از چندی پیش با کشف شهر هخامنشی در دورترین بخشهای ماوراءالنهر (کوروش شهر- کورسختیه) و نیز سلسله شهرهای بین پارسه تا شوش و از آن میان مجموعه کاخ‌هایی در نزدیکی نورآباد ممسنی، نظریات مربوط به ساخت شهرهای جدید بر راه‌های تجاری به اثبات رسیده است. برای آگاهی از پایگا‌ه‌های تجاری، چاپارخانه‌ها و شهرهای راه میان پارسه تا شوش، ر.ک: کخ، از زبان داریوش، ص 85.
از آن میان می‌توان به پژوهش‌های زیر اشاره کرد (گذشته از برخی پژوهش‌هایی که پیش از این معرفی شدند):
پی‌یر بریان، تاریخ امپراتوری هخامنشیان (از کورش تا اسکندر)، ترجمۀ مهدی سمسار (تهران: زریاب، 1377)، ذیل مباحثی چون انشان و شوش (ج1، ص 72- 75)؛ بنای شهر کورسختیه (کوروپولیس) در ماوراءالنهر (ج1، ص 120)؛ باختر (بلخ) و قلمرو شرقی (ج1، ص 197)؛ پاسارگاد و پارسه (ج1، ص 214- 221)؛ بناهای دورۀ داریوش، ساختمان‌ها و شهرها (ج1، ص 379- 390)؛ شبکۀ راه‌ها، جاده‌های شاهی، تأسیسات راهداری، قراولان راه‌ها، محوهای بازرگانی و… (ج1، ص 751- 808)؛ کورتش‌ها (kurtash= کارگران، صنعتگران، پیشه وران) و جایگاه آنها در شهر (ج1، ص 887- 912)؛ کشاورزی و تولیدات روستایی- شهری (ج1، ص 913- 921)؛ هدایای زمین‌ها و شهرها در دورۀ خشایارشا (ج2، ص 1181)؛ ساتراپی‌ها و شهرها (ج2، ص 1451- 1543).
برای آگاهی بیش‌تر دربارۀ ساختار شهر پاسارگاد و اثرگذاری آن در دیگر شهرهای ایرانی، ر.ک: علی سامی، پاسارگاد یا قدیمی‌ترین پایتخت کشور ایران (شیراز: بی نا، 1335).
علیرضا شاپور شهبازی، راهنمای جامع پاسارگاد (شیراز: بنیاد فارس شناسی، 1379).
برای آگاهی از نقش اقتصاد شهری در شهرهای دورۀ هخامنشی ر.ک: یوسفی‌فر، ساختار اقتصاد شهری در ایران دورۀ سلجوقیان، ص 123- 125.
D. Stronach, “Pasargad”, CHI (the Cambridge History of Iran), Vol. II, Cambridge University Press, 1985, p. 838.
D. Stronach, Pasargade, Oxford university Press, 1978.
برای نمونه می‌توان به شهر «خواداتشیه» (xvadatšaya) در کنار پارسه (تخت جمشید) اشاره کرد که برای سکونت کارگران و هنرمندان در پارسه ساخته شد و به تدریج به شهری در جوار آن تبدیل شد. کخ، از زبان داریوش، ص 95.
Polis & City State
برخی اسکندریه‌ها عبارتند از: اسکندریه‌ای در سوزیانا (شوش)، اسکندریۀ مصر، اسکندریۀ اوپیان در کرانۀ سند، اسکندریۀ کرمان، اسکندریۀ آراخوزیا (قندهار)، اسکندریۀ هریه‌وه (هرات)، اسکندریۀ مرغیانا (مرو) و اسکندریۀ اقصی (Alexandreia esxate) به احتمال در پیرامون خجند. علاوه بر این، شهرهایی در مسیر راه‌های تجاری بنا نهادند که به تدریج به شهرهایی بزرگ تبدیل شدند یا این که شهرهای نابود شده را دوباره برای مقاصد سیاسی- اقتصادی خود بنا نهادند: م. م. دیاکونوف، اشکانیان، ترجمۀ کریم کشاورز (تهران: پیام، 1351)، ص 6- 7.
پیگولوسکایا، شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان، ص 26.
یوسفی‌فر، ساختار اقتصاد شهری در ایران دورۀ سلجوقیان، ص 126. برای آگاهی بیش‌تر از این مسئله ر.ک: اشرف، «نظام فئودالی یا نظام آسیایی»، مجلۀ جهان نو، سال بیست و سوم، 1346، شمارۀ 5-7، ص 39- 41.
حبیبی، از شار تا شهر، ص 17. وی استقرار «شهر پارسی- هلنی» را در سه مکان یا موقعیت زیر برمی‌شمارد: در کنار راه‌های اصلی تجاری- ارتباطی، در کنار قلعه‌های نظامی یا شهرهای قدیمی و در مناطق روستایی، در موقعیت‌هایی که اهمیت سوق‌الجیشی داشته باشند.
اشرف، «ویژگی‌های تاریخی شهرنشینی در ایران دورۀ اسلامی»، ص 7. برای آگاهی از نظرات مشابه؛ ر.ک: حبیبی، از شار تا شهر، ص 19؛ سلطان‌زاده، مقدمه‌ای بر تاریخ شهر و شهرنشینی در ایران، ص 15- 16. یوسفی‌فر، ساختار اقتصاد شهری در ایران دورۀ سلجوقیان، ص 126- 127.
مهاجران یونانی- مقدونی پس از ورود به ایران در اراضی شاهی و کلنی‌ها «کاتوئیکیا- مهاجر‌نشین‌ها= Katoikya) قطعه‌ای از اراضی خالصه را برای ایجاد شهر جدید که البته پایگاه نظامی (دفاعی) باشد، از حکومت مرکزی می‌گرفتند و بدین سان کلنی‌های هلنی با ساخت شهر جدید سکونت دائمی اختیار می‌کردند، ر.ک: دیاکونوف، اشکانیان، ص22.
لوکرنین، «نهادهای سیاسی، اجتماعی و اداری: مالیات‌ها و بازرگانی»، تاریخ ایران پژوهش دانشگاه کمبریج، ص 109- 110.
دورا- ائوروپوس (اوراپوس)، از آن رو که در منطقۀ هجوم‌های رومیان در زمان پارتیان و ساسانیان بود، آسیب‌پذیر می‌نمود. اما این شهر تا دورۀ ساسانیان به حیات اقتصادی- تجاری خود در عرصۀ جهان شرق و غرب ادامه داد. برخی می‌پندارند که تغییرات ایجاد شده ساسانیان در سازمان اداری این شهر، باعث شد تا رو به زوال بگذارد. اما به این پرسش پاسخ نمی‌دهند که چرا این تغییرات در دیگر شهرها باعث احیای آنها شد. آنچه مسلم است، این که هجوم‌های مکرر رومیان در جنگ‌های هفتصد ساله می‌توانست عاملی مهم برای از بین رفتن اهمیت چنین شهرهایی و در وهلۀ نخست از دست رفتن اقتدار آنها در ادارۀ خودگردان شهر باشد. برای دیدن نمونه‌ای از عدم توجه به این مسئله، ر.ک: لوکرنین، «نهادهای سیاسی، اجتماعی و اداری: مالیات‌ها و بازرگانی»، ص 121.
برای نمونه در منشور کوروش کبیر آمده است: «منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهارگوشۀ جهان»، منشور کورش هخامنشی، به کوشش رضا مرادی غیاث‌آبادی، ص21.
برای نمونه: دیاکونوف، اشکانیان، ص 23؛ سلطان‌زاده، مقدمه‌ای بر تاریخ شهر و شهرنشینی در ایران، ص 73 و در صفحۀ 17 که ضمن بیان طرح چهارسو بر اساس جهت‌های جغرافیایی، به پیشینۀ این اندیشه در ایران پیش از سلوکیان اشاره نکرده است. برای آگاهی بیش‌تر دربارۀ چگونگی ارتباط میان چهار دروازۀ اصلی شهر و چهارسوی جغرافیایی، ر.ک: یوسفی‌فر، ساختار اقتصاد شهری در ایران دورۀ سلجوقیان، ص 141- 142.
طرحی بوده است برگرفته از نام هیپوداموس ملطی (Hippodamus of Miletus)، معمار یونانی سدۀ پنجم پیش از میلاد که در دورۀ پریکلس می‌زیست و شیوۀ شهرسازی با گذرگاه های عمود بر هم را ابداع کرد. کالج، پارتیان، ص 127، یادداشت مترجم.

                                                    .