د)شکوفایی اجتماعی : این بعد از سلامت اجتماعی به معنی ارزیابی توان و مسیر جامعه است. افرادی که سالم هستند دربارۀ وضعیت و آیندۀ جامعه امیدوار بوده و می‌توانند توان جامعه را بشناسند.
افرادی که از نظر سلامت اجتماعی در سطح مطلوبی هستند می‌توانند این عقیده را داشته باشند که آنها و افراد شبیه به آنها بالقوه در رشد و تحول اجتماعی ذینفع هستند.
شکوفایی اجتماعی مفهومی مشابه با خودمختاری دارد و به این معنی است که جامعه سرنوشت خود را تعیین و کنترل می‌کند. توان شکوفایی اجتماعی شبیه به توان و تحول خود شکوفایی در نظریه مازلو 1968، شادی و رضایت خاطر در نظریه واترمن 1993 و رشد شخصی در نظریه رایف (1989) می‌باشد. در تمامی این موارد گشاده‌رویی به تجربه و تمایل و تلاش به رشد و تحول ممتد، عملکرد بهینه را رقم می‌زند. (نقل از کی یس، 1998)
برخی عوامل با سلامت اجتماعی در ارتباط است پاره‌ای از این عوامل عبارتند از: وضعیت اقتصادی اجتماعی، سطح تحصیلات، سن، میزان دریافت حمایت اجتماعی، وضعیت تأهل.
وضعیت اقتصادی- اجتماعی پایین با میزان سلامت جسمانی، روانی و اجتماعی ارتباط دارد زیرا به نظر می‌رسد که زندگی با چنین وضعیتی تا حدی به ادراک خود در جهت افزایش سلامت آسیب می‌زند (میراوسکی ، راس ، 1989، نقل از همان). سطح بالای تحصیلات و همچنین افزایش سن میزان سلامت اجتماعی را افزایش می‌دهد. برخی از تحقیقات نشان داده است که وقتی سن افزایش می‌یابد افراد احساس خوشحالی بیشتر کرده و از زندگی خود رضایت بیشتری داشته و سلامت روانی در بین آنها افزایش می‌یابد (هایدریچ ، رایف، 1996، رایف، کی یس، 1995، نقل از همان). همچنین پاره‌ای از تحقیقات به این نتیجه رسیده‌اند که میزان سلامت روانی با افزایش تحصیلات بیشتر می‌شود اما ممکن است برخی از تنیدگی‌های تحصیلی تأثیر معکوس بگذارند. (کی یس، 1998)
2-8-5 سلامت هیجانی
این بعد از سلامت به فهم هیجان‌ها و شیوه صحیح مقابله با مشکلاتی که در زندگی روزمره پدید می‌آید و چگونه تحمل کردن تنیدگی، اشاره می‌کند (ادلین 1999). به بیان دیگر، سلامت هیجانی عبارت است از فزونی احساسات مثبت بر منفی. برخی اوقات غلبۀ خود-اسنادی ادراکی مثبت مانند تحول شخصی بر خود اسنادهای ادراکی منفی را نشانۀ سلامت هیجانی گفته‌اند. اگر چه این مفاهیم و الگوها بر خصیصه‌های شخصی سلامت تأکید می‌ورزند اما نباید از نظر دور داشت که افراد با داشتن خصیصه‌های فرعی مختلف توسط ساختاری اجتماعی احاطه شده‌اند و با فعالیت‌ها و چالش‌های اجتماعی بیشماری روبرو می‌شوند. (لارسون، 1996، نقل از کی یس، 1998)
به طور کلی سلامت هیجانی به صورت دارا بودن هویت از خود ایمن و حس توجه به خود مثبت تعریف شده است. این دو خصیصه، جنبه‌هایی از حرمت خود می‌باشند. حرمت خود مؤلفۀ اصلی سلامت هیجانی است (دیه‌نر ، 1984) و یکی از قویترین پیش بینی کننده‌های سلامت عمومی است. (بوخاردت ، 1985 کوزما ، استونز ،1978 دیرکسن ، 1989؛ نقل از برنر و اشتاین‌هاردت، 1997)
هویت از خود به معنی تصویر داخلی خود شخص در نظر گرفته شده است. ارزشی که در هویت از خود تعبیه شده است، توجه به خود نامیده می‌شود. توجه به خود یعنی اندازه‌ای که تا آن حد فرد خود را می‌ستاید. ارزش می‌گذارد و دوست می‌دارد. (بلاسکوویچ ، توماکا ، 1991، نقل از بزنر، اشتاین‌هاردت، 1997)
فردی که حس هویت از خود متمرکزی دارد معمولاً دارای توجه به خود بالایی بوده (تایلور ، براون ، 1988، نقل از همان) و بیشتر قادر است اطلاعات مختلف و موارد مورد اختلاف را به طور مناسب و معنی داری تفسیر نماید (آنتونوفسکی ، 1984، نقل از همان). همچنین فردی که توجه به خود بالایی دارد موقعیت‌ها و رویدادها را طوری تفسیر می‌کند که هویت از خود را تأیید و تقویت می‌نماید.
محققان عنوان کرده‌اند که حرمت خود به طور مثبتی با جهت گیری درونی نسبت به سلامت ، حرمت خود جسمانی، و فعالیت جسمانی (آدامز و همکاران، 1995، نقل از همان)و بطور منفی با عدم رضایت از بدن و کم خوری ارتباط دارد. (بزنر، اشتاین‌هاردت، 1997)
سلامت هیجانی بر سلامت جسمانی و روانی تأثیر بسزایی دارد. چون برخی از اختلالات مستقیماً با هیجان‌ها در ارتباطند (مثل بیماری‌های روان تنی)، بنابراین میزان سلامت هیجانی در کیفیت زندگی افراد تأثیر فراوانی می‌گذارد. شاید دخالت عناصر فیزیولوژیکی و شناختی در هیجان از جمله عواملی باشد که نقش هیجان و سلامت یا نابهنجاری آن را در رفتار افراد متمایز می‌کند.
برخی از بیماریها مانند اضطراب، افسردگی، روان دردمندی با هیجان در ارتباط هستند. نظریه شناختی افسردگی بک افکار و عقاید را علت حالتهای هیجانی قلمداد می‌کند و معتقد است واکنشهای هیجانی از شناختها، تعبیرها و تفسیرهای شخص افسرده از جهان اطراف خویش که با واقعیت منطبق نیست، ناشی می‌شود. لذا به نظر وی می‌توان اضطراب و افسردگی را عارضه هیجانی نابهنجار در نظر گرفت. همچنین روان دردمندی نیز با هیجان در ارتباط است. روان دردمندها کسانی هستند که کمبود هیجانی دارند و نسبتاً از اضطراب آزادند. همچنین آنها در یادگیری پاسخ‌های اجتنابی که غالباً براساس ترس به وجود می‌آید ناتوان هستند. این افراد دارای پاسخ‌های هیجانی غیرمعمول و غیر متعارف هستند. (خداپناهی، 1376)
به طور کلی می‌توان گفت سلامت هیجانی در این افراد و بسیاری از افراد دیگر که دچار انواع بیماریها و نابهنجاری‌های مختلفی می‌شوند پایین است.
2-8-6 سلامت عقلانی
سلامت عقلانی یعنی داشتن ذهن باز به عقاید و مفاهیم جدید. به عبارت دیگر سلامت عقلانی عبارت است از فهم این نکته که شخص باطناً دارای انرژی لازم مناسب برای انجام فعالیت‌های عقلانی می‌باشد. محققان معتقدند که فعالیت‌های عقلانی بسیار زیاد یا بسیار کم تأثیر منفی بر سلامت می‌گذارد (سوئد فلد ، 1979، آرونسون ، 1989، آنتونوفسکی، 1988، نقل از بزنر، اشتاین‌هاردت، 1997) مقدار متوسطی از فعالیت عقلانی در حد بهینه بوده و مناسب است. (لاوتون ، 1990، کوهن ، سوئد فلد، 1979، نقل از همان)
2-8-7 سلامت معنوی
در مورد سلامت معنوی تعاریف متعددی ارائه شده است برای مثال به نظر ادلین و همکاران (1999) سلامت معنوی یعنی حالت تعادل و نظم فرد با خود و دیگران و توانایی موازنه ساختن بین نیازهای درونی با خواسته‌ها و تقاضاهای بقیه دنیا. الیسون 1983، نقل از بزنر، اشتاین‌هاردت، 1997) سلامت معنوی را نیروی یکپارچه بین ذهن و بدن و گرین برگ (1986، نقل از همان) آنرا عقیده به یک نیروی وحدت بخش می‌داند. برخی از مؤلفان دیگر سلامت معنوی را ادراک مثبت از معنی و هدف زندگی می‌دانند. (آردل ، 1986؛ کراس و همکاران، 1992؛ چپمن ، 1986؛ نقل از همان)
بسیاری از تفکرات سنتی ما دربارۀ سلامت این است که حالات سلامت و بیماری را نشانه‌ای از فرآیندهای جسمانی می‌دانند؛ فرآیندهایی که عینی بوده و از روش‌های مطالعه علمی تبعیت می‌کنند. لیکن برخی مردم عقیده دارند که احساسات و تجربه‌های معنوی آنها (احساسات و تجریه‌هایی که ضرورتاً از طریق تفکر منطقی و انتقادی حاصل نمی‌آیند ولی به صورت شهودی و ذهنی وجود دارند)می‌تواند بر سلامت‌شان تأثیر بگذارد. تقریباً تمام پزشکان تأیید می‌کنند که بعد معنوی زندگی می‌تواند به سلامت و بهبود بیماری کمک کند.
تحقیقات مختلف نیز نشان داده است آنهایی که حس معنوی درونی بالایی دارند، سالم‌ترند. (مک براید آنهایی که حس آنهایبیی 1998؛ نقل از ادلین 1999)
تجارب مذهبی و معنوی می‌تواند احساس‌های مهربانی و همدلی، آرامش ذهنی، وابستگی به مجموعه ارزشهای جمعی و هماهنگی با محیط ایجاد کند (دایسون و همکاران، 1998؛ نقل از ادلین و همکاران، 1999). عقیده براین است که چنین احساس‌ها و تجربه‌هایی اساس سلامت است، زیرا تعادل بین جنبه‌های درونی و بیرونی تجربه انسانی را نشان می‌دهند.
برخی معتقدند که بعد معنوی متضمن برخی مذاهب خاص است در حالیکه افراد دیگر معتقدند بعد معنوی در ارتباط با مذهب خاصی نیست و بخشی از فلسفۀ زندگی هر شخصی است. این افراد عقیده دارند که برخی از تمرین‌ها می‌توانند به افراد کمک کنند تا دنیای وجودی معنویت را تجربه کنند. دعا، نماز، مراقبه، یوگا، فعالیتهای هنری و موسیقیایی و کمک کردن به دیگران نمونه‌هایی از آن می‌باشند. آگاه بودن از بعد معنوی می‌تواند منجر به زندگی سالم‌تر شود. تماس با احساسات معنوی باعث می‌شود که فرد از فراز و نشیب زندگی آگاه شده و روابط خود را با دیگران درک کند.
برخی از مؤلفان سلامت معنوی را جزوی از سلامت روانشناختی دانسته و معتقدند که این مؤلفه به احساس خود کارآمدی کمک می‌کند (ویسینگ ، ون دن ، 1994)؛ نقل از ویسنگ، فوری و همکاران، 2000)تجربۀ هدف و معنی در زندگی از طرف برخی از مؤلفان به عنوان جنبۀ مهمی از معنویت است. آنها عنوان می‌کنند که تجربۀ هدف و معنی در زندگی یک ویژگی جهان شمولی از سلامت انسان است که منحصر به فرهنگ و موقعیت خاص نیست. (رایف، سینگر ، 1998، نقل از همان)
معنویت با سطح بالای پیوند با خود و دیگران، نیروی بیشتر و واقعیت برتر در ارتباط است. در سطح نظری، معنویت با امید همپوشی دارد. برخی از مؤلفان در مفهوم سازی خود از معنویت سازۀ امید را به کار می‌برند. این سازه یک مؤلفه هدفمندی را در بر می‌گیرد و اشاره به این انتظار دارد که آنچه مطلوب است می‌تواند پدید آید. معنویت اغلب با ایمان و دینداری نیز مرتبط است. اما این سازه‌ها را می‌توان متمایز کرد. دینداری اغلب با یک نظام منظم عقیدتی به صورت اجتماعی- جمعی مرتبط است که در آن عوامل فرهنگی و شناختی نقش بازی می‌کند در حالی که معنویت اغلب یک فرایند فردی، تجربی و عاطفی است. دینداری همچنین با حل مسأله مذهبی ، یا شیوه‌های مقابله‌ای مختلف، شیوه‌های متمرکز بر خود ، تعویقی ، یا همراهانه و جهت گیری‌های مذهبی مختلفی مانند جهت گیری‌های وسیله‌ای ، هدفی و جستجوگرانه مرتبط است. بنابراین معنویت دارای معانی ضمنی و صریح مختلفی است و به طریق مختلفی اندازه‌گیری می‌شود.

                                                    .