رشته حقوق

پایان نامه ارشد با موضوع سرمایه اجتماعی، خانواده گسترده

دانلود پایان نامه

بیاعتمادی میگذارند و این خود تولید کننده اعتماد در جوامع است. زیرا بیاعتمادی در افراد نسبت به نظام حاکم و ارگان آن، نوعی احساس تعهد و پاسخگویی در نهادها در مقابل افراد ایجاد میکند. وقتی فرهنگ بیاعتمادی در سطح جامعه رواج یابد، دستگاه اجرایی برای برقراری قانون و کنترل جامعه بسیج میگردد و این خود موجب تقویت بیشتر فرهنگ بیاعتمادی میشود و به آن عمق میبخشد؛ ولی وقتی فرهنگ اعتماد در سطح جامعه رواج داشته باشد، دستگاه اجرا و برقراری قانون و کنترل، فقط گاه گاهی به کار میافتد و این موجب افزایش اعتماد افراد میشود و فرهنگ اعتماد را تقویت کرده و شدت میبخشد (زتومگا، 173:1384-169).
براساس آنچه آمد در جوامع سنتی مبنای اعتماد زور است. در جوامع مدرن هم مبنای اعتماد قرارداد و قانون و مقررات است و ضمانتهای اجرایی که وجوددارد؛ لیکن در جوامع در حال گذار اقتدار سنتی شکسته شده و نمیتوان با اجبار مردم را وادار به اعتماد به نظام سیاسی نمود. از طرفی هنوز قوانین و مقررات یا تدوین نشده یا اجرایی نگردیده؛ لذا حالتی بینابین دارد. مردم در تردید و بدبینی قرار دارند. ساخت اعتماد و ایجاد آن، نیاز به تلاش بیشتری دارد. دارندرف میگوید: ((در جوامع در حال گذرا که مبتنی بر تقدیر و سرنوشت بوده و به سوی جوامع مبتنی بر عاملین (کارگزاران) در حرکت است، برای رویارویی با آینده، نیاز به اعتماد داریم. برای مثال سیاستمدران برای قابل اجرایی کردن و پذیرش سیاست‌های خود به اعتماد نیاز دارند (زتومگا، 13:1384).
در کل در دوران گذار نیاز به اعتماد بسیار زیاد و ایجاد و حفظ اعتماد نیاز به تلاش و فعالیت جدی و مضاعف داشته و بسیار زمانبر است. ایران هم کشوری در حال گذار است و این موضوع در تحقیقات مختلف به اثبات رسیده است.
فرقانی در تز دکترای خود، ایران را کشور در حال گذار دانسته و به مطالعه توسعه سیاسی در این راه دراز گذار پرداخته است. دانیل لرنر هم در تحقیقی که با همین موضوع، یعنی گذار از جامعه سنتی به مدرن در خاورمیانه انجام داده، به مطالعه ایران به عنوان یک کشور در حال گذار پرداخته است (لرنر، 549:1383).
فکوهی هم ایران را کشور در حال گذار دانسته؛ ولی رابطه بین سنت و مدرنیته در ایران را رابطه ترکیب و بازپیکربندی میداند نه گسست کامل و تعارض (فکوهی، 76:1380).
سرایی و قاسمی نیز با مطرح کردن سه نوع جامعه در حال گذار، ایران را کشور سنتی در حال توسعه در حال گذار به سمت جامعه مدنی دانستهاند (سرایی و قاسمی، 36:1381).
رامین جهانبگلو هم ایران را کشور در حال گذار دانسته و مینویسد: ما در حال حاضر در یک وضعیت برزخی به سرمیبریم چون آن آهنگ سنتی که داشتیم و با زندگی روزانه ما و بینش ما از زندگی توازن داشت از بین رفته است و ما امروز در واقع در زمان و مکان دنیای مدرن زندگی میکنیم؛ ولی در واقع بینش ذهنیمان همان بینش سنتی باقی مانده است (آشوری، 282:1377).
لذا در ایران، در مورد اعتماد با شرایط جوامع در حال گذار مواجه هستیم. مردم به قوانین و مقررات و ضمانتهای اجرایی آن که خاص جوامع دموکراتیک و مدرن است اعتماد ندارند؛ چون هنوز این قوانین در تمام جوانب تدوین نشده یا قوانین موجود اجرا نمیشوند. از طرفی اعتمادی که در جوامع سنتی رواج داشت و مبتنی بر اجبار و زور یا باور و اعتقاد به مسئولین سیاسی (که آنها رهبران کاریزماتیک و برگزیدگان خدا هستند و نقش پدری برای آنها دارند) را دیگر ندارند؛ لذا حالت سردرگمی، بدگمانی، شک و تردید و بی اعتمادی و رفتار محتاطانه در بین مردم وجود دارد و لذا مسئولین سیاسی برای ایجاد اعتماد به تلاش و کوشش بیشتر نیاز دارند.
در بحث اعتماد که موضوع این تحقیق است، در تحلیلها باید به این نکته توجه شود که ایران در شرایط در حال گذار به سر میبرد و لذا ترکیبی از هر دو شرایط سنتی و مدرن بر شاخص‌ها و انتخابهای آنها تأثیرگذار است و لذا ملاک‌های اعتماد به طور کامل با ملاک‌های هیچ یک از جوامعی که مدنظر گیدنز است (سنتی یا مدرن) همخوانی ندارد.
بخش پنجم : سرمایه اجتماعی
بررسی نظرات و نظریه های مربوط به سرمایه اجتماعی میتواند به عنوان بخشی از مبانی نظری مطرح و عوامل ایجاد کننده آن،به عنوان عوامل تأثیر گذار بر اعتماد، مورد توجه این تحقیق قرار گیرد. در این بخش ابتدا به نظرات چند تن از صاحبنظران سرمایه اجتماعی میپردازیم.
الف : جیمز کلمن ؛ کارکرد سرمایه اجتماعی
کلمن سرمایه اجتماعی را با کارکردش تعریف میکند. او میگوید سرمایه اجتماعی چیز واحدی نیست؛ بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند، اولاً همه آنها جنبههای ساخت اجتماعی دارند و ثانیاً کنش‌های معین افرادی که درون آن ساختار هستند را تسهیل میکنند. سرمایه اجتماعی از نظر کلمن مانند شکل‌های دیگر سرمایه، مولد است و دستیابی به هدف‌های معینی را که در نبود آن دست یافتنی نخواهد بود، امکانپذیر میسازد. همچنین یک شکل از سرمایه اجتماعی که در تسهیل کنش‌های معینی ارزشمند است، ممکن است برای کنش‌های دیگر بیفایده یا حتی زیانمند باشد. سرمایه اجتماعی نه در افراد و نه در ابزار فیزیکی تولید قرار دارد؛ بلکه در ساختار رابطه بین کنشگران خود را نشان میدهد
(کلمن، 462:1377).
کلمن سرمایه اجتماعی را عموماً محصول فرعی فعالیت‌هایی میداند که برای مقاصد دیگری صورت میگیرد؛ ولی در برخی اوقات میتواند نتیجه مستقیم سرمایه گذاری برای همین کار باشد (همان: 478).
کلمن سرمایه اجتماعی را با سرمایه انسانی و فیزیکی مقایسه میکند و میگوید همانطوری که سرمایه فیزیکی با ایجاد تغییرات در مواد، تولید را تسهیل میکند و سرمایه انسانی با دادن مهارت‌ها و توانایی‌هایی به آنها پدید میآید و افراد را توانا میسازد تا به شیوههایی جدید رفتار کنند، سرمایه اجتماعی نیز به نوبه خود، هنگامی به وجود میآید که روابط میان افراد به شیوهای دگرگون میشود که کنش را تسهیل میکند. سرمایه فیزیکی کاملاً محسوس است و به صورت مادی و قابل مشاهده تجسم یافته است. سرمایه انسانی کمتر ملموس است و در مهارت‌ها و دانشی که فردی کسب کرده است، تجسم مییابد؛ سرمایه اجتماعی حتی کمتر از این محسوس است؛ زیرا در روابط میان افراد تجسم مییابد. سرمایه فیزیکی و سرمایه انسانی فعالیت تولیدی را تسهیل میکنند و سرمایه اجتماعی نیز همانند آنها عمل میکند. مثلاً گروهی که اعضایش قابلیت اعتماد نشان میدهند و به یکدیگر اعتماد زیادی میکنند، خواهند توانست کارهایی بسیار بیشتر از گروهی که فاقد آن قابلیت اعتماد هستند، انجام دهد.
کلمن در بررسی ویژگی‌های روابط اجتماعی که میتواند منابع سرمایهای سودمندی برای افراد تشکیل دهند به شش مورد اشاره دارد: تعهدات و انتظارات، ظرفیت بالقوه اطلاعات، هنجارها و ضمانتهای اجرایی تأثیرگذار، روابط اقتدار، سازمان‌های اجتماعی انطباقپذیر و سازمان‌های تعمدی (karner, 2000:2638). که به توضیح هر کدام میپردازیم.
تعهدات و انتظارت: اگرAکاری برای B انجام دهد با اعتماد به اینکه B در آینده جبران میکند، این امر انتظاری را در Aو تعهدی را در Bایجاد میکند که مانند برگه اعتباری در دست Aاست. در جامعهای که وابستگی مردم به یکدیگر زیاد است، همیشه تعداد زیادی از این برگههای اعتباری در دست مردم وجود دارد. کنشگران عقلانی همیشه سعی میکنند تعداد زیادی از این برگههای اعتباری داشته باشند تا در زمان نیاز از آن استفاده کنند. دو عامل مهم در این شکل از سرمایه اجتماعی عبارتند از: میزان درخور اعتماد بودن محیط اجتماعی (یعنی اعتماد به بازپرداخت تعهدات) و میزان واقعی تعهداتی که بر عهده گرفته میشود. به طور مثال رؤسای دولت‌ها نیاز به کسانی دارند که کاملاً قابل اعتماد باشد و در نبود آنها درست همانند آنان عمل کنند و ادامه خویشتن آنها باشند؛ لذا روی به دوستان قدیمی یا یاران نزدیک میآورند؛ نه کسانی که خیلی وارد باشند. یا زوجی که کاملاً به یکدیگر اعتماد دارند میتوانند بدون ترسی از سوء استفاده دیگران به یکدیگر اعتماد کرده و همه چیز را رک و روراست با هم مطرح میکنند.
کلمن میگوید: در جامعهای که تعهدات پرداخت نشده زیاد است، افرادی سرمایه اجتماعی بیشتری دارند، میتوانند از آن استفاده کنند، یا در یک خانواده گسترده رئیس خانواده برگههای اعتباری زیادی دارد که هر زمان میتواند از آن استفاده کند، یا در محیطی سیاسی مانند مجلس قانونگذاری، نماینده پارلمان در موقعیتی که منابع اضافی به همراه دارد (مانند موقعیت رئیس مجلس یا رهبر اکثریت در مجلس) میتواند با استفاده مؤثر از آن منابع مجموعهای اعتبار از جانب نمایندگان دیگر فراهم سازد به طوریکه برای او امکان پذیر میشود که لوایحی را به تصویب برساند که در غیر اینصورت با شکست رو به رو میشد (کلمن، 471:1377-467).
ظرفیت بالقوه اطلاعات: افرادی که از سرمایه اجتماعی بیشتری برخوردارند میتوانند اطلاعات لازم را به طور رایگان و با صرف هزینه زمانی بسیار کمتری کسب کنند. کلمن میگوید افراد برای کنش نیاز به اطلاعات دارند، اما به دست آوردن اطلاعات پرهزینه است. یکی از وسایلی که از طریق آن اطلاعات ممکن است کسب شود، استفاده از روابط اجتماعی است که برای مقاصد دیگر حفظ میشود. مثلاً دانشمند علوم اجتماعی که علاقهمند است با جدیدترین تحقیقات در رشته خود آشنا شود، میتواند از کنش‌های متقابل هر روزه خود با همکارانش برای اینکار استفاده کند (همان: 5-474).
هنجارها و ضمانتهای اجرایی تأثیرگذار: هنجارها میتوانند شکلی از سرمایه اجتماعی باشند. هنجارهای مؤثر، افراد را وادار میکند برای منافع عموم فعالیت کنند. فوکویاما معتقد است هنجارهایی که سرمایه اجتماعی را تشکیل میدهند از روابط متقابل میان دو نفر تا رسوم بسیار پیچیده و تنظیم شدهای همچون آیین مسیحیت یا کنفوسیوسی تنوع دارند. او میگوید همه هنجارها تشکیل دهنده سرمایه اجتماعی نیستند؛ بلکه مجموعهای از هنجارها باید با یکدیگر پیوند بخورند و با ارزش‌های سنتی چون صداقت، داشتن تعهد، انجام وظایف، روابط متقابل و جز اینها ترکیب شوند تا مؤثر باشند (فوکویاما، 9:1382).
کلمن میگوید: هنجاری که شکل به ویژه مهم سرمایه اجتماعی را در درون جمع تشکیل میدهد، هنجاری است که فرد باید منافع شخصی را رها کند و به سود جمع عمل کند. هنجاری از اینگونه که با حمایت اجتماعی، پایگاه، احترام و پاداش‌های دیگر تقویت میشود، سرمایه ای اجتماعی است که ملت‌های جدید را میسازد، با وادار کردن اعضای خانوادهها به از خود گذشتگی، خانوادهها را تقویت میکند؛ توسعه جنبش‌های اجتماعی جدید را تسهیل میکند و به طور کلی افراد را وادار میکند برای منافع عموم فعالیت کنند (کلمن، 475:1377).
البته کلمن معتقد است که این هنجارها ضمن اینکه میتواند تقویت کننده سرمایه اجتماعی باشد، گاهی نیز ممکن است شکننده سرمایه اجتماعی باشد. مثلاً هنجارهای نیرومند درباره رفتار جوانان در اجتماع، میتواند مانع از آن شود که آنها اوقات خوشی داشته باشند و یا هنجارهای مؤثر در یک حوزه میتواند نوآوری در آن حوزه را کاهش دهد، که نه تنها میتواند کنش‌های انحرافی را که به دیگران آسیب میرساند، محدود کند؛ بلکه میتواند کنش‌های انحرافی را که میتواند به سود همه باشد را نیز محدود کند (کلمن، 476:1377).
روابط اقتدار: نوعی سرمایه اجتماعی است که کنشگران، حقوق کنترل کنش‌های معینی را به کنشگر دیگر واگذار میکنند. مثلاً مردم قدرت خود را به نمایندگان یا رئیس جمهور میدهند و آنها را از سرمایه اجتماعی بالایی برخوردار مینمایند و این امر قدرت زیادی به آنها میدهد

مطلب مشابه :  مصادره به مطلوب

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید