رشته حقوق

وسیله ارتباطی

دانلود پایان نامه

شهنشاه محمود گیرنده شهر ز شادی به هر کس رساننده بهر
از امروز تا سال هشتاد و پنج بکاهدش رنج و نکاهدش گنج
اما این دیدار به فرض آنکه اتفاق افتاده باشد میتواند گذرا و حتی یکجانبه باشد، برای آنکه توقف محمود در حوالی توس و خراسان چندانی نپایید، بویژه که دو سال بعد ابتدا امیر سامانی و چند ماه بعد از آن هم سبکتگین درگذشت.
محمود به غزنه رفت و پس از کشمکشهایی که بر سر جانشین پدر با برادر خود اسماعیل داشت، سرانجام بر او و بر مدعیان حکومت سامانی فائق آمد و تنها از آن پس یعنی از سال 389 هـ / 999 م رسما به عنوان سلطان بلا منازع غزنه بر تخت نشست. به نظر میرسد که فردوسی تا چند سال بعد هم با دربار غزنه ارتباط مستقیمی نداشت، بخصوص بعید است که سلطان محمود در این سالها متوجه فردوسی و کار عظیم او شده باشد، هر چند که وجود وزیر کاردان و ایران دوست وی، ابوالعباس فضل بن احمد اسفراینی (صدرات: 384 – 401 هـ / 994- 1011 م) میتوانسته است میان آنان وسیله ارتباطی باشد.
چنان که از خود شاهنامه بر میآید این ارتباط برای نخستین بار به 65 سالگی شاعر یعنی سال 394هـ / 1004 م باز میگردد، که شاعر فرزند 37 ساله خود را از دست داده و روزگار را به درویشی و رنج می گذرانده، رخ لاله گونش بمانند کاه زرد گشته، موی سیاه مشک رنگش چون کافور شده و آوازه داد و دهش محمود را شنیدهاست و به امید آن که پیرانه سر شاه گردن فراز و دادگر غزنه وی را دستگیر باشد و از جهانش بی نیازی دهد، به اشاره دستور فرزانه و دادگر – فضل بن احمد اسفراینی – زبان به ستایش محمود گشوده و «این نامه بر نام او » پیوسته است.
آنچه مسلم است این که رابطه حسنه میان فردوسی و محمود چند سال بیشتر دوام نیافت، برای آنکه در حوا لی سال 400هـ / 1010م در شاهنامه سخن از مذمت محمود میرود، آنجا که فردوسی در داستان یزدگرد رندانه از زبان رستم فرخزاد به پیشگویی اوضاع زمانه خود میپردازد:
دریغ این سرو تاج و این داد و تخت دریغ این بزرگی و این فر و بخت
کزین پس شکست آید از تازیان ستاره نگردد مگر بر زبان
برین سالیان چار صد بگذرد کزین تخمه گیتی کسی نشمرد
کشاورز جنگی شود بی هنر نژاد و هنر کمتر آید به بر
و باید همی این از آن آن از این ز نفرین ندانند باز آفرین
نهان بدتر از آشکارا شود دل شاهشان سنگ خارا شود
بداندیش گردد پدر بر پسر پسر بر پدر همچنین چاره گر
شود بنده بی هنر شهریار نژاد و بزرگی نیاید به کار
از ایران و از ترک و از تازیان نژادی پدید آید اندر میان
نه دهقان نه ترک و نه تازی بود سخنها به کردار بازی بود
همه گنجها زیر دامن نهند بمیرند و کوشش به دشمن دهند
زبان کسان از پی سود خویش بجویند و دین اندر آرند پیش
از آن پس، چند سال پایان عمر شاعر آزاده توس در تیره بختی و رنج و ناخشنودی گذشت. دلبستگی سی ساله فردوسی به کار نظم شاهنامه و قحطی ویرانگر سالهای 400 تا 402 و عدم رسیدگی وی به امور زندگی سبب شد که املاک و داراییهای او یکی پس از دیگری از دست برود.
امید شاعر در جهت رسیدن به پاداشی در قبال نظم شاهنامه هم به نا امیدی گرایید و او همچنان دل آزرده و خاطر خراشیده نگران سرنوشت کار و کتاب خود در زادگاه خویش ناظر بی مهریهای زمانه بود، تا اینکه سرانجام در سال 411 هـ/1015 م یا 416 در عسرت و تنگدستی سر بر خاک نهاد.
در مورد این که فردوسی چندسال بر سر نظم شاهنامه عمر گذاشته و بالاخره چه زمانی آن را به پایان بردهاست و آیا از آغاز تا انجام کتاب را مرتب سروده یا داستانها را به طور پراکنده به نظم آورده و بعد تنظیم کردهاست، گمانهای بسیاری ابراز شدهاست. حاصل سخن آن که فردوسی نظم شاهنامه را رسما از حدود سال 1370 آغاز کرد و طی مدت نزدیک به بیست و پنج تا سی سال بخشهای مختلف آن را به طور متناوب به نظم کشید، و سر انجام یک بار به سال 394 و بار دگر در حوالی سالهای 401 یا 402 در آن تجدید نظر کرد.»
2-1-1 شاهنامه از نظر بزرگان ایران زمین
تو این را دروغ و فسانه مدان بیکسان روش در زمانه مدان
ازو هرچه اندر خورد با خرد وگر هر ره رمز معنی برد

مطلب مشابه :  تاریخ صدر اسلام

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید