رشته حقوق

ویژگی‌های شخصیتی

دانلود پایان نامه

افراد دارای شخصیت نوع الف همیشه شتاب زده‌اند و چون اغلب می کوشند در زمان محدودی کارهای هرچه بیشتری انجام دهند، همواره دچار کمبود وقت هستند. از همین رو به علت آنکه در یک زمان چند کار با هم انجام می دهند، در ساعاتی که وقتشان با فعالیت‌های پیش پا افتاده تلف می شود، مانند وقتی که در صف اتوبوسی ایستاده‌اند یا در وسیله‌ی نقلیه نشسته اند، دچار بی‌حوصلگی می شوند و تند تند حرف می زنند. آن‌ها همیشه در تلاشی ستیزه‌آمیز به سر می برند: سائقی برای پیشرفت دارند که آنها را به رقابتی شدید با دیگران وا می‌دارد و در جریان این رقابت احساس‌های دیگران را نادیده می‌گیرند. این کشش به سمت پیشرفت خود را در تمام فعالیت‌های زندگی آنها نشان می‌دهد و منحصر به کارهایی که رقابت جزء تشکیل دهنده ی آنها است نمی‌شود. افراد دارای نوع شخصیت الف در محیط کار، در زندگی خانوادگی و حتی در ساعات فراغت نیز رفتاری رقابتی دارند و در نتیجه بیکار نمی‌نشینند. سومین جزء تشکیل دهنده‌ی شخصیت چنین افرادی دشمنی شدید‌ آن‌هاست. ممکن است پیوسته از دیگران بدگمان و رنجیده خاطر و هم از اطرافیان خود به آسانی عصبانی شوند. نظر دیگران در محیط کار نسبت به چنین افرادی این است که آنها آدمهایی‌اند شکاک و ستیزه جو، و از دیگران به راحتی کینه به دل می‌گیرند. (راس، 1377: 46)
2-2-9-6-1 ویژگی‌های شخصیتی نوع الف
در حالی که رفتار نوع الف را «بیماری عجول بودن» نیز می‌نامند برخی از پژوهشگران یادآور می‌شوند که افراد نوع الف رفتارهای نگاره زیر را به طور مکرر از خود بروز می‌دهند. در محیط‌های کاری یا مدارس توفیق‌طلب که فشار زیادی بر افراد وارد می‌شود به طور ناخواسته رفتار نوع الف پرورش می‌یابد و حتی تحسین می‌گردد. یکی از مدیران اجرایی موفق که نخستین ازدواجش به طلاق منجر شد و در 46 سالگی دچار سکته قلبی گردید چنین بیان می‌دارد: «همواره آماده و بسیار هشیار بودم. توان استراحت کردن، مرخصی گرفتن و تجدید قوا نداشتم. فقط می‌دویدم تا فهرستی از کارها را به انجام رسانم یا موضوع‌های پیچیده مرا متوقف سازد. شرکت به سرعت رشد می کرد و توان مرا تحلیل می‌برد، باید یاد می‌گرفتم که بطور سازنده بیاندیشم و اجازه دهم کارها پیش روند». (رضائیان، 1387: 37)
نگاره 2-12: ویژگی‌های شخصیتی نوع الف (رضائیان، 1387: 38 به نقل از کریتنر و کینیکی، 2001: 606)

2-2-9-6-2 پژوهش‌ها در زمینه رفتار نوع الف و استلزام‌های مدیریتی
پژوهش‌های رفتار سازمانی نشان می دهد که کارکنان نوع الف بهره‌ورتر از کارکنان نوع ب می‌باشند. برای مثال رفتار نوع الف همبستگی قابل ملاحظه مثبتی را با معدل 776 دانشجو و عملکرد کمی و کیفی 278 استاد دانشگاه و عملکرد فروش 222 کارگزار بیمه عمر نشان می دهد. از طرف دیگر رفتار نوع الف با برخی از آثار منفی نیز همراه است. تحلیل کلان 99 مطالعه نشان می دهد در افراد نوع الف میزان ضربان قلب، فشار خون ناشی از انبساط قلب و فشار خون انقباض قلب نسبت به افراد نوع ب بیشتر است. افراد نوع الف همچنین فعالیت قلبی- عروقی بیشتری را هنگام روبرو شدن با وضعیت‌های زیر نشان می‌دادند:
دریافت باز خور مثبت و منفی
آزار و اذیت کلامی یا مورد انتقاد واقع شدن
کارهایی که مستلزم توان فکری است تا توان فیزیکی
چنین وضعیت‌هایی را افراد نوع الف بارها در کار تجربه می‌کنند. تحلیل کلان 83 مطالعه دیگر نشان می‌دهد که جنبه‌های رقابتی و سخت پیش برنده‌ی افراد نوع الف با بیماری انسداد شریان‌های قلب مرتبط است ولی جنبه‌های سرعت، بی صبری و عجین شدن با کار با این بیماری مرتبط نیستند . این تحلیل کلان همچنین نشان می‌دهد که احساسات خشم، خصومت و پرخاشگری ارتباط قوی‌تری با بیماری قلبی دارند تا دیگر رفتارهای نوع الف. بنابراین همه باید برای کاهش احساس‌های منفی خود تلاش کنیم. فنون کاهش فشار روانی به افراد نوع الف کمک می کند به طور واقع بینانه‌تری خود را با رخدادها همگام کنند و تعادل بهتری در زندگی داشته باشند. افراد نوع الف خود می‌توانند به اصلاح رفتارشان اقدام کنند. نخستین گام برای تعیین این امر تشخیص آن است که فرد بداند در معرض الگوی رفتاری نوع الف قرار دارد. گام بعدی معاشرت با افراد نوع ب می‌باشد. افراد نوع ب می‌توانند به افراد نوع الف کمک کنند تا دردسرهای زندگی را کمتر جدی بگیرند، وقت خود را بهتر مدیریت کنند و به جای آنکه با نگرانی چند کار را به یکباره انجام دهند، فقط بر کاری که در دست دارند و به پایان رساندن آن تمرکز کنند. مدیران نیز می توانند با ارجاع ندادن کار بیش از حد، علی رغم اشتیاق ظاهری آنان به قبول بار کاری اضافی، به افراد نوع الف کمک نمایند. مدیران باید فعالانه به افراد نوع الف کمک کنند نه آنکه بدون فکر از آنان سوء استفاده کنند. (رضائیان، 1387: 37)
لازم است بدانیم شخصیت‌ نوع الف می‌تواند تغییر کنند. فریدمن و همکارانش نشان داده‌اند افرادی که به طور مرتب زیر نظر مشاوران تغییر رفتار قرار دارند، به طور چشمگیری از نشانه‌های رفتاری نوع الف فاصله می‌گیرند و احتمال کمتری برای دومین حمله قلبی دارند. (راس، 1377: 47)
2-2-9-7 خود اتکایی :
خود اتکایی مبتنی بر نظریه تعلق و وابستگی است و بر چگونگی تنظیم روابط با دیگران دلالت دارد. (قلی‌پور، 1386: 289) این نظریه سه الگوی متمایز تعلق شناسایی می‌کند که در دوران بزرگسالی به راهبردهای رفتاری در زندگی شخصی و حرفه‌ای توسعه می‌یابند. خود اتکایی به الگویی مطمئن از به هم وابستگی و تعلق میان فردی منجر می‌شود که عبارت از وابستگی‌های احساسی و روان‌شناختی با فرد دیگر است. البته خود اتکایی ممکن است تناقض‌آمیز به نظر آید، زیرا فرد مستقل به نظر می‌رسد در ضمن استقلال مجموعه‌ای از تعلق‌های حمایتی را حفظ می‌کند. افراد خود اتکا در وضعیت‌های تهدیدآمیز فشار روانی با خوش رفتاری به دیگران پاسخ می‌دهند. در حقیقت خود اتکایی راهبرد منعطف و پاسخگویی است که روابط متنوع چندگانه را شکل می‌دهد و حفظ می‌کند. افراد خود اتکا در رویارویی با چالش‌ها، اعتماد به نف ، شور و اشتیاق و پایداری از خود نشان می‌دهند. (رضائیان، 1387: 44)
سه الگوی تعلق را می توان از هم متمایز کرد. خود اتکایی، تعلق بیش از حد و بی‌تعلقی . حالت خود اتکایی یک الگوی رفتاری است که در آن وابستگی متقابل بین افراد وجود دارد یعنی در عین استقلال طرفین، یک نوع وابستگی متقابل سازنده بین طرفین ایجاد می‌شود. افراد خوداتکا وضیعت‌های فشار روانی زا را راحت‌تر مدیریت می‌کنند.
در مقابل این الگو‌، دو الگوی دیگر یعنی وابستگی و تعلق بیش از حد یا بی تعلقی، الگوی رفتاری ناسالم و نامطمئن اند. افراد وابسته در مواجهه با عوامل فشار زا به دیگران پناه می برند و به‌خود تکیه نمی‌کنند و امنیت و امید رادر وابستگی به دیگران جستجو می کنند. (قلی‌پور، 1386: 289) در واقع تعلق بیش از حد، تلاش‌های نومیدانه و از روی پریشانی برای کسب حس امنیت از طریق برقراری روابط با دیگران است. افراد دارای تعلق زیاد به چالشها، پاسخی فعال ولی بدون ساختار و از روی اضطراب می‌دهند و بدین ترتیب آسیب زیادی را موجب می‌شوند. نکته جالب آنکه برخی از نظامیان در طول نخستین سی روز آموزش نظامی که با مشکلات تطبیق روبرو می شوند هم رفتارهای بی‌تعلقی و هم تعلق زیاد از خود نشان می‌دهند. افراد دارای تعلق زیاد در عمل متوجه می‌شوند که در طول سختی‌های آموزش نمی‌توانند با تکیه به خود عمل کنند. (رضائیان، 1387: 45)
افرادی که الگوی رفتاری بی تعلقی دارند به روابط با دیگران اهمیت نمی‌دهند و در برابر فشار زاها نیاز به دیگران را انکار می کنند. (قلی‌پور، 1386: 289)افراد بی‌تعلق هنگام رویارویی با محیط‌های تهدید‌آمیز فشار روانی درونگرایی کرده، تلاش می‌کنند قوت و قدرت از خود نشان دهند. ویژگی‌های شخصیتی خشک بودن و انکار نیاز خود به دیگران در زمان‌های سخت و فشار آور و رفتار بی باکانه، تهاجمی و قدرتمند در برابر چالش‌ها بیانگر بی‌تعلقی است. (رضائیان، 1387: 44)
2-2-9-8 حمایت اجتماعی:
تحقیقات زیادی در زمینه تاثیر حمایت اجتماعی در تقلیل فشار روانی در رشته پزشکی به عمل آمده است که بعداً در رفتار سازمانی تعمیم داده شد. در یک رشته از بررسی‌های پزشکی دیده شد که حمایت و کمک همقطاران، برآمدهای منفی رویدادهای فشار زا را خنثی می‌کند (در جراحی، بستری شدن در بیمارستان، درمان سریع). این نتایج آشکارا به اهمیت روابط و فرآیندهای گروهی در سلامت افراد اشاره می‌کند. ضمناً این نتایج نشان می‌دهد که مدیران باید از اهمیت تشکیل گروه‌های منسجم و حمایتی کار، به خصوص در محل کار (از قبیل یک خط مونتاژ)، آگاه باشند. (محمد‌زاده، 1375: 461)
اما حمایت اجتماعی چه به طور مستقیم و چه به شکل حفاظت کننده‌اش چگونه موثر واقع می‌شود و از فشار روانی جلوگیری می‌کند یا آنها را کاهش می دهد‌؟ طبق الگوی کنش متقابل رویدادهای بالقوه فشار روانی آور منجر به ارزیابیهای اولیه و ثانویه می شوند. در جریان ارزیابی اولیه، برخورداری از حمایت اجتماعی ممکن است مانع از آن شود که فرد وضعیت خود را فشار روانی زا تلقی کند؛ زیرا از امکاناتی که به موقع در دسترس او قرار می‌گیرند تصور معینی در ذهن دارد. مثلا اگر فرد بداند که به هنگام یک رویداد فشار روانی آور دیگران می‌توانند اطلاعات یا وسایل لازم را برای او فراهم کنند یا به او اطمینان خاطر بدهند، دیگر وضعیت خود را فشار روانی آور تلقی نمی‌کند. به بیان دیگر، حمایت دیگران بر جریان ارزیابی ثانویه اثر می‌گذارد و به فرد کمک می کند تا راه‌حل مناسبی برای مشکل پیش‌رو پیدا کند، یا به او کمک می‌کند برداشت‌های منفی خود را نسبت به وضعیتی که چاره‌ناپذیر به نظر می‌رسد‌، تغییر دهد و نتیجه آن می‌شود که پیامد فشار روانی را از جریان پیشرونده و فزاینده‌اش باز دارد. (راس، 1377: 61)
در بررسی که “راسل” و دیگران (1987) درباره ی حمایت اجتماعی و فشار روانی شغلی معلمان انجام داده‌اند، معلوم شده است معلمانی که از حمایت بسیار بالایی برخوردارند و موجب می‌شود به ارزش و اعتبار خود، اطمینان بیشتری داشته باشند، کمتر دستخوش فرسودگی عاطفی در جریان کار می شوند و احساس کامیابی بیشتری از کار خود می کنند. شاید چشمگیرترین نتیجه‌ای در این بررسی آمده، این است که حمایت، وقتی به‌خصوص سودمند خواهد بود که از ناحیه سرپرستان شغلی صورت گیرد. (راس، 1377: 61)
2-2-9-9 توان:
کارکنان گذشته از شخصیت، توانایی‌های متفاوتی دارند که می‌تواند بر میزان فشار روانی که بر آنان وارد می‌شود اثرگذار باشد. چنانچه کارمندی توان لازم برای انجام کاری را نداشته باشد فشار روانی زیادی بر او وارد می‌شود. عامل دیگری که قدری به توان مربوط می‌شود تجربه است. افرادی که تجربه کافی ندارند فشار روانی زیادی را متحمل می‌شوند ولی با افزایش تجربه از میزان فشار روانی آنان نیز کاسته خواهد شد. به همین دلیل، افراد تازه کار، که تجربه انجام کارهای گوناگون مربوط به شغل خود را ندارند و نسبت به صحت انجام کار خود مطمئن نیستند، اغلب فشار روانی زیادی را تجربه می‌کنند و عصبی می‌شوند. (رضائیان، 1387: 46)بطور کلی افراد با توانایی بالا، مجرب و ماهر فشار روانی کمتری را نسبت به افراد کم توان، بی‌تجربه وغیرماهر تجربه می کنند. هر چقدر این متغیرها افزایش یابد ابتلا به فشار روانی کاهش می‌یابد. (قلی‌پور، 1386: 290)
عامل دیگری که بر میزان فشار روانی تاثیر می‌گذارد، تطابق لازم ما بین توانایی‌ها و نیازها و تغییرات محیط کار است. هرقدر توانایی‌های مرتبط شغلی با الزامات و حدود ارضای نیازهای فرد در شغل منطبق باشد، می‌توان پیش‌بینی کرد که فشار روانی کمتر خواهد بود. شغل منشی/ ماشین‌نویس برای کسی که مهارت عالی در فن ماشین نویسی دارد، فشار روانی کمتری در مقایسه با یک مبتدی ایجاد خواهد کرد. فردی که نیاز شدید به همبستگی دارد در مقایسه با زمانی که تنها کار می‌کند با اضطراب و ناکامی کمتر مواجه خواهد بود. این نظریه «حسن انطباق» بین فرد و محیط کار یکی ازتئوریهای اساسی مرتبط با شغل است. (محمد‌زاده، 1375: 457)

مطلب مشابه :  دیات

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید