عیب نداره، بذار نگاه کنند/ بی توجهی به قرار دادهای اجتماعی
راضیه کار کردنش را از شوهرش پنهان کرده است/ فداکاری زنان و مردسالاری او هم مثل پدر من/ احترام به بزرگسالان
خانواده تشریف ندارند ارجاع به نوع خاصی از بکار بردن کلمات که در گذشته معمول بوده است. مثلا به جای زن یا همسر کلمه منزل یا خانواده به کار می رفت
کلمه متعبد که معادل عبادت کننده و شکر گزار است ناخواسته در ذهن به راضیه خانم ارجاع داده میشود. که با وجود تمام مشکلات بر ایمان خود پایبند است و تلاش او به انجام کارها به طریق شرعی نشان می دهد او همواره شاکر خداوند است. این کلمهای است که ترمه هم آن را می شناسد، چون به نظر می رسد او نیز با این منش بیگانه نیست چنانکه در ادامه نماز خواندن پدر بزرگ مادریش را میبینیم. نام ترمه از ترمه دوزی که بیشتر هنری خاص مناطق بیابانی ایران است گرفته شدهاست، ولی بیگانگی ترمه دختر فیلم، با کلمۀ بادیه که نمیداند به معنی بیابان است، اشاره دارد به بریدن این هنر از ریشهها و از سویی در تلاطم بودن زندگی ترمه و در حال از دست رفتن ترمه در زندگی پدر و مادرش، با کمرنگ شدن این هنر در ایران به دلیل بی توجهی، همسویی دارد.
راضیه پس از ورود به خانه اولین کاری که انجام میدهد، کشیدن پردههای خانه است. چندین پرده از نماهای مختلف کشیده میشود و سپس او مشغول به کار میشود. آشغالها را جمع می کند تا بیرون ببرد. سمیه از مادر میخواهد این کار را به او بسپارد. راضیه که به نظر خسته و دستتنهاستاز روی ناچاری قبول میکند. ولی دختر با کشیدن کیسۀ آشغال بر پلهها باعث پاره شدن و ریختن آشغالها می شود. بعد از آن دست کثیفش را به لباسش می کشد و راضیه برای عوض کردن لباس دخترش در حالی که به او میگوید: – حالا از کدوم گوری برای تو لباس باورم …
درنمای بعد در حالی که پلها را تمیز میکند متوجه غفلت خود و خروج پدر نادر از خانه می شود. با عجله چادر سر کرده و سراسیمه از پلهها به پایین میدود. سمیه مادر را با نگاه از بالکن خانه دنبال میکند در خیابان در حال دویدن است. راضیه را میان ماشینها می بینیم که پدر نادر را کنار روزنامه فروشی میبیند. وقتی پیرمرد میخواهد از خیابان رد شود راضیه به طرف او میرود.
هرمنوتیک
معنایی یا ضمنی
نمادین
کنشی
فرهنگی یا ارجاعی

کلی
چرا راضیه بعد از ورود پردهها را می کشد؟
آیا راضیه با آنکه حامله است می تواند از پدر نادر نگهداری کند؟
چرا وقتی نادر در می زند راضیه در را باز نمی کند؟
راضیه کچا رفته؟ آیا او پول داخل کشو را برداشته است؟
کشیدن پردهها/ محدود کردن خود با باورهای شخصی
دیش ماهواره/ نادیده گرفتن قوانین جزایی
فوتبال دستی / شادی و نشاط
پخش موسیقی سنتی در ماشین نادر/ علاقه به فرهنگ اصیل ایرانی
نادر وقتی کیف سمیه را می گردد از دخترش می خواهد به آشپزخانه برود/ نمی خواهد دخترش شاهد عمل ناشایست از سوی او باشد

                                                    .