رشته حقوق

ویژگی‌های فردی

دانلود پایان نامه

فشار روانی اجتناب ناپذیر است
فشار روانی ممکن است پیامدهای مثبت داشته باشد
زندگی مملو از فشار روانی است و فشار روانی با مرگ پایان می یابد.
این موارد روشن می سازد که فشار روانی اجتناب ناپذیر است و بنابراین تلاش‌ها باید بر مدیریت فشار روانی متمرکز شود، نه گریز از آن. (قلی‌پور، 1386: 269 و رضائیان، 1387: 9و10 به نقل از سلیه، 1974)
هر محرکی که در انسان ایجاد تنش کند و در او واکنشی ( پاسخی ) بر انگیزد، عامل فشار‌زا شناخته می شود این عامل ممکن است یک رویداد یا وضعیت یا شرایط یا مشکل باشد. تنش ایجاد شده و پاسخ به این تنش روی هم‌ رفته فرایندی را به وجود می آورند که به آن فشار روانی می‌گویند. (راس، 1377: 9)
اصطلاح فشار روانی عموما به دو معنی به کار می رود: 1) محرکی که در فردی ایجاد فشار روانی می‌کند، یعنی عامل فشار‌زا، مثل وقتی که گفته می شود “مرگ نابهنگام پدرش برای او فشار روانی شدیدی بود.” 2) فرایند پیچیده و پیشرونده ای که با پدید آمدن عامل فشارزا و تحمیل خواستی بر ارگانیسم شروع می شود و به مجموعه ای واکنشها در فرد می انجامد. (راس، 1377: 10)
2-2-2- تعریف فشار روانی
به طور کلی فشار روانی یک واکنش تطبیقی به یک عامل محیطی (بیرونی) است که پیامدهای فیزیولوژیک، رفتاری، شناختی و روان شناختی برای هر فرد در پی داشته، فرد را از حالت نرمال خارج می‌کند.
ملاحظه می شود که در این تعریف چند نکته حائز اهمیت است :
فشار روانی واکنش تطبیقی به یک عامل (واقعه، کنش یا موقعیت) است نه خود آن عامل.
فشار روانی انرژی زیادی از فرد می‌گیرد یا ایجاد می کند؛ بنابراین در وقایع و موقعیت‌های خاص اتفاق می‌افتد نه در هر موقعیت معمولی و متداول.
هر فرد خاصی فشار روانی را به طور متفاوتی تجربه می کند، یعنی تفاوت‌های فردی (فیزیولوژیک و روان شناختی) تاثیر فشار روانی را تعدیل می کند.
فشار روانی فرد را از حالت نرمال خارج می کند و فرد نمی تواند کارکرد معمول خود را داشته باشد.
منظور از عامل محیطی، فشارزاها هستند که موجب فشار روانی می شوند.
ایجاد سازمان بدون فشار روانی یک تفکر رویایی است. (قلی‌پور، 1386: 271)

نمودار 2-5: فشار ‌زاها، فشار روانی و پیامدهای آن (قلی پور، 1386: 270)
هرگاه موقعیتی محیطی نیازی را پدید آورد که احتمال افزایش قابلیت‌ها و منافع شخص را برای تامین آن به همراه داشته باشد و شخص در انتظار این باشد که تامین آن نیاز، پاداش‌ها و هزینه‌های به غایت متفاوت در مقایسه با تامین نکردن آن‌ها برایش به بار آورد، فشار روانی ایجاد می‌شود. (اندرسون و کیپریانو، 1377: 143)
طبق تعریف شولر (1980) فشار روانی وضعیت پویایی است که در آن انسان با یک فرصت، محدودیت یا تقاضایی روبرو است که با آنچه بدان اشتیاق دارد و نتیجه آن برایش مهم و در عین حال نامطمئن است مرتبط می باشد. در این تعریف تقاضا به معنی از دست دادن چیزی است که انسان بدان اشتیاق دارد. برخی از صاحبنظران (کوئیک و کوئیک ، 1984) فشار روانی را «آمادگی ناخودآگاه» برای نزاع یا گریختن تعریف می‌کنند که فرد هنگام رویارویی با هر گونه تقاضا تجربه می‌کند. پاره‌ای دیگر (گرینبرگ و بارون ، 1996) «الگوی پیچیده‌ی حالت‌های احساسی، واکنش‌های جسمانی و افکار مرتبط با آن را که در پاسخ به تقاضاهای خارجی (عوامل فشار) رخ می دهد» فشار روانی می‌نامند. جرج و جونز ، (1999) فشار روانی را «تجربه فرصت‌ها یا تهدیداتی که برای افراد مهم بوده و فکر می‌کنند نمی‌توانند به طور اثربخش از عهده‌ی آن‌ها برآیند» گفته‌اند. شرمرهورن و دیگران(1994)، تجربه تنش در افرادی که با تقاضاها، محدودیت‌ها یا فرصت‌های فوق‌العاده روبرو می‌شوند فشار‌ روانی نامیده‌اند. در تعریف ایوانسویچ و متسون ، فشار روانی عبارت است از: «پاسخی انطباقی که تحت تاثیر ویژگی‌های فردی یا فراگردهای روان‌شناختی شکل می گیرد؛ بدین معنی که نتیجه‌ی یک عمل، وضعیت، یا رخداد خارجی است که تقاضاهای ویژه جسمانی یا روان شناختی را بر انسان تحمیل می‌کند.» این تعریف را در صورتی که به سه بعد مهم به هم وابسته فشار روانی تنزل دهیم، آن‌گونه که به نظر می‌رسد دشوار نخواهد بود: تقاضاهای محیطی که به آنها «عوامل موجد فشار روانی» گفته می‌شود و موجب پاسخ انطباقی متاثر از تفاوت‌های فردی می‌شود. (رضائیان، 1387: 8)
لازاروس فشار روانی را به سان «رده ای وسیع از مسئله‌های متمایز از مسئله‌های دیگر تعریف کرده است که با پدید آمدن هرگونه نیاز در هر نظام، خواه فیزیولوژیک یا اجتماعی و یا روان‌شناختی و با چگونگی پاسخ نظام، به آن سر و کار دارد». او سپس گفته است که این «واکنش به نظام به چگونگی تفسیر یا ارزیابی (هشیارانه یا ناهشیارانه) شخص از هر رخداد زیان آور، تهدید کننده یا چالش انگیز وابسته است.» از این رو، به نظر می‌آید که فشار روانی از ناهمخوانی فرد با محیط او سرچشمه می‌گیرد که همانا ناموزونی موجود در بافت تعامل آدمی- محیطی است. (اندرسون و کیپریانو، 1377: 143)
در تعریف دیگر، فشار روانی مجموعِ واکنش‌های جسمانی، روانی، ذهنی و رفتاری است که ارگانیسم انسان یا (جانوران) در برابر محرک ها (عامل ها) ی درونی یا بیرونیِ بر هم زننده ثبات و تعادل طبیعی و درونی بدن (همئوستازی)، نشان می‌دهد. هدف اصلی این واکنش‌ها برگرداندن تعادل از دست رفته ارگانیسم و سازگاری فرد با محیط است. مثلا وقتی در گذر از خیابان ناگاه خود را در خطر تصادف با ماشینی می‌بینید و دستخوش ترس و اضطراب می‌شوید، ممکن است یک سلسله دگرگونی‌های پنهان و آشکار در شما رخ دهند: اگر از شدت ترس قلبتان به تپش افتد و فشار خونتان بالا رود و موهای بدنتان راست شود، دستخوش واکنش جسمانی فشار روانی شده اید. اگر برای لحظاتی هرچند کوتاه احساس گیجی و پریشانی یا دستپاچگی کنید، واکنش ذهنی فشار روانی در شما رخ داده است. اگر خود را در خطر بی احتیاطی فرد دیگری (راننده ماشین) ببینید و از دست او خشمگین شوید، دستخوش واکنش روانی (هیجانی) فشار روانی شده‌اید و اگر نتوانید خشم خود را فرو خورید و فریادی خشمناک بر سر راننده بزنید، واکنش رفتاری فشار روانی در شما بروز کرده است. البته در همه جا، تمام این واکنش‌ها لزوما با هم رخ نمی دهند. (راس، 1377: 12)
در تعریف دیگر، فشار روانی به وضعی گفته می شود که در آن بر عواطف و هیجان‌ها، فراگردهای اندیشیدن و حالت‌های بدنی انسان، کشش و سنگینی وارد می‌آید. (دیویس و نیو استورم، 1373: 630)
2-2-2-1-تعریف فشار روانی شغلی
کانون بحث ما فشار روانی شغلی است، یعنی فشار روانی که در حوزه معینی از زندگی، رخ می دهد و عامل‌های معینی در پدید آمدن آن نقش دارند. یکی از تعریف‌های فشار روانی شغلی چنین می‌گوید: “روی هم جمع شدن عوامل یا وضعیت‌های مرتبط با شغل که عموما فشار‌زا شناخته شده اند.” در تعریفی دیگر، فشار روانی ناشی از شغل، فشاری است که فرد معینی بر سر شغل معینی دستخوش آن می شود. در این تعریف هم ویژگی های فرد و هم عامل‌های شغلی در فرآیند فشار روانی شغلی دخیل دانسته‌ می‌شوند. کنش متقابل میان شرایط کار و ویژگی‌های فردی شاغل چنان است که خواست‌های محیط کار بیش از آن است تا فرد بتواند از پس آنها بر‌آید. (راس، 1377: 16و17)

مطلب مشابه :  کارکنان بانک

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید