رشته حقوق

پایان نامه ارشد با موضوع سرمایه اجتماعی، حفظ ثبات سیاسی

دانلود پایان نامه

بیگانهها میکاهد و اغلب بر آنها عوامل منفی تحمیل میکند (فوکویاما، 9:1382). فوکویاما میگوید شعاع اعتماد اندک در دولت‌های ناکارآمد، سبب ایجاد نوعی سیستم اخلاقی دولایه شده است که در آن رفتار خوب صرفاً مختص خانواده و دوستان نزدیک است و استانداردهای پایین رفتاری متعلق به محیط عمومی است.
فوکویاما به هنجارها به عنوان منابع اصلی ایجاد سرمایه اجتماعی اشاره دارد که به چهار دسته تقسیم میشوند: هنجارهایی که به صورت رسمی از طریق نهادهای دولتی ساخته شدهاند، هنجارهایی که به صورت خودجوش و توسط اعضای یک جامعه بر اثر کنش متقابل ایجاد شده، هنجارهایی که برونزا هستند و از اجتماع دیگری سرچشمه گرفتهاند و نیز هنجارهایی که از طبیعت ریشه گرفتهاند مثل خویشاوندی، قومیت و نژاد.
بخش ششم : کارکرد و نقش رسانهها
به طور کلی نیاز های روزافزون گروه‌های وسیع انسانی به استفاده از وسایل ارتباطی برای این وسایل وظایف اجتماعی متعددی پدید آورده است که میتوان مجموعهای از این وظایف را در تقسیمات زیر آورد :
اول – نقش سیاسی:
رسانهها با اعمال حق نظارت خود در عرصه روابط سیاسی و ایجاد تغییر و تحول در این روابط،
میتوانند حیات سیاسی روزمره را جهت تازهای داده و بدین ترتیب ثبات سیاسی داخلی کشور را تحکم میبخشند (جمعی از نویسندگان، 1381،82).
میتوان تأثیرات اعمال حق نظارت رسانهها بر ثبات سیاسی را به چهار بخش تقسیم کرد:
الف) تغییر و تحول خواستهای شهروندی
اولین عامل محاسباتی در معادله بیان شده برای تعیین میزان ثبات سیاسی در هر کشوری، مجموع خواستهای شهروندان است که رسانهها میتوانند به شیوههای گوناگون با ایجاد تغییر در گستره و با اولویت هر خواست، نقش تعدیلی و یا شتابدهنده ایفا کنند.
1- شتاب بخشی: رسانهها با اجرای کار ویژه هایی همچون بررسی و نقد، تحقیق و تفحص و یا اطلاع رسانی مناسب میتوانند تصورات تازهای را از زندگی و سیاست نزد مخاطبان خود ایجاد و دولت‌ها را موظف به برآوردهسازی آنها کنند. بدیهی است که در صورت کاستی، نظام سیاسی برای همراهی با این جریان، شکاف بین خواستها و کار ویژهها بیشتر شده و ثبات سیاسی به مخاطره میافتد.
2- تعدیل: رسانهها میتوانند با نظارت موثر خود بر امور و رفتارهای سیاسی در کشور نقش تعدیلی خود را با تهدید و یا حتی کاهش میزان خواستهای مختلف شهروندان به نمایش گذارند، بدین ترتیب که میتوانند توقعات را با بیان واقعیتها تعدیل کنند. بدیهی است که کاهش و یا حفظ سطح خواستها در جامعه شکاف بین خواستها و کار ویژهها را کم ساخته و یا حداقل مانع از تعمیق آنها میشوند
(میرسپاس، 1375 : 416-408 ).
ب ) تغییر و تحول در کار ویژههای دولت:
رسانهها با نظارتی که بر عملکرد دولتمردان، نهادهای دولتی و بررسی و نقد آثار ناشی از آن دارند، میتوانند تأثیراتی مشابه آنچه برای خواستهای شهروندی گفته شده، در حوزه کار ویژههای دولتی داشته باشند که هر یک ممکن است در درون الگوهای موجود از ثبات و بیثباتی، آثاری مثبت و یا منفی را به دنبال آورد.
1- اصلاح: رسانهها میتوانند با بیان کاستیها و ضعفهای مدیران اجرایی و نقد سیاست‌های به اجرا درآمده، ترتیبی اتخاذ نمایند تا برنامههای دولتی متناسب با روند خواستهای موجود در جامعه شود. وزارتخانهها، ادارات، نهادها و بنیادها با تغییر در سیاست‌های کلان دولتی در زمینه تأمین نیازمندیهای اولیه مردم و اصلاحاتی از این قبیل، میتوانند به شکاف خواستها و کار ویژهها غلبه کرده و آن را به حداقل ممکن برساند. همچنین زمینه بیثباتی را از بین ببرد)1995:263(Hazel, .
2- متحولسازی تصویر مردم از کارایی نظام سیاسی : رسانهها با توجه به رسالت اطلاع رسانیشان میتوانند تصویر مردم از میزان کارایی دولت را دستخوش تحول سازند. بنابراین هرچه این تصویر مثبتتر و با دیدگاه خوشبینانه طراحی شود، شکاف بیثباتی در جامعه کمتر شده و زمینه بروز بیثباتی از بین میرود.
ج) تغییر و تحول در انسجام ایدئولوژیک:
نحوه برخورد رسانهها با باورها و اعتقادات شهروندان و کارگزاران، تأثیر بسزایی در نتیجه معادله ثبات سیاسی در هر جامعه دارد. هرگونه برخوردی که در نهایت منجر به بیاعتمادی مردم از ارزش‌ها و رویگردانی آنها شود، میتواند تلاشهای رسمی دولت را از ارزش واقعیشان عاری ساخته و حتی دولت‌های کارآمد را با خطر بیثباتی مواجه سازد. بالعکس تقویت انسجام ایدئولوژیک و طرح مناسب و متناسب با باورها، میتواند به جبران کاستیهای احتمالی کمک کرده و ثبات را در جامعه حفظ کند. این عملکرد چنانچه به شکل ایجابی صورت پذیرد، برای کل الگوها مثبت ارزیابی میشود و عاملی در حفظ ثبات سیاسی یا ایجاد آن به شمار میآید و چنانچه به طور سلبی ظاهر شود، منجر به زوال ثبات سیاسی و یا تشدید بیثباتی در کشور خواهد شد. از این پدیده به تقویت وجدان جمعی نیز یاد شده است
(ووگل، 1371 : 74 – 73).
د) تغییر و تحول در الگوی ثبات سیاسی:
رسانهها میتوانند در کنار سایر بازیگران سیاسی، با تلاش در زمینه تحقق الگویی تازه از ثبات سیاسی، به کل جامعه خدمت کنند؛ به عبارت دیگر چه بسا جامعه به ظاهر به خاطر حاکمیت الگوی ثبات سیاسی ایستا و یا کاذب، نوعی ثبات سیاسی را بیازماید ولیکن چون این الگوها پایدار نیستند، رسانهها میتوانند با اعمال حق نظارت خود، نارسایی آنها را به نمایش گذاشته و زمینه خروج از این الگوها و حاکمیت الگوی ثبات سیاسی پویا را فراهم سازد. در این حال است که فعالیت‌هایی از قبیل بررسی، نقد، تجزیه و تحلیل خواستها و کار ویژهها به منظور شتاب بخشیدن به هر دوی آنها، اگرچه در وهله اول نوعی بیثباتی،
دامنگیر جامعه میکند؛ ولی از آن نظر که در نهایت الگوی ثبات سیاسی پویا را حاکم میسازد، مثبت ارزیابی میشود (علوی تبار، 1375 : 37-36 ).
نتیجه آنکه، اعمال نظارت رسانهها میتواند در چهار حوزه خواستها، کارکردها، انسجام ایدئولوژیک و همچنین نوع الگوی ثبات سیاسی در کشور تأثیراتی را داشته باشد. و این تأثیرات با توجه به تفکیکی که از الگوهای مختلف ثبات و بیثباتی بیان شد و با توجه به این که جامعه در چه مرحلهای از بیثباتی قرار دارد، مثبت و یا منفی ارزیابی میشود (همان).

مطلب مشابه :  جریان داوری در اتاق بازرگانی بین ­المللی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید