با چنین سیاستی، یعنی صراحت حاکم در برابر مردم و اطاعت مردم از حاکم و وفاداری نسبت به اوست که برادری تحقق می‌یابد و رشته‌های پیوند اجتماعی تقویت می‌گردد و پایه‌های توسعه و شکوفایی، و به تعبیر امام (ع) «آثار نیک در بلاد» استوار می‌شود.
3-5-1-2-ب- برقراری امنیت و نظم
امام (ع) برای امنیت و نظم اهمیتی بزرگ قائل می‌شود؛ چه، این دو پایه حکومت و امید رعیتند. از اینرو، اگر فراهم شوند، امکان تحقق هر چیزی فراهم می‌شود و اگر نباشند، هیچ چیز جز نخواهد بود. از دیدگاه امام امنیت و نظم برای تحقق آبادانی و توسعه ضروری هستند، می فرماید:«و مبادا نکوکار و بدکردار در دیده‌ات برابر آید، که آن، رغبت نکوکار را در نیکی کم کند، و بدکردار را به بدی تشویق نماید، و درباره هر یک از آنان، آن را عهده‌دار باش که او برعهده خود گرفت».
امام (ع) والیان را به اجرای اصل پاداش و مجازات و گماردن پاسداران امنیت، یا به تعبیر ایشان «سربازان خدا» سفارش می‌کند، تا امکان سرکوب کسانی که بر نظام می‌شورند، فراهم شود و امنیت در درون جامعه تحقق یابد. به عقیده امام (ع) پاسداران امنیت و استوار کنندگان پایه‌های نظم، همچون دژهایی هستند که جامعه به آنها پناه می‌برد و همچون دژهایی هستند که جامعه را از گزند تیرها و تیغ‌ها حفظ می‌کنند و همچون راهی‌اند که سرانجام به امنیت منتهی می‌شود.
می‌فرماید: «پس سپاهیان- به فرمان خدا- رعیت را دژهای استوارند، و والیان را زینت و وقار. دین به آنان ارجمندست، و راهها بی‌گزند؛ و کار رعیت جز به سپاهیان قرار نگیرد».
ثواب برقراری امنیت اگر برتر از سیر کردن گرسنگان نباشد، دست کم با آن برابری می‌کند؛ چنانکه در قرآن آمده است: «آن که به هنگام گرسنگی طعامشان داد و از بیم در امانشان داشت».
نظم و نظام، ضرورت حفظ حیات و تداوم بقاء است. حضرت رسول (ص) آن را اینگونه بیان فرموده است:
«اگر از کنار شهری می‌گذری که سلطانی در آن نیست، وارد آن مشو؛ چه، سلطان نیزه خدا در زمین است».
3-5-1-2-ج- پرداختن به فعالیتهای حیاتی
در باور امام (ع) تلاشهای مادی مبذوله برای تحقق سازندگی، به تشکیل جامعه‌ای کمک می‌کند که از لحاظ مادی در سطح بالایی از نظر تأمین نیازها قرار دارد و این امر بر تأمین نیازهای اجتماعی و معنوی آن، تأثیری نیکو می‌نهد. از این رو، هر فرد باید جایگاه خود را در زمینه اقتصادی بشناسد و دولت نیز موظف است به آمال و امیدهای گسترده افراد پاسخ مثبت دهد و آنها را به موفقیت در صحنه‌های کار و تولید در این زمینه‌ها تشویق کند: کشاورزی، صنعت، بازرگانی و خدمات (العسل، 1378، صص116-122).
3-5-2-ج-آ- کشاورزی
کشاورزی در گذشته- و نیز امروز- ستون و پایه اقتصاد بوده و تولید کشاورزی، سهم عمده درآمد از خراج یا آنچه را که امروزه «درآمد ملی» نامیده می‌شود، برعهده داشته [و دارد]. به همین دلیل، امام (ع) به والیان دستور داد که به کشت و کار اهمیت دهند و چنان توجهی به این بخش داشته باشند که اصلاح و افزایش تولید آن را تضمین کند؛ به پیروی از سخن حضرت رسول اکرم (ص) که فرمود: «هرکس چیزی بکارد یا درختی غرس کند، به اندازه رزقی که از نتیجه کار او نصیب طالبان روزی می‌شود، برای وی ثواب دارد».
و در روایتی دیگر فرمود: «هیچ مسلمانی درختی نمی‌کارد یا کشت و زرعی نمی‌کند و از نتیجه کار او پرنده یا انسانی تغذیه نمی‌کند، مگر آن که به سبب آن، پاداش صدقه‌ای داشته باشد».
بنابراین، از دیدگاه امام علی(ع) تولید کشاورزی رکن اصلی تولید جامعه است و کلیه بخشهای دیگر بر این پایه استوارند و اگر رونق بخشهای دیگر به ویرانی کشاورزی موکول باشد، این رونق و شکوفایی هیچ سودی نخواهد داشت.
3-5-2-ج-ب- بازرگانی
بخش تجارت در اندیشه امام علی (ع) نقشی اساسی در تحقق توسعه اقتصادی، برعهده دارد، چه، می‌تواند به آن شتاب بخشد و یا محدودش کند.بنابراین، بازرگانی در تحول و پیشرفت جامعه نقشی اساسی بازی می‌کند.
امام (ع) به بخش بازرگانی و دست اندرکاران آن، چه در بخش داخلی و چه در بخش خارجی، اهمیت می‌داد، می‌فرماید: «نیکی به بازرگانان و صنعتگران را بر خود بپذیر و سفارش کردن به نیکویی درباره آنان را برعهده گیر، چه، کسی که بر جای بود و چه آن کس که با مال خود از این سو بدان سو رود، و با دسترنج خود کسب کند، که آنان مایه‌های منفعتند و پدیدآورندگان وسیلتهای آسایش و راحت و آورنده آن از جایهای دوردست و دشوار، در بیابان و دریا و دشت و کوهسار؛ جایی که مردمان در آنجا گرد نیابند و در رفتن بدانجا دلیر ننمایند».
بازرگانی و تجارت، نیازها و خواسته‌های جامعه را تأمین می‌کند و دست اندرکاران تجارت، در واقع هم مواد آنند و هم اصل و اسباب آن. از این رو می بینیم که امام (ع) برای فرایند تنظیم و سازماندهی بخش بازرگانی اهمیتی فراوان قائل می‌شود، آنسان که بهره‌وری جامعه را از خیرات و منابعش تضمین کند و از دچار شدن به مضرات انحراف دست اندرکاران تجارت از انجام وظیفه‌شان مصون دارد و از خسارتهایی که بازرگانان می توانند از طریق احتکار، یا تقلب، یا کم فروشی و یا افزایش قیمت، وارد آورند، جلوگیری کند (همان، ص119).
امام (ع) می‌فرماید: «به کار آنان بنگر، چه در آنجا باشند که خود به سر می‌بری و یا در شهرهای دیگر. و با این همه، بدان که میان بازرگانان کسانی‌اند که معاملتی بد دارند، بخیلند و در پی احتکار. تنها برای سود خود می کوشند و کالاها را به هر بهاء که می خواهند، می فروشند و این سودجویی و گرانفروشی، زیانی است برای همگان و عیب است بر والیان. پس باید از احتکار منع نمایی که رسول خدا (ص) از آن منع فرمود. و باید خرید و فروش آسان صورت پذیرد و با میزان عدل انجام گیرد؛ با نرخهای- رایج در بازار- نه به زیان فروشنده و نه خریدار و آن که پس از منع تو دست به احتکار زند، او را کیفر ده و عبرت دیگران گردان و در کیفر او اسراف مکن».
اگر دولت به بخش بازرگانی توجه کند و بازرگانان را زیرنظر بگیرد و از احتکار و دیگر خلافهایی که به مردم ضرر می زند، جلوگیری نماید و فکر قیمت عادلانه را عملی سازد و ترازوها و پیمانه‌ها را کنترل کند و بطور کلی، در معاملات و خرید و فروشها، گذشت و سعه صدر حاکم شود، آرامش و اطمینان در جامعه پرهیزکاران به وجود خواهد آمد و پایه های پیشرفت و توسعه و شکوفایی، مستحکم و استوار خواهد شد (همان، ص119).
3-5-2-ج-پ- صنعت
صنعت با وجود این که در روزگار امام (ع) در مرحله بسیار ابتدایی قرار داشت، اما مورد توجه و اهتمام بود، زیرا آن حضرت با اندیشه تیز و درخشان خود این واقعیت را دریافته بود که صنعت در تامین حد «کفایت» از کالاها و خدمات صنعتی، نقش مهم برعهده دارد. از این رو، آن حضرت سربازان، خراج گیران، قاضیان و نویسندگان دیوان و کارگزاران و سایر وظیفه داران حکومت را نااستوار و بیهوده به شمار می‌آورد مگر با تجارت و صنعت. امام (ع) در این خصوص می‌فرماید: «و کار این جمله استوار نشود جز با بازرگانان و صنعتگران که فراهم می‌شوند و با سودی که به دست می‌آورند، بازارها را برپا می دارند و کار مردم را کفایت می‌کنند، در آنچه دیگران مانند آن نتوانند ».
و در جایی دیگر چنان که قبلاً اشاره شد، می‌فرماید: «نیکی به بازرگانان و صنعتگران را بر خود بپذیر و سفارش کردن به نیکویی درباره آنان را برعهده گیر».
اصل تخصص یا چنان که امروزه می‌گویند، اصل تقسیم کار، از اصولی است که امام آن را در بخش صنعت مورد توجه قرار داد زیرا رعایت آن، در نهایت به ایجاد سطح بالایی از دقت و کیفیت می انجامد. دکتر یوسف ابراهیم یوسف می‌گوید: «صنعتگران در ساختن اشیا و شکل دادن به آنها، به درجه‌ای می‌رسند که دیگران نمی‌رسند و این، طبعاً به تخصص آنها بر می‌گردد، چه، آنها در واقع این وظیفه شهروندان را برعهده می گیرند و کالاها و خدماتی به آنها ارائه می‌دهند که افرادر خواهد شد.

                                                    .