیشتر در جای دیگر میانجامد (کلمن، 1377:300).
آنتونی گیدنز
آنتونی گیدنز بحث اعتماد را در بستر تفاوت بین مدرنیت و سنت بیان میکند و بر این اساس، مبنای اعتماد را در این جوامع توضیح میدهد. گیدنز سه سرچشمه مهم پویایی مدرنیت را جدایی زمان و مکان، تحول مکانیسم های از جا کندگی و تخصیص بازاندیشانه دانش میداند و در تمام بحثهای خود از اعتماد، این سه اصل را مورد توجه قرار میدهد. او با مطالعه نظرات سه جامعهشناس کلاسیک یعنی دورکیم، مارکس و وبر درباره مدرنیت و پیامدهای مثبت و منفی آن، به تجدید نظر در مورد این فرض که پیدایش مدرنیت به شکل گیری سامان اجتماعی شادمانهتر و ایمن تری خواهد انجامید،
میپردازد.
جدایی زمان و مکان از نظر گیدنز، پیوند میان فعالیت اجتماعی و جایگیری آن در زمینه های خاص حضور را قطع میکند و با رهاسازی از قید عادت‌ها و عملکردهای محلی امکانات گوناگون دگرگونی را به روی بشر باز میکند. منظور از «ازجاکندگی» کنده شدن روابط اجتماعی از محیط های محلی هم کنش و تجدید ساختارهای این محیط ها در راستای پهنههای نامحدود زمانی – مکانی است. او دو مکانیسم «خلق نشانه های نمادین» و «استقرار نظامهای تخصصی» را مکانیسمهای از جا کننده دخیل در تحول نهادهای اجتماعی مدرن می داند. نشانههای نمادین وسایل تبادل هستند که بدون توجه به ویژگی‌های افراد یا گروه‌های به کار گیرنده، میتوان آنها را به گردش درآورد و منظور از نظام های تخصصی، نظام های انجام دادن کار فنی یا مهارت تخصصی است که حوزههای وسیعی از محیطهای مادی و اجتماعی زندگی کنونی ما را سامان میدهند. همه مکانیسمهای از جا کندگی (چه نشانههای نمادین و چه نظامهای تخصصی)، به اعتماد وابستهاند. در اینجا اعتماد به قابلیت‌های انتزاعی، باید وجود داشته باشد تا به عنوان مثال، پول قابلیت کاربرد داشته باشد (گیدنز، 32:1377-25).
عناصر دخیل در اعتماد از نظر گیدنز
گیدنز برای تعریف اعتماد ابتدا عناصر دخیل در تعریف اعتماد را برشمرد، سپس براساس آن به تعریف اعتماد میپردازد. از جمله این عناصر عبارتند از:
1-اعتماد به غیبت زمان و مکان ارتباط دارد. یعنی زمانی که اطلاعات کافی از کسی یا نظامی نداریم. در واقع وقتی فعالیت‌های کسی پیوسته در معرض دید باشد یا نظامی که عملکردهایش کاملاً شناخته شده و فهمیده شده است، دیگر نیازی به اعتماد ندارد.
2-اعتماد اساساً به احتمال وابسته است و بر پیامدهای محتمل دلالت میکند، و فرقی
نمیکند این پیامدها به کنش‌های افراد ارتباط داشته یا به عملکرد نظام‌ها مربوط باشند.
3-اعتماد چیزی است که از ایمان و اعتمادپذیری یک شخص یا نظام سرچشمه میگیرد. پیوند میان ایمان و اطمینان است.
4-اعتماد میتواند معطوف به نشانه های نمادین یا تخصصی باشد. البته اعتماد به اشخاص، همیشه تا اندازهای به اعتماد به نظام‌هاربط دارد؛ اما این اعتماد به درک افراد از کار شایسته نظام‌ها مربوط است نه به عملکرد واقعیشان.

مطلب مشابه :  بحث و بررسی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید