نظریههای مربوطه بیافزاید. البته هر تحقیق از زوایای مختلف قابل مطالعه و بررسی است و براساس همین زوایا نیز میتوان نظریههای مرتبط با موضوع را انتخاب کرد. برخی موضوعات به طور روشن و صریح با یک نظریه مشخص مرتبط میباشند؛ ولی برخی موضوعات دیگر ممکن است به دلیل بکر بودن موضوع یا هر دلیل دیگر به طور مشخص با یک نظریه قابل تبیین نباشند. در این صورت محقق باید خود به ساخت نظریه جدید با ترکیب و الهام از نظریه های موجود بپردازد که کاری بس دشوار و در عین حال علمی است. موضوع مورد نظر این تحقیق نیز دارای همین ویژگی است. به طور واضح و روشن نمیتوان آن را با یک تئوری خاص مرتبط کرد. جنبهای از موضوع به بحث سرمایه اجتماعی، بخشی به اعتماد سیاسی، و بخشی نیز به اعتماد به رسانهها و نظریههای مرتبط با آن برمیگردد و در هر بحث هم نظریه هایی به طور مستقیم یا غیر مستقیم وجود دارند؛ لذا در بخش نظری تحقیق حاضر ابتدا نظریات موجود در هر بحث را مطرح و سپس با جمعبندی آنها به تدوین چارچوب نظری پژوهش پرداخته و در انتها فرضیاتی از چارچوب نظری استخراج میشود.
بخش اول : تحقیقات پیشین
الف- تحقیقات انجام گرفته در خارج از کشور
– «اعتماد به رسانه‌های خبری : توسعه و اعتبار یک مقیاس چند بعدی» عنوان تحقیقی است که توسط کوهرینگ و ماتس در سال 2007 انجام شده است. در مطالعات پیشین مقیاس استانداردی برای اندازهگیری اعتماد در رسانه‌های خبری وجود نداشت. این پژوهش با بهره گیری از دو روش پیمایش و مصاحبه عمیق و از طریق تحلیل عاملی، یک مقیاس چند بعدی و اعتبار یافته جهت سنجش اعتماد به رسانه‌های خبری را برای نخستین بار ارایه کرده است. مبنای این مقیاس، ابعادی است که افراد در ارزیابی اطمینان به رسانه‌های خبری یا اعتبار آنها به کار میگیرند و این ابعاد برخوردار از مناسبات نظری و عملی است. نتایج پژوهش این فرضیه را که اعتماد به رسانه‌های خبری می تواند عامل سلسله مراتبی در نظر گرفته شود، تائید میکند. این سلسه مراتب از چهار عامل ترتیبی که شامل اعتماد به گزینش موضوعات، اعتماد به گزینش وقایع، اعتماد به درستی توصیفات و اعتماد به ارزیابی ژورنالیستی
میشود، تشکیل شده است. در واقع مهمترین نتیجه این تحقیق آن است که اعتماد به رسانه‌های خبری در واقع به معنی اعتماد به شیوه گزینشگری مخصوص آنهاست.
– در پژوهش انجام شده توسط گروس و کیمبرلی در سال 2004 باعنوان «بررسی پانل پیرامون تاثیر رسانه‌ها بر اعتماد اجتماعی و سیاسی پس از 11 سپتامبر 2001» مشخص شد که در شرایطی که رسانه‌ها به عنوان نهادهایی دموکراتیک در ذهن مخاطبان نقش بستهاند و تنوع رسانه‌ها و عدم سانسور اطلاعات، اعتماد نسبی مخاطبان به رسانه‌ها را تامین میکند.
– تسفاتی و کاپلا (2003)در مقاله ای با عنوان «آیا مردم آنچه را که به آن اعتماد ندارند، تماشا می کنند»؛ به بررسی ارتباط میان عدم اعتماد به رسانه‌های خبری و شیوه های ارایه خبر پرداختهاند. آنها نشان دادهاند که هنگامی که مردم به رسانه‌های رایج- که در این مقاله رادیو و تلویزیون و روزنامههای ملی و محلی در نظر گرفه شدهاند- اعتماد دارند، از اخبار آنها (اخبار متداول) استفاده می کنند و به دنبال رسانه جایگزین نیستند. اما در صورت عدم اعتماد به رسانه‌های رایج، مردم اخبار مورد نیاز خود را که عمدتا شامل اخبار سیاسی است، از رسانه‌های جایگزین و عمدتا با استفاده از اینترنت به دست
میآورند. آنها این فرض را تایید میکنند که در محیط های خبری فعلی، یافتن مضامین نامتداول در اینترنت و یافتن مضامین خنثی در تلویزیون، رادیو و روزنامههای ملی و محلی آسانتر است. تسفاتی و کاپلا با اشاره به مخاطبان خردگرا و تمایل آنها به نادیده گرفتن اخبار تحریک کننده، به این نتیجه
میرسند که هر چند افراد بخشی از اخبار کانالهای تلویزیونی را به طور 24 ساعته به پخش خبر
میپردازند، تماشا میکنند؛ اما در معرض اخبار قرار گرفتن، لزوما به معنای باور و اعتماد به اخبار منتشره نیست. آنها معتقدند که مخاطبان خردگرا به آن دسته از خبرهایی اعتماد دارند که آنها از دنیای پیرامونشان، آن گونه که خود درک میکنند، آگاه سازند و منابعی را موثق میدانند که در اتخاذ موضع گیریهای سیاسی به آنها یاری برسانند. از نتایج دیگر این بررسی میتوان به این مطلب اشاره کرد که تفاوت در جنسیت، نژاد و پیشینه علمی افراد- حداقل از برخی جهات- تمایلات رسانهای را معین
می کند و شک نگری رسانهای به طور منفی و معناداری با نحوه ارایه اخبار در رسانه‌های رسمی (تلویزیونها، رادیوها و روزنامههای ملی و محلی) در ارتباط است.
این تحقیق، مهمترین مولفههای اعتماد رسانهای را صحت، بی طرفی، عدم سوگیری و جامعیت
میداند و بر ارتباط تنگاتنگ این مولفهها با یکدیگر تاکید می کند. به اعتقاد نویسندگان، هر چند که به طور فرضی مفاهیم بی طرفی رسانهای (به عنوان مثال عینیت و سوگیری) و اعتبار( مثلا درستی) قابل تفکیک هستند، اما در عمل جدا از هم نبوده و عمیقا مربوط به هم هستند. همچنین بیاعتمادی به رسانه‌ها با متغیرهای فردی مخاطبان ارتباط دارد و دلالت بر یک ثبات شکلی در مخاطبان نخبه دارد که مستقل از خاصیت بی طرفی منبع عمل میکند.
– پژوهشی انجام شده توسط اسکوزه در سال 2002 با عنوان «رادیو، سیاست‌ها و اعتماد در افغانستان»،اعتماد مردم افغانستان به رادیو ملی این کشور و عوامل موثر بر آن را بررسی میکند. این پژوهش نشان میدهد که رادیوی ملی افغانستان هیچ گاه به عنوان یک منبع معتبر اطلاعاتی، مورد اعتماد مردم افغانستان نبوده و این مساله ریشه در دلایل تاریخی انقلاب کمونیست افغانستان در سال 1978 و سوء استفاده از پخش گسترده رادیو توسط رژیم کمونیستی افغانستان و سیاست‌های افراطی رسانهای رژیم طالبان برمیگردد. این تحقیق نشان میدهد که میل مخاطبان برای دریافت اخبار غیر متعصبانه، منجر به چرخش اکثریت آنان به سمت سرویس جهانی بی بی سی به عنوان یک جایگزین قابل اعتماد شده است.
این تحقیق بر اهمیت تلقی مخاطبان از اعتبار یک رسانه و تاثیر آن بر میزان اعتماد مخاطبان، تاکید و نقش سابقه ذهنی مخاطبان درباره رسانه را که ناشی از عملکرد آن در دورههای تاریخی مختلف بوده برجسته میکند. در این تحقیق «تعصب و یکجانبه نگری رسانه»، به عنوان یکی از مهمترین عواملی که سبب آسیب به اعتماد مخاطبان به رسانه و روی آوردن آنان به رسانه‌های جایگزین میشود، معرفی شده است.
– «اندازهگیری مفهوم اعتبار رسانه‌ها»تحقیقی است که در آن گازیانو و مک گراث با استفاده از روش «تمایز معنایی»، شاخصی برای سنجش اعتبار رسانه‌ها ارایه داده اند. این شاخص مشتمل بر مهمترین صفاتی است که معرف اعتبار رسانه‌ها هستند. این صفات عبارتند از: انصاف، بیطرفی، جامعیت، درستی، حمایت از حریم خصوصی افراد، توجه به منافع مردم، عدم سودجویی و به کارگیری خبرنگاران کارآزموده.
– می یر در سال 1998 در تحقیقی با عنوان « معنا سازی و اندازهگیری اعتبار» اقدام به فرا تحلیل پژوهشهایی کرد که در دهه های 70 و 80 با استفاده از روش های مایز معنایی و تحلیل عاملی سعی در توسعه مقیاس هایی برای اندازه گیری اعتبار رسانه‌ها و اعتماد به آنها داشتند. نتایج این تحقیق بر «بی طرفی»، «عدم سوگیری»، «عدم سانسور(گفتن کل مطلب) »، «دقت» و «قابلیت اعتماد» به عنوان
شاخصهای معرف اعتبار رسانه‌ها و «توجه به منافع مخاطبان»، «توجه به رفاه اجتماعی»، «توجه به مصالح ملی» و «توجه به منفعت عمومی» به عنوان شاخص های معرف پیوندجویی اجتماعی رسانه‌ها، تاکید داشت.
ب- تحقیقات انجام شده در ایران
– «ارزیابی عملکرد مدیریت خبر سیمای جمهوری اسلامی ایران با رویکرد به استراتژیهای سند افق رسانه (تحکیم اعتماد به خبر و قطبی شدن آن) با هدف ارایه الگوی اجرایی»، عنوان پژوهشی است که در سال 1387 توسط نعمتی – انارکی انجام و در آن از سه روش پیمایش، تحلیل محتوا و مصاحبه بهره گرفته شده است. یافتههای این پژوهش به برخی عوامل موثر در بروز بی‌اعتماد نسبت به رسانه اشاره می کنند که مهمترین آنها عبارتند: از عدم صداقت (عدم تناقض‌گویی، عدم مبالغه و اغراق، عدم تحریف خبر و عدم سانسور)، موثق نبودن خبر، تازه نبودن خبر، عینی و واقعی نبودن خبر، عدم بی طرفی در ارایه اخبار و عدم جذابیت در ارایه اخبار.
– محمدرضایی(1387) در پژوهشی با عنوان «بررسی عوامل موثر بر میزان استفاده، رضامندی و اعتماد مخاطبان شهر سنندج از و به اخبار تلویزیونهای استانی، سراسری و ماهوارهای» نظرات 400 نفر از افراد بالای 15 سال ساکن سنندج را که به روش خوشهای چند مرحلهای نمونهگیری شده بودند، بررسی کرده است. بر اساس یافته های این تحقیق پایگاه اقتصادی- اجتماعی مخاطبان و گرایشهای سیاسی و مذهبی آنان عوامل تعیین کنندهای در میزان استفاده آنان از رسانه‌های مختلف و میزان اعتماد آنها به رسانه‌هاست.
– «بررسی عوامل موثر بر اعتماد دانشجویان رشته ارتباطات دانشگاههای تهران نسبت به بخش خبری 20:30 شبکه دوم سیما» عنوان پژوهش گودینی(1386) است که در آن با استفاده از روش پیمایشی میزان و عوامل موثر بر اعتماد 400 نفر از دانشجویان رشته ارتباطات دانشگاههای تهران – که با شیوه نمونهگیری طبقهبندی شده انتخاب شده بودند- را نسبت به بخش خبری 20:30 بررسی و تحلیل کرده است.
یافتههای این تحقیق برخی عوامل اعتمادساز را معرفی و اهمیت آنها را به ترتیب زیر مشخص میکند: پخش اخبار جدید، بیان کردن واقعیتها، سانسور نکردن اخبار، ارایه نظرات مردم، سرعت انتشار اخبار، عدم تناقضگویی و بیطرفی در انتشار اخبار.
– خلیفه (1386) در پژوهشی با عنوان «بررسی عوامل اعتمادساز خبر در مورد رسانه سیمای جمهوری اسلامی ایران از نگاه دانشجویان دانشگاه شیراز» نظرات 400 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز را که به شیوه خوشهای چند مرحلهای نمونهگیری شده بودند را در خصوص عوامل اعتماد ساز خبر رادیو و تلویزیون بررسی و تحلیل کرده است. یافتههای این تحقیق نشان میدهد که پاسخگویان بر اعتبار منبع، صحت و درستی خبر، جامعیت (کامل بودن خبر) سرعت انتشار، ویژگی‌های گویندگان خبر، همراه بودن خبر با تصاویر و عدم جانبداری خبر به عنوان منابع اعتمادساز خبر تاکید کردهاند. یافتههای این پژوهش همچنین حاکی از آن هستند که پاسخگویانی که از رسانه‌های متنوع استفاده میکنند و نیز پاسخگویان با تحصیلات بالاتر میزان اعتماد کمتری نسبت به اخبار صدا و سیما داشتهاند؛ در حالی که جنس پاسخگویان تفاوت معناداری با میزان اعتماد آنان به اخبار رادیو و تلویزیون نداشته است. این

                                                    .