رشته حقوق

نیازها و خواسته ها

دانلود پایان نامه

نظریه پردازان اصلی جنبش های فمنیستی غالباً زنان حرفه ای و دانشجو طبقه متوسط و یا زنان سفید پوست و تحصیل کرده بودند که می خواستند به آزادی دست یابند. آزادی در نظر آن ها، رها شدن از قیودات زندگی و خانه داری و بچه داری بود. در حالی که بسیاری از زنان خانه دار از خانه داربودن خود لذت می بردند و احساس ناراحتی نداشتند. بدین روی در دهه های هشتاد و نود جنبش های زنان اشکال متنوعی یافت. زنان دارای منافع یا مشکلات خاص در سطحی محدود دست به فعالیت زدند و بر«تفاوت» ها تأکید داشتند و معتقد بودند این تفاوت ها باید به رسمیت شناخته شود و به صدای آنان توجه شود. به عقیده این جنبش ها زنان متفاوت، تجربه ها، نیازها و مشکلات متفاوت دارند که باید این تفاوت ها مد نظر گرفته شود.
با مطالعات گسترده ای که در خصوص زنان و مسائل مربوط به آن ها از منظرهای گوناگون انجام شد، مشخص گردید، طرفداران حقوق زن به مبارزات متعددی جهت احیاء حقوق اقدام نمودند، و در برخی از موارد توانستند به موفقیت های نسبی دست یابند، ولی وجود گفتارهای گوناگون و ضد و نقیض نمی توانست سامان بخش وضع زنان و ارئه دهنده الگویی ره گشا باشد و مشکلات و ناهنجاری های موجود را حل نماید. بدین روی زنان با بی عدالتی ها و تبعیض های فراوان در شکل های جدید دچار شدند.
کات در این باره می گوید فعالیت بدون وحدت در میان سازمان های زنان را می شود به مثابه فقدان هر نوع فعالیت «زنان» تلقی کرد.
در مقابل این مکتب بشری، مکتب الهی و توحیدی قرار دارد. خالق انسان ها، قانونگذار این مکتب می باشد، او تمام انسان ها اعم از زن و مرد را یکسان و از جنس واحدی خلق نمود. جوهر و روان آن ها را یگانه قرار داد و در هویت انسانی تفاوتی قائل نشد و آن ها را از لحاظ امکانات و ابزارهای دنیایی و تشریعی یکسان مجهز نمود و با دو نیروی درونی و بیرونی به سوی خود دعوت نمود تا با به کارگیری از ابزارهای درک و شناخت به هدف والای خود برسد و در این جایگاه مشترک، حقوق و وظایف همسانی قرار داد. خالق هستی علاوه بر هویت انسانی مشترک جهت بقای نسل بشر، جنسیتی مجزا به دو گروه از انسان ها ( زنان و مردان ) عطا نمود و جایگاهی خاص همراه با ویژگی های مخصوص برای دو جنس قائل شد و در مقابل امتیازات ویژه، دستوراتی خاص وضع نمود تا علاوه بر قوانین مشترک وضع شده بر پایه هویت انسانی، قوانینی با توجه به جنسیت هر جنس بنا شود. همو از انسان ها خواست تا در جایگاه جنسیتی خود باقی بمانند و در این اختلاف جنسی، امتیازی ننهاد تا جنسی بر جنس دیگر مباهات نماید و خود را برتر انگارد، بلکه با قرار دادن هر نوعی از انواع موجودات در مدار مخصوص خود، سعادت او را حرکت در همان مسیر به سوی هدف مشترک معین نمود تا هر گروه با ابزارهای موجود و صفات و ویژگی های خاص خود را به کمال برساند. خالق هستی هرگز در این مسیر درخواستی فوق ظرفیت های جنسی فرد نداشت تا او با سختی و مشقت در قالب جنس دیگر درآید و فعالیتی خارج از طاقت و ابزارهای خود انجام دهد. نظام آفرینش را بر پایه و اساس عدالت پی ریزی نمود و توجه خاصی به مرتبه وجودی و جایگاه انسان داشت و بدین روی تشریع به تأیید تکوین آمد و به بیان چارچوب زندگی پرداخت. قانونی ثابت و بدون تغییر، قانونی که بر اساس هویت انسانی و جنسی افراد می باشد، قانونی بر پایه داده ها و بدون افراط و تفریط، قانونی بر مبنای عدالت بدون آن که هویت جنسی یک طبقه را فراموش گردد و تمام امتیازات در طبقه دیگر قرار گیرد. در وضع این قوانین، اسلام توانست امتیازات فراوانی را برای بانوان به ارمغان آورد و هویت انسانی او را که در حال نابودی بود، احیاء نماید و هویت جنسی او را زیر پا نگذارد. اسلام به فطرت بانوان توجه نمود و به آن بها داد و بر اساس آن فطرت، کانون خانواده را محکم نمود و زن را در مرکز این کانون قرار داد و مدیریت خانه و نیل به اهداف والای الهی و تربیت فرزندان را به دست او سپرد و در عین حال او را محروم از فعالیت های اجتماعی و محکوم به گوشه نشینی ننمود. اسلام آرزوها، نیازها و خواسته های بانوان را پاسخ داد و چنان چه گذشت به تمام ابعاد وجود او توجه نمود و از زن نخواست که مرد باشد و صفات خود را نادیده انگارد. اسلام به حضور اجتماعی زنان نیز پاسخ داد. آنها با حفظ ویژگی های زنانه می توانستند علاوه بر وظیفه مادری، همراه با حفظ شرایط و آدابی که به نفع خود و جامعه پیرامونشان می باشد، به فعالیت های اجتماعی بپردازند. اما دستورات دین به او هشدار داد تا مراقب باشد، مردان او را بهانه حضور در جامعه، مورد تمطع خود قرار ندهد و آزادی او را سلب ننمایند.
در این فصل که از دو بخش تشکیل شده است، ابتدا به هویت مختص زن اشاره می شود تا علت تفاوت دستورات اسلام و درخواست های برخی از فمینیست ها در تفاوت در وظایف درک شود و سپس با نگاه مقایسه ای به جایگاه زن، در اسلام و فمینیسم‏‏ به اثبات یا رد فرضیه ها پرداخته می شود و با توجه به آن چه در دو فصل قبل گذشت و در مقام نتیجه گیری مهمترین درخواست های فمینیست ها که منجر به پیدایش این مکتب شده است را محور قرار داده و نظر فمینیسم‏‏ و اسلام را در این باره مقایسه نماید.
بخش اول: هویت مختص زن
مقدمه:
هر موجودی در جهان هستی براساس مرتبه وجودی و ویژگی های مخصوص خود در جایگاه خاص و متفاوتی نسبت به سایر موجودات قرار دارد که قوانین حاکم، شیوه کار و حدود فعالیتش، وابسته به این مرتبه و جایگاه است. خداوند تبارک و تعالی بنابر حکمت و عدل خود تعیین کننده مرتبه وجودی مخلوقات می باشد و آن ها را در جایگاه نیکوی خود آفریده است. « الّذی احسن کلّ شیء خلقه . . » هر نوعی از انواع موجودات را در مداری مخصوص به خود قرار داده و سعادت او را، در حرکت به سوی هدف ویژه ای معین نموده است. بدین روی در بین موجودات اختلاف هایی دیده می شود که این تفاوت ها دلالتی بر تبعیض و ترجیح گروهی بر گروه دیگر نمی باشد، بلکه تبعیض و بی عدالتی زمانی هویدا می شود که موجودات خارج از جایگاه خاص و مناسب خود قرار گیرند، به صفات و ویژگی های مخصوص آن ها توجه نشود و فعالیتی فوق یا خارج از طاقت و ابزارهایشان از آن ها خواسته شود.
از طرف دیگر اگر تمام موجودات در جهان هستی، به صورت یکسان و مشابه آفریده می شدند و مرتبه وجودی و ویژگی های یکسان و جایگاه های مساوی برای آن ها در نظر گرفته می شد، جلوه های هستی به وجود نمی آمد و چه بسا رعایت این تساوی و برابری به معنای یکنواختی و تشابه، خود نوعی ظلم و ستم در حق موجودات محسوب می شد.
در نظام آفرینش که بر پایه و اساس عدالت پی ریزی گردیده، توجه خاصی به مرتبه وجودی و جایگاه تمام موجودات شده است و با در نظر گرفتن توانایی ها و ابزار ها به سوی کمال مطلوب هدایت شده اند. در این نظام، بشر به عنوان اشرف مخلوقات در مرتبه ویژه ای قرارگرفته و بر اساس استعدادها و نیازهایش دو هویت به او بخشیده شده است؛ هویت انسانی که مشترک بین زن و مرد است و ایجاد کننده جایگاه مشترکی بین این دو می باشد و هویت جنسی که مختص جنس زن یا مرد می باشد و ایجاد کننده جایگاه خاص برای هر یک از دو جنس است.
بر اساس حکمت و ربوبیت الهی توجه ویژه ای به هر یک از این دو هویت شده است، بدین روی تشریع مؤید تکوین قرار گرفته و قوانین و احکام بر پایه عدالت و با در نظر گرفتن استعدادها، ابزارها، امکانات، نیازها، درخواست ها و هویت انسانی و جنسی بر انسان ابلاغ شده است. مشاهده تفاوت در برخی قوانین بین زن و مرد نشاندهنده توجه ویژه به هویت جنسی آن ها می باشد که بر پایه عدل و حکمت الهی استوار است. بنابراین انسان برای رسیدن به تکامل باید نقش و رسالت خویش را در چارچوب همان قوانین بجوید و بیابد. اما متأسفانه بشر به مناقشه و دعوا بر سر حیثیت انسانی پرداخته و از فضیلت دوم و حیثیت تربیتی و فرهنگی او غفلت نموده است و این نه تنها جفای به زن، بلکه جفای به جامعه بشری و کفران عظیم این نعمت الهی است. بدین روی کوشش برای تغییر این نظام در جهت ایجاد تشابه کامل و دخل و تصرف در جایگاه واقعی موجودات از جمله بشر به بهانه ایجاد تساوی و یکنواختی، چگونگی هستی آن ها را بر هم می زند.
زن و مرد در حقیقت انسانی و هویت جنسی نسبت به یکدیگر برتری ذاتی ندارند بلکه در مقابل چگونگی انجام وظایف خواسته شده از آن ها که همان تسلیم بودن و خود را در مرحله عبد قراردادن است، امتیاز می یابند و گوی سبقت را از یکدیگر می ربایند. بدین جهت با وجود وحدت نوعی، هر کدام دارای ویژگی های خاص جنس خود می باشند و در پرتو این هویت جنسی و معیار خدشه ناپذیر آن هاست که سخن از نقش و عملکرد ویژه هر جنس پیش می آید.
این قسمت به بررسی جایگاه اختصاصی زن بر اساس هویت جنسی او خواهد پرداخت و در ابتدا برخی از خصوصیات مختص جسمانی او را بر پایه کتاب های علمی مورد توجه قرار می گیرد تا با اطلاع یافتن از تفاوت های او با مردان، علت تفاوت در احکام اسلام نسبت به دو جنس بهتر درک شود و سعی بر تغییر هویت جنسی او نباشد و همان تفاوت ها مورد احترام و حمایت قرار گیرد. بدین روی هدف در این قسمت بیان تمامی تفاوت های جسمانی و روحانی زن و مرد نیست بلکه هدف اشاره به وجود این اختلافات است که موجب نقص یا کمال جنسی نسبت به جنس مخالف خود نمی شود.
قبل از ورود به بحث لازم به ذکر است: که نمی توان یک قالب ثابت برای تمام زنان یا مردان ساخت و آن را به جنس زن یا مرد تعمیم داد بلکه هر زن یا مردی می تواند ویژگی های زنانه و مردانه را دارا باشد گاهی بعضی مردها صفات زنانه و بعضی زن ها خصوصیات مردانه دارند، ولی این عده نادر و مستثنی هستند و نمی تواند قاعده کلی را نسخ نمایندو در اکثر موارد زن ها با ویژگی های زنانه و مردها دارای خصوصیات مردانه می باشند به شرط آن که جنبه های جنسیتی خود را منکر نشوند و به ویژگی های خاص آن توجه داشته باشند. البته تفاوت های فردی بین انسان ها را نیز نمی توان نادیده انگاشت که در اصل قوت و ضعف برخی از این غرایز در وجود یک جنس کی باشد. اما آنچه این قسمت به آن می پردازد وجود تفاوت در صفات جسمانی افراد به ویژه خصوصیات زن و مرد است نه بررسی اختلاف بین افراد در یک طبقه جنسیتی و این امکان وجود دارد که صفات غریزی زنان در بین جنس مؤنث نیز متفاوت باشد و رفتارهای یکسانی با توجه به ابزارها و نیازهای یکسان ارائه ندهند، عاطفه، اراده، شهوت، گذشت، توقع، محبت، کنجکاوی، فداکاری، ملایمت، عزت نفس، تمنیات، عنصر مادرانه، اعتماد به نفس، دلسوزی یا به عبارتی نوع دوستی، دلبستگی و وفاداری، انعطاف، . . .در وجود آن ها متفاوت باشد که در این جا نقش محیط و تربیت خانوادگی قابل رؤیت است.
نکته دیگر این که در این قسمت از برخی کتاب های روانشناسی و فیزیولوژیکی انسان استفاده شده است تا بهتر بتوان به خصوصیات جسمی و روحی انسان از طریق علوم بشری دست یافت و در نهایت به این نتیجه رسید که تمامی قوانین و دستورات اسلام، مطابق با نیازها و غرایز افراد می باشد و هر کجا تفاوت در مقررات دیده می شود، پای تفاوت در جنسیت به میان آمده است که رعایت این دقت و ظرافت تنها از خالق و آفریدگار زن و مرد انتظار می رود.
برخی از صفات مختص بانوان بر اساس ابزارهای جسمانی و نیازهای معنوی آن ها با بهره ازکتاب های پزشکی و روانشناسی به قرار زیر می باشد:
1-مختصات جسمانی:
همانطور که بیان شد در بررسی صفات جسمانی بانوان با مراجعه به کتاب های فیزیولوژیکی به بیان تفاوت خصوصیات جسمانی در دو جنس پرداخته می شود. ساده ترین راه توجه به تفاوت های زن و مرد بررسی جنبه های جسمانی آن هاست. جدای از تفاوت های بارز نظام تولیدمثل میان دو جنس، در بررسی کوتاه و نه چندان عمیق به عمل آمده، خصوصیات جسمانی مذکور به صورت غالب در بین جنس مؤنث دیده می شود:
به عنوان نمونه می توان به چند مورد زیر اشاره کرد:
دختران بین ده تا چهارده سالگی و پسران از دوازده تا شانزده سالگی سریع رشد می کنند.
سر دخترها کمی از سر پسرها کوچکتر است.
کف پای دخترها در اکثر مواقع از کف پای پسرها کوچکتر است.

مطلب مشابه :  آموزش های فنی و حرفه ای

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید