رشته حقوق

پایان نامه ارشد با موضوع نظام خویشاوندی، قابلیت اعتماد

دانلود پایان نامه

5-مخاطره و اعتماد در هم بافتهاند و اعتماد معمولاً در خدمت تقلیل یا تخفیف خطرهایی کار میکند که انواع خاصی از فعالیت های بشری با آنها روبرو است.
6-در شرایط مدرینیت، این اعتماد وجود دارد که همگان فعالیت بشری را خصوصاً در جهان مادی، زاییده اجتماع بشری میدانند نه ماهیت اشیاء یا تأثیر الهی. همچنین مخاطره جای مفهوم سرنوشتساز را و تکالیف اخلاقی انسانی و علت‌های طبیعی و اتفاق، جای کیهان‌شناسیهای مذهبی را گرفتهاند.
7-اگرچه افراد در کنش‌هایی که انجام میدهند احتمال خطر و شقوق گوناگون آن را آگاهانه سبک سنگین میکنند؛ ولی بعضاً به کنش‌هایی دست میزنند که ذاتاً مخاطره آمیزند بدون اینکه افراد درگیر در آنها از مخاطره آمیز بودنشان آگاهی داشته باشند.
اعتماد را میتوان به عنوان اطمینان به اعتمادپذیری یک شخص یا نظام، با توجه به رشته پیامدها یا رویدادهای معین تعریف کرد، جایی که این اطمینان، ایمان به صداقت یا عشق به دیگری یا صحت اصول انتزاعی (دانش فنی) را بیان کند (گیدنز، 43:1377-40).
بخش چهارم : اعتماد و انواع جوامع
الف : اعتماد در جوامع مدرن
گیدنز میگوید در زندگی اجتماعی مدرن، بسیاری از آدم‌ها بیشتر وقتشان را صرف هم کنشی با دیگرانی میکنند که برایشان غریبهاند؛ ولی این غریبه با غریبه در فرهنگ‌های پیش از مدرن فرق دارد. در جوامع مدرن در ارتباط با غریبه، «بیتوجهی مدنی» وجود دارد (یعنی توجه سریع و نظاره دیگری با تضمین عدم نیّت دشمنانه). حفظ بی توجهی مدنی همان پیش فرض کلی اعتمادی است که در برخوردهای منظم با بیگانگان در مکان‌های عمومی فرض میشود، این نوع برخورد به دیگری، این پیام را میرساند که «میتوانی به من اعتماد کنی که هیچ نیّت دشمنانهای ندارم.» بیتوجهی مدنی همان زمزمه زمینهساز اعتماد است؛ ولی همیشه امکان این برخورد رودررو و بیتوجهی مدنی حتی به صورت گذرا هم نیست. اعتماد به نهادها از این جمله است که وابسته به مکانیسم‌های اعتماد به نظام‌های انتزاعی، به ویژه نظام‌های تخصصی است. اعتمادی که کنشگران غیر متخصص به نظام‌های تخصصی دارند، علاوه بر ایجاد خاطر جمعی در مورد قلمرو معین و مستقلی از رویدادها، به محاسبه سود و مخاطره هم بستگی دارد که همان دانش تخصصی، وسیله محاسبه و قلمرو آنرا تعیین میکند (گیدنز، 96:1377).
در شرایط مدرن هیچ کس نمیتواند از نظام‌های تخصصی دخیل در نهادهای مدرن کاملاً دوری گزیند و به آنها بیتوجه باشد؛ ولی انسان‌های جوامع پیش از مدرن میتوانستند بعضاً بدون توجه به نظرهای کشیشان و فرزانگان یا جادوگران، فعالیت زندگیشان را انجام دهند. از طرفی امکان ایجاد کنش رودررو در همه مواد با تمام نظام‌های انتزاعی وجود ندارد؛ اگرچه بعضاً روبرویی با نمایندگان نظام‌های انتزاعی مثل پزشکان یا کارکنان مؤسسات سیر و سفر امکانپذیر میشود و موجب اعتماد بیشتر و آسودگی خاطر میشود و مثلاً سرخوشی کارکنان داخلی هواپیماها و روحیه آرام آنها در خاطر جمع ساختن مسافران و اطمینان به اعتمادپذیری افراد خاصی که امور را می گردانند و اعتماد به دانش یا مهارت‌های آنها را موجب میشود. البته آمارهای نشان دهنده ایمنی هواپیما هم در این امر دخیل هستند؛ ولی در این حالت هم همه میدانند که منبع واقعی اعتماد، نظام انتزاعی است نه افرادی که زمینههای خاص آن را بازنمود میکنند (گیدنز، 102:1377).
عامل دیگری که از نظر گیدنز در اعتماد به نظام‌های انتزاعی تأثیر دارد، بیخبری اعتمادکنندگان از پشت صحنه است. او میگوید اگر بیماران از خطاهای انجام گرفته در بیمارستان و اطاق عمل اطلاع کامل داشته باشند، بعید است که تا این حد به کارکنان پزشکی اعتماد کنند. البته هیچ دانش مهارتی تخصصی نیست که چنان جامع و مانع باشد که عناصری از بداقبالی و اقبال در آن نقشی نداشته باشد. متخصصان معلولاً فرض را بر این میگیرند که آدم‌های عادی اگر نتوانند ببینند که این عناصر چقدر در اجرای تخصصی آنان دخالت دارند، اطمینان خاطر بیشتری احساس میکنند (همان: 103).
گیدنز میگوید البته مکانیسم‌های اعتماد تنها به روابط میان افراد عادی و متخصصان ارتباط ندارد؛ بلکه به فعالیت کسانی نیز وابستهاند که درون نظام‌های انتزاعی جای دارند. گاهی اوقات ضوابط اخلاق حرفهای در برخی موارد با مصوبات قانونی پشتیبانی میشوند و وسیلهای را میسازند که با آن، قابلیت اعتماد همکاران با وابستگان از داخل تنظیم میشود.
گیدنز با تمام تأکیدی که بر اعتماد به نظام‌های انتزاعی در جوامع مدرن دارد؛ ولی اعتراف میکند که هنوز هم روابط چهرهدار برای کسب اعتماد مهم است و موجب تحکیم آن میشود. او میگوید ضیافت‌های بازرگانی در بولوارسان سیت یا حضور استادانی که از قاره های دور برای شرکت در یک سمینار علمی و گزارش علمی خود حاضر می شوند، نه برای گردش یا پژوهش است؛ بلکه لازم است برای روز آمد کردن مبنای اعتماد، چشم در چشم دیگران بدوزند. همچنین معتقد است اعتماد به نظام های انتزاعی، امنیت را در اعتماد پذیری روزانه فراهم می سازد، اما ذاتاً نمی تواند ادراکی متقابل یا صمیمی را عرضه نماید که روابط چهره دار در اعتماد شخص، آن را ارائه می کند.
او می گوید دین‌های سنتی با داشتن شخصیت‌های تشخص یافته، انتقال مستقیم اعتماد فردی را با عناصر فراوانی از ادراک متقابل امکان پذیر میساختند، اما در مورد نظام های انتزاعی، اعتماد مستلزم اعتقاد به اصول غیر شخصی است. اصولی که تنها به شیوههای آماری پاسخگو می شوند. به همین دلیل است که افراد در نقاط دسترسی معمولاً سعی میکنند خود را مورد اعتماد نشان دهند و پیوند اعتماد شخصی و اعتماد به نظام را فراهم نمایند (گیدنز، 37:1377).
گیدنز بحث خود را چنین خلاصه می کند که:
1-روابط اعتماد، برای فاصلهگیری گسترده زمانی – مکانی که ملازم مدرنیت است نقش بنیادی دارد.
2-اعتماد به نظام‌ها، صورت پایبندیهای بی چهرهای را به خود میگیرند که طی آن، ایمان به کاراییهای دانشی که شخص عادی تقریباً از آن چیزی نمی داند، حفظ میشود.
3-اعتماد به اشخاص، به پایبندیهای چهرهداری نیاز دارد که طی آن نشانههای صداقت دیگران جستجو میشود.
4-بازجاگیری به فراگردهایی راجع است که به وسیله آن پایبندیهای بی چهره حفظ
میشوند و یا به صورت پایبندیهای چهره دار تغییر شکل میدهند.
5-بیتوجهی مدنی، یکی از جنبههای بنیادی روابط اعتماد را در محیط‌های پهن دامنه و ناشناس مدرنیت تشکیل میدهد. این همان زمزمه اطمینان، در پس زمینه شکلگیری و انحلال روبروییهایی است که مکانیسم‌های اعتماد ویژه خود را دارد که همان پایبندیهای چهرهدار است.
6-نقاط دسترسی، همان نقاط پیوند افراد یا جمع‌های غیرمتخصص با نمایندگان نظام‌های انتزاعی اند. نقاط دسترسی، همان پیوندگاه‌هاییاند که در آنجا اعتماد را میتوان حفظ یا بنا کرد (گیدنز، 5:1377-1045).
عوامل ایجاد کننده اعتماد
از نظر گیدنز عوامل ایجاد کننده اعتماد در جوامع سنتی با صنعتی متفاوت است. چهار زمینه محلی اعتماد بر فرهنگ‌های پیش از مدرن تسلط دارند (گیدنز، 123:1377-120).
1-نظام خویشاوندی: شبکهای از پیوندهای اجتماعی اعتماد پذیر را فراهم میسازد که اصولاً و غالباً در عمل وسیله سازماندهی روابط اعتماد را به دست میدهد.
2-اجتماع محلی: در بیشتر محیط‌های پیش از مدرن، محیط محلی جایگاه رشتههای روابط اجتماعی در هم بافتهای است که پهنه مکانی محدود آن، مایه استحکام این روابط میشود. در آن زمان هنوز مکان بر اثر روابط فاصلهدار زمانی – مکانی دگرگون نشده است؛ لذا محلیت کانون باعث امنیت وجودی و اعتماد میشد.

مطلب مشابه :  نظریه نفوذ اجتماعی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید