مکاتب
ویژگی ها
اشتراکات
افتراقات
بغداد
الهاماتی از گچبری ساسانی در بازنمایی حیوانات و نقش دو بال یا نقوش اناری و چهره ها شبیه نژاد سامی (عربی)- هاله نورانی اطراف سر متأثر از هنر مانوی -کاربرد رنگ های محدود و عدم کاربرد رنگ زمینه- چین و شکن لباس ها متأثر از بیزانس-تأثیرات مانوی به ویژه در تذهیب قرآنی– نگاره ها به عنوان بخشی از متن.
هاله دور سر و ویژگی های ساسانی در هر دو مکتب
تأثیرات بیزانس بر مکتب بغداد و ویژگی های صرفاً ایرانی در مکتب سلجوقی
سلجوقی
الهاماتی از نقاشی عهد ساسانی مانند چهره پردازی به شیوه چینی و مغولی- هاله دور سر – زمینه رنگی و غالباً به رنگ سرخ- عدم چین و شکن در لباس ها- نقش سرها بزرگ تر و وجود بازوبند بر بازو – قرار گرفتن نقاشی مستقیماً روی صفحات کتاب
مأخذ: نگارنده
(2-1-7): ترسیم انسان در نگارگری ایران اسلامی
همان طور که می دانیم دین مبین اسلام، ترسیم و نمایش صور موجودات ذی روح و تندیس سازی را حرام دانسته است و به مسلمانان دستور داده می شد که تنها نباتات و جمادات را تصویر نمایند. البته این ممنوعیت به واسطه خاتمه دادن به بت پرستی بوده و به عبارتی، در آیین اسلام برخلاف مسیحیت و آیین بودایی که تصویر انسان را به عنوان مظهری از ذات خداوندی مورد ستایش قرار می دهند، پرداختن به تصاویر انسان و ترسیم شمایل و ساختن تندیس منع شده بود. اما با توجه به این که مسلمانان بر اساس حدیثی از پیامبر اکرم (ص) مبنی بر منع صورت گری در اسلام بر کراهت مجسمه سازی و کشیدن صور جاندار (ذی روح) اجماع و اتفاق داشته اند و هم به واسطه این که در این دو، نوعی تقلید از کار آفریدگار محسوب می شود و نیز به استناد احادیث نقل شده از پیامبر (ص) که فرشتگان داخل خانه ای که در آن سگ و تصاویر است نمی شوند و به تحقیق کسانی که عذاب ایشان از هر کس نزد خدا در روز قیامت سخت تر است، صورت نگارانند و… براین اساس مسلمانان در ابتدا صورت جاندار را از نقاشی های خود حذف نموده و به ایجاد و ابداع نقش های زیبا و دلربا از اشکال نباتی و هندسی روی آوردند که گاه آن ها را به هم می آمیختند. بدین ترتیب فن آرایش و تزیین از مشخصات و مزایای هنر و فنون اسلامی شد. البته باید متذکر شد که ایرانیان در زمان قبل از ظهور اسلام نیز خلاقیت های خود را در زمینه کتاب آرایی به نمایش گذاشته بودند. چرا که در تصویر گری کتاب مانی با هدف فهم درست مخاطب از مبانی فلسفی و حکمی دین ابلاغ شده، شاهد چنین هنرنمایی از طرف ایرانیان بوده ایم و سرزمین ایران با این پیشینه غنی تاریخی و هنری خود در روزگار باستان و قبل از ظهور دین اسلام، قطعاً توانسته بود شایستگی بروز استعدادهای هنرمندانش را در محدوده قوانین اسلامی به رخ بکشاند و به حق، شایسته بزرگترین مرکز و فراخ ترین میدان جهت فن تصویر سازی اسلامی بوده است. به هر حال، نگارگران اسلامی بعد از مدتی کوتاه از زمان ظهور اسلام، به نمایش تصاویر موجودات مختلف به ویژه انسان نیز اقدام کردند و با این دیدگاه که اسلام با موضوع بت پستی مخالف بوده است نه تصویر انسان به عنوان موجودی که نماینده صفات بارز الهی است و نیز جانداران دیگر به عنوان مخلوقات خداوند نه به عنوان موجودات خلق شده توسط صاحب اثر، به تصویرگری کتاب با نمایش موجودات ذی روح با محوریت تعالیم اسلام پرداختند و در این میان نگارگران ایرانی که با کوله باری از تجربیات در زمینه تصویرگریِ همه نوع از موضوعات اعم از انسان و حیوان و گیاه به محدوده شریعت اسلامی پا گذاشته بودند توانستند بیش ترین هنر نمایی را در این زمینه به عمل آورند که به مرور زمان با نمایش موضوعات مذهبی و ارائه شخصیت پیامبران و اولیای الهی به بلاترین درجه ای در میان هنرمندان دنیا قرار گیرند. اگر به دوره های مختلف نگارگری اسلامی ایران نظر کنیم متوجه خواهیم شد که «نگارگر، سیمای آدمی را نیز مانند دیگر عناصر ترکیب به طور قرار دادی مطرح می کند بدین ترتیب که در نگاه نخست، انسان موجودی فاقد تعیّن و ویژگی های فردی به چشم می آید و به عنوان جزیی از ترکیب بندیِ نگارینِ نقاشی ایرانی تلقی می شود. با وجود این که تصویر انسان بدون حجم و به صورت تخت ترسیم و تبدیل به سایه ای می شود که از طریق تن پوشی روشن، همانند سایر اجزای نگاره، به عنصری تزیینی مبدل می گردد اما انسان، محیط و کلیه عناصر، ظاهراً با نوعی حقیقت نمایی ساخته و پرداخته می شوند، به طوری که در این زمینه نگارگر ایرانی همواره بر تصورات مردم خاور زمین نسبت به زیبایی آرمانی نظر داشته است از این رو زنان و مردان با پوستی روشن، رخساره ای گرد و تا حدی بیضوی، چشمان بادامی و دهان کوچک و بینی قلمی مجسم می شوند تا به عنوان اساس کار تصویری تلقی گردند، آنگاه با افزودن نشانه های سنّی، خطوط و حرکات چهره و تنوع و دگرگونی جزییات بر اساس “اصل نقشینگی” با حفظ عناصر اصلی و جابجایی آن ها، موجب پیدایی نقوش جدید می شود و بدین سان نقاش نوعی فردیت قراردادی برای شخصیت های خود می آفریند» (پولیاکوا و رحیمووا، 1381:108-112) به هر حال بررسی تحول تدریجی سیمای انسان در نگاره های مکاتب مختلف که از قرن هفتم آغاز می شود نشان می دهد که چگونه چهره انسان از جنبه صرفاً تزیینی و نقش گونه خارج شده و ارزشی فی نفسه و آکنده از مضامین واقع گرا کسب می کند و سپس در قرون دوازده و سیزده از نو به گونه ای مشخص و قرار دادی تبدیل و در طول زمان با افت و خیزهای چندی تداوم می یابد. بنابراین با وجود ارتباط بی بدیل تکامل سیمای انسان در نقاشی با ادبیات شاهد این هستیم که تحول تدریجی ترسیم و توصیف انسان در نقاشی، تا اندازه ای متفاوت با فراگرد ادبی این جریان بوده است…و این موضوع در زمینه چهره پردازی نمود بیشتری دارد (تصویر 2-5).
بزرگنمایی
تصویر2-5 : دو دلداده، آقارضا، مکتب صفوی، 1630 م، اصفهان، مأخذ: www.metmuseum.orghttp:// ، 8/5/93،9:14
جدول 2-5 : ترسیم انسان در نگارگری ایرانی
دیدگاه اسلام در مورد ترسیم انسان
با ظهور دین اسلام، در ابتدا به دلیل ممنوعیت شریعت اسلامی در زمینه ترسیم موجودات ذی روح اعم از انسان و حیوان با دیدگاه رقابت هنرمند با خالق اثر یعنی خداوند، هیچ گونه نمایش این موجودات را مشاهده نمی کنیم و موضوعات عمدتاً از نوع تزیین و آراستن کتاب الهی در قالب طرح های تذهیب با نقش مایه های گیاهی جلوه گری می کند اما با گذشت حدود سه قرن و با افزایش درک مسلمین از قوانین اسلام در ترسیم موجودات ذی روح با نگاه غیر بت پرستانه، به نمایش تصاویر انسان و حیوان به عنوان مخلوقات خداوند اقدام کردند که طی قرون متمادی با قرار دادن موضوعاتی از زندگانی اولیا و پیامبران قوت بیشتری گرفت و در این میان نگارگران ایرانی به دلیل دارا بودن تجربیات فراوان از تصویرگری این مضوعات در دوران قبل از ظهور اسلام، پیشگام بودند.
ویژگی ترسیم انسان در نگارگری ایرانی
در نگارگری ایرنی یک نوع ویژگی مشخص در تصویرگری انسان مشاهده می شود که به ویژه از قرن هفتم که نگارگری ایرانی شخصیت بارز ملی خود را به نمایش می گذارد نمایان می شود و آن ویژگی ارائه نوعی سبک قراردادی در ترسیم هیکل انسانی به صورت تخت و بدون حجم نمایی و چهره ها با ویژگی هایی از نژاد ترکی مغولی می باشد. در صورتی که تا قبل از آن نمایش نقش انسان در نهایت واقعگرایی انجام می گرفته است.
مأخذ: نگارنده
(2-1-8):ارتباط نگارگری ایران با هنرهای دیگر
به خاطر این که خاستگاه همه هنرها در سه مقوله نیاز و ضرورت و زمان خلاصه می شود و بر دو محور عمود برهم جمال و کمال دور می زند، طبعاً ماهیت همه هنرها یکی است، مگر این که با تغییر ماده مورد استفاده هنرمند، هنرها نیز تغییر شکل می دهند. چنان که با استفاده از سنگ، رنگ، خط، حرکت، صوت و زبان، هنرهایی چون مجسمه سازی، نگارگری، زیبانویسی، تئاتر، موسیقی، سخنوری یا هنر مکتوب به وجود می آید و هر هنرمندی در نسبت و رابطه با ذوق و استعداد ذاتی و آموزش های مقدماتی و آگاهی های علمی و اجتماعی به اثر هنری خود جلوه و رنگی خاص می بخشد و همین نکته ظهور شیوه ها و سبک های مختلف را موجب می گردد. در حقیقت می توان دریافت که آفرینش آثار هنری مختلف تقریباً بر اساس یک موضوع و هدف انجام می گیرد و با متفاوت بودن ابزار کار جلوه ای متفاوت پیدا خواهد کرد اما در بطن همه آن ها یگانگی و وحدت موضوع موج می زند که در نتیجه همه آن ها را از یک خانواده و یک عضو می نمایاند. در دوره های مختلف هنر اسلامی که آثار هنری مخصوصاً نقاشی و مجسمه سازی بر پایه اعتقادات اسلام مبنی بر منع تصویرگری موجودات زنده با محدودیت مواجه شد اما هنرمندان بیکار ننشستند و به خلق نقوش انتزاعی از گل ها و گیاهان پرداختند. اما با توجه به این که نقاشی اسلامی در سده های نخستین وسیله بیان مستقلی نبوده است بلکه به نوعی مکمل ادبیات به حساب می آمد بنابراین اولین آثار نقاشی اسلامی، حاصل تلاش نقاشان، در کار مصور ساختن بعضی از متون ادبی است. آنان محتوای آثار خود را از متن این کتب می‌گرفتند و بسته به ذوق خود، آن را در قالب اشکال زیبا ارائه می‌کردند. به‌طور کلی موضوع نقاشی اسلامی عبارت است از تصویرسازی کتاب‌های معتبر ادبی و مذهبی. همچنین، عنوان می‌شود که مسلمین در حین ترجمهآثار یونانی و بیزانسی تصاویر این کتب را نیز کپی برداری کرده‌اند. اما به‌تدریج نقاشی در سرزمین‌های اسلامی اهمیت یافت. به طوری که بسیاری از هنرهای دیگر را تحت تسلط خود در آورد و از آن جایی که در رابطه عمیق با ادبیات بوده و بیشتر داستان های ادبیات در حیطه نگارگری به تصویر در آمدند مورد الهام هنرمندان سایر رشته ها نیز قرار گرفت و بنابراین بسیاری از هنرهای دیگر مانند سفال سازی، فلزکاری، منبت کاری وحتی پارچه بافی و سایر رشته های هنری نیز از روایات داستانی و موضوعات به تصویر در آمده در کتاب ها الهام گرفتند و بدین ترتیب آثار با ارزشی در این زمینه ها در هنر اسلامی خلق شدند که بیش از هر چیز خصلت ها و شاخصه های هنری دوران قبل از اسلام در ایران را می نمایانند. در ابتدا لازم است که رابطه نگارگری و ادبیات به طور مفصل شرح داده شود و سپس به بررسی ارتباط نگارگری با دیگر رشته های هنری در دوره های نخستین اسلامی پرداخته می شود.
(2-1-9): ارتباط نگارگری ایران با ادبیات

                                                    .