رشته حقوق

پایان نامه ارشد با موضوع دیدگاه‌های مطرح شده، همبستگی اجتماعی

دانلود پایان نامه

دوم : نقش فرهنگی
رسانهها در حکم انتقالدهنده فرهنگ، برای انتقال اطلاعات، ارزش‌ها و هنجارها از یک نسل به نسل دیگر و از افراد جامعه به تازه واردها کاربرد دارند. آنها از این راه با گسترش بنیان تجربه مشترک، انسجام اجتماعی را افزایش میدهند. رسانهها با استمرار اجتماعیشدن پس از اتمام آموزش رسمی و نیز با شروع آن در طول سالیان پیش از مدرسه، به جذب افراد در جامعه کمک میکنند. همچنین رسانهها با نمایش و عرضه جامعهای که فرد میتواند خود را با آن هم هویت ساخته و معرفی نماید، میتوانند احساس بیگانگی و یا احساس بیریشه بودن او را کاهش دهند. با وجود این به خاطر ماهیت غیرشخصی رسانههای جمعی ادعا شده است که رسانهها در شخصیتزدایی از جامعه (کارکرد نامطلوب)، نقش دارند. رسانهها میانجی افراد شده و تماس شخصی را در ارتباط، از میان میبرند.
همچنین رسانهها به کاستن خرده فرهنگ‌ها و تقویت جامعه تودهوار کمک میکنند. در کنار این گرایش به یکدستسازی، این اتهام وجود دارد که رسانههای جمعی مانع رشد فرهنگی میشوند
(سورین، 1381 : 453 – 452).
سوم: نقش اجتماعی
نقش‌های اجتماعی رسانهها متعددتر و اهمیت آنها نیز بیشتر از دو نقش پیشین است:
1- همبستگی اجتماعی
یکی از مسائل مهم اجتماعی معاصر، ایجاد ارتباط بین گروه‌های مختلف و همچنین اعضای گروه است، زیرا افراد گروه‌های گوناگون اجتماع در شرایط و نقاط مختلف بدون مراوده و تماس با یکدیگر مشغول کار و زندگی هستند و بدین جهت به آگاهی از وضع هم نیاز مبرم دارند. بالاخره گروه‌های مختلف باید متوجه باشند که در صحنه زندگی داخلی و بینالمللی وابسته به گروه‌ها و تشکیلات وسیعتر هستند که ممکن است جنبه ناحیهای و جهانی داشته باشند، تمام این گروه‌های متعدد اجتماعی به وسایل خبری و ارتباطی دارند که بتواند توجه همه اعضای گروه‌ها را به خود معطوف سازد و همبستگی داخلی هر گروه و روابط بین آنها را تأمین کند (کلهر، 1370 : 19).
2- نقش آموزش
این نقش رسانهها محصول انتشار اطلاعات عینی و ارائه روشهای صحیح زندگی است که با تهیه و انتشار خبرهای گوناگون علمی و فرهنگی میتوانند معلومات جدیدی را در اختیار افراد بگذارند (متعمدنژاد، 1382 : 4). به عبارت دیگر رسانهها فراهم آورنده دانش و شکلدهنده ارزش‌ها هستند، هنگامی که وظایف آموزشی ویژهای برعهده نظام‌های ارتباطی نهاده شود. رسانه‌ها اغلب در زمینههایی موثر میافتند که نظام‌های آموزش رسمی در آنها بیتأثیر بودهاند. در مجموع رسانههای ارتباطی آموزش دهندهاند؛ زیرا مردم همواره از آنها تأثیر میپذیرند و میآموزند (دادگران، 1381 : 58).
3- تفریحی و تبلیغی
وسایل ارتباطی، با انجام وظایف اخیر بیشتر از لحاظ روانی روی افراد تأثیر میگذارند و در صورتی که باعث سرگرم شدن افراد و پر کردن اوقات فراغت آنان شوند، نقش تفریحی دارند و هرگاه به منظور جلب توجه یا ایجاد اطمینان مورد بهرهبرداری قرار گیرند، دارای نقش تبلیغی هستند.
وسایل ارتباطی علاوه بر وظایف گوناگون فوق، یک نقش مهم تبلیغی نیز انجام میدهند. اخبار و اطلاعات زمان میتوانند آثار مطلوب اجتماعی پدید آورند که عینی و واقعی باشند و از مقاصد و اغراض شخصی و جناحی برکنار بمانند. اما در عمل چون وسایل ارتباطی تحت تأثیر هدف‌های سیاسی و مسلکی یا منافع مالی اداره کنندگان آنها قرار دارند، ضمن پخش این برنامهها، تبلیغات سیاسی و بازرگانی نیز انجام میدهند (معتمدنژاد، 1382 : 7).
4- خبری
برای آنکه انسان بهتر بتواند به زندگی جمعی ادامه دهد و در صحنه فعالیت‌های اجتماعی راه
مناسبتر برگزیند و مسئولیت‌های فردی و عمومی را با آگاهی کامل بهعهده بگیرد، باید همیشه در جریان حوادث و اتفاقاتی که در محیط اطراف و در دنیای بزرگ او روی میدهند، قرار داشته باشد. بنابراین وظیفه و نقش اساسی وسایل ارتباطی انتشار جریان رویدادهای اجتماعی است و همین امر به انسان امکان میدهد محیط زندگی را بهتر بشناسد و با توجه به آن احتیاجات فردی و جمعی خود را مرتفع سازد (قبلی – 5 ).
بخش هفتم : چهارچوب مفهومی و نظری تحقیق
نظریهها و دیدگاه های مطرح شده در این بخش همگی به نحوی به رسانه و اعتماد که موضوع تحقیق حاضر است مرتبط میباشند؛ ولی واقعیت اجتماعی پیچیدهتر از آن است که بتوان با یک نظریه آن را بررسی نمود و یا شاید بتوان گفت هیچ نظریهای توان پوشش تمامی آن را در قالبی واحد ندارد. لیکن از آنجا که ضرورت اتخاذ یک چهارچوب نظری برای ترسیم مسیر شناخت، تحلیل واقعیت اجتماعی، انتخاب دیدگاهی خاص را اجتناب ناپذیر میسازد، از بین دیدگاه‌های مطرح شده باید یکی انتخاب و اصلاح گردد. تئوری گیدنز در مورد اعتماد بدلیل پرداختن به بحث اعتماد سیاسی و جوانب مختلف آن و نیز توجه به اعتماد به دولت (TV به عنوان یک نهاد دولتی و سیاسی) در قالب اعتماد انتزاعی برای این تحقیق مناسبتر از سایر نظریه ها است. این نظریه با پرداختن به مسئله اعتماد در بستر جامعه سنتی و مدرن اعتماد سیاسی را بیشتر یک موضوع اجتماعی میداند تا سیاسی. البته این تئوری نیز نمیتواند پاسخگوی تمام ابعاد موضوع باشد لذا با محور قرار دادن نظر گیدنز آن را با نظریه های دیگر (نظریه اعتبار منبع ) ترکیب و به عنوان چهارچوب نظری مرجع این تحقیق مورد استفاده قرار میدهیم.
الف : اعتبار منبع
موضوع اعتبار رسانهها و اعتماد مردم به مطالب آنها، سالهاست که مورد توجه پژوهشگران علوم ارتباطات بوده است. بررسیهای میشل چارنلی بر روی صحت گزارشگری روزنامهها و گروه تحقیق دانشگاه ییل بر اعتماد به منبع خبر از جمله نخستین این گونه بررسیهاست بطور کلی مفهوم اعتبار در دو حوزه منبع ارتباط و رسانهها مورد پژوهش قرار گرفته است.
براساس تعریف راجرز و شومیکر، اعتبار، میزان اطمینان و ارزشی است که گیرنده پیام برای یک منبع و یا کانال ارتباطی قائل است. به تعبیر دیگر اعتبار به قضاوتهایی اشاره دارد که پیامگیر درباره باورپذیری رسانشگر انجام میدهد (راجرز، 1369 : 262).
اعتبار منبع خصوصیتی است که دریافت کننده پیام برای فرستنده قائل است. دقیقاً این تصورات و کلیشههای مخاطب است که میتواند اعتبار یک منبع را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و آن را کم و زیاد کند. از سوی دیگر پژوهش های ارتباطی در زمینه اعتبار رسانه بیشتر بر روی مجراهای ارتباطی که محتوا را انتقال میدهد تمرکز داشته تا بر روی فرستنده یا فرستندگان پیام.
میلر در رابطه با اعتبار منبع میگوید: ارزش متغیرهایی که سازنده اعتبار منبع هستند، را مخاطبان یعنی گیرندگان پیام تعیین میکنند. تصورات آنها مهمترین نکته است؛ زیرا هیچ پیامی به خودی خود دارای اعتبار نیست بلکه این اعتبار را مخاطب به او میبخشد. مسلماً خصوصیات خارجی یا صفات ویژه منبع در کسب اعتبار برای آن صاحب نقشاند، اما برداشتهای مخاطبان در این امر دخیلتر هستند (فرهنگی، 334).
اگر اعتبار مثبت در نظر پیامگیر برای پیامرسان وجود نداشته باشد، پیامگیر یا اصلاً پیام را دریافت نمیکند و خود را در فراگرد ارتباط قرار نمیدهد و یا این که پیامهای دریافتی را موثق و معتبر نخواهند پنداشت.

مطلب مشابه :  اقدامات تروریستی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید