“برای من کنف و دواتی بیاورید تا برای شما متنی بنویسم که پس از آن گمراه نشوید.”
عمر گفت:
“بیماری بر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) غالب آمده، کتاب خدا ما را بس است!”،
اختلاف، فراوان شد، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
“از کنار من برخیزید، نزاع و درگیری نزد من سزاوار نیست.”
2. ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه در شرح حال عمر نوشته‌است:
“یک روز طی مباحثه‌ای مفصل که میان ابن عباس و عمر در گرفت، عمر گفت: پیامبر تصمیم داشت که به هنگام بیماری‌اش، تصریح به نام او (علی بن ابیطالب) کند، ولی من نگذاشتم. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آزرده گشت.”
بررسی آخرین لحظات عمر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)
الف . از مجموع احادیث معلوم می‌شود که مجلس چنین نبوده که چند نفر مؤمن، فاضل و با اخلاق در کنار بستر پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله نشسته باشند و حضرت دستوری دهند و احیاناً یکی از آنان مخالفت کند. بلکه جمع معلوم‌الحالی با اهداف معینی که از جمله غوغاسالاری و شکستن حرمت‌ها، تعیین و تکلیف‌های بعدی و حتی نزاع و شاید عواقب بعدی آن در حضور ایشان جمع شده بودند و معلوم نیست اگر می‌توانستند این نزاع را ادامه دهند، چه اتفاقاتی را برنامه‌ریزی کرده بودند؟
اسناد تاریخی بیانگر است که وقتی عمر مخالفت کرد،‌ عده‌ای به مخالفت او پرداختند. حتی زنان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و عده‌ای دیگر که بر بالین حاضر بودند معترض شدند که مگر امر او را نشنیدید و چرا نمی‌گذارید او وصیتش را بنویسد؟! عمر خطاب به آنها (زنان) گفت:
«شما همانند دلباختگان یوسف هستید که به هنگام مریضى پیامبر اشک ‌تان جاری می‌شود، و به وقت سلامتى او، برگردن او سوار می‌شوید»!
این اهانت‌های پرخاشگرانه به همسران و زنان در محضر رسول‌ خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به حدی شدت و ادامه یافت که ایشان با آن حالشان دخالت کرده و فرمودند:
“معترض آنان نگردید و به حال خودشان واگذارید، زیرا آنها از شما بهتر هستند”.
در هر حال کسی که آمده بود تا با غوغا‌سالاری و جنجال تعیین و تکلیف کند و کسی که تا این حد جسارت کرده بود که در محضر ایشان بگوید: «هذیان می‌گوید» و اظهار نماید که به وصیت تو احتیاجی نداریم «قرآن برای ما کافی است»، می‌دانست چه می‌کند. لذا کار را به جایی رساند که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شخصاً از ادامه‌ی این سیاست جلوگیری نموده و ضمن اخراج همگی، درس چگونگی حضور در محضر نبی و اطاعت از او را تکرار نموده و فرمود:
“قوموا عنی و لا ینبغی عندی التنازع” برخیزید و بروید، نزاغ در نزد من سزاوار نیست.
ب –دستور اخراج دلیل بر انصراف پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از موضوع نوشتن است. و نشان می‌دهد که ایشان از این “دستور” اهداف دیگری در پیام‌رسانی به مردم آن روزگار و همه‌ی جهان اسلام در طول اعصار داشتند که در آن مجلس محقق گردید. وگرنه برای ایشان مشکلی نبود که در ساعتی قبل و یا بعد از آن جلسه بفرمایند:
“علی جان قلم و دواتی بیاور تا بنویسم.”

                                                    .