رشته حقوق

پایان نامه ارشد با موضوع اعتماد تعمیم یافته، همبستگی اجتماعی

دانلود پایان نامه

(گیدنز، 113:1377).
اعتماد بین شخصی در روابط چهره به چهره خود را نشان میدهد. این نوع از اعتماد موانع ارتباطی را مرتفع می سازد و با کاستن از حالت دفاعی بسیاری از تعاملات مؤثر را موجب میشود. اعتماد بین شخصی در روابط و تعاملات اجتماعی معنا پیدا میکند، توسعه مییابد و تقویت میشود (14:380).
اعتماد تعمیم یافته یا عام، یعنی داشتن حسن ظن نسبت به افراد جامعه، جدای از تعلق آنها به گروه‌های قومی و قبیلهای، که ویژگی‌های آن عبارتند از:
به افرادی که با هم تعامل دارند یا روابط چهره به چهره دارند محدود نمیشود.
حوزهای از کسانی که با ما تعامل دارند یا بالقوه میتوانند تعامل داشته باشند را در بر می گیرد. مرزهای خانوادگی، قومی و محلی را در مینوردد و در سطح ملی گسترش می یابد.
پدیده نسبتاً جدیدی است که همراه با شکل گیری دولت‌های مدرن یا دولت – ملت مطرح
میشود.
لازمه همکاری و مشارکت میلیونها شهروندی است که جوامع پیچیده و مدرن امروزی را تشکیل می دهند (امیر کافی، 18:1380).
باربارامیزتال سه جنبه پدیده اعتماد را به شرح زیر تعریف می کند.
اعتماد به عنوان یک کالای عمومی و ارزش اجتماعی که موجب همبستگی اجتماعی شده و پیش زمینهای برای ایجاد روابط متقابل میگردد. با این تعریف میتوان به نظرات توکویل – که جامعه مدنی را محصول اجتماعی اعتماد و همکاری بین شهروندان در فعالیت‌های عمومی میداند- تونیس – که روابط اعتماد، در جوامع گزلشافت را رسمی شده و غیر شخصی میداند- و دورکیم – که به نظر او جامعه به وسیله نظم اخلاقی حرکت میکند و فرض میشد این نظم، مشارکت اعضای جامعه را در تمام سطوح فراهم میسازد- اشاره کرد (Szekely, 2003:1 به نقل از شایگان).
اعتماد به عنوان سنگ بنای مهم رفتار اجتماعی است. در این قسمت میزتال از نظرات وبر و پارسونز استفاده میکند. وبر یکی از پیشزمینههای مهم موفقیت سرمایهداری نوین را تغییر اعتماد شخصی به اعتماد غیر شخصی میداند، که موجب پیوند گروهی و دراز مدت روابط سرمایهداری می شود. وبر می گوید روابط عقلانی ارزشی بر روابط اعتماد تأکید میکند؛ ولی در جوامع سنتی و کاریزماتیک روابط اعتماد براساس ملاحظات غیر عقلانی صورت میگیرد. از نظر وبر توافقهای ذهنی به تدریج تبدیل به یک نظم تثبیت شده میشود و نتیجه آن اعتماد، در دستیابی به فرمانروایی روتین شده بر مبنای اعتماد جهانی در اصول منطقی – عقلانی و بر مبنای روابط انجمنی می شود.
پارسونز هم اعتماد را یک مکانیزم همبستگی برای سیستم اجتماعی می داند. یک سیستم به هم مرتبط، سیستمی است که کنشگران در اجرای نقش‌هایشان قابل اعتماد باشند. اعتماد به شکل ابزاری آن، به نهادهای برجسته همبستگی اجتماعی مربوط میشود. به عنوان مثال، اعتماد و بی اعتمادی به سیستم سیاسی در اعتماد به قانون و جنبههای آن، اعتماد به مبادلات اقتصادی، اعتماد به نهادهای دولتی و نقش‌های پلیس، ارتش، حکومت و سیستم رفاه آشکار میشود (Szekely, 2003:2 به نقل از شایگان ).
جنبه سوم اعتماد، مربوط به ویژگی شخصیتی و روانشناسی افراد است. این رویکرد به نظریههای انتخاب عقلانی، بازی و سودمندگرایی و تقلیل خطر معطوف است که افراد عقلانی تنها زمانی اعتماد می کنند که منافع آنها بیشتر از ضررهایشان باشد (Szekely, 2003:2).
– انواع اعتماد از نظر بریتزر عبارتند از:
الف) اعتماد افقی که اعتماد بین برابرهاست؛ مثل اعتماد بین افراد هم رتبه یا بین شرکتها که خود به دو نوع اعتماد تعمیم یافته (اعتماد به دیگران) و اعتماد خاص (اعتماد مردم به دیگران خاص یا مردم یک منطقه خاص) تقسیم میشود.
ب) اعتماد عمودی که اعتماد بین نابرابرهاست؛ مثل اعتماد بین افراد و نهادها و یا اعتماد افراد به دادگاه، بانک، دولت و… (Bretzer, 2002:5 به نقل از شایگان).
بریتزر اعتماد سیاسی، یعنی اعتماد بین مردم و دولت را از نوع اعتماد عمودی میداند.
– دیدگاه‌های مختلف در مورد اعتماد:
نظریه پردازان غالباً با دو دیدگاه متفاوت اعتماد را مورد مطالعه قرار میدهند:
الف) دیدگاه شناختی یا نظریه کنش عقلانی که انسان را موجودی معقول میداند که رفتار هدفدار، سنجیده و براساس محاسبه سود و زیان دارد. در این دیدگاه، در یک رابطه مبتنی بر اعتماد، حداقل دو طرف شرکت دارند. اعماد کننده و اعتماد شونده که هر دو به فکر منافع خود هستند و اعتماد در این شرایط حاصل ریسکها (مخاطرات) متقابل است و همین ریسک، هسته اصلی اعتماد را تشکیل میدهد.
ب) دیدگاه دوم هم به عقل انسان توجه دارد هم به احساس او، و کنش انسان را ارادی، داوطلبانه و معقول میپندارد که در قالب اجتماعی – هنجاری انجام میگیرد. در این دیدگاه اعتماد مستلزم اتکا به دیگران و واگذاری منابع به آنهاست و اقدام افراد در اعتماد کردن را نتیجه حسن ظن آنها میداند نه ریسک پذیریشان.
دیدگاه اول به دلیل اینکه یک بعدی به انسان مینگرد و به احساسات و عواطف افراد توجه ندارد، بسیاری از موارد اعتماد را نمیبیند، به عنوان مثال، اعتماد کسی را که به خاطر عشق و علاقه و احساسات به دیگری اعتماد میکند تا آرامش یابد و هیچ اثری از ترس و اضطراب و ریسک در او نیست را نادیده میگیرد؛ ولی دیدگاه دوم به فرآیند شکل گیری اعتماد درون اجتماع (ما) توجه دارد که پایههای آن بر احساسات جمعی استوار است. در این وضعیت افراد فقط به فکر رفع نیازهای خود نیستند، همنوعان را رقیب خود نمیدانند و در کنار آنها احساس امنیت میکنند، و این خود اعتماد میان آنها را تقویت میکند. البته افراد به کسانی اعتماد میکنند که عضو گروه یا اجتماع خودشان هستند و این اعتماد شامل افراد خارج از حوزه مذکور نمیشود، ضمن اینکه (ما) میتواند کوچک یا بزرگ و در سطح ملی باشد (امیر کافی، 23:1380).
ب : اعتماد سیاسی
در مقدمه این بخش ابتدا مشخص میکنیم که منظور ما از اعتماد سیاسی کدام واژه لاتین آن است. در ادبیات اعتماد سیاسی بعضاً با سه مفهوم Political confidence, Political trus و Political efficacy مواجه میشویم. ابتدا هر یک از این واژهها را تعریف و سپس آنچه مورد نظر تحقیق است مشخص میکنیم.

مطلب مشابه :  آیت الله مکارم شیرازی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید