امیرالمومنین در سخت‌ترین اوقات، عهده‌دار امر ولایت شد و مسئولیت رهبری امت را بر دوش گرفت. و هیچ‌گاه اوضاع برای وی آرام نشد و فرصت برایش فراهم نیامد تا دیدگاههای عمیق توسعه‌ای خود را در عرصه‌های عملی زندگی پیاده و اجرا کند، زیرا فتنه‌ها و جنگها او را از تحقق آنچه در خطبه‌ها و رهنمودها و پیمان نامه‌هایش بیان داشته بود، بازداشت. مجموعه این سخنان که در کتاب شریف «نهج‌البلاغه» گرد آمده اند، متضمن اندیشه‌ای توسعه‌ای هستند که از نظر راستی و درستی، بر دیدگاههای جدید برتری دارند (العسل، 1378، ص107).
یکی از مهمترین مسائلی که امام علی (ع) در نهج‌البلاغه بدان پرداخته است، مفهوم توسعه سازندگی و هدفهای آن می‌باشد که در قرآن نیز آمده است: «اوست که شما را از زمین پدید آورده است و آباد نمودن آن را از شما خواست».
مفهوم توسعه (سازندگی) و هدفهای آن
در مقدمه عهدنامه‌ای که امیرالمؤمنین، علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) هنگام نصب مالک‌بن‌حارث اشتر نخعی به استانداری مصر، برای وی نوشت، چنین آمده است:
«این فرمانی است از علی امیرمؤمنان به مالک اشتر پسر حارث، در عهدی که با او می‌گذارد، هنگامی که وی را به حکومت مصر می‌گمارد تا خراج آن را جمع و با دشمنانش پیکار کند و کار مردم مصر و آباد کردن شهرهای آن را سامان دهد».
در این پیمان، خلاصه‌ای از وظایف چهارگانه والی بیان شده که یکی از آنها، آباد کردن سرزمین است، امام علی (ع) در نامه‌اش به محمدبن ابوبکر، به هنگام سپردن ولایت مصر به وی، نیز وضعیت جامعه‌ای را برایش توصیف می‌کند که مصر و سایر سرزمینهای اسلامی باید در آن وضعیت باشند؛ بدین صورت که برای افراد این جوامع باید لذتهای حلال دنیا در حدی که آنها را کفایت و بی‌نیاز سازد، تأمین و فراهم شود و آنها باید از بالاترین سطح مسکن و خوراک و لباس و وسایل ارتباطی و سایر نیازهای حلال زندگی- البته همراه پایبندی به تقوای الهی- بهره‌مند باشند (العسل، 1378، ص108).
«بگو: چه کسی زینتی را که خدا برای بندگانش پدید آورده و خوردنی‌های پاکیزه را حرام کرده است؟ بگو: این چیزها در این دنیا برای کسانی است که ایمان آورده‌اند و در روز قیامت نیز خاص آنها باشد. آیات خدا را برای دانایان، این چنین به تفصیل بیان می‌کنیم».
امام علی (ع) بر این نکته تأکید می‌کند که تقوای خداوند متعال، مجمع همه خوبیها و داروی دلها و شفای بیماری بدنها و اصلاح‌گر فساد سینه‌هاست (العسل، 1378، ص108). می‌فرماید: «پس، آن که به تقوا کو شد، سختی‌ها از او روی پوشد، پس از نزدیک شدنشان و کارها بر وی شیرین شود، پس از تلخی شان و موجهای انباشته بلا از او بگشاید و آنچه سخت بود برای او آسان نماید. باران پیوسته مکرمت از پس باز ایستادن بر او ببارد و رحمت رویگردان، بدو روی آورد. چشمه نعمت برای وی روان گردد و نم‌نم باران برکت، درشت قطره شود و بر او ریزان».
به عقیده امام (ع) آبادانی (توسعه) آنگونه که صاحبان اندیشه معاصر معتقدند، تنها به افزایش تولید، یا بالا رفتن درآمد ملی، یا افزوده شدن میانگین درآمد فرد نیست، بلکه علاوه بر اینها، عدالت در توزیع درآمد و بالا بردن سطح مصرف برای همه افراد جامعه را اقتضا می‌نماید، چه، کسانی که توانایی این امر را برای خود دارند و چه کسانی که فاقد این توانایی اند؛ زیرا دولت موظف است این سطح مصرف را برای قشر ناتوان مردم فراهم آورد.
امام علی (ع) عقیده دارد که چهره دیگر نقص موجود در سطح مصرف که فقیری دچارش می‌شود، شخص ثروتمند شکمباره‌ای است که از متاع دنیا بیش از نیازش بهره می برد و هیچ فقیری گرسنه نمی‌شود مگر به همان میزان که ثروتمندی برخوردارتر می‌گردد و این خود، نشانه سوء توزیع ره‌آوردهای توسعه توسط دولت در میان افراد جامعه و غفلت دولت از تطبیق عدالت اجتماعی است، عدالتی که از یک سو متناسب با کار و بخشش، و از سوی دیگر هماهنگ با نیاز افراد بر طبق برنامه اسلام در توزیع باشد.
امام (ع) می فرماید: «و بدان که رعیت را صنفهاست که کار برخی جز به برخی دیگر راست نیاید، و به برخی از برخی دیگر بی نیازی نشاید. از آنان سپاهیان خدایند و دبیران که در نوشتن نامه‌های عمومی و یا محرمانه، انجام وظیفه نمایند. و از آنها داورانند که کار به عدالت دارند و عاملانند که کار خود به انصاف و مدارا رانند، و از آنان اهل جزیه و خراج‌اند، از ذمیان و مسلمانان، و بازرگانند و صنعتگران و طبقه فرودین از حاجتمندان و درویشان. و خدا نصیب هر دسته را معین داشته و واجب… و هر یک از آنان سهمی دارد که خداوند آن را مشخص نموده است، و هر یک را بر والی حقی، چندان که کارشان را سامان دهد».
ابزار توسعه و چگونگی تطبیق آنها
امام علی (ع) برای والیانش برنامه‌هایی روشن ترسیم کرد و شروطی مشخص را بیان نمود که با اجرای آنها، امور رعیت سامان می‌گیرد و عوامل توسعه محقق می‌شود که مهمترین آنها عبارتند از:
فراهم آوردن زمینه همبستگی اجتماعی و تحقق مشارکت مردمی.
تثبیت امنیت و نظم.
پرداختن به فعالیتهای حیاتی (العسل، 1378، صص111-116).
3-5-1-2-الف- فراهم آوردن زمینه همبستگی اجتماعی و تحقق مشارکت مردمی
امام علی(ع) بر پایی عدل و تحقق مساوات را عامل همبستگی اجتماعی میان شهروندان و رضایت عامه مردم و همکاری آنها با رهبرشان می شمرد و این یک شرط اساسی برای ساختن بلاد و گسترش آبادانی و رسیدن به توسعه و به حرکت درآوردن چرخهای آن است، و گرنه تمام کارها پریشان و نابسامان شده، نظم و استواری از میان رفته و عقب‌ماندگی حاکم می‌شود.
امام (ع) می فرماید: «و بزرگترین حقها که خدایش واجب کرده است، حق والی بر رعیت است و حق رعیت بر والی که خدای سبحان آن را واجب نمود و حق هر یک را به دیگری واگذار فرمود و آن را موجب برقراری پیوند آنان کرد و ارجمندی دین ایشان. پس، حال رعیت نیکو نگردد جز آنگاه که رعیت درستکار باشند. پس چون رعیت حق والی را بگزارد و والی حق رعیت را به جای آرد، حق میان آنان بزرگ مقدار شود و راههای دین پدیدار و نشانه های عدالت برجا و سنت- چنان که باید- اجرا. و کار زمانه آراسته گردد و سطمع در پایداری دولت، پیوسته و چشم آز دشمنان، بسته و اگر رعیت بر والی چیره شود و یا والی بر رعیت ستم کند، اختلاف کلمه پدیدار گردد و نشانه‌های جور آشکار و تبهکاری در دین، بسیار شود. راه گشاده سنت را رها کنند و کار از روی هوی کنند و احکام فروگذار شود و بیماری جانها، بسیار. و بیمی نکنند که حقی بزرگ فرونهاده شود و یا باطلی سترگ، انجام داده، آنگاه، نیکان خوار شوند و بدکاران بزرگ مقدار و تاوان فراوان بر گردن بندگان، از پروردگار».
امام علی (ع) به والیانش سفارش می‌کند که خود و اطرافیانشان و کسانی که به آنها پناه می برند و عموم مردم، برابر باشند و خود را در تقسیم غنیمتها و مقامها و دستاوردها، حتی اندکی نیز، بر دیگران ترجیح ندهند. امام (ع) به آنها دستور می‌دهد که با مردم در آمیزند و به نزدشان روند و خود شخصاً حقایق و واقعیتها را بشناسند و آنها را به نزدیکان و اطرافیانشان واگذار نکنند؛ اطرافیانی که حکومت را وسیله جلب منافع و تشکیل مراکز قدرت برای خود قرار می دهندو از شخص حاکم در جهت کسب منافع و رسیدن به اهدافشان و زورگویی به بندگان خدا، سوء استفاده می‌کنند.
می‌فرماید:«آنچه بیشتر، دیده والیان بدان روشن است، برقراری عدالت در شهرها و میان رعیت دوستی پدید شدن است، و دوستی آنان آشکار نگردد جز با سلامت سینه‌هایشان و نصیحت‌شان راست نیاید، آنگاه که بر [حال] والیان آگاه باشند، و دوام حکومت آنان را امیدهای شان را فراخ‌دار، و ستودنشان را به نیکی پیوسته‌دار، و رنج کسانی را که کوششی کرده‌اند، بر زبان آر، که فراوان کار نیکوی آنان را یاد کردن، دلیر را برانگیزد و ترسان بددل را به کوشش مایل گرداند، إن‌شاءالله نیز مقدار رنج هر یک را در نظر دار و رنج یکی را به حساب دیگری مگذار و در پاداش او به اندازه رنجی که دیده و زحمتی که کشیده، کوتاهی مکن».
با این عدالت و با دادن حق هر صاحب حقی و اعطای محصول تلاش هر کس به خود اوست که کارها سامان می‌پذیرد و رضایت مردمی از سیاست دولت حاصل می‌شود و توده‌های مردم بر ادامه عهد و پیمان تأکید می ورزند که تحت سرپرستی آن دولت از رفاه و آسایش و نعمت بهره‌مند شده و در سایه آن، افق امید و مشارکت‌شان در آباد کردن بلاد و رسیدن به توسعه گسترش می‌یابد.
امام (ع) تنها به دعوت از والیانش برای پیشه کردن عدالت، به منظور تحقق همبستگی اجتماعی و حصول مشارکت مردمی، اکتفا نکرد، بلکه، همچنین به آنها دستور داد تا سیاست حکومت را برای مردم توضیح دهند و دلایل برخی از رفتارهای خود را شرح و تفسیر کنند، تا مجالی برای شک و تردید و شبهه باقی نماند و اطاعت مردم از حکومت و وفاداری آنها، از روی اعتقاد و باور باشد و اراده محاسبه نفس و حسابرسی از خود، در میان حاکمان قوی شود.
امام (ع) می‌فرماید: «و اگر رعیت بر تو گمان ستم برد، عذر خود را آشکارا با آنان در میان گذار و با این کار از بدگمانی شان درآر، که بدین رفتار خود را به – عدالت- خوی داده باشی و با رعیت مدارا کرده و با عذری که می‌آوری، بدانچه خواهی رسیده، و آنان را به راه حق درآورده‌ای».

                                                    .