رشته حقوق

ویژگیهای فردی

دانلود پایان نامه

کرا از پس پرده دختر بود اگر تاج دارد بد اختر بود
کرا دختر آید به جای پسر به از گـور داماد ناید بدر
(همان: 263ـ262)
و یا پس از کشته شدن سیاوش با حیلهی سودابه از زبان رستم خطاب به کاووس میخوانیم:
کسـی کاو بود مهتـر انجمــن کفـن بهتر او را ز فــرمان زن
سیاوش به گفتار زن شد به باد خجسته زنی کاو ز مـادر نزاد
(همان: 2618ـ2617)
نکتهی دیگری که دربارهی حضور زنان در شاهنامه قابل توجه است؛ ویژگیهای ظاهری و جسمانی این زنان میباشد. تمامی زنانی که نقش معشوق را در ماجراهای عشقی بازی میکنند، خوش چهره و زیبا، با اندامی متناسب و جذّاب هستند به گونهای که قهرمان داستان در یک نگاه به آنان دل میسپارد. میتوان گفت فردوسی به نوعی در ایجاد تناسب بین پهلوانان و شاهزادگان مرد با زنانی که در مقابل این افراد قرار میگیرد، دقّت فراوانی به خرج داده است. زنی را در مقابل مرد برجستهی داستان قرار میدهد که به لحاظ ویژگیهای فردی و اجتماعی برجسته و متناسب با او باشد. نکتهی قابل ذکر دیگر اینکه؛ در توصیف چهره این بانوان استفاده از عناصر حماسی برجسته میباشد.
از عناصر ویژه زبان حماسی چون کمند، کمان، حلقه در توصیف چهرهی معشوق استفاده شدهاست. در توصیف چهرهی رودابه میخوانیم:
پس پـرده او یکـی دختــر است که رویش زخورشید روشنتر است
ز سـر تا به پایش به کـردار عـاج به رخ چون بهشت و به بالای ساج
برآن سفت سیمینش مشکین کمند سـرش گشته چـون حلقـهی پایبند…
دو ابــرو بسـان کمـــان طـــراز برو تــوز پوشیـــده از مشــک ناز
(همان: 318ـ313)
سرّامی دربارهی خصلتهای ظاهری و باطنی زنان شاهنامه مینویسد: «ویژگی مهـم داستانهای عشقی شاهنامه، حالت مینیاتوری کاراکتر بیرونی و درونی قهرمانان زن آنهاست. ظاهر همه زیباست و اوصاف زیباییهایشان در محتوا یکسان است. کاراکتر درونی آنها نیز درست موافق تصوّرات مردان باستان از زن است. کم و بیش همه در جستجوی کام از نام میگذرند. همه حیلهگر و عیّارند و کارهایشان با خردمندی مردانه سازگار نیست» (سرّامی، 1388: 81).
3ـ 1ـ 2 عشق در سایر آثار حماسی
در کنار شاهنامهی فردوسی میتوان از آثار حماسی دیگری نام برد که با چاشنی عشق آمیخته شدهاند. در منظومهی حماسی «گرشاسب نامه»ی اسدی طوسی، ماجرای عشقی جمشید و دختر کورنگ، پادشاه کابل آمده است. این داستان نیز از جمله داستانهای عاشقانهای است که با حماسه تلفیق شده و به آن رنگ و بویی خاص بخشیده، به ویژه این که، اسدی طوسی، گرشاسب نامه را با این داستان آغاز کرده است.
همچنین داستان «ورقه و گلشاه» که توسط «عیّوقی» شاعر قرن پنجم به نظم درآمده، منظومهای است عاشقانه که محتوای حماسی بسیار بالایی را داراست.
به طور کلّی در آثار حماسی، اختلاط عشق و حماسه، زمینهی عدم یکنواختی اثر را فراهم آورده و بر جذّابیّت و تلطیف فضای منظومهها افزوده است.
دیگر از منظومهی «ازهر و مزهر» اثرسعدالدین نزاری قهستانی شاعر قرن هفتم را میتوان نام برد که بر وزن و به تقلید از خسرو و شیرین سروده شده است. هر چند این اثر شرح ماجرایی عشقی بین ازهر (معشوق) و مزهر (عاشق) است امّا در خلال داستان باز با ترکیب عشق و حماسه مواجهایم، که ناشی از شرایط بد محیط پس از حملهی مغول بوده است و قهرمانان، جنگها و حوادث داستان تحت تأثیر شرایط محیط زندگی شاعر به وجود آمدهاند. «این منظومه فقط یک داستان عاشقانه و به تعبیر دیگر یک هوس نامه نیست، بلکه منظومهای است که محتوای سیاسی و اجتماعی قوی در آن نهفته و شاعر اسماعیلی مذهب برای بیان مقاصد خود آن را به نظم درآورده است» (بابا صفری، 1388: 117).
3-2 عشق در ادبیات غنایی
ادبیات غنایی به اشعاری اطلاق میشود که احساسات و عواطف شخصی و درونی شاعر را مطرح کنند. «ادب غنایی نوعاً درونی است و اگر از یک واقعیت بیرونی بحث کند، برای بیان عاطفهی خود نسبت به آن واقعیت است. بدون تردید شعر غنایی اولین راز گوییهای انسان با پدیدههای زمینی و زمانی و انسانی است. توصیف محسوسات را میتوان همان رازگوییهای اولیه ادب غنایی دانست. ادبیات غنایی بیشترین بخش معنایی را داراست، زیرا به هر نسبت که عواطف بیشتر باشد، به معنی هم بیشتر توجه میشود. ادبیات غنایی زاییدهی آرامش و آسایش است و به تعبیر دیگر، حاصل دوران لذّت جویی است و در اضطراب شکل نمیگیرد»(باباصفری،115:1388).
ادب غنایی از نظر فکری«شعری درونگرا و به اصطلاح سوبژکتیو است. زیرا مسائل درونی مطرح میشود، معمولا غم گراست نه شادی گرا، همان طور که عشق گراست، نه عقل گرا»(شمیسا،136:1386).
3ـ 2ـ 1 عشق در ویس و رامین

مطلب مشابه :  اندام تحتانی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید