رشته حقوق

ویژگی های فرهنگ

دانلود پایان نامه

مفهوم سوم فردی شدن همه چیز خوارگی است یعنی عدم تجانس فزاینده . اگر مردم دیگر برای راهنمایی در مورد رفتارشان به نهاد های سنتی مراجعه نمی کنند و به طور فزاینده ای انتخاب های خود را دارند آن ها به احتمال زیاد انتخاب های گوناگونی دارند . به گفته بک زندگی نامه های استاندارد به زندگی نامه های انتخابی تبدیل شده اند . زندگی نامه های خودت انجام ده زندگی نامه های خطر زندگی نامه های شکسته شده یا در حال شکسته شدن (بک و بک گرنشایم 2002 24) این به معنای پایان تصاویر از پیش انجام شده افراد است . انسان انتخابی در میان احتمالات می شود (انسان انتخاب گر )اگر زندگی نامه های انتخابی جایگزین زندگی نامه های استاندارد شوند همان گونه که بک بیان می کند پس به سختی فردی پیدا می شود که انتظار داشته باشد این زندگی نامه ها به هم شبیه باشند .(همان 57 )
2-7 اندیشمندان دیگر در حوزه فردی شدن
2-7-1 دیوید رایزمن
تعریف فردی شدن توسط بک ، گیدنز و باومن تنها تعریف پذیرفته شده نیست . برای مثال شباهت ها و تضاد هایی بین رویکرد این نویسندگان و بحث شخصت اجتماعی توسط دیوید رایزمن در کتابش (انبوه تنها که در سال 1950 ) نوشته است ، وجود دارد .. (دی بیر، 2009: 61 )
رایزمن جامعه شناس آمریکایی که نگاه انتقادی به جامعه پس از جنگ آمریکا داشت او براین باور بود که پس از جنگ جهانی دوم کشور آمریکا دستخوش دگرگونی عمیقی گردیده که در آن نوع قدیمی شخصیت اجتماعی که پیش تر نوع مسلط در تاریخ ملت به شمار می رفت . دست کم در میان طبقه متوسط جای خود را به نوعی به لحاظ کیفی متفاوت داده بود . او نوع قدیمی را شخصیت درون وابسته می نامید در حالی که به نوع جدید شخصیت برون وابسته می گفت .او درکتاب جماعت تنها شخصیت اجتماعی را چنین تعریف می کند سازمان کمابیش دائمی و از نظر اجتماعی و تاریخی مشروط شده ی سائق ها امیال و رضایت های فرد است آن گونه آمایه ای که فرد با آن به جهان و افراد نزدیک می شود و در میان گروه های مهم اجتماعی مشترک است . او در این کتاب چهار نوع شخصیت اجتماعی را مطرح کرده .که یکی از آن ها شخصیت سنت گراست نشانه ای از گذشته پیشا صنعتی در نظر گرفته می شود نوعی که ویژه جوامع کشاورزی است و بنابر این بر جوامع مدرن تطبیق پذیر نیست. نوع دیگر که ریسمن آن را فرد خود مختار می نامد نوعی شخصیت اجتماعی است که او امیدوار بود در آینده ظهور کند تا مشکلاتی را که به طور ذاتی در انواع درون وابسته و برون وابسته وجود دارد برطرف کند . این نوع بیشتر از آن که واقعی باشد آرمانی است .شخصیت درون وابسته از نظر رایزمن با درونی گردانیدن ارزش ها و هدف هایی که از اوایل زندگی پدر و مادر و دیگر مظاهر قدرت نزدیک فرد القا می کنند مشخص می گردد . این ارزش ها و هدف ها همین که درونی می شدند به اصول راهنمایی تبدیل می شوند که فرد در زندگی بر مبنای آن ها عمل می کند . برای افراد درون وابسته . وجدان خود آن هاگنجینه ارزش هایشان است و مفهوم هدف های مناسب خود را از آن ها می گیرند . آن ها شخصیتی بسیار فردیت یافته دارند و هنگامی که به علت امیال ناآگاهانه یا تاثیرات بیرونی به بیراهه می روند احساس گناه می کنند زیرا کنش هایشان با الزامات رفتاری درونی آن ها هماهنگ نیست . به دیگر سخن فرد درون وابسته دارای آن چیزی است که رایزمن آن را ژیروسکوپ روانی می نامد که به او کمک می کند که خود را آماده کند و در راه درست نگه دارد . (به نقل از کیوستو: 1390 ،156 )
رایزمن در بیان ویژگی های شخصیت برون وابسته بیان می کند که شخصیت برون وابستگان را کم تر خانواده هایشان و بیشتر همگنانشان شکل می دهند . افزون بر این خانواده ها مانند قبل جدا یا مستقل از محیط اجتماعی بزرگ تر نیستند . نتیجه نوعی شخصیت است که کوشش می کند با محیط اجتماعی بیرونی پیوسته هماهنگ باشد و با شیوه هایی که از نظر اجتماعی پسندیده تلقی می گردد سازگار گردد و واکنش نشان دهد . فرد برای پذیرفته شدن علائم را می گیرد و خود را با آن ها انطباق می دهد یاد می گیرد که چگونه تفاوت های جزییی و دقیق و نکته های باریک پیام هایی را که دریافت می کند تفسیر کند . واکنش به وضعیت هایی که در آن چنین پذیرشی مبهم است نه به گناه بلکه به نگرانی و اضطراب منجر می شود . فرد برون وابسته برای کاستن از نگرانی و اضطراب پیوسته نیازمند دریافت علائم از محیط اجتماعی و پردازش آن هاست . رایزمن در مورد چنین شخصیتی می نویسد اسباب کنترل به جای آن که مانند ژیکوسکوپ باشد مانند رادار است . (کیوستو: 1390 : 156 )
شخصیت درون وابسته رایزمن متناسب با دوره گسترش سرمایه داری با تاکیدش بر ابتکار کارآفرینی و خطر پذیری که بازاری رقابت آمیز ایجاد می کند می توان در نظر گرفت . برعکس شخصیت برون وابسته بیش از همه برای جهان فوق العاده بروکراتیک حاصل از سرمایه داری پیشرفته مناسب است که در آن بیشتر بر همکاری تاکید می شود تا رقابت و بر همنوایی تا فردیت . بنابراین تغییر از حالت درون وابستگی به برون وابستگی نشانه تهدید فرد گرایی است . رایزمن در مقاله ای با عنوان فردگرایی بازنگری شده استدلال کرده است که جایی برای ترس از فرد گرایی افسار گسیخته (فرد گرایی افراطی دورکیم در آمریکا در اواسط قرن وجود ندارد هم نوایی اجباری جامعه ی توده ای بیشتر نگران کننده است (همان 157 )
فرد فردیت یافته از نظربک و گیدنز با شخصیت دیگر راهبرد دیوید رایزمن ویژگی های مشترکی دارد. فرد دیگر راهبر کسی است که آزاد است تصمیمات خود را بگیرد بدون این که وابسته به خانواده یا پیش زمینه اجتماعی اش باشد همان گونه که رایزمن بیان کرده است خانواده دیگر واحد خویشاوندی نزدیک که شخص به آن وابسته باشد نیست بلکه خانواده در واقع بخشی از محیط اجتماعی گسترده تری است . هرچند شخص دیگر راهبر نیازمند رضایت دیگران است اما آن ها تلاش می کنند با انتظارات و ترجیحات گروه هم آلانشان هم نواشوند . از این رو اگر چه رایزمن با تعریف اول فردی شدن یعنی سنت زدایی موافق است . او در مورد آزادی و همه چیزخوارگی مردد است . آزادی انتخاب لزوما منجر به مردمی نمی شود که انتخاب های متفاوتی دارند بنابراین شواهدی در دست نیست که نشان دهد رفتار مردم نا متجانس تر و غیر قابل پیش بینی تر می شود( دی بیر ،2009 :56 )
2-8 پیشینه پژوهش
2-8-1- مقدمه
در این بخش به پژوهش های خارجی و داخلی انجام گرفته در حوزه فردیت خواهیم پرداخت . از آن جا که پژوهش های انجام گرفته در حوزه فردیت بیشتر برمقوله ویژگی های رفتاری افراد از بعد روانشناسی تاکید داشته اند و ما خواستار آن بودیم که چگونگی تغییر نگرش افراد و رشد انتخاب های فردی را در زندگی روزمره آن ها مورد بررسی قرار دهیم لذا به بررسی کارهای پژوهشی انجام گرفته در حوزه های مختلف سبک زندگی از جمله (الگوی گذران اوقات فراغت ، الگوی مصرف ، مدیریت بدن و پوشش و حجاب )به عنوان تجلی گاه های فردی شدن پرداختیم .عرصه هایی که در آن دست انتخاب های فردی بازتر است .
2-8-2 پژوهش های انجام گرفته در داخل کشور
2-8-2-1 پژوهش های انجام گرفته در زمینه فرد گردایی
میرزایی در رساله دکترای خود (1384) به بررسی جامعه شناختی فردگرایی در ایران پرداخته است. تحقیق وی از معدود تحقیقات انجام شده در زمینه فردگرایی است. وی معتقد است که شناخت ویژگی های فرهنگی- اجتماعی هر جامعه، و تأثیر آن بر پیشرفت آن جامعه از مهمترین ضرورت های نهادهای علمی و اجرایی موجود در جامعه است. فردگرایی به عنوان یکی از این ویژگی ها می بایست مورد بررسی قرار گرفته تا محققین اجتماعی را در شناسایی مسائل اجتماعی و مسائل توسعه ای در ایران یاری رساند. وی هدف اصلی پژوهش خود را شناسایی انواع و میزان فردگرایی در سه سطح ارزش ها، باورها، و رفتارهای اجتماعی در بین ساکنین شهر تهران دانسته و به تبیین این پدیده و بررسی عوامل مؤثر بر آن می پردازد.
مهمترین مسئله رساله وی این است که در جامعه ایران )با تأکید بر شهر تهران( کدام شکل از
فردگرایی غلبه دارد؟ آیا فردگرایی موجود در بین ایرانیان منفی و از نوع غیراجتماعی و خودمدارانه است؟ به طور خلاصه، مسئله این رساله جستجو درباره چیستی فردیّت ایرانیان است.
با توجه به یافته های تحقیق به نظر می رسد در جامعه ایران، فردگرایی به معنی مصطلح و غربی آن ظهور کاملی نیافته است،بلکه به دلیل ویژگی های فرهنگی – اقتصادی و ساختاری ایران نباید مانند اروپای غربی و ایالات متحده انتظار داشت تا با فرد تفرد یافته و مستقل و تک مواجه گردید زیرا الزامات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی زیادی در ایران با آن مغایر است. فردیت در ایران اغلب فردیت خانوادگی است و کوچکترین واحد هویتی قبل از آنکه شخص و فرد باشد، خانواده می باشد. به همین دلیل فرد در تعریف خود همواره به جای یک نفر، خود را درون خوشه خانواده تعریف .) می کند و همواره خانواده خود را همراه با خود)منبع پیشین، 221)
لازم به ذکر است که این وضعیت یعنی توجه به خانواده را نمی توان جمع گرایی دانست. بنابراین در وضعیت موجود در جامعه ایران نوعی فردگرایی به وجود آمده است که در آن خانواده کاملاً مورد توجه است و شاید بتوان نام آن را فردگرایی خانواده گرا نامید و به همین دلیل با الگوی غربی آن که متکی بر فرد است، متفاوت می باشد. این فردگرایی به معنای اضمحلال فرد نیست، بلکه با استقلال فردی و توجه به خانواده در معادلات شخصی گره خورده است )منبع پیشین، 226)
کبیری (1386 ) در پژوهش خود به بررسی توصیفی و تبیین سازه های اجتماعی- فرهنگی فردگرایی و جمع گرایی و انواع آن در دو سطح تحلیل خرد و کلان پرداخته است. وی سه هدف عمده را در تحقیق خود دنبال می کند: اول، سنجش فردگرایی و جمع گرایی افقی و عمودی در نظام شخصیت افراد از طریق سنجش های چند روشی. تکنیک جمع آوری اطلاعات در این بخش پرسشنامه و مصاحبه است. نمونه تحقیق شامل 941 نفر از ساکنین مناطق 44 گانه تهران بین سنین 15 تا 61 سال می باشد. وی برای بررسی توصیفی متغیرها، شاخص های فردگرایی و جمع گرایی افقی و عمودی در سطح تحلیل خرد را از طریق تحلیل عاملی مقیاس سنجش ایستار و مقیاس سنجش ارزش ها به دست آورد. در بخش دوم محقق به دنبال بررسی رابطه ابعاد فردگرایی و جمع گرایی با برخی متغیرهای اجتماعی و زمینه ای به عنوان علل و پیامدهای سازه های فرهنگی در سطح خرد )فرد( می پردازد.
نتایج توصیفی سطح تحلیل خرد در این پژوهش نشان می دهد که الگوی بارز در نظام ایستارها وارزش ها در بعد شخصیت افراد در نمونه شهر تهران، ابتدا جمع گرایی افقی، و سپس جمع گرایی عمودی است که با داده های سطح کلان مطابقت دارد. همچنین نتایج تبیینی در این سطح از تحلیل نشان می دهد که متغیر تحصیلات و پایگاه اجتماعی- اقتصادی با الگوهای فردگرایی و انواع آن در رابطه مثبت معنادار است همچنین متغیرهای سن، ذهنیت مذهبی و سرمایه اجتماعی با الگوهای جمع گرایی و ابعاد آن در رابطه مثبت معنادار قرار دارد. نتابج تبیینی در سطح کلان نیز نشان می دهد که الگوی فرهنگی فردگرایی با سطح توسعه اقتصادی و دموکراسی در رابطه مثبت معنادار است. همچنین فردگرایی با ناامنی اجتماعی )عدم امنیت اجتماعی( رابطه منفی معنادار دارد. سرمایه اجتماعی سنتی )پیوندی( و سرمایه اجتماعی جدید )اتصالی( نیز به ترتیب با فردگرایی به عنوان یک الگوی فرهنگی در رابطه منفی و مثبت معنادار قرار دارند.
توکلی (1386) به مطالعه چگونگی وضعیت ارزش های فردگرایانه- جمع گرایانه در بین دانشجویان و رابطه آن با گرایش های دینی و اشکال بازاندیشانه آن می پردازد. وی ابتدا این پیش فرض را ارائه می دهد که در ادبیات جامعه شناسی فردگرایی به عنوان مفهومی مدرن در مقابل جمع گرایی جامعه سنتی قرار دارد. بازاندیشی در خصوص خویش و عرصه های مختلف زندگی از ویژگی های بارز فردگرایی به شمار می آید. در چنین شرایطی و در فقدان تأیید دائمی اجتماعی، گرایش ها و جهت گیری های مختلف از جمله گرایش های دینی هستند که خصلت قطعی خود را از دست داده و مورد بازاندیشی های مکرر قرار می گیرند. این وضعیت خصوصاً در بین اقشاری که بیشتر در معرض آگاهی های مدرن قرار دارند رواج بیشتری پیدا می کند. بدین منظور با استفاده از سنجه دینداری استارک و گلارک و شاخص محقق ساخته بازاندیشی دینی و مقیاس جمع گرایی- فردگرایی تریاندیس به بررسی وضعیت ارزش ها در رابطه با دینداری می پردازد. روش تحقیق این پژوهش روش پیمایش و ابزار پرسشنامه است. در این تحقیق با استفاده از فرمول نمونه گیری تعداد 448 نفر از دانشجویان شاغل به تحصیل دانشگاه تهران به عنوان نمونه انتخاب شدند. . بازاندیشی در خصوص خویش و عرصه های مختلف زندگی از ویژگی های بارز فردگرایی به شمار می آید. در چنین شرایطی و در فقدان تأیید دائمی اجتماعی، گرایش ها و جهت گیری های مختلف از جمله گرایش های دینی هستند که خصلت قطعی خود را از دست داده و مورد بازاندیشی های مکرر قرار می گیرند. این وضعیت خصوصاً در بین اقشاری که بیشتر در معرض آگاهی های مدرن قرار دارند رواج بیشتری پیدا می کند. بدین منظور با استفاده از سنجه دینداری استارک و گلارک و شاخص محقق ساخته بازاندیشی دینی و مقیاس جمع گرایی و فرد گرایی تریاندیس به بررسی این موضوع پرداخته شد .در این تحقیق با استفاده از فرمول نمونه گیری تعداد 448 نفر از دانشجویان شاغل به تحصیل دانشگاه تهران به عنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج نشان داد که علی رغم تسلط خصلت های جمع گرایانه، گرایش های فردگرایانه نیز به همان شدت در بین این قشر موجود است. همچنین ابعاد اعتقادی و تجربی دین نسبت به ابعاد دیگر از میزان پذیرش بیشتری برخوردار است. رابطه بین شاخص ها نشان داد که جمع گرایی با همه ابعاد دینداری ارتباطی مثبت و معنادار دارد اما مستقل از بازاندیشی در دین عمل می کند. در مقابل فردگرایی با بعد تجربی دینداری و شاخص بازاندیشی در دین روابط قوی تری را نشان می دهد.

مطلب مشابه :  دانشگاه شهید بهشتی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید