رشته حقوق

ویژگی مثبت

دانلود پایان نامه

سپهبد چــو از چنـــگ رســــتم بجــست بخــــــــایید رستــــم همــی پشــت دسـت
(همان:125،ب50-48).
اما چه در این داستان و چه در مراحل بعد – در مورد سیاوش پس از حسادت گرسیوز- این ویژگی بارز پیوسته بر او چیره است و هیچگاه از او نمیگسلد تا اینکه کیخسرو به کینخواهی پدر، او را به کام مرگ میفرستد. در واقع این خوی وحشیانه و اهریمنی پیوسته یاریگر و همراه افراسیاب در اعمال و تصمیمات خود است. که به عنوان بخش اصلی و تاریک شخصیت او به شمار میرود. سایه قسمت پست شخصیت است و «نمود آن دسته از خصوصیاتی است که ما از وجود آن بیش از هر چیز در دیگری متنفریم» (یونگ،263:1390). میتوان به جرات گفت که قتل، یکی از پرگناهترین و بدترین کارها در هر قانون و آیینی است. و نمود این خصوصیت در وجود شاه توران به وضوح قابل مشاهده است. ظلمی که بعدها با مظلومترین شخص شاهنامه یعنی سیاوش نیز انجام میدهد. کهنالگوی سایه را در عرفان میتوان به نفس اماره تعبیر و تشبیه کرد«در مرتبهی نفس اماره، جنبهی ظلمانی و حیوانی هستی انسان بر وی غالب است. در این حال انسان میل به طبیعت حیوانی و خواستهای جسمانی دارد و کسب لذتها و شهوتهای حسی که خود منبع اخلاق ذمیمه است چنان او را به خود مشغول میکند که پروای حق و حقیقت ندارد و حتی احساس شرمندگی از ارتکاب بَد و ناشایست ندارد»(پور نامداریان،266:1375). سایه همانند بقیهی استعدادهای خودآگاه در بازتاب روانی ظاهر میشود. این ویژگی به منفیترین شکل در نهاد افراسیاب سرشته شده است. از سویی به صورت فطری، افراسیاب در تقابل و تضاد با رستم و ایرانیان است. و هممرز بودن این دو کشور سبب میشود؛ حس عدم امنیت همیشه با او باشد. از همین روی نقاب به چهره میزند و با استفاده از موقعیت به دست آمده برای خود و سرزمینش هزینه میکند؛ هزینهای که در راستای کینخواهی از رستم و کاووس و فرونشاندن سایهی شخصیتی خود اوست.
سایه از خصوصیات و کیفیات خوب و مثبت مانند: غرایز طبیعی، انگیزههای خلاق، واکنشهای مناسب، فراست و… بهره میجوید(یونگ،405:1371). افراسیاب نیز تلاش دارد با پیریزی نقشهای؛ به بهترین وجه ممکن از این آب گلآلود ماهی بگیرد. او با استفاده از هوش سیاه سایهی خویش و خلاقیتی که در نقشهی حذف دشمنان خود نشان میدهد؛ نسبت به اقدام آنی سهراب مبنی بر ویران کردن توران و همچنین اتحاد پسر و پدر، واکنشی مناسب، امنیتی و پیشگیرانه و البته کینهجویانه از خود بروز میدهد؛ که نشأت گرفته از غرایز طبیعی و دو جنبهی مثبت و منفی سایهی اوست. در بیشتر موارد، سایه به طور عمده منفی است. به طور کلی، سایه تصویری معکوس از نقاب است و دربرگیرندهی هر ویژگیای است که برای نقاب ناپذیرفتنی باشد، چه این ویژگی مثبت باشد چه منفی.«عمیقترین نسوج ناخودآگاه همانا ریشه در سایه دارند. این قسمت از ذهن ناهشیار، انباسته از غرایز رفتاری ابتداییترین نیاکان وحشی بشر است»(تبریزی،45:1373). اجداد افراسیاب- پشنگ و تور-، در واقع سایههای شخصیتی او محسوب میشوند. هر چند سایهی افراسیاب به جور هزار سالهی ضحاک نمیرسد ولی اعمال او در کشتار ایرانیان و دسیسههای مکرر، به ویژه در قتل سهراب و سیاوش، نشان میدهد که مریدی است که جا پای مراد خود یعنی ضحاک میگذارد.
سایه دربرگیرندهی همهی آرزوها، تعصبات، کینهها، هیجانات و… افراسیاب است که از کوچکترین فرصت برای کامیابی خود استفاده میکند. از سویی تورانی که افراسیاب در آن زندگی میکند، جامعهای مقید و متعصب است؛ جامعهای که دشمنی، کینه و حسادت دیرینه از زمان “تور” نیای خود، در دل دارد. سایهی افراسیاب نیز در راستای همین اجتماع و تاریخ، پیوسته گسترش مییابد. زمانی رستم از آمدن سپاه تورانی به داخل ایران باخبر می‌شود؛ میگوید:
بــــه دل گـفت کـــاین کـار اهریمن است نــه ایــــن رستخــــیز از پــی یک تن است
(فردوسی،190:1389،ب671).
در واقع میتوان گفت کسی یا چیزی که باعث به وجود آمدن این رستخیز شده همان سایهی اهریمنی افراسیاب است، که رستم هم به این دیو اشاره میکند.

مطلب مشابه :  پیامبر اسلام(ص)

4-4-2. بررسی کهن الگوی نقاب در شخصیت افراسیاب:
هر آنچه فرد در پشت نقاب و پرسونا از خود میسازد و در اجتماع به نمایش میگذارد؛ در واقع با آن سایهی خود را انکار و پنهان میسازد. و«هدف از به کارگیری این نقاب در اصل، تاثیرگذاری بر دیگران و تا اندازهای پوشاندن طبیعت و ماهیت واقعی و درونی شخص است»(شاملو،46:1374).
با توجه به این مسئله افراسیاب نیز در تعارض با من واقعیاش، آگاهانه نقاب به رخ میزند و سایهی شخصیتی خود را پشت این نقاب ریاکارانه، مخفی میکند. نمود کهنالگوی نقاب منفی را در شخصیت افراسیاب؛ در سخنان به ظاهر یاریگر و مهربان او به سهراب میتوان مشاهده کرد. همانگونه که پیشتر گفته شد افراسیاب برای پیش برد نیت شوم خود (آرکیتایپ سایه) به سهراب کمک میکند و او را به واسطهی هدایا و فراهم آوردن تجهیزات و سپاهیان، به نبرد با ایرانیان تشویق و تحریک میکند. افراسیاب در این داستان نقاب یاریگری و کمک دادن به سهراب را بر چهره میزند و از این طریق سعی میکند بر سهراب و تصمیم او در جهت نفع خود تأثیر بگذارد. او ابتدا با دادن هدایای بسیار، اسب و استر و جواهر و فرستادن سپاهی بزرگ به سرکردگی هومان و بارمان، سهراب را در مسیری قرار می‌دهد که خود می‌خواهد و ضمن ایجاد فضایی دوستانه و وانمود کردن به مهربانی و غمخواری سهراب خام را میفریبد:
بــــــــرفتند بیــــــــدار دو پهــــــلوان بـــنـــزدیک سهــــــراب روشـــــــن روان
بپـــــیش انـــــــــدرون هدیه شهــریـار ده اســـپ و ده اســـــــتر بــــزین و بـــبار
ز پــــــــیروزه تـخت و ز بیــــجاده تــاج ســــــر تـــــــاج زر پــــــایه تــخت عــاج
(فردوسی،1389:176،ب158-156)
سپس نامهای پر آب و تاب، کارساز و تأثیرگذار برای سهراب مینویسد و خدمات نظامی، اقتصادی، و مشورتی خود را یادآور میشود:
یکــــــی نامـــــه بـا لابـــــه و دلــپسند نبــــشته بــــــه نــــــزدیک آن ارجــمند
کـه گـر تخــت ایـــران بـــه چــنگ آوری زمــــــــــانه بـــــــــرآســــاید از داوری…
فرستمــــت هــــر چنـــد بایــــد ســپاه تــــو بــــــر تخـــــت بنــشین و برنه کلاه
بتــــوران چـــو هومـــان و چون بارمــان دلیـــــر و سپـــــــهبد نـــــبد بـــیگـمان
فــــرستادم اینــــک بفــــــرمان تـــــو کــــــه باشنـــــد یـــــک چـــند مهمان تو
اگـــر جنـــگ جـــویی تــو جــنگ آورند جـــهان بـــر بــــداندیش تـنــــگ آورنــــد
(همان:177-176،ب165-159)

مطلب مشابه :  تعهد و وفاداری

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید