رشته حقوق

ویژگیهای شخصیت

دانلود پایان نامه

3-5-3-1. احساس حقارت:
احساس حقارت سرچشمهی تمام تکاپوی فرد است، که از تلاش او برای جبران این احساس ناشی میشود. این احساس همگانی است و در اثر درماندگی و وابستگی کودک به بزرگسالان شکل میگیرد.(شولتز،168:1390).
3-5-3-2. عقدهی حقارت:
ناتوانی در حل مشکلات زندگی باعث ایجاد این عقده در فرد میشود(همان). به نظر آدلر وجود ناتوانی و ضعف در همه کس عقدهی حقارت ایجاد میکند(کریمی،93:1373).

3-5-3-3. علاقهی اجتماعی:
به عقیدهی آدلر علاقهی اجتماعی جبران صحیح و مسلم همهی ضعفهای طبیعی یک فرد است. آدلر معتقد است که علاقهی اجتماعی امری ذاتی است و انسان طبیعتاً مخلوقی اجتماعی است، نه اینکه از روی عادت اجتماعی شده باشد. علاقهی اجتماعی در نوع آدمی فطری- ذاتی است، اما مانند بسیاری از غرایز دیگر نیاز به تماس داشتن با عالم بیرون و راهنمایی و تربیت دارد… مجموعهی این تماسها، سبب پرورش حس اجتماعی و آموختن احساس مسئولیت و همکاری میشود(همان:94).
3-6. کلیاتی در خصوص شخصیت، شخصیت پردازی و انواع آن:
انسانها در هر کجای جهان و در هر دوره و فرهنگی، استعدادها و ظرفیتهایی مشترک دارند که از ماهیت وجودی و حتی شناخت آنان ناشی میشود. بخشی عظیم از شناختها و تجربههای انسانها عمومی و مشترک است، هر چند اختلافهای فرهنگی و زمانی و مکانی و تجربههای شخصی متفاوت داشته باشد. امروزه شخصیت‌ها، دنیای آنها، رفتار و کردارشان، هر چه عجیب باشد باید در نظر خواننده و در قلمرو داستان زنده، معقول و باورکردنی باشد. یکی از معیارهای سنجش رمان خوب و موفق، شخصیت‌های معقول و پذیرفتنی آنها است.
لغت شخصیت از ریشهی کلمهی لاتین (persona) گرفته شده است. این کلمه به نقاب یا ماسکی گفته میشد که بازیگران تماشاخانه در یونان قدیم به صورت خود میزدند و به مرور معنای آن گستردهتر شد و نقشی را که بازیگر ادا میکرد نیز در برگرفت. بنابراین مفهوم اصلی و اولیهی شخصیت تصویری صوری و اجتماعی است و بر اساس نقشی که فرد در جامعه بازی میکند، ترسیم میشود. یعنی در واقع فرد، به اجتماع خود شخصیتی عرضه میکند که جامعه بر اساس آن، او را ارزیابی مینماید… شخصیت را بر مبنای صفات بارز، یا مسلط فرد نیز، برونگرا، درونگرا و یا پرخاشگر و امثال آن تعریف کردهاند(شاملو،1366: 12-11). و(فیست،12:1384).
شخصیت معادل واژهی انگلیسی(character) است… در یونان کهن، کلمهی “کارکتر” علاوه بر معنا و مفهومی که ارسطو برای تراژدی از آن استنباط کرده است. عبارت بود از طرحهای منثوری از تیپهای مختلف آدمها که در الگوی خاصی گنجانده شده بودند(براهنی،265:1362). «اشخاص ساخته شدهای را که در داستان و نمایشنامه ظاهر میشوند شخصیت مینامند»(میر صادقی،93:1385). و «خلق شخصیتهایی را که برای خواننده در حوزهی داستان و رمان مثل افراد واقعی جلوه میکند شخصیت پردازی میگویند»(همان:85).
به طور کلی تعریف نسبتاً جامعی که از شخصیت میتوان بیان کرد، عبارت است از«مجموعهای سازمان یافته متشکل ازخصوصیات نسبتاً ثابت و مداوم که بر روی هم یک فرد را از فرد یا افراد دیگر متمایز مینماید»(شاملو،13:1376). یا، شخصیت هر فردی عبارت است از خصایص، عواطف، رفتار و کردار آدمی، که در مجموع طبع و خوی وی را به وجود میآورند(کینگ،69:1353).
با این حال، نظریه‌پردازان شخصیت با یک تعریف واحد از شخصیت، موافق نیستند. در واقع علت اینکه آنها نظریههای منحصر به فردی را ساختهاند این است که در مورد ماهیت انسان اتفاق نظر ندارند و هر یک شخصیت را از دید خودش میبیند… اما با این وجود میتوانیم بگوییم که شخصیت عبارت است از الگوی نسبتاً پایدار صفات، گرایشها یا ویژگیهایی که تا اندازهای به رفتار افراد دوام میبخشد(فیست،12:1384).
3-6-1. شخصیت در ادبیات داستانی:
شخصیت یکی از عناصر مهم داستان است تا جایی که منتقدان ادبیات داستانی آن را مهمترین مؤلفهی داستانپردازی میدانند، و ساختار داستان را تنها وسیلهای برای نمایش شخصیت میشمارند. شخصیتها، مایهی جذابیت داستان و نشانگر توانایی و قدرت نویسنده است. «شخصیتها باید مادی یعنی باید واقعیتهایی مملوس و مادی باشند. خوانندگان نباید صرفاً شخصیتها را ببینند. بلکه باید آنها را حس کنند»(سلیمانی،359:1386). شخصیت یعنی آگاهی، خودآگاهی به هویت و هویت یعنی آگاهی، خودآگاهی به گذشته، به بیوگرافی، به ریشهها، تبار، تعلق و خواستگاه فرهنگی. پس شخصیت ریشه در گذشته و رو به آینده دارد. اما همیشه در زمان حال و نسبت به درجهی آگاهی و خوداگاهی به هویت؛ سنجیده میشود. هویت فرد مجموعه تمایزاتی است که باعث تمایز فرد از دیگری میشود»(اکبری،326:1384).
بحث شخصیت از مباحث مهم یک داستان است. شخصیتها افرادی هستند که در یک نمایشنامه یا اثر روایی دارای ویژگیهای اخلاقی و آگاهانه هستند. این ویژگی در گفتار و عمل آنها نشان داده میشود. یک شخصیت ممکن است تا پایان اثر تغییر نکند. و یا ممکن است از طریق تکامل تدریجی یا بحران شدید تغییر کند. شخصیت‌های قصه، داستان، رمان را می‌توان از جنبه‌های مختلف تقسیم‌بندی کرد. از جملهی این تقسیم‌بندی‌ها، گروه شخصیت‌های ایستا، پویا (متحول)، اصلی و فرعی هستند، که به آنها می‌پردازیم:
3-6-1-1. شخصیت‌ ایستا:
شخصیتی که در داستان تغییر نکند یا اندک تغییری پذیرد «به عبارت دیگر در پایان داستان همان باشد که در آغاز بوده است»(میرصادقی،93:1385). به طوری که حوادث داستان بر او تأثیر نکند و در صورت تأثیر، تغییری اندک یابد. شخصیت ایستا (ساده) یک نوع طرز تفکر یا ایده و کیفیتی روانی دارد، و از آغاز تا پایان داستان ثابت است و از نظر فکری و روحی تغییر نمیکند. همچنین ویژگی شخصیتی او در یک عبارت خلاصه میشود و خوشی و تفریحی ندارد، و عاری از هرگونه شور و درد و آلام شخصی است.
3-6-1-2. شخصیت پویا
شخصیتی که مداوم در طول داستان، دچار تغییر و تحول شود و جنبه‌ای از شخصیت او، عقاید و جهان‌بینی او یا خصلت و خصوصیات شخصی او دگرگون شود. این دگرگونی در شخصیت ممکن است عمیق یا سطحی و پیش‌پا افتاده، پردامنه یا محدود باشد. ممکن است در جهت سازندگی شخصیت‌ها یا تخریب و ویرانگری آنها عمل کند. یعنی در جهت متعالی‌کردن فرد، یا در زمینهی تباهی و نابودی او پیش برود. این تغییر، اساسی و حائز اهمیت است و تغییر لحظه‌ای و زودگذر نیست که حالت یا عقیده شخص را دگرگون نماید. شاهکارهای ادبی اغلب دارای شخصیت‌های پویا هستند. شخصیت‌های آنها در سیر حوادث تغییر و تحول می‌یابد. در واقع از قانون طبیعت و زندگی بشری پیروی می‌کنند و متحول می‌شوند. انسان چون موجودی پویا است. وقایع و اوضاع اجتماعی باعث تغییر در ابعاد شخصیتی او می‌گردد و او را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
غالباً قهرمانان داستان کهن دارای ویژگیهایی چون ایستایی، سکون و مطلقگرایی هستند، که آنها را تغییرناپذیر میکند. و قهرمان پایان داستان همان است که در آغاز داستان بوده است(میر صادقی،97و106 :1365). اما فردوسی با شخصیتپردازیهای عمیق؛ قهرمانان خود را از مطلقگرایی دور کرده است و از قهرمانان قصههای سنتی فاصله گرفته و به مرز شخصیت در داستانهای امروزی نزدیک شده است، که میتوان آنها را با معیارها و ویژگیهای شخصیتپردازیهای نوین، سنجید و بررسی کرد. به طور مثال “اسفندیار” شخصیتی پویا و متحول است حوادثی که برای او اتفاق می‌افتد به کلی شخصیت او را دگرگون می‌نماید. او تحت تاثیر عوامل متضاد، رفتارها و واکنشهای ضد و نقیضی است که از خود بروز میدهد. «تنزل و تلون، ویژگی ثابت اوست، تا لحظهی مرگ که، حقایق بر او عیان میشود و یکسو میگردد»(حمیدیان،57:1372).
شاهکارهای ادبی اغلب دارای شخصیت‌های پویا هستند. شخصیت‌های آنها در سیر حوادث تغییر و تحول می‌یابد. در واقع از قانون طبیعت و زندگی بشری پیروی می‌کنند و متحول می‌شوند. انسان چون موجودی پویا است. وقایع و اوضاع اجتماعی باعث تغییر در ابعاد شخصیتی او می‌گردد و او را تحت تأثیر قرار می‌دهد. و داستان نمایشگر این تغییر و دگرگونی است.
رستم، پهلوان بیهمتای شاهنامه، در کنار خصوصیات خاص و فوق بشری، گاه در طول داستانها در حد و اندازههای یک انسان باورپذیر ظهور میکند؛ انسانی با تمام ضعفها، خطاها، رنجها و ناامیدیها. در داستان رستم و سهراب، فردوسی با هنرمندی، درون داشتهها و روحیات رستم را بر خواننده آشکار میسازد. در این داستان اعمال، رفتار و گفتار رستم نمایشگر تضادهای عمیق درونی و درگیریهای روانی است که در نهایت به فرزند کشی منجر میشود که رستم را به فردی دردمند و شکسته و حتی شایستهی ترحم و دلسوزی بدل میکند. و سهراب از آنچه مختص قهرمانان قصههای کهن است، فاصله دارد. ارادهی او در یافتن پدر و تلاشهایی که در این راه انجام میدهد، تحولی که در پایان داستان در درونش ایجاد میشود و آگاهیای که نسبت به گم گشتهی سالهای کودکیاش مییابد و به آشنایی میکشاند؛ همه و همه او را از قالب شخصیتیِ ایستا خارج میکند. و به مرزهای شخصیت پویا سوق میدهد. همچنین خصوصیاتی چون، سادهلوحی، خوشباوری، غرور، بلندپروازی و خطاهای کودکانه، سهراب را از شخصیت ایستا دور میسازد. اکثر قهرمانان شاهنامه ایستا نیستند. برخی خواه برای برههای محدود و خواه تا پایان عمر به دلایل و انگیزههایی دگرگونی میپذیرند. به عنوان مثال افراسیاب در سالهای نخستین اقامت سیاوش در توران، به دلیل شایستگیهایی که سیاوش از خود نشان میدهد، برای مدتی سیرت اهریمنی خود را به یک سو مینهد و نهایت اکرام را در حق سیاوش میکند. اما به تدریج بر اثر بدسگالیهای گرسیوز، نسبت به او بدبین میشود و او را از بین میبرد. گشتاسپ نیز در طول مدت پادشاهی خود فردی مستبد و افزونخواه است اما پس از مرگ اسفندیار از کارهای ناشایست خود ابراز پشیمانی میکند و با کنار گذاشتن خوی اهریمنی، خودکامگی را کنار میگذارد و بهمن را به جای خود به پادشاهی میرساند.

مطلب مشابه :  روابط بین الملل

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید