رشته حقوق

واقع گرایی

دانلود پایان نامه

«به نظر من این یک امر خیلی طبیعی است؛ شما اگر نگاه کنید، نیما که پیشوای شعر ماست، دقیقاً تمامی عناصر سرزمینش یعنی مازندران را در شعرهایش می بیند». (آتشی، 1382، ص 8).
«امسال، ایل / بی وحشت معلق عبدوی جط
دیگر پلنگ «برنو» عبدو / «کچه، نیست منتظر قوچ های ایل…». (آتشی، 1386،ص 149).
واژه های: «برنو»، «کچه»و«قوچ» از عناصر بومی دیار شاعر است.
آتشی، گاه در شعر خود از واژه ها و الفاظی استفاده می کند که در ادبیات و در شعر شاعران گذشته، هرگز و یا خیلی کم به کار رفته است به این دلیل که تصور می کنند کاربرد چنین الفاظی در خیال انگیز بودن شعر لطمه وارد می کند. ولی آتشی به ظرافت و زیباتر، چنین واژه هایی را به کار گرفته است.
«از خاک می گویم سخن از خار بدنام
با نیش های طعنه در جانش شکسته
از زرد می گویم سخن این رنگ مطرود
از گرگ، این آزاده از بند رسته» (آتشی ،1386،ص 93)
«خاک، خار، زرد و گرگ از واژه هایی گریز پا در شعر شاعران و دور از دسترس بوده اند».
در واقع آتشی با استفاده هایی بجا و مناسب از چنین الفاظ وحشی و سرکشی به کمک تخیل و تازه اندیشی توانسته است زیباترین تصاویر شعری را بیافزاید. هر چند که کاربرد چنین واژه هایی در آثار اولیه به نسبت آثار متأخرش بیشتر است.
3-4-2- واقع گرایی و صداقت :
آتشی هر آن چه را که از دوره ی خردسالی تا آن دوره دیده و تجربه کرده است بر ذهنش نقش بسته است، به عنوان یک واقعیت بیرونی با زبان زنده در شعر خود بیان می کند، و با استفاده از طبیعت اطرافش، همراه با صداقت، آثار ماندگاری از خود به جا گذاشته است. همچنان که عبدوی جط از یک واقعیت بیرونی در شعرش ظهور پیدا می کند.
«صداقت در شعر آتشی حرف اول را می زند و دلیل محبوبیّت شعری آتشی این بود». (برازجانی، 1388، ص 4).
بنابر وجود همین ویژگی واقعیت گرایی و صداقت در شعر آتشی، هرگز با دو شخصیت متفاوت از این شاعر در شعر مواجه نمی شویم و این دلیل دیگر محبوبیّت شعر و شخصیِت آتشی، در میان مردم و ادب دوستان می باشد. همچنان که در شعر «چند و چونی با فایز» واقعیّت و یکرنگی زندگی سنّتی در مقایسه با زندگی امروزی می بینیم :
«بیابان گرد مجنونم / پریشان مرد صاحب درد !
عمو ! هم روستا فایز ! غم سنگین، غم تلخت همین بود ؟
چه شیرین بود اگر این بود / پری / بود آخر
این خود حیرت انگیز است / نشان عصمت دور و دیار تو
نشان آن که باور داشتند افسانه را مردم…» (آتشی، 1386،ص 309).
3-4-3- حرکت و پویایی :
آتشی یکنواختی و ایستا بودن شعر را نمی پسندد و همانند انسان زنده ای که بخواهد عطش خود را خاموش کند، در شعر به دنبال تازگی و سرزندگی است و با تسلّط بر الفاظ و احاطه داشتن بر فکر زنده درموسیقی شعر و با مورد خطاب قرار دادن عناصر و اشیا پیرامون خود، توانسته است روح زنده ای به اشعار خود ببخشد.
«شعر آتشی دارای حرکت است، سکون و یکنواختی در شعر او دیده نمی شود و شعرش محدود نیست، تسلط بر آهنگ ها و زنده بودن کلمات به شعر آتشی روح زنده و توقّف ناپذیر داده اند». (حمیدی، نسیم جنوب، 1388، ص 4)
«ای ابر مهربانی، ای مهربان ترین ابر / می بینمت به حاشیه آسمان هنوز
در کار چاره سازی این خاک شور بخت / فریاد می کشی
چادر کشان از این کوه / تا کوه دور دست
و گیسوان سوخته ات را می بینم

مطلب مشابه :  تاریخ صدر اسلام

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید