ج : عملکرد و اعتماد به مسئولین نظام:
گیدنز اعتماد سیاسی را جزء اعتماد به نظام‌های انتزاعی میدانست. او یکی از الزامات اعتماد به نظام‌های انتزاعی را اطمینان به اعتماد پذیری افراد خاصی میداند که نظام را میگردانند (گیدنز، 103:1377).
بر این اساس اعتماد به کنشگران سیاسی و کسانی که متصدیان امور هستند، بخش مهمی از اعتماد سیاسی را تشکیل میدهد. گیدنز کنشگران سیاسی را کسانی میداند که در درون نظام‌های انتزاعی سیاسی جای دارند و با مصوبات قانونی خود اعتماد همکاران و وابستگان را تنظیم میکنند. این کنشگران میتوانند با پایبندیهای چهرهدار، اعتماد مردم را جلب کرده و موجب تحکیم اعتماد و صداقت دیگران شوند (گیدنز 103:1377-104).
نوریس کنشگران سیاسی را سیاستمدارانی میداند که توسط مردم انتخاب شده و رهبران خاص اجرایی هستند (rezer, 2002:7) و بریتزر هم کنشگران سیاسی را سیاستمداران کشور میداند.
کنشگران سیاسی چنانکه در تعاریف فوق آمده افرادی هستند که یا با انتخاب مستقیم مردم یا انتصاب توسط مسئولان منتخب مردم، مسئولیت اجرایی در سطوح بالا را به عهده دارند. لذا در اینجا کنشگران سیاسی رؤسای ادارات یا مسئولینی که در ادارات دولتی کار میکنند نیستند، بلکه شامل مسئولینی میشود که برای اکثریت مردم شناخته شده می‌باشند و تصمیم گیری‌های مهم را انجام میدهند. برای ارزیابی کنشگران سیاسی هم شاخص‌های متعددی وجود دارد.
چلبی سنجش اعتماد مردم به بازیگران سیاسی را با الهام از نظریه شخصیتی مونچ متضمن ارزیابی مثبت در چهار بعد شخصیتی هوش، ظرفیت اجرا، تعهد عمومی و هویت فردی آنان میداند (چلبی، 40:1375-239).
در اینجا به تعریف این ویژگی‌ها میپردازیم.
باور به هوشمندی کنشگران سیاسی بدین معناست که شهروندان معتقد باشند متصدیان دولتی برای مواجهه با مسائل و معضلات جامعه راهحلهای تعمیم یافتهای در اختیار داشته و آمادگی پذیرش راهحلهای نوین را دارند.
باور به ظرفیت اجرایی متصدیان به این معناست که شهروندان معتقد باشند متصدیان دولتی از توانایی ظرفیت اجرایی لازم در اداره جامعه برخوردارند و برای تأمین اهداف جمعی، قادر به بسیج امکانات و منابع جامعه هستند.
باور به تعهد عمومی متصدیان به این معناست که شهروندان معتقد باشند متصدیان دولتی تعهد و تعلق تعمیم یافتهای نسبت به جامعه (اجتماع ملی) دارند و در قبال جامعه، احساس مسئولیت میکنند. تعهد نسبت به اجتماع ملی مستلزم مقدم دانستن منافع ملی بر منافع فردی و گروهی است.
باور به هویت فردی متصدیان به این معناست که شهروندان معتقد باشند متصدیان دولتی هویت فردی و اخلاقی رشد یافتهای دارند و آنها را افرادی بدانند که ارزش‌های فرهنگی و اخلاقی جامعه را درونی کرده و رفتار حکومتی آنها متضمن این ارزش‌هاست.
از میان چهار بعد ویژگی کنشگران سیاسی، دو بعد نخست یعنی هوشمندی و ظرفیت اجرای جنبه بیرونی و ابزاری و دو بعد دیگر یعنی تعهد عمومی و هویت فردی جنبه درونی و اخلاقی دارند. اگرچه اعتماد به متصدیان متضمن هر چهار بعد است؛ لکن به نظر میآید مبنای اخلاقی اعتماد که در دو بعد تعهد عمومی و هویت فردی تبلور یافته، سهم بیشتری در تشکیل این مفهوم دارد و تبعاً وقتی اعتماد بر این مبنا استوار شود دوام بیشتری پیدا میکند و تأثیر آن نیز بر سایر متغیرهای سیاسی بیشتر خواهد بود (یوسفی، 32:1379).
به نظر می رسد معیارهای چلبی برای سنجش اعتماد مردم به کنشگران سیاسی یعنی برداشت مردم از میزان هوشمندی، ظرفیت اجرایی، تعهد عمومی و هویت فردی کنشگران سیاسی معیار مناسبی باشد. زیرا تقریباً در برگیرنده تمام ویژگی‌های مهمی است که مسئولین باید داشته باشند. لذا تعریف نظری مورد نظر اعتماد به کنشگران سیاسی عبارت است از اعتقاد به اینکه مسئولان سیاسی فعلی کشور شایستگی اداره امور کشور را ا نظر تخصص، تجربه، تدبیر و تعهد لازم دارند و در تصمیمگیریها منافع عمومی را مد نظر قرار می دهند.
شاخص اعتماد به کنشگران سیاسی ( مسئولین حکومتی) با 4 سوال در طیفی 4 قسمتی از کاملا موافقم تا کاملا مخالفم اندازه گیری شد. گویه‌های 12-8 تا 15-8 پرسشنامه مربوط به این بعد می باشد.
2-7 : اعتماد به اخبار تلویزیون
تعریف نظری:
مفهوم اعتماد در طول زندگی انسان و تعامل‌های اجتماعی انسان وجود داشته است. « باربارا میزتل» در کتاب «اعتماد در جوامع مدرن» میگوید که اعتماد سه نقش اساسی در زندگی اشخاص ایفا میکند: «1) زندگی اجتماعی را قابل پیشبینی میسازد، 2) احساس اجتماعی بودن ایجاد میکند، 3) کار کردن اشخاص با یکدیگر را آسان میسازد.» (Misztal, 2001: 68).
اعتماد مفهومی پیچیده و انتزاعی است. فرهنگ آکسفورد، اعتماد را به عنوان «اتکا یا اطمینان به نوعی کیفیت یا صفت یک شخص یا یک چیز، یا اطمینان به حقیقت یک گفته» تعریف میکند (2006:1645).
لغتنامۀ دهخدا، اعتماد را در این معانی به کار میبرد: تکیه نمودن بر کسی، به پشت تکیه کردن به چیزی، سپردن و گذاشتن بر کسی و اعتبار کردن، سپردن چیزی را به کسی از روی صداقت و راستی، وثوق و اطمینان و….
دو مشکل اساسی در تعریف اعتماد وجود دارد: «نخست اعتماد مفهومی انتزاعی است، و اغلب به طور جایگزینی با مفاهیم مرتبطی همچون اعتبار، قابلیت اعتماد، یا اطمینان به کار رفته است.دوم، مفهومی چند وجهی است که ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری را به هم پیوسته است» (Wang, 2004: 108).
عوامل زیادی در شکلگیری اعتماد به رسانهها وجود دارد و محققان شاخص‌های زیادی برای اعتبار و اعتماد درست کردهاند؛ مثلا «جی وستراشتال» از مفهوم «عینیتگرایی» که دارای دو بعد «بیطرفی و واقعی بودن» است استفاده میکند (مککوئیل، 1382: 191). دو محقق به نامهای «ماتیاس کورینگ» از دانشگاه آلمان و«یورگ مایتس» از دانشگاه سوییس در تحقیق مشترکی به نام «اعتماد به رسانههای خبری» یک مقیاس چند بعدی برای سنجش اعتماد به رسانههای خبری ارائه کردهاند؛ آنها چهار بعد «اعتماد به: الف)گزینشگری موضوعات ب)گزینشگری حقایق ج)دقت توضیحات د)ارزیابی ژورنالیستی» را برای سنجش میزان اعتماد مخاطبان به رسانهها را مطرح کردهاند که هر یک از این شاخص‌ها، خود دارای چندین شاخص درجۀ 2 به شرح زیر میباشند:
1-اعتماد به گزینشگری موضوعات(توصیفگر اعتماد به نقش رسانهها در تبدیل موضوعات خاص به سوژههای بحث عمومی است) و شامل: الف)توجه کافی به موضوعات روز ب)اختصاص جایگاه مناسب به موضوعات ج)دفعات تکرار د)پوشش موضوعات بر مبنایی نظاممند
2-اعتماد به گزینشگری حقایق(شامل بافتمند کردن رویدادهاست): الف)نکات مهم لحاظ شوند.
ب)تمرکز بر حقایق مهم ج)ارائۀ تمامی اطلاعات مهم د) ارائۀ دیدگاه‌های مختلف دربارۀ یک موضوع

                                                    .