نیازهای اجتماعی

نیازهای اجتماعی

« یدبر الامر من السماء الی الارض » او عالم را از آسمان تا زمین تدبیر می کند.
در انسان نیز روح الهی دمیده شده است ائو خصوصیّت رهبری و مدیریّت دارد ولی آن را باید پرورش دهد و به کار اندازد.
تا قبل از قرن نوزدهم میلادی، مدیریّت در قلمروی فلسفه جای داشت امّا با پیدایش انقلاب صنعتی و توسعه ی علم و تکنولوژی، مدیریّت اهمیّت و گسترش یافت و در ردیف سایر علوم قرار گرفت، امروزه علم مدیریّت مهمتر از گذشته است و آینده نیز مهمتر از امروز خواهد بود3.
آینده ی مدیریّت ( چشم انداز مدیریّت ) :
از آنجایی که د رعصر حاضر در گستره ی جها به صورت روزمره شاهد دگرگونی و تغییرات عدیده ای در سطح جوامع و محیط پیرامون خود هستیم و هر روز بر روند سرعت این دگرگونی نیز افزوده می شود تئوری مدیریّت نیز در یکصد ساله ی گذشته به میزان قابل توجّهیدچار دگرگونی و بازبینی شده است.
ما در اوّلین قسمت این دوره پیشرفت، مکانیزه شدن و خودکار شدن را در گسترش ساخت صنعتی دیده ایم ( انقلاب صنعتی ).
در آغاز قرن بیستم، حرکت مدیریّت از سطح عملیاتی به مقیاس کوچک و روزمره تجاوز نمی کند، اساساً مدیران وظیفه ی خود را عبارت می دانستند از به دست آوردن حدّاکثر بازدهی از کارگران با صرف حدّاقل هزینه، تکیه ی عمده بر برنامه ریزی، سازماندهی و کنترل سیستماتیک عملیات قرار داشت و فعّالیّت های تولیدی عموماً بر نتایج حاصله از تحقیقات علمی و آزمایش مبتنی نبود. بلکه بر اساس استانداردهای ذهنی قرار داشت که برای ما بازده در نظر گرفته می شد. هیچ فکری برای برآوردن نیازهای شغلی با در نظر گرفتن میزان توانایی و استعداد کارکنان نمی شد لذا مبنای اکثر تصمیمات مدیریّت را حدس، ظن کشف و دریافت های گمانی و تجربه ی گذشته تشکیل می داد.
فعّالیّت و عملکرد مدیریّت با پیدایش مدیریّت علمی، در خلال ربع از اوّل قرن بیستم به طور شدیدی تغییر کرد. تمرکز اساسی مدیریّت از عقلانیّت غیر شخصی با دیدگاه هایی که احساسات، نگرش ها، باورها و ادراکات کارگران را مورد توجّه قرار می داد متوجّه گردید.
در آینده مدیران همچنین در خاوهند یافت که واکنش مناسب نسبت به جهان در حال تغییر را نمی توان از راه تبعیّت از برنامه ها و فنون سیستم های بسته ی قدیمی به دست آورد. مثلاً واکنش نسبت به یک طیف وسیعی از نیازهای اجتماعی به جای عکس العمل صرف نسبت به نیروهای کاری، نیازی به درک اتّکای متقابل بین بخش های مختلف سازمان، پیچیدگی زندگی سازمانی و عوامل بحرانی در محیط خارجی دارد.
نابراین تقاضای وارده بر مدیریّت از محیط خارجی به عنوان عناصر مختلف، دیدگاه جامعه نسبت به مدیریّت برای کمک در امر جلوگیری و حلّ مسایل مختلف جامعه به افزایش خود ادامه خواهد داد1.
کیفیّتی که مدیریّت در آینده به خود خواهد گرفت بستگی دارد به نوع محیط کاری که ما برای خود می خواهیم. اعمال ما مبیّن کوششی است که ما برای تحقّق آرزوها و کمال مطلوب های خود به عمل می آوریم، بنابراین هر اقدامی که برای بیان و توضیح مدیریّت آینده صورت می گیرد شامل کوششی می شود که برای مشخّص کردن نوع روابط مطلوب میان اعضاء در سطح هر سازمان به عمل می آید. یکی از بهترین آزمایش هایی که مدیر می تواند در مورد اعمال خود به کار برد طرح این پرسش است، آیا اقدامی که من می خواهم به عمل آورم کار کردن گروهی را در آینده ممکن می سازد؟ آیا آن اقدام امکان تفاهم و تبادل افکار را افزایش می دهد؟ اگر عمل مدیر در آزمایش فوق نتیجه ی مطلوب حاصل کند به طور حتم عمل و افدام مطلوبی خواهد بود2.
مفاهیم مدیریّت :
مدیریّت فرایندی است اجتماعی که با یه کار گیری مهارتهای علمی، فنّی و هنری کلیّه ی نیروهای انسانی و مادّی را سازماندهی و هماهنگ نموده و با فراهم آوردن زمینه های انگیزش رشد با تأمین نیازهای منطقی فردی و گروهی قصد دارد که به اهداف سازمان دست یابد.
همانطور که از تعاریف فوق بر می آید برای مدیریت چند ویژگی مهم آمده است که در این بحث به توضیح این مفاهیم و ویژگی ها می پردازیم :
1- حالت کلّی و تمامیّت دارد. همتنطور که از تعریف بر می آید کسی که می خواهد مدیریّت یک سازمان را به عهده بگیرد باید تمامی خصوصیّات و ویژگی های مدیریّت ( برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی، کنترل، روابط انسانی، ایجاد روحیّه و … ) ر یکجا دارا باشد و در خود جمع کند. هر کس فقط به خواهد به چند ویژگی بسنده کند و به بقیه ی موارد توجّه نکند موفق نخواهد بود یعنی مدیریّت مجموعه ی این وظایف و در یک حالت جمعی و به شکل یک سیستم یا نظام است.
2- مستمر و مداوم است. در این زمینه باید یادآور شد که امر مدیریّت سازمان ها تعطیل بردار نیست که اگر مدیری در طی 2 سال یا 3 سال در امر برنامه ریزی و مدیریّت یک سازمان موفق بود بگوید خوب دیگر خیالم راحت است و کارماز نظر برنامه ریزی تمام شده است، خیر این چنین نیست، او بدون شک چه از نظر تکرار گذشته و چه از نظر نیازها و موقعیت های جدید باید باز هم برنامه ریزی کند و دائم در فکر و در صدد برنامه ریزی باشد.
3- مدیریّت امری است پویا نه ایستا. مدیریّت امری پویا و زنده است و این به این معنی است که مدیریّت وضعی ایستا ( Static ) ندارد، بلکه امری متغییر و فعال ( Dynamic ) است، نه نسبت به زمان و مکان حالت یکسان و ثابتی ندارد، ما نمی توانیم برای همه ی افراد در همه ی زمان ها و مکان ها از یک نوع روش برای تشویق و تنبیه استفاده کنیم، تشویق های مادی برای یک فرد رد دوزمان متفاوت برای دو فرد در یک زمان واحد مفاهیم و ارزش های غیر همسانی دارد. به همین دلیل تنبیه یک فرد در موقعیت های مختلف منجر به پاسخ های متفاوتی می شود.
مدیریّت نمی تواند فرد را در یک وضعیت ثابت در نظر بگیر و برای همیشه یک نسخه برای او تجویز کند بلکه امری است پویا یعنی این که سازمان افراد و در نتیجه مسایل سازمان و مدیریّت از حالتی به حالت دیگر و از موقعیتی تا موقعیت دیگر تغییر می یابد، از همین جا اهمیت و سیاست مدیریّت مشخص می گردد.
4- مدیریّت فرآیندی اجتماعی است. یعنی مدیریّت جریانی مربوط به جمع انسان هاست، یعنی زمانی مفهوم مدیریّت معنی پیدا می کند که بحث اجتماع افراد باشد و بدون انسان ها مدیریّتی وجود ندارد.
بنا بر این هر مدیر باید کار خود را در رابطه با انسان ها و ارزشی که بای انسان ها دارد مورد ارزیابی قرار دهد و توضیح دهد اصولاً مدیریّت در سازمان های اجتماعی معنی دارد و سازمان های اجتماعی با فکر انسان ها تأمین می شود، با اراده و نیروی انسان اداره می شود و نتایج کار آن نیز به انسان بر می گردد. پس مدیریّت امری اجتماعی و انسانی است و مدیر باید جنبه ی اجتماعی کار خود را از نظر دور ندارد.
مفاهیمی از قبیل علمی، فنی و هنری در امر مدیریّت گویای پیچیدگی و در بر گیرندگی امر مدیریّت است، معمولاً صاحب نظران مدیریّت را مترادف با یکی از مفاهیم بالا یا ترکیبی از دو مفهوم می گیرند، در صورتی که هر سه از ویژگی های یک مدیریّت صحیح می با شد.
منظور از بحث در فن مدیریّت توانایی های کاربردی است، در این جا باید متذکر شد که هر شغل یا حرفه ای فنون مخصوص به خود می طلبد. علم مدیریّت مجموعه ی اصول، نظری ها و فنونی است که دانش کمّی مدیریّت را به ما یاد می دهد و معمولاً برای مدیریّت های مختلف یکسان است، امّا فنون بیشتر به جنبه های محیطی و اجتماعی شغل بر می گردد1.

Share