رشته حقوق

وسایل ارتباط جمعی

دانلود پایان نامه

زن، مظهر جمال و مرد مظهر شیفتگی است… تمایل مرد به نگاه کردن و چشم‌چرانی است، نه به خودنمایی و برعکس، تمایل زن بیشتر به خودنمایی است، نه به چشم‌چرانی…و به هین جهت، تبرج از مختصات زنان است.”
بنددوم:عوامل فرهنگی
تبیین «بی‌حجابی» هنگامی فرهنگی خواهد بود که «علل» یا فرآیند این پدیده همگی از سنخ فرهنگ باشند. امور فرهنگی هر چند ذهنی‌اند، شخصی و فردی نیستند و نقش‌آفرینی نمادین آنها که لازمه ارتباط و تعامل میان افراد است، بر اجتماعی بودنشان دلالت دارد.
الف) جامعه‌پذیری ضعیف یا ناهم‌گون
اساس جامعه‌پذیری بر این واقعیت است که انسان به صورت کانونی از استعدادها و سرمایه‌های وجودی بالقوه به دنیای اجتماعی پا می‌گذارد و از راه تعامل مستمر با محیط و درون‌ریزی مجموعه‌ای از باورها، نگرش‌ها، ارزش‌ها، خواسته‌ها، آرمان‌ها، هدف‌ها، رسوم، قواعد و هنجارها از طریق کارگزاران ویژه همچون خانواده، گروه‌های دوستی، محیط‌های آموزشی، وسایل ارتباط جمعی، محیط‌های کاری، مطبوعات، کانون‌های مذهبی و مانند آن، به تدریج به انسانی باالفعل تبدیل می‌شوند. این فرآیند تعطیل‌ناپذیر، از اولین مراحل زندگی آغاز می‌شود و تاپایان عمر ادامه خواهد داشت. جامعه‌پذیری، دو فرآیند مکمل یعنی انتقال میراث فرهنگی اجتماعی و رشد و تکامل شخصیت فردی را در بر می‌گیرد. جامعه‌شناسان، بسیاری از انحرافات اجتماعی را به کاستی‌ها و ضعف‌ این فرآیند مهم شخصیت‌ساز مستند می‌دانند. بدون شک، بدحجابی دختران و زنان در سن بالا نیز در نارسایی‌های این فرآیند و القاهای محیط خانواده، دوستان، محیط‌های آموزشی، رسانه جمعی و محیط عمومی ریشه دارد.
رسوبات فرهنگی به جا مانده از اعمال سیاست دستوری ناسنجیده گذشته همچون قضیه کشف حجاب و سیاست‌های رژیم طاغوت برای گسترش و نهادینه کردن آن در ذهنیت فرهنگی و اصرار برخی علاقه‌مندان به پاس‌داشت و استمرار آن از طریق پیوست‌هایی میان نسلی نیز در این زمینه نقش داشته است.اجرای این سیاست تخریبی در یک دوره چهل ساله آن هم با انگیزه‌های کینه‌توزانه، موقعیت حجاب را به شدت تضعیف کرده است.
ب) القاهای فرهنگی بیگانگان
“ترسیم تصویر یک مسلمان محجبه، یکی از رایج‌ترین شیوه‌های رسانه‌های غربی برای مشکل دار معرفی کردن اسلام است…با نگاهی اجمالی به سخنان غربی‌ها در مورد حجاب می‌توان دریافت که آنها معتقدند حجاب، نشانه ظلم اسلام به زنان است… با نگاهی گذرا به نوشته‌های غربی‌ها می‌بینیم که آنها برای توصیف حجاب زنان مسلمان از واژه‌های چون “کفن”، “لباس مزور” و “حجب و حیای سیاه” استفاده می‌کنند. به طورکلی،واکنش‌های غرب نسبت به حجاب دریکی ازدودسته زیرقرارمی‌گیرد؛دسته اول، تفسیری کینه‌دوزانه از حجاب ،که آنرا نشانه آشکار ظلم اسلام به زنان می‌داندو دسته دوم، دیدگاهی خیال‌پردازانه است که حجاب را جزئی ازسنن بیگانه شرقی می‌داندکه خواهان فروکش کردن لذت جنسی است.”
ج) کم‌رنگی تعلق به فرهنگ خودی و توجه بیشتر به دیگر فرهنگ‌ها
تغییر لباس همواره پی‌آمد تغییر یک فرهنگ است و انسان تا با فرهنگ خود وداع نکند، نمی‌تواند با لباس خود وداع کند و تا فرهنگ یک قوم را نپذیرد، لباس آنان را به تن نمی‌کند. درست به همین دلیل است که در احادیث ما آمده است که«من تشبه بقوم فهو منهم؛ هر که خود را به گروهی شبیه سارد، هم از آن گروه است» لباس هر انسان، پرچم کشور وجود اوست. پرچمی که او بر سر در خانه وجود خود نصب کرده و با آن اعلام می‌کند از کدام فرهنگ تبعیت می‌کند، همچنان که هر ملتی با وفاداری و احترام به پرچم خود، اعتقاد خود را به هویت ملی و سیاسی خود ابراز می‌کند. هر انسان نیز مادام که به یک سلسله ارزش‌ها و بینش‌ها، معتقد و دل‌بسته باشد، لباس متناسب با آن ارزش‌ها و بینش‌ها را از تن به در نخواهد کرد.”
د) ضعف اعتقاد یا باور نداشتن به اعتبار معیارهای متعارف
تردیدی نیست که افراد در مورد اعتقاد به ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی و رعایت قوانین و مقررات معمول، موقعیت متفاوتی دارند. به طور طبیعی، درجه التزام و هم‌نوایی را میزان اعتقاد فرد تعیین می‌کند. کسی ‌که به هر دلیل به یک نظام هنجاری اعتقاد نداشته باشد، در هم نوایی و پیروی از آن نیز تعهدی احساس نخواهد کرد.
بند سوم:عوامل اجتماعی
عوامل اجتماعی بیشتر ناظر بر عمل‌کرد محیط عمومی نهادها، سازمان‌ها، گروه‌ها و تعامل‌های اجتماعی است. بی‌شک، وجود کاستی‌ها، آشفته‌کاری‌ها و مشکلات خاص در روند فعالیت نهادهای اجتماعی، در پیدایش بخشی از بی‌حجابی موجود موثر بوده است. برخی از زیرمجموعه‌های این عامل عبارتند از:
الف) نپذیرفتن وضعیت موجود
هنگامی که فرد به هر دلیل از در ناسازگاری با گفتمان غالب بر جامعه خویش برآمده باشد، براحتی به نقض قواعد و معیارهای پذیرفته شده دست می‌زند.
ب) ضعف کنترل اجتماعی
کنترل اجتماعی بعنوان نظام مکلمل جامعه‌پذیری و تربیت اجتماعی، مجموعه‌ ساز و کارهایی است که جامعه برای پاس داری از ارزش‌ها و معیارهای پذیرفته‌ شده و واداشتن اعضا به سازگاری، اعمال می‌کند. بخشی از این ساز و کار به صورت رسمی با وضع و اجرای قوانین به وسیله کارگزاران مسئول، تنبیه متخلفان به تناسب درجه انحراف و بر اساس معیارهای مقرر و با نظارت ضابطه‌مند بر اوضاع فرهنگی و اجتماعی و بخشی به صورت غیررسمی (شامل تذکر، توصیه، تمسخر، طرد، تهدید موقعیت و اعتبار اجتماعی و مانند آن) اعمال می‌شود.
در هرجامعه همواره افراد ناسازگار و متخلفی وجود دارند که می‌خواهند سرپیچی کنند. ضعف جامعه در این مورد می‌تواند افراد متمایل به انحراف را جسور سازد و به وادی انحراف بکشاند. بی‌شک، بخشی ازرفتار انحرافی بدحجابی وبی‌حجابی درجامعه ما درکاستی‌های موجود در سازوکارهای نظارتی ریشه دارد.
پ) تنوع گروه های مرجع
گروه مرجع به گروهی گفته می‌شود که افراد در مقام مقایسه به آنها ارجاع می‌دهند، از آنها الگو می‌گیرند، آرزوهای خویش را در آنها تحقق یافته می‌بینند و مایلند برنامه زندگی خود را متناسب با تصویری که از ایشان دارند، تنظیم کنند. تنوع گروه‌های مرجع در عصر و زمان ما با توجه به نقش الگویی آنان، از جمله زمینه‌های پراکندگی و تنوع ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگی و لجام‌گسیختگی‌های رفتاری شده است. درباره اثرپذیری توده‌ها از هنرپیشه‌های تلویزیونی در مقوله حجاب گفته شده است:
“…اگر یک هنرپیشه بدقیافه و “دافعه‌ برانگیز” چادر سرش کند و یک هنرپیشه زیبا و مقبول جوانان، بی‌حجاب یا کم حجاب باشد، هر دو در جهت تغییر و تضعیف سمبل‌های مذهبی در جامعه کار می‌کنند. هنرپیشه بدقیافه با “حجاب” تداعی و متقارن می‌شود و به حجاب بار ارزشی منفی می‌دهد. هنرپیشه زیبا و مقبول به “کم‌حجابی” بار ارزشی مثبت می‌بخشد و در بینندگان این نوع پوشش را یک پوشش “خوب” و “مجاز” یا “مشروع” جلوه می‌دهد و از آن طریق در پی “همانندی” و “تقلید” بینندگان از هنرپیشه‌ها، این نوع پوشش در جامعه رواج می‌یابد.”
ت) دگرگونی‌های فرهنگی
نفوذ فرهنگ سرمایه‌داری، بافت و ساختار سنتی جامعه ایران را به شدت متزلزل ساخته و در فضایی برزخی میان سنت و مدرنیسم در مداری پاندولی رها کرده است. ملموس‌ترین نمود این آشفتگی فرهنگی را در تظاهر رفتاری جوانان می‌توان دید. برخی از این دگرگونگی‌های فرهنگی عبارتند از: چیرگی فردگرایی و تقدم تمایلات فردی بر مصالح جمعی، میل به اباحی‌گری و تساهل و تسامح، تکثرگرایی، لذت‌جویی، تنوع‌خواهی، مدگرایی، تجربه حضور در محیط‌های مختلط، افزایش تحریکات جنسی، احساس نیاز شدید به برقراری روابط جنسی تحت تاثیر افزایش تحریکات و التهاب‌های ناشی از رقیق شدن فاصله‌های جنسیتی، فاصله افتادن میان بلوغ طبیعی و بلوغ اجتماعی، محدود شدن امکان ازدواج در شرایط سنی مناسب، تحریک هیجان‌ها با وجود محدودیت در مسیر ارضای درست آنها، آنومیک شدن فضای هنجاری به دلیل گسترش جریان‌های فرهنگی و تجربه زیستن در فضاهای میان فرهنگی. ابتذال در پوشش و آرایش از جمله نمودهایی است که تحت تاثیر این زمینه‌ها و شرایط و دیگر عوامل محیطی بویژه در میان اقشاری که اثرپذیری بیشتری دارند، جلوه‌گر شده است.
ث) اثرپذیری از شبکه‌های ارتباطی
شبکه‌های ارتباطی و گروه‌هایی که فرد درگیر تعامل پیوسته و مستقیم با آنهاست، نقش بسیاری در الگودهی و تثبیت هنجارها ایفا می‌کند. از برخی پژوهش‌ها چنین بر می‌آید که هم‌بستگی بالایی میان نوع پوشش مادر و دوستان فرد با پوشش خود فرد وجود دارد. 7/90% دختران مادرانی که دارای پوشش روسری، مانتو و شلوار بودند، چنین پوششی داشتند، و 7/50% فرزندان مادران چادری نیز پوششی مشابه داشتند. همچنین حدود 70% از دخترانی که صمیمی‌ترین دوستانشان دارای چادر بودند، چنین پوششی را برگزیده بودند و 73% از دخترانی که نزدیک‌ترین دوستانشان دارای روسری و مانتو و شلوار بودند، خود همین گونه بودند. متغیر دیگر، میزان مذهبی بودن والدین است که بر شکل‌گیری نگرش منفی یا مثبت فرزندان نسبت به حجاب کاملا اثر دارد. بر اساسی برخی پژوهش‌ها هر قدر والدین مذهبی‌تر باشند، نگرش دختران آنها به حجاب اسلامی مثبت‌تر است. از سوی دیگر، هر قدر میزان رعایت حجاب در خانواده بیشتر باشد، وضع حجاب فرزند نیز بسوی الگوی مطلوب میل می‌کند.

مطلب مشابه :  فعالیت های

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید