رشته حقوق

نگارگری ایران

دانلود پایان نامه

نویسنده در مقاله ای تحت عنوان: “بررسی جایگاه نقاشی های اندرزنامه در سیر تاریخ نقاشی ایران” (فصل نامه هنر، شماره 66 ، 1384) با رویکرد توصیفی- تحلیلی به معرفی و بررسی نقوش تصویر شده در این کتاب پرداخته است و با در نظر گرفتن شیوه طراحی نقوش در این کتاب به ارتباطاتی با هنر ساسانی و اشکانی در زمینه طراحی چهره مانند موی سر و چشم ها و ریش ها اشاره می کند و همچنین اظهار کرد که رابطه بسیار نزدیکی بین طراحی پیکره های انسانی آن و نقاشی روی سفال به دست آمده است. همچنین به عقیده پژوهشگر، ارتباطاتی بین این تصاویر و نقاشی های به دست آمده از منطقه پنجکنت که تاریخی بین قرون اول و دوم هجری دارند وجود دارد، چراکه به دلیل کاربرد طرح و نقش شبکه های هندسی روی پوشاک در هر دو مورد شباهت دیده می شود اما نقاشی های پنجکنت از لحاظ ترکیب بندی در تأثیر پذیری از ترکیبات ساسانی غنی تر می باشد؛ به این صورت که پیکره ها بزرگ تر و بدون اغراق در حرکات سرو دست و نگاه ترسیم شده اند و هیچ گونه تمایلی به نشان دادن طرح ها و تکرار نقش مایه های جزیی در آن دیده نمی شود، در حالی که تصاویر کتاب اندرزنامه در بیان حالات چهره و حرکات بدن و از نقطه نظر طرح های تکرار شده و جزییات، بی نظیر یا کم نظیر می باشند.
ب: تجویدی، اکبر(1352)
نویسنده در کتاب “نقاشی ایران از کهن ترین روزگار تا دوره صفویان” به دلیل شیوه نقاشی های این کتاب و برخی ملاحظات فنی دیگر اظهار نظر قطعی در مورد اصالت نقاشی های این کتاب را منوط به پژوهش های آزمایشگاهی بیشتر و بررسی های دقیق تر در آینده می داند. وی کیفیت طراحی ها و به ویژه حالت چهره ها که بیشتر به فن کاریکاتورسازی شباهت دارد تا نگارگری را دلیل بارزی بر این تردیدها ذکر می کند (ص85).
(1-7): روش شناسی پژوهش
روش این پژوهش بر اساس نظریه اروین پانوفسکی (1892-1968م) است. اروین پانوفسکی مورخ آلمانی درسال1914م دکتری خود را از دانشگاه فرایبورگ گرفت. در سال1920م کرسی استادی دانشگاه هامبورگ را به دست آورد. در سال 1933م با روی کار آمدن حزب نازی به ایالات متحده رفت و در دانشگاه پرینستون و نیوچرسی به تدریس پرداخت. پانوفسکی در حوزه های مختلف هنری به ویژه در خصوص تاریخ و زیباشناسی هنر قرون وسطی و رنسانس دست به مطالعات گسترده زد که حاصل آن ده ها کتاب و مقاله است. مهم ترین آثار پانوفسکی کتاب “مطالعه در آیکونولوژی” است که در آن به تحلیل سه سطح مختلف از تفسیر تصاویر می پردازد. واژه «icon» به واژه «eikon» یونانی باز می گردد که در آن زبان به معنای تصویر است و شامل هر امر تصویری می شود (straten, 2000: 3).
پانوفسکی بر خلاف محققان پیش از خود تنها به شناسایی تعیین هویت نمادها و سمبل های درونی اثر اکتفا نکرد، بلکه معتقد بود با شناسایی درون مایه موضوع و عناصر درونی اثر می توان به معانی عمیق تر دست یافت. از این طریق نه تنها درک عمیق تری از یک اثر هنری به دست می آید بلکه دریافتی فراتر از فرهنگ غالب بر دوران هایی که اثر در بستر آن شکل گرفته حاصل می شود. آن چه در رویکرد پانوفسکی به تاریخ هنر اهمیت محوری دارد جستجوی معنا از طریق تصویر است که به درستی در زمره رو ش های تحقیق کیفی قرار می گیرد. در این راه درک مبتنی بر واقعیت صوری و تجربه بصری اول قدم آیکونوگرافی «توصیف پیشا شمایل نگارانه»2است که در این مقاله با توصیف داده ها مشخص شده است. در مرحله دوم بررسی تاریخی و استحااله نقوش «تحلیل شمایل نگارانه»3، اطلاعات و دانش فرهنگی مهم می باشد و در مرحله آخر تحت عنوان تبیین و تحلیل نقوش که تغییر آیکونوگرافیک یا «تفسیر شمایل نگارانه»است که آیکونولوژی نامیده می شود. در این موضع، با جهان بینی آن دوران که اثر در آن خلق شده مواجه می شویم(Panofsky, 1955: 39).
برای توجیه بیشتر مراحل آن این گونه بیان می شود که توصیف پیش آیکونوگرافی را می توان یک شبه تحلیل صوری و تحلیل آیکونوگرافیک را ورود به دنیای رمزگان اثر از طریق آشنایی با دنیای تصاویر، داستان ها و حکایات مرتبط با اثر محسوب داشت. اما در تفسیر آیکونوگرافیک با چگونگی انتخاب از روش های نمادین در برابر آن تصاویر، داستان ها و حکایات روبرو هستیم. از این رو مرحله نخست این رویکرد فارغ از معانی قراردادی یا نمادین تنها بر متن موضوع مورد بازنمایی به واسطه آشنایی عملی با مبانی هنر و اصول تجسمی و نیز تسلط بر تاریخ سبک متمرکز است. گام دوم در تلاش برای دسترسی و شناخت معانی ثانوی یا قراردادی مکنون در اثر هنری، آشنایی با مضامین خاص و مفاهیم از طریق مراجعه و تسلط به دانش منابع ادبی و آزمون آن دانش از طریق آشنایی با «گونه های تاریخی» مطرح می شود. آخرین مرحله در این رویکرد اساساً بر پایه شهود و الهامات تألیفی استوار است و به آشنایی با گرایش های اساسی ذهن انسان اعم از روان شناسی ویا جهان بینی فردی در یک معادله دو جانبه نظر دارد.
(1-8): معرفی متغیرها، چگونگی اندازه گیری آن ها و جامعه آماری
با توجه به نمونه های تصویری موجود، دو نوع متغیر مورد توجه قرار می گیرد؛ متغیر توصیفی و عِلّی. متغیرهای توصیفی شامل عناصری می شود که در تصاویر قابل مشاهده و توصیف می باشد مانند ترکیب بندی، فضاسازی، رنگ بندی، کاربرد نقوش جانوری و ویژگی هایی در هیاکل انسانی مانند حالات و حرکات بدن و نحوه چهره پردازی، که در آن شکل موهای سر و ریش، چشم ها و حالات چهره مورد نظر می باشد. علاوه بر این نقوش به کار رفته شده در جای جای تصاویر به عنوان تزیین اعم از نقش مایه های روی جامه ها که شامل انواع گل ها، برگ ها، اسلیمی ها، پرندگان و نقوش انتزاعی دیگر می باشد و نیز دیگر عناصر کاربردی مانند سریرها و زین و لگام اسب ها و ظرف ها، پرده ها و فرش ها و … در حیطه متغیرهای توصیفی قرار می گیرند.
اما متغیرهای عِلّی شامل تمامی آن چیزهایی می شود که بر نحوه شکل گیری این تصاویر تأثیر گذاشته اند، اعم از شرایط فرهنگی و اجتماعی مکانی که تصویرگری کتاب در آن جا انجام گرفته و یا دوره تاریخی که این کتاب از دل آن برخاسته است. علاوه بر این موارد تأثیراتی که از دوره های هنری قبل از این دوره وجود داشته مانند دوره ساسانی و اشکانی و هخامنشی که به لحاظ هنری دارای تاریخچه پرباری در زمینه تصویرگری می باشند و همچنین تأثیراتی نیز از دوران هنری کشورهای همسایه مانند ارمنستان، هندوستان و مصر در نحوه تصویرگری این کتاب مشاهده می شوند. اما جدای از همه این موارد، بزرگترین تأثیر از دین اسلام نشأت می گیرد که نحوه نگرش مردم آن دوره را نسبت به دوره های قبل دگرگون کرد و این دگرگونی به خوبی در طرز پوشش و حالات و حرکات و اعمال و رفتاری که در این تصاویر نقش شده، قابل مشاهده می باشد. تمامی این موارد در رابطه با متغیرهای عِلّی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند.
فصل دوم
سابقه موضوع تحقیق
مقدمه
این فصل به ادبیات موضوع می پردازد که لازم است در این مورد عقیده پانوفسکی را یادآور شد؛ او اعتقاد داردکه متخصص تاریخ هنر برای کنترل و تحقیق درباره آن چه معنای ذاتی اثر هنری فرض کرده است، موظف است به تحقیق و تفحص در معنای ذاتی مستتر در دیگر مدارک قابل استناد مرتبط با تاریخ تمدن بشری اعم از مدارک سیاسی، ادبیات، شعر، مذهب، فلسفه و تحولات و گرایش ای اجتماعی و خصوصیات روان شناسانه دوره یا کشور مورد تحقیق بپردازد. بدین ترتیب که:
در بخش اول هنر نگارگری و تصویرسازی به طور مفصّل معرفی و شناسانده می شود و با بیان تفاوت های بین این دو نتیجه گیری قابل قبولی در باب ارزش هنری هرکدام ارائه می شود، در ادامه با چنین مقدمه ای از هنر نگارگری و تصویرسازی به بررسی پییشینه تاریخی این هنرها در هنر ایران پرداخته می شودکه با بیان ویژگی های آن ها در هنر ایران در دوره اسلامی به ویژه اوایل این دوره که محدوده زمانی تدوین کتاب قابوسنامه می باشد سیر تداوم هنرهای تصویرنگاری به ویژه در باب انسان نگاری پی گرفته می شود. پس از آن با مقایسه ارتباط نگارگری یا تصویرسازی با هنرها و صنایع دیگر مانند نقاشی دیواری، کتاب آرایی، سفال و سرامیک و فلزکاری به بیان تأثیرات این هنرها بر یکدیگر پرداخته که جملگی پیش زمینه هایی را برای تحلیل و بررسی تصاویر در کتاب قابوسنامه در مرحله سوم، فراهم می کنند.
بخش دوم این فصل به معرفی اوضاع سیاسی، اجتماعی ایران در محدوده زمانی ظهور اسلام تا قرن پنجم ه.ق که زمان تدوین این کتاب می باشد و نیز تبیین موقعیت منطقه طبرستان و جایگاه سیاسی و اجتماعی حکومت آل زیار در همان برهه زمانی اختصاص دارد.
در بخش سوم با بیان تاریخ ادبیات ایران در محدوده زمانی تدوین کتاب قابوسنامه به معرفی اجمالی اندرزنامه ها و تاریخشان و اندرزنامه عنصرالمعالی و ذکر تفاوت های آن با دیگر اندرزنامه ها می پردازد که با بررسی هر کدام از آن ها تحلیل تصاویر را در مرحله سوم روش آیکونولوژی ممکن می سازد.
بخش چهارم که آخرین بخش از این فصل می باشد به ویژگی های کلّی قابوسنامه اختصاص دارد. در این بخش با ذکر خصلت های نویسنده آغاز و با بیان تمامی جنبه های ارزشی کتاب ادامه پیدا می کند.
بخش اول: نگارگری و تصویر سازی
(2-1-1): تعریف واژه نگارگری
برای آشنایی با هنر نگارگری ایران در ابتدا باید تعریف دقیق و درستی از واژه «نگارگری» بیان شود. صاحبنظران در زمینه تعریف این واژه، نظر متفاوت و گاهی نیز مشابه ارائه کردند. به طوری که بر واژه «مینیاتور» بعضاً به توافق رسیدند اما با این وجود، در فرهنگ های مختلف تعاریف متفاوت از واژه مینیاتور ارائه شده است به طوری که در «فرهنگ معین»، «ازآن به عنوان تصویری کوچک یاد شده که دارای ریزه کاری می باشد. نوعی نقاشی خاص در مشرق زمین که قواعد علم مناظر و مرایا و کالبد شناسی رعایت نمی شود و رنگ جنبه تزیینی دارد و ضمناً جزییات با ریزه کاری های خاص نشان داده می شود» (معین،1360 :4512) و در «فرهنگ عمید» نیز «مینیاتور، نقاشی همراه با ریزه کاری و استفاده از لاجورد، طلا و آب روی کاغذ یا فلز است که بیشتر در مشرق زمین معمول است» (عمید،1363: 1818) و با وجود این که اکثر صاحبنظران، آن را واژه ای فرانسوی می دانند که از ترکیب دو واژه «مینی موم» (به معنی کوچک و خرد) و «ناتورال» (به معنی طبیعت) مشتق شده که نهایتاً به معنای «طبیعت کوچک» است، «ویل دورانت» (نویسنده کتاب تاریخ تمدن) در تعریف مینیاتور می گوید: «کلمه مینیاتور مشتق از واژه عبری «مینیموم» به معنای سُرنج است که رومی ها از اسپانیا وارد می کردند. رنگ آن ارغوانی روشن و در تذهیب کتاب بس مطلوب است» (دورانت،1352: 15)و در این مورد «اکبر تجویدی» نیز اصطلاح مینیاتور را برگرفته از: «مینیموم» (به معنای رنگ قرمز خاصی که از شنگرف و مینیموم است) می داند که در آغاز، کتاب ها را نزد ملل مغرب با چنین رنگی می آراستند» (تجویدی،1342: 72). با توجه به این که امروزه واژه مینیاتور و نگارگری به صورت یک واژه متّحد و هم معنی استعمال می شود، گروهی از محققان واژه فارسی «نگارگری» را به جای «مینیاتور» پیشنهاد داده و بر کاربرد آن به جای مینیاتور (که در غرب هم به تصویر کوچک تزیینی توأم با برخی ریزه کاری ها اطلاق می شود) اصرار می ورزند. به هر حال در تعریف این دو کلمه، می توان آن را نقاشی یا طرح با پرداخت کاری بسیار ظریف اطلاق کرد که با ابزارهایی مانند آبرنگ و یا گواش در مقیاسی بسیار کوچک انجام شده باشد. با توجه به این تعاریف اگر نقاشی را به دو گروه طبقه بندی کنیم شامل نقاشی سطح بزرگ مانند بوم نقاشی و نقاشی دیواری و نقاشی سطح کوچک مانند تصاویر کتاب ها، نگارگری که به دلیل ظرافت زیاد و کاردر ابعاد و سطوح کوچک متمایز می باشد نوعی نقاشی است که در مرتبه نوع دوم قرار می گیرد.
(2-1-2): تعریف واژه تصویرسازی
تصویرگری یا تصویرسازی، نوعی نقاشی روایی است، راوی مجسّمِ متن؛ که همراه یا بدون متن کاربرد دارد، و می‌تواند دنباله‌دار، یا تک فریم باشد. بر این اساس تصویرسازی هنری کاربردی است که در طول تاریخ به شیوه های مختلف جهت روایت حوادث، موضوعات و مفاهیم گوناگون مورد توجه انسان قرار داشته است. آثار تصویر سازی ابتدا روی دیوارها، اشیاء و وسایل دست ساز به نمایش گذاشته می شد و پس از ابداع کتاب، عمده آثار تصویرگران جهت زیباسازی و نیز بیان بهتر مفاهیم در کتب مختلف مورد استفاده قرار می گرفت. برای شناخت بهتر این فن بایستی معنی لغوی آن را به درستی درک کنیم؛ «لغت تصویرسازی را در زبان انگلیسی با واژه illustration می شناسند. در تاریخ هنر به همه آن هایی که دستی به قلم داشتند و می توانستند با ابزارهای مختلف و روش های گوناگون موضوع و مفهوم خاصی را به تصویر بکشند با عنوان تصویر ساز شناخته می شدند… تصویرسازی و نگارش در حقیقت از یک ریشه مشترک نشأت می گیرند. امروزه از حروف و تصویرسازی بدون هیچ گونه تمایزی برای توضیح موضوعی استفاده می شود. هم چنان که در زمان های گذشته نیز چنین بوده است به طوری که تصاویری که توسط انسان های اولیه ثبت شده است در واقع هر کدام در قالب کلماتی برای بیان مفاهیم ذهنی بشر محسوب می شدند. بنابراین می توان گفت که همه هنرها جنبه تصویرسازانه داشته اند و از جهتی تصویرسازی خود به عنوان ادبیات مقدماتی بشر محسوب می شود… بررسی آثار دوره های مختلف تاریخی، روشنگر این واقعیت است که اغلب آثار ارائه شده در زمینه نقاشی، حجاری و نقش برجسته و مانند آن، بیشتر جنبه تصویرسازی داشته است» (فدوی، 1384: 90). با وجود این همان طور که در گذشته رایج بوده است، امروزه نیز با بیان واژه “تصویرسازی” همگان به یاد تصویرسازی کتاب می افتند و این دور از انتظار نیست چرا که با توسعه کتاب سازی و تکثیر و نشر آن طی دوره های گذشته، هنر تصویرسازی عمدتاً در رابطه با کتاب بوده است و تصویرگران معروف در تاریخ هنر ایران و جهان در رابطه با کتب معروف تصویرسازی شده شناخته می شوند. در واقع «هنر تصویرسازی کتاب همواره یک جریان خلاقیت هنری بوده است که هنرمندان آن را با یک اندیشه آغاز می کنند همانند طراحی و نقاشی که هنرمندان در آن نیز، این گونه کار خود را آغاز می کنند، این جریان عمدتاً با نگارش نویسنده شروع می شود؛ در اغلب موارد یک نفر می نویسد و هنرمندِ تصویرگر آن را به تصویر می کشد، اما در پاره ای موارد نویسنده و تصویرگر نیز یکی می شود. از نظر تاریخی، تصویرسازی ابتدا برای روشن شدن مطالب، نوشته ها، قصه ها و حاشیه نامه ها و عبارات ابداع شد و سپس به صورت تصاویر پرکننده صفحات کتاب توسعه یافت، هنرمند تصویرگر، همانند یک گوینده داستان را حیات می بخشد و این کار را گاهی در حد احساسات، خلاقیت و بینش نویسنده متن انجام می دهد».(Kelemin, 1964: 21) به هر حال هرچند که در عصر جدید این جریان تفاوت عمده ای یافته است و با گسترش فن آوری های جدید و توسعه کاربردهای تازه، این هنر در گستره وسیع تری عمل می کند، هنرمندان گرافیک امروزی با همان مشکل مواجه هستند که تصویرگران کتاب در دوره های گذشته داشته اند و آن نیز، سفارش دهنده و یا متن مورد نظر جهت تصویرسازی است که هنرمندان بایستی تابع محض هر دوی آن باشند و این خود بر مرز بین تصویرسازی با هنرهای دیگر خصوصاً نقاشی صحه می گذارد. امروزه از انواع تصویرسازی می توان: نقاشی‌های داخل کتاب‌های کودک و روی جلد کتاب‌های بزرگسال (و گاه داخل برای متن- که در ایران، تصویرگری برای متن بزرگسال کمتر رایج است)، نقاشی‌های روی پوسترهای تبلیغاتی و اقلام تجاری، داستان‌های مصور (کمیک استریپ)، و طراحی‌ها و نقاشی‌های داخل مجلات و روزنامه‌ها را نام برد. با توجه به مطالب گفته شده می توان تصویرسازی را زیر مجموعه هنر نقاشی دانست که در انواع مختلف وجود دارد و تصاویر کتب نیز جزیی از شاخه تصویرسازی می باشد.
(2-1-3):تفاوت تصویر سازی با نقاشی (نگارگری)

مطلب مشابه :  قانون استخدام کشوری

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید